سه شنبه 3 بهمن 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
سیمای فاطمه (س) در قرآن - 1
مقاله




                                             به مناسبت ایام شهادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)



     اهل بیت مظاهر رحمت الهی‌اند و اسمای حسنای حق، و صدیقه طاهره(س) گلواژة آفرینش و خنکای آیات الهی. شخصیت دست نایافتنی و الهی حضرت فاطمه(س) از منظر وحی، یکی از مهمترین سرفصل‌های زندگی و شخصیت آن وجود مطهر است، آن‌چه در این مقالة  در پانزده عنوان می‌خوانید نگاهی است به برخی آیات که دربارة آن حضرت(س) نازل گشته و یا بر آن حضرت(س) تفسیر و تطبیق شده است. «سیمای فاطمة زهرا، سلام الله علیها، در قرآن» موضوع این نوشتار است.


  گذشته از تفاسیر گوناگون قرآن که به تناسب، در ذیل آیات شریفه و با استناد به احادیث، شخصیت والای آن حضرت را نمایان ساخته‌اند؛ آثار و تألیفات مستقلی نیز از سوی دانشمندان در این زمینه نگارش یافته است، اما قبل از ورود به بحث نکاتی را یادآور می‌شویم:

   1ـ چون هدف نشان دادن نمایی از شخصیت آن حضرت در کلام وحی است، پرداختن به مباحث جزئی و فنی ادبی، تفسیری و فقهی در همة موارد، این نوشتار را از حد یک مقاله خارج می‌کند، لذا در این زمینه به حداقل اکتفا شده است.

   در نقل احادیث در تفسیر آیات، بیش از آن‌که به احادیثی که در منابع شیعه نقل شده، عنایت داشته باشیم، به احادیثی که از طرق اهل سنت و در منابع آنان و حتی در بعضی از موارد از سوی دشمنان اهل بیت نقل شده، اهتمام ورزیده‌ایم تا شخصیت والای دخت گرامی رسول خدا از نگاه شیعه و سنی و حتی دشمن آشکارتر شود.

   دلالت همه آیات مورد بحث یکسان نیست. بر برخی از آیات، گذشته از ظاهر کلام، روایات متواتر از طریق شیعه و سنی دلالت دارد؛ مانند پنج آیه اول که با تفصیل بیشتری مورد بحث قرار گرفته است. برخی دیگر تفسیر باطنی محسوب می‌شوند چرا که قرآن به حسب روایات هفت یا هفتاد «بطن» دارد که به تعبیر قرآن «راسخان در علم» از آن آگاهند. از این رو برخی از آیات علاوه بر معنا و تفسیر ظاهری، به حکم تفسیر باطنی بر آن حضرت منطبق است، همانند آیات هشتم و پانزدهم. چنان‌چه برخی از آن‌ها از قبیل بیان یکی از مصادیق آیه و بلکه کاملترین مصداق و به اصطلاح مفسران، از باب تطبیق است نه تفسیر. و شاهد این مطلب آن است که ظاهر آیه معنای دیگری دارد و یا انبیاء و اولیاء دیگر را هم شامل می‌شود. آیات نهم، دهم و آیة شریفة نور از این قبیل است. از این رو روایاتی که در ذیل آن‌ها وارد شده گاهی با یکدیگر متفاوت است. در ذیل آیة دهم بعضی از روایات، فاطمه زهرا(س) را (عنصر الشجره) خوانده و در بعضی (غصن الشجره) و در ذیل آیة نور در بعضی از روایات (مشکوة) بر آن حضرت منطبق شده و در برخی (کوکب درّی). بنابر این آیات مورد بحث اعم از تفسیر ظاهری، باطنی و جری و تطبیق است.

   بعضی از آیات تنها بر شخصیت حضرت زهرا(س) دلالت دارد و بعضی ناظر به مقام و منزلت اهل بیت رسول خداست که زهرای مرضیه(س) از جمله آن‌هاست. البته آیات، منحصر به آیاتی که در این نوشتار آمده نیست و بسی بیشتر است.

   ممکن است مباحث نقلی در این نوشتار که طبیعت موضوع اقتضا می‌کند، قدری بر خوانندگان محترم ملال‌آور باشد، اما حوصله و تحمل، زمینه آشنایی بیشتر با سیمای فاطمة زهرا(س) را در کلام وحی فراهم می‌سازد. مقامی که در میان زنان اختصاص به آن حضرت دارد، (سیدة نساء‌العالمین)، و کدام شخصیت بالاتر و والاتر از او است که بتواند الگوی زنان و مردان باشد؟!








      1ـ کوثر


  «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»
(1) «ما تو را [چشمه] كوثر داديم * پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن * دشمنت‏خود بى‏تبار خواهد بود»

   این سوره که کوتاهترین سوره قرآن کریم می‌باشد، در مکه نازل شده است. زمانی که رسول خدا دو تن از فرزندان خود به نام‌های عبدالله و قاسم را از دست داد، و دشمنان آن حضرت برای تضعیف روحیه او زبان به طعن و شماتش گشودند، عاص بن وائل او را «ابتر» خواند (2) که در لغت عرب به «مقطوع الذنب» یعنی دم بریده و «الذی لا عقب له» یعنی شخصی که نسلش منقطع شده باشد، اطلاق می‌شود. (3)

  خدای سبحان بدین وسیله پیامبرش را خشنود نمود و فرمود: «ما کوثر را به تو عطا کردیم، پس به شکرانه این نعمت، برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی کن، همانا که دشمن تو ابتر و مقطوع النسل است.»

  «کوثر» از ریشة «کثرت» است و بر چیزی اطلاق می‌شود که شأنیت کثرت را در او باشد: (هو الشی الذی من شأنه الکثرة‌) و مراد از کوثر، خیر فراوان است.(4) برای کلمة «الکوثر» در این سوره بیش از بیست و پنج معنا و احتمال مطرح کرده‌اند(5) که از جملة آن‌ها می‌توان به «چشمه‌ای در بهشت» و «حوض کوثر» که در روایات شیعه و سنی به چشم می‌خورد، اشاره کرد.(6)

   قرطبی مفسّر بنام اهل سنت، علی رغم آن‌که بین این دو معنا و آیات دیگر سوره تناسبی را نمی‌بیند و بدان اعتراف دارد، معذلک چون برای معانی دیگر کوثر مؤیدی از روایات نیافته، همین دو معنا و احتمال را برگزیده است. (7)

  مناسبترین معنا از دیدگاه مفسر عالیقدر شیعه، علامه سید محمد حسین طباطبایی با توجه به معنای آخرین آیه که دشمن آن حضرت را ابتر معرفی کرده و مایه دلگرمی و آرامش خاطر رسول خدا شده و طبعاً وجود آن لغو و بی فایده نمی‌باشد، فقط «کثرت ذریه پیامبر اکرم» است. اگر «خیر کثیر» هم مراد باشد یقیناً یکی از مصادیق آن، فراوانی نسل آن حضرت است.(8)


   شأن نزول سوره نیز که روایات فراوانی (مستفیضه) بر آن دلالت دارد، گواه دیگری بر این تفسیر است. بنابراین معنا، نوید اعطاء فرزندان فاطمه(س) به عنوان ذریّه رسول خدا(ص) به آن حضرت داده می‌شود. در راستای تأیید و تکمیل این معنا می‌توان افزود که آوردن فعل ماضی (اعطیناک) گواه بر آن است که مراد از «کوثر» فاطمه(س) است نه فرزندان فراوانی که او منشأ آن است و این معنا با معنای لغوی کوثر که صاحب تفسیر المیزان نیز در ابتدای سخن خویش نقل کرده (الشّئُ الّذی مِنْ شَأنِه الْکِثْرَة) مناسبتر است یعنی موجودی که شأنیت کثرت در او باشد.

  پیامبر اکرم(ص) مأمور می‌شود که به شکرانة این نعمت بزرگ، در پیشگاه با عظمت پروردگار سر تعظیم فرود آورد، نماز بگذارد و قربانی کند. برای «انحر» معنای دیگری نیز در روایات شیعه و سنی به چشم می‌خورد و آن عبارت است از بلند کردن دست‌ها تا مقابل گوش‌ها به هنگام تکبیر گفتن در نماز.

   امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب می‌فرماید: پیامبر اکرم هنگام نزول سورة کوثر به جبرئیل فرمود: ما هذه النَحیرةِ الّتی اَمَرَنی بِها رَبّی؟ این قربانی که پروردگارم مرا مأمور بدان فرموده چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: قربانی نیست، بلکه به تو امر می‌کند، هنگامی که احرام نماز بستی ـ یعنی با گفتن تکبیرة الاحرام وارد نماز شدی ـ هنگام تکبیر آغاز نماز و تکبیر قبل از رکوع و نیز تکبیر بعد از رکوع، دستانت را (تا برابر گوشها) بلند کنی که نماز ما و نماز فرشتگان در آسمان‌های هفتگانه چنین است. برای هر چیزی زینتی است و زینت نماز بلند کردن دست‌ها هنگام گفتن هر تکبیر است که این عمل نشانه آرامش و طمأنینه است.(9)

   البته برخی از مفسران که «نحر» را قربانی معنا کرده‌اند، به قرینة آن مراد از نماز را هم، نماز عید قربان دانسته‌اند. (10) در پایان سوره خداوند متعال، هم برای دلجویی از پیامبرش و هم برای کوبیدن دشمنان آن حضرت، فرد عیبجو و کینه‌توزی که پیامبر را «ابتر» خوانده بود، «ابتر» معرفی می‌کند و بر آن تأکید می‌ورزد: «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» اما نکاتی چند در خاتمه این بخش:

   1ـ کثرت نسل پیامبر اکرم از طریق دخت گرامی‌اش، حضرت فاطمه زهرا(س)، به گواه تاریخ یکی از اخبار غیبی قرآن کریم است. به طوری که امام فخر رازی مفسر بنام و متعصب اهل سنت، بر این واقعیت به عنوان یکی از معانی احتمالی «کوثر» معترف است و می‌گوید:

   «مراد از کوثر، فرزندان پیامبر است. چون این سوره در ردّ کسی که بر پیامبر اکرم طعن زد که فرزند ندارد، نازل شد، لذا معنای کوثر آن است که خداوند نسلی را به او عطا فرمود که در گذر زمان باقی ماندند. ملاحظه کن! چقدر از اهل بیت به قتل رسیدند، در عین حال جهان پر از فرزندان پیغمبر است، در حالی که از بنی امیه، فرد قابل اعتنایی باقی نمانده است. ببین که چه میزان در میان آنان از علمای بزرگ به چشم می‌خورد مثل باقر و صادق و کاظم و رضا و نفس زکیه و امثال آن.»(11)

  چنان‌چه انقطاع نسل عاص بن وائل طعن زنندة به رسول خدا نیز از اخبار غیبی قرآن به شمار می‌رود. سخن امام مجتبی به عمرو بن العاص وزیر و مشاور حیله‌گر معاویه نیز، هم گواه بر این انقطاع نسل است و هم ردّ دیدگاه راویانی که فردی غیر از عاص بن وائل را مراد سوره شمرده‌اند. حضرت به او فرمود:

  «تو در بستر مشترک متولد شدی. دربارة تو مردان قریش همچون ابوسفیان بن حرب، ولید بن مغیره، عثمان بن حارث، نصر بن حارث بن کلا و عاص بن وائل به نزاع برخاستند و هر کدام گمان کردند که فرزند اویی، تا آن‌که در بین قریش آن‌که از همه پست‌تر و بی حسب و نسب‌تر و ستمکارتر و زناکارتر بود، بر سایران غلبه کرد و تو را به خود ملحق نمود.»(12)

  
  2ـ
گسترش اسلام که منشأ خیرات و برکات فراوانی در طول تاریخ بوده، می‌تواند مصداق کوثر و خیر کثیر باشد و اتفاقاً این برکات از جانشینان پیامبر خدا که همگی از فاطمة زهرا(س) نشأت می‌گیرند، می‌باشد. امروز پس از گذشت چهارده قرن در حالی که خداوند چنین افتخاری را در جهان به پیامبرش عطا فرموده، به طوری که صدها میلیون انسان یا پیرو دین اویند و یا علاقه‌مند به شخصیت والای او؛ دشمنانش در زباله‌دان تاریخ دفن شده‌اند.


  3ـ آخرین آیه این سوره وعدة نصرتی به رسول خدا است تا او را در تداوم رسالتش دلگرم و امیدوار سازد و به یقین بداند که آثار و برکات وجودی او دوام خواهد یافت و از دشمنانش اثری باقی نخواهد ماند. و این وعده لااقل در این سوره نتیجة عیبجویی یکی از مشرکان نسبت به پیامبر الهی است و نشانگر این واقعیت است که درافتادن با حق و حقیقت و بندگان برگزیدة خدا، سبب سقوط و خذلان ابدی انسان است.


   این سوره با آن‌که کوچکترین سورة قرآن است، اما به حکم تحدّی قرآن که می‌فرماید:

   «وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ الله إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»(13) «اگر در آن‌چه که ما بر بندة خود نازل کردیم، شک دارید، یک سوره مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر از خدا دعوت کنید اگر راست می‌گویید.» بسیار با عظمت است؛ به طوری که در طول تاریخ، دشمنان اسلام که از هیچ تلاشی فروگذار نکردند، از آوردن سورة کوچکی مانند این سوره عاجز ماندند.


   حسن ختام این بخش آن‌که، نزول چنین سوره‌ای و چنین تعبیر بلندی (کوثر) دربارة فاطمة(س)، در عهد جاهلیت عربی که «زن» نه تنها از کمترین حقوق انسانی برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایة ننگ و سرافکندگی بود و دختران مظلوم زنده زنده در خاک دفن می‌شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیاتبخش اسلام است. موجودی که می‌تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودی که بندة برگزیدة خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانة برخورداری از آن در برابر پروردگارش سر بر خاک بساید. در کدامین مکتب می‌توان چنین قرب و منزلتی برای زن یافت؟


   شخصیتی که دختر رسول خدا در مکتب اسلام دارد و قرآن کریم پشتوانه آن است و مقامی که زنان با الگوگیری از او می‌توانند به دست آورند، در هیچ مکتبی یافت نمی‌شود.




     2ـ مطهّره



   «...إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»
(14) «خداوند اراده کرده که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت پیامبر بزداید و شما را از هر عیبی پاک و منزه نماید.»

   این آیه مانند آیات «مباهله»، «مودت» و «ابرار» که خواهد آمد، از براهین قطعی در فضیلت خاندان پیامبر است؛ بلکه یکی از ادلة عصمت آنان محسوب می‌شود. شأن نزول آیه از زبان ام سلمه که در منابع اهل سنت و شیعه نقل شده، چنین است، او می‌گوید: این آیه در خانه من نازل شد در حالی که علی و فاطمه و حسن و حسین آن‌جا بودند. سپس پیامبر آنان را جمع کرد و عبایی را بر سر آنان کشید و عرضه داشت:


   «اللّهم اِنَّ لِکُلّ نَبِیٍّ اَهلاً و ثِقْلاً و هؤلاء اَهلُ بَیتی و ثِقْلی؛ خدایا! هر پیامبری را اهلی و ثقلی است. این‌ها اهل بیت و سرمایه و ثقل من هستند»

  عرض کردم: ای رسول خدا! آیا من از اهل تو نیستم؟ فرمود: تو خوبی، ولی اینان خاندان (و ثقل) من هستند.(15)


   این مضمون در بیش از هفتاد روایت که در میان آن‌ها راویان سنی بیش از راویان شیعی هستند، آمده است. اهل سنت از ام سلمه، عایشه، ابی سعید خدری، سعد، وائلة بن اسقع، ابی الحمراء، ابن عباس، ثوبان آزاد شده رسول خدا، عبدالله بن جعفر، علی بن ابی‌طالب و حسن بن علی، و شیعیان نیز از حضرت علی، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا، ام سلمه، ابوذر، ابولیلی، ابوالاسود دئلی، عمرو بن میمون الاودی و سعد بن ابی وقاص نقل کرده‌اند. (16)


   تنها به ذکر دو نمونه از روایات از منابع اهل سنت بسنده می‌کنیم:


  ـ احمد بن حنبل از رسول خدا نقل کرده که حضرت فرمود: این آیه درباره پنج نفر نازل شده، دربارة من و علی و حسن و حسین و فاطمه.(17)

   ـ فخر رازی، مفسر متعصب اهل سنت، در جریان مباهله پیامبر با علمای نجران حدیثی را که مورد اتفاق اکثر اهل حدیث و تفسیر است، نقل نموده و در پایان آن افزوده است که پیامبر اکرم پس از بازگشت، آیة تطهیر را در حق علی، فاطمه، حسن و حسین(رضی الله عنهم) تلاوت می‌کند.(18)


   نکتة مهمی که در خصوص این آیه به چشم می‌خورد، آن است که رسول خدا پس از نزول آیه در طی چند ماه بارها چنین صحنه‌ای را به نمایش می‌گذارد تا بدین وسیله منزلت اهل بیت (اهل کساء) را در نظر مردم تثبیت نماید. مدت شش ماه که همه روزه از مقابل خانه فاطمه(س) عبور می‌کرد و راهی مسجد می‌شد، مقابل در خانه دخترش می‌ایستاد و می‌فرمود: «الصلوة اهل البیت». سپس آیة تطهیر را تلاوت می‌فرمود. (19)

  اختصاص «اهل البیت» در آیه شریفه به این بزرگواران به قدری واضح است که امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب در احتجاج با خلفا، به این آیه استناد می‌جوید و آنان بدون درنگ استشهاد آن حضرت را تصدیق می‌کنند. (20) تنها ایرادی که بر استدلال به آیه شریفه مطرح شده، آن است که آیه در سیاق آیات مربوط به همسران پیغمبر است و وحدت سیاق اقتضا می‌کند که این آیه نیز اختصاص به آنان داشته باشد. (21) یا لااقل چنانچه بعضی مدعی شده‌اند همسران پیغمبر نیز مشمول آیة شریفه باشند و عنوان «اهل بیت» آنان را هم در بر بگیرد.

  قرآن خطاب به همسران پیغمبر می‌فرماید:

  «يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفًا * وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ الله وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا * وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ الله وَالْحِكْمَةِ إِنَّ الله كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا»(22)
«اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد * و در خانه‏ هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستاده‏ اش را فرمان بريد خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند * و آنچه را كه از آيات خدا و [سخنان] حكمت[آميز] در خانه‏هاى شما خوانده مى‏شود ياد كنيد در حقيقت‏ خدا همواره دقيق و آگاه است»


     اما پاسخ این استدلال از زبان مفسران:


    1ـ با توجه به وجود روایات متواتر مبنی بر اختصاص آیة مورد بحث به پنج تن آل عبا، این سخن، اجتهاد در برابر نص است. بخصوص آن بخش از روایات که پیامبر ام سلمه را از ورود به جمع خویش باز می‌دارد.


   2ـ آیات قبلی و بعدی خطاب به همسران پیامبر از ضمیر (کنّ) که برای «جمع مؤنث» به کار می‌رود، استفاده شده، ولی در آیة مورد بحث از ضمیر (کم) که مخصوص «جمع مذکر» می‌باشد، استفاده گردیده است.

   3ـ بیان مطلبی به صورت یک جمله معترضه در آیات قرآن، امری رایج و متعارف است؛ نظیر آیة شریفه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...»(23) که در لابه لای آیات مربوط به خوردنی‌های حرام آمده است.(24) چنان‌چه در کلمات اهل فصاحت و بلاغت و شعرای عرب نیز به وفور یافت می‌شود. (25)
   4ـ ترتیب سور به ترتیب نزول نیست و این مسأله مورد اتفاق فرق گوناگون اسلامی است. و گواه بر این مطلب آن است که در هیچ یک از روایاتی که در تفسیر این آیه نقل شده، آن را در زمرة آیات مربوط به همسران پیامبر ذکر نکرده‌اند. از این رو، استدلال به سیاق آیات در مواردی که دلیل قطعی بر خلاف آن باشد، روا نیست. به علاوه، اگر آیه مورد بحث به همراه آیات مربوط به همسران پیامبر نازل شده باشد، با تمسک به دلائل قطعی از سیاق آیات دست بر می‌داریم. (26)

                                                                                                                 ادامه دارد

  پی نوشت ها

   1. سوره کوثر، آیات 1 تا 3.

   2 . اسباب النزول، ابوالحسن علی بن احمد الواحدی النیشابوری، ص307؛ و الدر المنثور، جلال الدین سیوطی، ج6، ص402، طبع دار المعرفة.

   3 . مفردات، راغب اصفهانی، ص36.

  4 . مجمع البیان، امین الاسلام طبرسی، ج5، ص549، تصحیح و تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، طبع دارالاحیاء التراث العربی.

  5 . الدر المنثور، جلال الدین سیوطی، ج6، ص403؛ المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی، ج20، ص370، طبع اسماعیلیان.

  6. تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، سید شرف الدین علی الحسینی الاسترآبادی، ص822، مؤسسه النشر الاسلامی.

  7 . الجامع لاحکام القرآن، ابوعبدالله محمد بن احمد الانصاری القرطبی، ج20، ص218، طبع مؤسسة التاریخ العربی.

  8. المیزان، ج7، ص370.

  9. الدر المنثور، ج6، ص403 از ابن ابی حاتم و حاکم و ابن مردویه نقل شده و بیهقی در سنن خود نقل کرده است.

  10 . تفسیر مراغی، احمد مصطفی مراغی، ج30، ص253، طبع دارالاحیاء التراث العربی.

  11. تفسیر کبیر، فخر رازی، ج23، ص122.

  12 . تفسیر نورالثقلین، علامه حویزی، ج5، ص864، طبع مطبعة الحکمة؛ المیزان، ج20، ص372.

  13. سوره بقره، آیه 23.

  14 . سوره احزاب، آیه 33.

  15 . البرهان، علامه سید هاشم حسینی بحرانی، ج3، ص309. مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، طبع رحلی.

  16 . ر.ک به المیزان، ج16، ص300.

  17 . الصواعق المحرقه، ابن حجر، ص50.

  18. تفسیر کبیر، ج8، ص85.

  19 . انساب الاشراف، بلاذری، ج2، ص104. مراغی در تفسیر خود آن را نه ماه ذکر می‌کند (ج22، ص7) و نافع بن ابی الحمراء، مدت آن را هیجده ماه نقل کرده با این تفاوت که رسول خدا پس از درود فرستادن بر اهل بیت و فراخواندن آنان به نماز، آیه شریفه را تلاوت می‌فرمود. (المآل، ابن خالویه به نقل از «المجالس السنیه فی مناقب العترة الطاهرة»، علامه سید محسن امین).

  20. البرهان، ج3، ص212.

  21 . کشف الاسرار و عدة الابرار، رشید الدین میبدی، ج8، ص46، به اهتمام علی اصغر حکمت.

  22. سوره احزاب، آیات 32، تا 34.

  23. «امروز كسانى كه كافر شده‏اند از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم» سوره مائده، آیه 3.

   24. المیزان، ج16، ص312.

   25. مجمع البیان، ج4، ص357.

  26 . ر.ک به الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء، علامه سید عبدالحسین شرف الدین، ترجمه محسن بیدارفر، ص64 تا 67، انتشارات الزهراء.



ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 23 فروردین، 1391 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


" سیمای فاطمه (س) در قرآن - 1" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 1 نظر | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: سیمای فاطمه (س) در قرآن - 1 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : جمعه، 25 فروردین، 1391
شهادت حضرت بر شما استاد محترم تسلیت. هر چه در فضیلت ایشان بنویسید کم است.


[ ارسال جوابیه ]