سه شنبه 3 بهمن 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
سیمای فاطمه (س) در قرآن - 2
مقاله


                                                      به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)








    3ـ محبوبة امت


  «قُل لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ الله غَفُورٌ شَكُورٌ * أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى الله كَذِبًا...»
(1) «بگو من جز مودت و دوستی خویشاوندانم، اجر و پاداشی از شما نمی‌خواهم و هر که کار نیکو انجام دهد، ما بر نیکویی او می‌افزاییم که خدا بسیار آمرزنده و پذیرندة شکر بندگان است * بلکه (مردم نادان) خواهند گفت: محمد بر خدا دروغ بست (که محبت اهل بیت را بر مردم واجب کرد.)»


   ابن عباس دربارة شأن نزول آیات فوق که به آیات مودت شهرت یافته می‌گوید: چون اسلام، پس از هجرت پیامبر به مدینه، استحکام یافت، انصار گفتند: نزد پیامبر برویم و بگوییم در گرفتاری‌هایی که پیش می‌آید، اموال ما در اختیار تو است و می‌توانی در جهت پیشبرد دین از آن‌ها استفاده کنی. آیة شریفه نازل شد و پیامبر آن را در پاسخ آنان تلاوت فرمود. منافقان مانند همیشه که درصدد تضعیف رسول خدا بودند، اظهار داشتند: او در همان مجلس این سخن را ساخت تا ما را پس از خود نزد خویشانش ذلیل و خوار گرداند. آن‌گاه آیه دوم نازل شد که آیا بر خداوند دروغ و افترا می‌زنید؟! (2)

  گرچه در تفسیر آیه احتمالات دیگری نیز مطرح شده، اما با توجه به شأن نزول آیه و روایات متعددی که از طریق شیعه و سنی نقل شده، پیامبر بر اساس رسالتش، پاداشی جز دوستی و محبت اهل بیتش نطلبیده است. از نظر ادبی نیز تفاوتی بین این‌که استثناء در آیه «إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» متصل باشد یا منقطع، وجود ندارد.(3) اگر استثناء متصل باشد بدین معناست که «من پاداشی از شما نمی‌خواهم جز دوستی اهل بیتم» و اگر منقطع باشد(4) بدین معناست که دوستی اهل بیت پیامبر اجری برای پیامبر نیست، چرا که بهرة این دوستی نصیب مسلمانان و دوستداران اهل بیت آن حضرت است و بدین وسیله چنین خواسته‌ای از سوی رسول خدا در راستای دعوت مردم به دین است.

    به بیانی از علامه طباطبایی در این باره توجه نمایید:

  



 

  «دقت کافی در روایات متواتری که از طریق شیعه و سنی از پیامبر نقل شده و مردم را در فهم قرآن و معارف دین و اصول و فروع و حقایق آن به اهل بیت ارجاع داده مانند حدیث ثقلین و حدیث سفینه و امثال آن‌ها، نشانگر آن است که بدون شک، واجب نمودن دوستی اهل بیت پیامبر و آن را پاداش رسالت قرار دادن، تنها وسیله‌ای است برای آن‌که مردم به عنوان رهبر دینی به آنان مراجعه کنند. بنابراین محبت و دوستی آن‌ها حتی اگر به عنوان پاداش رسالت مطرح باشد، امری فراتر از دعوت به دین با هدف بقاء و استمرار آن نیست، پس آیة شریفه با آیات دیگری که پاداش خواستن برای رسالت را از سوی پیامبر نفی می‌کند، منافاتی ندارد.»(5)

با این بیان روشنگرانه، ایراد بعضی از مفسران بر این تفسیر از آیه که «مناسب با شأن نبوت نیست و پیامبر را در معرض اتهام قرار می‌دهد چرا که اهل دنیا و رهبران دنیوی چنین درخواستی از مردم می‌کنند تا پس از خود، سود و بهره‌ای نصیب فرزندانشان گردد» (6) پاسخ داده می‌شود.

عارف نامدار محی الدین بن عربی در تفسیر آیه بیانی لطیف دارد، می‌گوید:

«معنای آیه به طور کلی نفی پاداش خواستن است، زیرا ثمرة دوستی و محبت اهل بیت نصیب دوستداران آنان است زیرا همین محبت سبب نجات آنهاست. روشن است که محبت اقتضای تناسب و سنخیت روحانی بین محبّ و محبوب دارد و سبب حشر آنان با یکدیگر است. چنان‌چه پیامبر اسلام صلوات خدا بر او باد فرمود: (المرء یحشر مع من أحب) انسان با کسی که دوستش دارد، محشور می‌شود. پس سزاوار نیست که محبت اهل بیت را پاداش رسالت پیامبر قرار دهیم. کسی که روحش مکدّر باشد و با آنان فاصله داشته باشد، نمی‌تواند حقیقتاً آنان را دوست بدارد، چنان‌چه ممکن نیست اهل توحید که روحشان منور است و اهل معرفت و محبت به خدا هستند، آنان را دوست نداشته باشند، چرا که آنان خاندان پیغمبر و معادن ولایت و فتوت‌اند. بنابراین دوستدار آنان جز کسی که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند، نیست. چرا که اگر محبوب خدا نبودند، رسول الله هم آنان را دوست نمی‌داشت. مراد از اهل بیت نیز همان چهار نفری هستند که در روایت نقل شده است.» (7)

سپس روایتی را که از ابن عباس نقل خواهیم کرد، ذکر می‌کند. اینک نمونه‌هایی از روایاتی که این تفسیر را تأیید می‌کند، برای شما خوانندگان محترم نقل می‌کنیم:

ابن عباس می‌گوید: هنگامی که این آیه نازل شد به رسول خدا عرض کردند: ای رسول خدا! قربی (نزدیکان)، همان‌هایی که دوستی‌شان بر ما واجب شده چه کسانی هستند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزندش.(8)

«طبرسی» صاحب تفسیر معروف «مجمع البیان» حدیثی مسند را از ابوامامه باهلی نقل می‌کند که رسول خدا فرمودند:

«خداوند پیامبران را از درختان مختلفی آفرید و من و علی از یک درخت آفریده شدیم. من ساقه درختم و علی شاخة آن. فاطمة شکوفه آن و حسن و حسین میوه‌های آن و پیروان ما برگ‌ها آنند. پس هر کس به شاخه‌ای از شاخه‌های آن دست گیرد، نجات بیابد و آن کس که از آن انحراف پیدا کند، سقوط خواهد کرد. حتی اگر بنده‌ای هزار سال عبادت خدا را بجا آورد و پس از آن هزار سال دیگر خدا را عبادت کند و باز هم هزار سال دیگر عبادت نماید، به طوری که از (شدت عبادت) چون مشک کهنه گردد، ولی ما را دوست نداشته باشد، خداوند او را سر در آتش می‌افکند.»

سپس آیه مودت را تلاوت فرمود.(9)

علاوه بر آن ائمه اطهار نیز در مواردی بدین آیه استشهاد نموده‌ و خود را از مصادیق آن معرفی کرده‌اند. (10)

کمیت اسدی شاعر بنام عرب نیز با استناد به همین روایات اظهار می‌دارد:

وَجَدْنا لَکُم فی آلِ حم آیةً تَأوُّلُها مِنّا تَقیٌّ و مُعْرَب دربارة شما در سوره آل حم آیه‌ای را یافتیم که هم افرادی که با تقیه سخن می‌گفتند و هم کسانی که به طور علنی اظهار نظر می‌نمودند، آن را تأویل کردند (و بر شما منطبق نمودند و خلاصه هیچ کس دلالت آن آیه را دربارة شما انکار نکرد).

در برخی از روایات بر اساس این تفسیر، «حسنه» نیز در آیة شریفه، «مودت و دوستی اهل بیت پیامبر» تفسیر شده است. جملاتی از سخنرانی امام حسن مجتبی را زینت‌بخش این قسمت قرار می‌دهیم، فرمود:

«اِنّا مِن اهلِ الْبیتِ الَّذینَ افْتَرَضَ اللهُ مَوَدَّتَهُمْ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ فقال: «إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا» فَاقْتَرَفَ الْحَسَنَةُ مَوَدَّتَنا اَهْلَ الْبَیْت» (11)
ما از خاندان رسول خدا هستیم، از کسانی که خداوند دوستی‌شان را بر هر مسلمانی واجب شمرده است و فرموده بگو من جز مودّت و دوستی نزدیکانم اجر و پاداشی از شما نمی‌خواهم و کسی که کار نیکو انجام دهد، نیکی را در حق او افزایش می‌دهیم. پس انجام کار نیک، دوستی و محب ما خاندان پیغمبر است.


اما دو نکته از زبان مفسران:


این‌که آیه با تعبیر «الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» آمده، نه «مودة القربی» یا «المودة للقربی» برای آن است که در تعبیر اول، نوعی مبالغه نهفته است، و به عبارت دیگر برای محبت و دوستی، مقرّ و مکانی قرار داده است. از نظر ادبی کلمة «فی القربی» مربوط به محذوف است و نه مربوط به «مودّت»(12) و در واقع چنین است: (الا المَوَدَّة ثابِتَةٌ فِی الْقُربی و مُتَمَکِّنَةٌ فیها)

برخی از مفسران اظهار داشته‌اند که سخن پیامبر در این آیه با مشرکین مکه است که من از شما پاداشی نمی‌خواهم، فقط به خاطر خویشاوندی، مرا دوست بدارید و آزارم ندهید. در حالی که:

اوّلاً: آیه شریفه هر چند در سوره‌ای است که مکّی است، اما این آیات، مدنی می‌باشد و مربوط به انصار است و شأن نزول نیز شاهد آن است و این نکته که ترتیب فعلی سور و آیات به ترتیب نزول نیست از واضحات است. چنان‌چه تنظیم مجموعه‌ای از آیات در یک سوره به معنای نزول همه آن‌ها در مکه یا مدینه نمی‌باشد. مکی بودن یک سوره نیز دلیل بر آن است که اکثر آیات آن سوره در مکه نازل شده، همچنین مدنی بودن سوره.

ثانیاً: پاداش خواستن از مشرکین توسط پیامبر امر معقولی نیست تا پیامبر با چنین آیه‌ای آن تصور را ابطال کند.

ثالثاً: این معنا مخالف روایات معتبر فراوانی است که نمونه‌هایی از آن گذشت.

رابعاً: منشأ این سخن در میان بعضی از مفسران، «عکرمه» است که از دشمنان اهل بیت و مزدوران بنی امیه و از خوارج و محدثان دروغ‌پرداز می‌باشد.(13)



4ـ بَرّ


«إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا * عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ الله يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ...»
(14)
«نیکوکاران در بهشت از شرابی نوشند که طبعش کافور است. از سرچشمه گوارایی آن بندگان خاص می‌نوشند که هر کجا بخواهند، جاری می‌شود. به عهد و نذر خود وفا می‌کنند و از قهر خدا در روزی که دشواری‌اش اهل محشر را فراگیرد، می‌ترسند و هم بر دوستی خدا به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام می‌دهند.»

سوره دهر و یا لااقل هیجده آیه اول آن در مدینه منوره بر پیامبر اکرم نازل شده است و شأن نزول آن، که بسیاری از مفسران شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند، گواه بر این مطلب است. ابن عباس می‌گوید: حسنین بیمار شدند. پیامبر اکرم با گروهی از یاران خویش به عیادت آنان آمد و خطاب به حضرت علی فرمود:

ای اباالحسن! خوب بود برای شفای فرزندانت نذر می‌کردی. علی، فاطمه (و بنا به نقلی حسنین) و فضّه، نذر کردند که اگر آن دو شفا یافتند سه روز روزه بگیرند. پس از مدتی کوتاه آن دو بزرگوار شفا یافتند و به نذر خویش وفا کردند. چون در خانه چیزی نداشتند، علی سه مَن نان جو قرض گرفت. فاطمه(س) ثلث آن را آسیاب کرد و به تعداد اعضای خانواده پنج قرص نان پخت و آن را در سفره افطار نهاد. قبل از تناول سائلی به در خانه آمد و صدا کرد:

سلام بر شما! ای اهل بیت محمد! مسکینی از مساکین مسلمانم؛ اطعامم کنید که خدایتان از مائده‌های بهشتی اطعام کند. آنان همگی او را بر خود مقدم داشتند و غذای خود را به او دادند و با آب افطار کردند. فردا نیز روزه گرفتند. بار دیگر هنگام افطار، یتیمی بر در خانه آمد، باز هم ایثار کرده و هر کدام قرص نان خود را به او دادند و با آب افطار کردند. روز سوم نیز اسیری نزد آنان آمد و باز هم به همین رسم عمل کردند.

روز بعد هنگام صبح علی در حالی که دست فرزندانش حسن و حسین را به دست داشت، نزد رسول خدا رفت. چشم پیامبر که بر آنان افتاد دید که از شدت گرسنگی بر خود می‌لرزند، فرمود: چقدر ناراحت می‌شوم که شما را اینچنین می‌بینم. برخاست و به همراه آنان به خانه دخترش آمد. فاطمه را در حالی که شکمش از شدت گرسنگی به پشت چسبیده و چشمانش گود رفته بود، در محراب عبادت دید و ناراحت شد. در این حال جبرئیل نازل شد و گفت: بگیر ای محمد! خداوند تو را دربارة خاندانت تبریک می‌گوید، سپس آن حضرت را به خواندن این سوره واداشت.


این ماجرا از نظر شیعه مسلم است و بسیاری از مفسران اهل سنت آن را نقل کرده‌اند. علامه بزرگوار امینی نام سی و چهار تن از آنان را که در شأن نزول این سوره، این داستان را با تفاوت‌های اندکی نقل کرده‌اند، در اثر گرانقدر خویش «الغدیر» نقل کرده است.(15)

خداوند تعالی در این سوره اقسام نعمت‌های بهشتی را که (ابرار) از آن بهره‌مند خواهند شد، یادآوری می‌کند. «ابرار» جمع «بَرّ» است که از ریشه «بِرّ» به معنای احسان و نیکی می‌باشد.(16)

«بَرّ» کسی است که نیکی را به خاطر حسنش انجام می‌دهد نه به خاطر آن‌که سودی عائدش شود. بلکه ممکن است انجام این عمل به ضرر او باشد ولی به خاطر خیر بودنش انجام دهد، مانند وفای به نذر. و چه بسا که نفعش به دیگران برسد مانند اطعام طعام به بندگان خدا. گرچه کلمة جمع وقتی با «الف و لام» بکار رود بر عموم دلالت دارد و وعده‌های خداوند در این سوره نصب همه ابرار خواهد شد، اما اطلاق آن بر اهل بیت پیامبر به خاطر آن است که آنان مصداق اکمل ابرارند.(17)

از جمله نعمت‌های بهشتی که در این سوره نوید آن داده شده، عبارتند از:

ـ با جامی که با عطر خوشی آمیخته است، از چشمه بندگان خاص خدا می‌نوشند.

ـ لباس‌های حریر بهشتی بر تن می‌کنند.

ـ بر تخت‌های زیبا تکیه می‌زنند، در حالی که نه گرمای آفتابی هست نه سرمایی.

ـ درختان بر انان سایه می‌افکنند و میوه‌هایشان در دسترس آن‌هاست.

ـ گرداگرد آنان ظروفی از نقره و قدح‌هایی بلورین می‌گردانند.

ـ از جام‌های لبریز از شراب طهور که با زنجبیل آمیخته، سیراب می‌شوند.

ـ از چشمه‌ای به نام سلسبیل می‌نوشند.

ـ نوجوانانی همچون مروارید برای پذیرایی برگرد آنان می‌چرخند.

ـ لباس‌هایی از حریر نازک سبز رنگ و دیبای ضخیم با دستبندهایی از نقره بر تن دارند.

ـ بالاتر از همه پروردگارشان «شراب طهور» به آنان می‌نوشاند. (18)

در این مختصر مجال پرداختن به دقایق تفسیری و جزئیات آن‌چه در این سوره آمده، نیست و تنها به ذکر چند نکته اکتفا می‌شود:


ابن عباس می‌گوید: «هنگامی که اهل بهشت غرق در نعمات الهی هستند، نوری مانند نور خورشید را مشاهده می‌کنند که بهشت را روشن می‌کند. به رضوان (مأمور بهشت) می‌گویند: این نور چیست؟ در حالی که خداوند فرموده است: «لا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلا زَمْهَرِيرًا» پاسخ می‌دهد: این نور خورشید و ماه نیست، بلکه علی و فاطمه خندیدند و بهشت از نور دندان‌های آنان روشن شد.»(19)

آلوسی، مفسر اهل سنت، نکتة لطیفی را در بیان نعمات بهشتی در این سوره متذکر شده و آن این‌که در این سوره سخنی از «حور العین» که در سوره‌های دیگر از آن به عنوان یکی از نعمت‌های بهشتی یاد شده، به میان نیامده است و چه بسا این ناگفتن، به حرمت نور چشم رسول خدا، حضرت فاطمه زهرا(س) باشد که سوره در فضیلت او و خانواده‌اش و نعمت‌هایی که در بهشت از آن بهره‌مند خواهند شد، نازل شده است.(20)

بالاترین نعمتی که در این سوره بدان وعده داده شده آن است که خداوند «شراب طهور» به آنان می‌نوشاند «وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» (21)

«طهور» به چیزی گفته می‌شود که هم طاهر (پاک) باشد و هم مطهر (پاک کننده). امام صادق(ع) در تفسیر این آیة شریفه می‌فرماید: «یُطهِّرُهُم عَنُ کُلِّ شَئٍ سِوَی الله اِذْ لا طاهِرَ مِنْ تَدَنُّسِ شَئٍ مِن اَکْوانِ اِلا الله» «خداوند آنان را از هر چیزی غیر از خدا پاک می‌کند، زیرا هیچ راهی برای پاک شدن از آلودگی جز خداوند نیست.»(22)

این آیه از روشن‌ترین شواهدی است که نشان می‌دهد معارفی که در آثار اهل معرفت و عرفان به چشم می‌خورد و با اصطلاحات مخصوصی بیان شده، برگرفته از قرآن و احادیث و ادعیة مأثوره است.

حضرت امام خمینی در این باره می‌فرمایند:

«به جان دوست قسم که کلمات نوع آن‌ها (اهل معرفت) شرح بیانات قرآن و حدیث است. تفکر کن در این حدیث شریف که از حضرت صادق دربارة قلب سلیم وارد شد. (دربارة آیة شریفه «إِلا مَنْ أَتَى الله بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» می‌فرماید: «السَلیمُ الَذی یَلْقی رَبَّه وَ لَیسَ فیه اَحدٌ سِواه وَ کُلّ قَلْبٍ فیه شَکٌّ اوْ شِرْکٌ فَهُوَ ساقِط...» ببین آیا غیر از فنای ذاتی و ترک خودی و خودیّت و انیّت و انانیت که در لسان اهل معرفت است، به چیز دیگری قابل حمل است؟...» (23)

چنان‌چه ابن عربی در تفسیر این آیه می‌گوید:

«سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا مِنْ لَذَّةِ مَحَبَّةِ الذّاتِ وَ العِشْقِ الْحَقیقی الصِّرْفِ الصّافی عَنْ کَدِرٍ الغَیْریَّة اثْنینیة الصِّفاتِ الطّاهِرِ عَنْ دَنَسِ ظُهُورِ الانانِیَّةِ وَ التَّقَیُّد»(24)

و این بیان جز توضیح کلام نورانی امام صادق نیست، در ادامه می‌افزاید: «و این پاداش برای شما به خاطر قیامتان برای متجلی ساختن صفات الهی و تلاشتان در جهت اعمال قلبی همچون خشیت از تجلی عظمت پروردگار، خضوع و انس با او و اخلاص در طلب تجلی وحدت و امثال آن است.» (25)

ادامه دارد
پی نوشت ها :

1 . سوره شوری، آیات 23 و 24.

2 . کشاف، زمخشری، ج4، ص230، نشر البلاغه، قم؛ نیز اسباب النزول، واحدی، ص251؛ و تفسیر علی بن ابراهیم قمی به نقل از محمد بن مسلم، ذیل آیه شریفه.

3 . الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء، ص73.

4 . کشاف، ج4، ص219؛ تفسیر القرآن الکریم، محی الدین ابن عربی، ج2، ص432.

5 . المیزان، ج18، ص46.

6 . روح المعانی، علامه آلوسی بغدادی، ج25، ص33؛ دار الاحیاء التراث العربی.

7 . تفسیر القرآن الکریم، ج2، ص433.

8 . کشاف، ج4، ص219؛ نیز الصواعق المحرقه، باب 11، فصل 1، احمد بن حنبل، طبرانی، حاکم نیشابوری و ابن ابی حاتم راویان حدیث هستند.

9 . مجمع البیان، ج5، ص29.

10 . همان.

11 . همان.

12. کشاف، ج4، ص219. تفسیر القرآن الکریم، ابن عربی، ج2، ص432.

13. ر.ک به «الکلمة الغراء فی تفضیل الزهرا»، ص80 و 81.

14 . سوره دهر، آیات 5 به بعد.

15 . الغدیر، علامه امینی، ج3، ص107 به بعد.

16 . الکلمة الغراء فی تفضیل الزهرا، ص92، البته راغب در المفردات، ص41، «ابرار» راجع باَرّ و «برره» را جمع بَرّ و بلیغ‌تر از آن می‌شمارد.

17 . الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء، ص93.

18 . سوره دهر، آیات 5 تا 21.

19 . روح المعانی، ج29، ص159.

20 . همان، ص157.

21 . «و پروردگارشان باده‏اى پاك به آنان مى‏نوشاند» سوره انسان، آیه 21.

22. مجمع البیان، ج5، ص412.

23 . سرّ الصلوة، حضرت امام خمینی، ص38، طبع مؤسسه تنظیم و نشر آثار اسلامی.

24 . تفسیر القرآن الکریم، ج2، ص745. «ان هذا المذکور من الجنّه و الاوانی و الولدان و الشراب «کان لکم جزاء» لقیامکم بحق تجلیّات الصفات «و کان سعیکم» من الاعمال القلبیة فی مقامها کالخشیة و الهیبة عند تجلّی العظمة و الخضوع و الانس عند تجلی صفة الرحمة و الاخلاص فی طلب تجلّی الوحدة و امثال ذلک «مشکوراً» بهذا الجزاء.»

25. همان.




ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 28 فروردین، 1391 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"سیمای فاطمه (س) در قرآن - 2" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 2 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: سیمای فاطمه (س) در قرآن - 2 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 2 اردیبهشت، 1391
برايم جالب بود كه اهل سنت در باره فضايل حضرت زهرا چنين حرف هايي زده باشند. به نظر من علما همين ها را مطرح كنند نشانه حقانيت شيعه است و اصلا لازم نيست كسي به آن ها طعن بزند .


[ ارسال جوابیه ]


آیه مودت (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : سه شنبه، 16 خرداد، 1391
بسم الله سلام درباره آیه مودت در آیات 17 تا19 سوره جاثیه سوره 45 میفرماید: وَ ءَاتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُواْ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيَا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضىِ بَيْنهَُمْ يَوْمَ الْقِيَمَةِ فِيمَا كاَنُواْ فِيهِ يخَْتَلِفُونَ(17) ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلىَ‏ شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَ لَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ(18) إِنهَُّمْ لَن يُغْنُواْ عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيًْا وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلىِ‏ُّ الْمُتَّقِينَ(19) بخوبی نشان میدهد که اهل کتاب قبلی اختلاف کردند.شریعه جدید تو آمد.ظالمین متفرق هستند بعضی اولیاء بعضی دیگر از آنهاست.اما خداوند تنها ولی متقین است.متقین حول الله وحدت دارند. تنها در دو سوره دیگر کلمه "شریعت" آمده است. سوره مائده و سوره شوری. در سوره مائده میفرماید: وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقّ‏ِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‏َ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَ مُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ لَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقّ‏ِ لِكلُ‏ٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شرِْعَةً وَ مِنْهَاجًا وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ لَاكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فىِ مَا ءَاتَئكُمْ فَاسْتَبِقُواْ الْخَيرَْاتِ إِلىَ اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تخَْتَلِفُونَ(48) در سوره مائده علاوه بر مفهوم "شریعت" مفهوم "تعاون" نیز آمده است.مفهوم "تعاون" به مفهوم "شوری" نزدیک تر است.مفهوم "تعاون" فقط در سوره مائده آمده است. کلمات و مفاهیم "موده" و "قرب" در آیه سوره مائده نیز آمده است: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشرَْكُواْ وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى‏ ذَالِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْبَانًا وَ أَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبرُِونَ(82) در سوره شوری سوره 42 میفرماید: شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهيمَ وَ مُوسى‏ وَ عيسى‏ أَنْ أَقيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبي‏ إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ يُنيبُ (13) بنابر این مقدمات و با وجود آیات ذیل در سوره شوری : وَ مَا اخْ

مطالعه ادامه این نظر ...


[ ارسال جوابیه ]