سه شنبه 1 خرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
سیمای فاطمه (س) در قرآن - 3
مقاله

                                                     

                                                   به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

   

      5ـ سیدة النساء

  

    «فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ الله عَلَى الْكَاذِبِينَ»(۱) «هر کس با تو در مقام احتجاج و جدل برآید دربارة عیسی، بعد از آن‌که از طریق وحی به احوال او آگاهی یافتی، بگو بیایید ما و شما، با فرزندان و زنان خود، با هم به مباهله برخیزیم (یعنی در حق یکدیگر نفرین کنیم و از خدا بخواهیم) تا دروغگو و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.»

   آیة مبارکه دربارة مسیحیان نجران نازل شده است، آنان که عیسی را فرزند خدا می‌دانستند و تولد فرزندی بدون پدر را باور نمی‌کردند و به سخنان پیامبر اسلام دربارة حضرت عیسی اعتراض می‌کردند. خداوند که داستان حضرت عیسی را به پیامبرش آموخته بود، او را به حادثه‌ای غریب‌تر که خلقت حضرت آدم بود، تشبیه نموده و در قرآن کریم می‌فرماید: «چگونه آدم ابوالبشر بدون پدر و مادر متولد شد؟»

   این سخن، گذشته از وحی بودنش بر برهان مبتنی است. از این رو اگر کسی در وحی بودنش تردید نماید، عقل سلیم می‌تواند او را به امکان تولد حضرت مسیح بدون پدر راهنمایی نماید».(۲) پس از لجاجت و نپذیرفتن استدلال پیامبر و به فخر رازی، پس از پایان رسیدن مرحلة سخن، دستور مباهله نازل شد.

 بدین معنا که پیامبر به مسیحیان نجران فرمود: طرفین، دست به سوی آسمان بلند کنیم و از خداوند بخواهیم که جبهة حق را پیروز گرداند و جبهة باطل و دروغگو را ریشه‌کن نماید. چنین دعوتی از سوی پیامبر آن هم به همراه عزیزترین افرادش، دلالت بر اطمینان آن حضرت به حقانیت خویش و پیروزی در این هماورد دارد. پس از قرار مباهله، اسقف نجران به نمایندگان خود گفت:

  «اگر مشاهده کردید که محمد تنها با فرزندان و اهل بیتش آمده، از مباهلة با او خودداری کنید.»

  روز موعود که در محل مورد نظر و در بیابان حاضر شدند، دست علی را در دست پیامبر و حسن و حسین را در حالی که مقابل آن حضرت حرکت می‌کردند و فاطمه(س) را که پشت سرشان حرکت می‌کرد، مشاهده کردند.(۲) پیامبر عرض کرد: «اللهم هؤلاء اهلی» (۳)پروردگار اینان اهل بیت من هستند. پس رو به آنان کرده، فرمود:

                                           «چون من دعا کردم شما آمین بگویید.»(۴)

 



  

  هنگامی که همراهان پیامبر به رئیس گروه علمای نجران معرفی شدند، ترس سراسر وجودش را فرا گرفت و چون آن حضرت را به شیوة پیامبران در مجلس مباهله یافت ،(۵) به همراهان خود گفت:

«ای جماعت نصرانیان! صورت‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا بخواهد، کوهی را از زمین برکند، به دعای آنان بر می‌کند. با اینان مباهله مکنید که هلاک خواهید شد و تا روز قیامت دیگر نصرانی در روی زمین باقی نخواهد ماند.»

فخر رازی ضمن نقل این ماجرا می‌گوید:

«مفسران در صحت این حدیث اتفاق نظر دارند.»(۶) پس از امتناع اهل نجران از مباهله، مصالحه‌ای مبنی بر پرداخت خراج از سوی آنان به پیامبر اسلام انجام گرفت. (۷)

مفسران شیعه و سنی در این‌که مراد از «انفسنا» علی بن ابی طالب و «ابناءنا» فقط حسنین و «نساءنا» فقط حضرت فاطمه زهرا(س) است، اتفاق نظر دارند. (۸)زیرا کسی حضور غیر از این افراد را به همراه پیامبر نقل نکرده است. گرچه برخی برای نادیده گرفتن فضایل اهل بیت پیامبر سخنان غریبی بر زبان رانده‌اند، مثل این‌که مراد از (انفسنا) رسول خدا است، در حالی که به قول فخر رازی:

«مراد از «انفسنا» نفس محمد نتواند بود، زیرا انسان خود را دعوت نمی‌کند، بلکه مراد کس دیگر است و اجماع بر این است که علی بن ابی‌طالب مراد بوده است. پس آیه دلالت دارد که نفس علی، نفس محمد است.»(۹)

نکتة مهم آن است که دعوت آیة شریفه، همة فرزندان و زنان و جان‌ها را فرا می‌گیرد. چنان‌چه علمای علم بیان، بر این مطلب گواهند که کلمة جمع (ابناء، نساء، انفس) اگر حالت اضافه داشته باشد (که در این‌جا به ضمیر «نا» افزوده شده‌اند) شامل تمامی افراد می‌شود. در عین حال پیامبر فقط این چهار تن را به همراه خویش به مجلس مباهله می‌آورد و این عمل دلیل برابری بلکه برتری آنان بر همه امت است.(۱۰) به علاوه گرچه «نساءنا» به صورت جمع آورده شده، ولی از نظر تاریخ و شأن نزول تنها یک فرد داشته و این سبک در قرآن کریم امری متعارف و رایج است. (۱۱)

از همین آیه، سرّ تعبیر «سیدة نساء هذه الامة» و بالاتر از آن «سیدة نساء العالمین» در بارة حضرت زهرا(س) از سوی پیامبر اکرم روشن می‌شود. در پایان بحث از این آیه نیز نکاتی را یادآور می‌شویم:

پیامبر اکرم با آوردن حضرت زهرا(س) در این واقعة مهم اجتماعی، به خصوص با توجه به وضعیت اسفبار زنان در میان اعراب، بر حضور زنان در صحنه‌های مهم اجتماعی صحه می‌نهد. (۱۲)

نفرین پیامبر و نزول عذاب الهی پس از طی مراحلی از تبلیغ دین، موعظه و اقامة دلیل و برهان انجام می‌گیرد. چنان‌چه آیات دیگر قرآن بر این واقعیت در تبلیغ ادیان الهی دلالت دارد.

3ـ استدلال پیامبر با مخالفان پس از تعلیم از جانب خداوند صورت می‌گیرد و پیامبر بدون تعلیم الهی چیزی از خود ندارد. چنان‌چه در آیة شریفه می‌فرماید: «وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ»(۱۳) «آن‌چه را که نمی‌دانستی، خداوند به تو آموخت.»

این آیه یکی از دلایلی است که اثبات می‌کند امام حسن و امام حسین هر چند از ناحیة دختر به پیامبر منتسبند، اما فرزندان آن حضرت محسوب می‌شوند، چنان‌چه از آیة شریفه

«وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ»(۱۴)

استفاده می‌شود که حضرت عیسی از ناحیة مادر به ابراهیم منتسب است نه پدر(۱۵) و در عین حال قرآن او را از ذریة ابراهیم می‌شمارد. از این رو اشکالی که برخی از مخالفان اهل بیت پیامبر مطرح کرده‌اند که چرا حسنین را فرزند پیامبر می‌خوانید، پاسخ داده می‌شود.

برخی از علمای شیعه با استدلال به این آیه که علی را نفس پیامبر شمرده، گفته‌اند که این امر اقتضای تساوی در جمیع جهات را دارد، مگر آن‌که دلیل صریحی بر نفی بعضی از موارد وجود داشته باشد. مثل نبوت که اختصاص به رسول خدا دارد، و از طرفی چون پیامبر اسلام از همة پیامبران الهی افضل است، علی نیز برتر از سایر انبیای الهی است. چنان‌چه روایات مورد قبول شیعه و سنی نیز بر این معنا دلالت دارد، و به همین بیان برتری آن حضرت از صحابة دیگر پیامبر اثبات می‌شود. (۱۶)

فخر رازی که این سخن را نقل کرده، گویا پاسخی قوی‌تر از این‌که «مسلمانان اتفاق نظر دارند که نبی بر غیر نبی برتری دارد و نیز اتفاق دارند که علی پیامبر نبوده، پس نتیجه می‌گیریم که ظاهر آیه همچنان که پیامبر را شامل می‌شود، سایر پیامبران را نیز شامل می‌شود.» نداشته است، چنان‌چه قسمت اخیر استدلال علمای شیعه را نیز بی پاسخ رها کرده است و به احتمال قوی برتری علی را بر سایر اصحاب پیامبر پذیرفته است.

6ـ صراط مستقیم

این تعبیر در آیات مختلفی از قرآن کریم به چشم می‌خورد.

«اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ»(۱۷) «ما را به راه راست هدايت فرما»

«وَمَن يَعْتَصِم بِالله فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»(۱۸) «و هر كس به خدا تمسك جويد قطعا به راه راست هدايت‏شده است»

«وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (۱۹)«و به راه راست راهنمايى كرديم»

و ... ابن عباس می‌گوید: معنای «اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» این است که ای مردم! بگویید: خداوندا! ما را به راه راست هدایت کن. یعنی به ولایت محمد و اهل بیت او (۲۰)

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود روایتی را در تفسیر آیة شریفه «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ»(۲۱) نقل کرده که مراد از آن امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب است(۲۲) و طبرسی هم با استشهاد به آیه شریفه «فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ الله عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ»(۲۳) آن را بر پیامبر اکرم و ائمه اطهار تفسیر نموده است. (۲۴)

کلماتی که به صورت متواتر از پیامبر اکرم در عدم جدایی قرآن و عترت نقل شده همچون حدیث ثقلین، صحت این تفسیر را تأیید می‌کند زیرا صراط مستقیمی که انسان را به کمال نهایی می‌رساند، همان راهی است که از طریق وحی و رسول خدا به انسان نشان داده شود. چنان‌چه بیان امام هادی در زیارت جامعه خطاب به اهل بیت پیامبر به «انتم الصراط الاقوم» و «ضلّ من فارقکم و فاز من تمسّک بکم» مؤید دیگری بر این تفسیر است.

7ـ حبل الله

طبرسی در تفسیر آیة شریفه «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ الله جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ»(۲۵) با استناد به روایتی از ابی سعید خدری از رسول خدا نقل کرده که مراد از «حبل الله»، کتاب خدا و عترت پیامبر است و منظور از «جمیعاً» نیز تمسک به هر دو آن‌هاست، (۲۶) چنان‌چه حدیث ثقلین بر این مضمون دلالت دارد.

شیخ مفید، فقیه و متکلم قرن چهارم نیز از امام سجاد نقل نموده که آن حضرت تفسیر «حبل» به «امیرالمؤمنین» را از پیامبر اکرم نقل فرموده است.(۲۷)

شیخ عباس قمی نیز روایتی را از عالمی معتزلی با سند از رسول خدا نقل کرده که حضرت فرمود:

«فاطِمَةُ بَهْجَةُ قَلْبی وَ ابْناها ثَمَرَةُ فُؤادی وَ بَعْلُها نُورُ بَصَری وَ الاَئِمَةُ مِنْ وُلْدِها اُمَناءُ رَبّی، حَبْلٌ مَمْدُود بَیْنَه و بَیْنَ الْخَلْق، مَن اِعْتَصَمَ بِهِم نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُم هَوی؛ فاطمه سرور قلبم و دو فرزندش میوة دلم و همسرش نور چشم من است و امامان از فرزندان او، امینان پروردگارم، ریسمان پیوسته و بین او و بندگان هستند، هر کس به آنان تمسک جوید، نجات خواهد یافت و هر کس از آنان سرپیچی کند.» (۲۸)

روشن است که هر چند ممکن است ذیل کلام حضرت، مربوط به ائمه‌ای باشد که فرزندان فاطمه(س) هستند، اما یقیناً تنها آنان دارای چنین خصلتی نیستند و خود آن حضرت و همسرش علی نیز همان ریسمان بین خدا و بندگان او هستند. سپس برای جلوگیری از تفرقه، وضع گذشتة آنان را ـ که به قول بعضی از مفسران خطاب به دو قبیله اوس و خزرج در مدینه است که دهها سال با هم نزاع و خصومت داشتند (۲۹) ـ یادآوری نموده و تحولی را که به برکت هدایت الهی از سوی پیامبر اکرم نصیب آنان گردیده، گوشزد می‌فرماید:

«وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ الله عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ الله لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»

«و نعمت ‏خدا را بر خود ياد كنيد آنگاه كه دشمنان [يكديگر] بوديد پس ميان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد اين گونه خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏كند باشد كه شما راه يابيد»

خدای سبحان، وضعیت گذشتة آنان را که در آستانة سقوط در آتش بودند، متذکر می‌شود که به وسیلة پیامبر اکرم نجات یافتند.(۳۰) آن‌گاه فلسفه تبیین آیات خود را ـ و از آن جمله، یادآوری گذشتة آنان و نجاتشان به دست فرستادة خدا ـ هدایت مردم ذکر می‌کند که هدف ما از این یادآوری‌ها، خارج کردن شما از غفلت و جهالت و مشاهدة نعمت‌های بیکران الهی و شکر آن‌هاست.

8ـ لیله مبارکه

کلینی روایت مفصلی را از یعقوب بن جعفر بن ابراهیم دربارة شرفیابی عالمی نصرانی به محضر امام کاظم نقل می‌کند که از سفر طولانی خود برای آن‌که آن حضرت را ببیند و حقایقی را از زبانش بشنود، سخن می‌گفت. او پس از مطالعة تورات، انجیل و مزامیر داود و قرآن، با راهنمایی عالمی دیگر به مدینه آمده بود تا از کسی که عالم به تعالیم همة انبیاست، سؤالاتی را بپرسد. حضرت با مهر و عطوفت او را پذیرفت و در پاسخ سؤال او پیرامون قرآن، سورة دخان را تلاوت فرمود:

«حم * وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ * فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» (۳۱)

«حاء ميم * سوگند به كتاب روشنگر * [كه] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم * در آن [شب] هر [گونه] كارى [به نحوى] استوار فيصله مى‏يابد» آن‌گاه عالم نصرانی از باطن این کلمات پرسید و حضرت پاسخ فرمود: «حم» محمد است که در کتاب هود که منقوص الحروف بوده، آمده است،

و اما «الْكِتَابِ الْمُبِينِ» امیرالمؤمنین علی است

و اما «لَيْلَةٍ» فاطمه(س)

و اما «يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» یعنی خیر فراوانی از آن شب نشأت می‌گیرد.

گفتگوی نصرانی با حضرت به درازا کشید و حضرت، مسیح و مریم(س) را از زبان قرآن توصیف نمود و در نهایت مرد نصرانی مسلمان شد. (۳۲)

روایت دیگری در تفسیر فرات کوفی که در قرن سوم نگاشته شده، با ذکر سند از امام صادق نقل گردیده که حضرت در تفسیر «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» (۳۳)فرمودند: «لَیْلَة» فاطمه و «القدر» الله است. سپس افزودند:

«فَمَنْ عَرِفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِها فَقَدْ اَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر و اِنّما سُمِّیَت لاَنَّ الْخَلُقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِها»(۳۴)

«پس هر کسی که فاطمه را به درستی و کما هو حقه بشناسد، لیلة القدر را درک کرده است و فاطمه به این نام، نامگذاری شده، به خاطر آن‌که مردم از شناخت او عاجزند.»

ارباب معرفت نیز در بعضی از تفاسیر، این روایت را نقل کرده و آن را پذیرفته‌اند(۳۵) و بر اساس مبانی عرفان اسلامی «لیلة القدر» یا «لیلة مبارکة» را انسان کامل تفسیر نموده‌اند. انسان کامل در این مکتب جایگاه محوری دارد. قرآن کریم بر انسان کاملی همچون رسول خدا نازل گردید، چنان‌چه معارف فراوانی بر حجج الهی، وحی و الهام می‌شود و فاطمة زهرا(س) در این زمینه مقام والایی دارد. از نظر روایات مسلم است که جبرئیل امین بر فاطمه(س) نازل می‌شد(۳۶) ، در حالی که جبرئیل امین حتی بر ائمه نیز نازل نمی‌شد، هر چند فرشتگان دیگر به محضر آنان بار می‌یافتند.

حضرت امام خمینی نزول فرشته وحی پروردگار را از بالاترین فضایل آن حضرت می‌شمارند و می‌فرمایند:

«نزول مکرر جبرئیل بر حضرت زهرا(س) در طی هفتاد و پنج روز زندگی‌اش پس از رحلت رسول خدا دربارة ائمه هم وارد نشده، تناسبی بین روح شخص با جبرئیل لازم است تا جبرئیل نازل شود. این از بالاترین فضائل آن حضرت است و از مختصات آن حضرت.»(۳۷)

«مصحف فاطمه» که همان اخبار غیبی است که توسط علی بن ابی‌طالب نوشته می‌شد (۳۸)، محصول شرفیابی فرشتة وحی الهی بر حضرت زهراست و از افتخارات تشیع شمرده می‌شود. بر همین اساس بود که حضرت امام خمینی دربارة حضرت زهرا معتقد بودند:

«تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمة زهرا(سلام الله علیها) جلوه کرده و بوده است ... زنی که تمام خاصه‌های انبیا در اوست، زنی که اگر مرد بود، نبی بود، زنی که اگر مرد بود به جای رسول الله بود.»(۳۹)

9ـ صادق

علامه بحرانی از ابن شهر آشوب، روایتی را از طریق اهل سنت نقل می‌کند که عبدالله بن عمر اظهار داشت: این‌که خداوند متعال می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ الله» اصحاب پیامبر را به ترس از خدا فرا می‌خواند و مرادش از این‌که می‌فرماید: «وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ»(۴۰) این است که با محمد و خاندان او همراه باشید.(۴۱)

با آن‌که نافع بن ازرق که این سخن را از عبدالله بن عمر روایت کرده، از سخت‌ترین دشمنان اهل بیت پیامبر است، مع ذلک خداوند چنین سخن حقی را بر زبانش جاری ساخته است.

اهمیت این نقل با توجه به مثل معروف «الفضل ما شهد به الاعداء» بیشتر نمایان می‌شود. ابوهارون عبدی می‌گوید: با ابن عمر نشسته بودم که نافع آمد و گفت: به خدا سوگند من با علی دشمن هستم. ابن عمر به او گفت: خداوند تو را دشمن دارد. آیا بغض کسی را در دل داری که سوابق او بهتر از دنیا و مافیهاست؟! (۴۲)

10ـ عنصر الشجره

سلام خثعمی می‌گوید: «بر حضرت جعفر بن محمد بن علی وارد شده، عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! معنای کلام خداوند که می‌فرماید:

«أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ الله مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء»(۴۳) چیست؟ فرمود:

ای سلام! اصل درخت، محمد است، فرع آن علی و میوة آن حسن و حسین، شاخة آن فاطمه و شاخه‌های فرعی آن فرزندان فاطمه و امامان هستند و برگ آن پیروان و دوستداران ما خاندان هستند. هرگاه فردی از شیعیان ما از دنیا می‌رود، از این درخت برگی فرو می‌افتد و هرگاه فرزندی از دوستداران ما به دنیا می‌آید، برگ دیگری به جای آن برگ می‌روید.» (۴۴)

شبیه این روایت را با اندک تفاوتی راویان دیگری همچون ابن عقده از امام باقر نقل کرده‌اند؛ با این تفاوت که حضرت فاطمه(س) را «عنصر الشجره» و پیروان اهل بیت را «شاخه‌ها و برگ‌های درخت» شمرده است. چنان‌چه از ابن عباس نیز نظیر این بیان از جبرئیل امین خطاب به رسول خدا نقل گردیده است.(۴۵)

11ـ ذا القربی

ابوسعید خدری می‌گوید: هنگامی که آیه شریفه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ ...»(۴۶) بر پیامبر اکرم نازل شد، دخترش فاطمه را خواست و سرزمین فدک را به او عطا فرمود. در برخی از نقل‌ها افزوده‌اند که حضرت فرمود: این سهم تو و فرزندان تو است که خداوند تقسیم کرده است.(۴۷)

علاوه بر روایت فوق که توسط علمای اهل سنت نقل گردیده، در تاریخ پس از حادثة عاشورا نیز در خصوص گفتگوی امام سجاد، با پیرمرد شامی، نقل شده که حضرتش از پیرمرد شامی پرسید: آیا قرآن خوانده‌ای؟ عرض کرد: بله.(۴۸)

فرمود: نخوانده‌ای آیة «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ ...» را؟ گفت: مگر شما آن بستگان هستید که خداوند دستور داده که حقشان را ادا کنیم؟ فرمود: بله. طبرسی نیز ماجرای دیگری را نقل می‌کند که مؤید روایات یاد شده است.

عبدالرحمن بن صالح می‌گوید: مأمون به عبدالله بن موسی نامه نوشت و از او دربارة فدک سؤال کرد. او در پاسخ به این آیه استناد جست. مأمون نیز فدک را به فرزندان حضرت زهرا(س) واگذار نمود.(۴۹)

البته تفسیر «ذا القربی» به حضرت زهرا(س) اختصاص به این آیه مبارکه ندارد، بلکه حضرت امام جعفر صادق در تفسیر آیة شریفه «إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى»(۵۰) نیز «ذی القربی» را به حضرت فاطمه(س) و اولاد او تفسیر نموده است.(۵۱)

12ـ ذریّه

ابوسعید خدری از پیامبر در معنای آیه شریفه «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا»(۵۲) نقل نموده که حضرت فرمود: «مراد از «ازواجنا» خدیجه، «ذریاتنا» فاطمه، «قرة اعین» حسنین و «امام» علی است.(۵۳)

در حدیث دیگری مصداق آیه شریفه را امیرالمؤمنین شمرده چرا که آن حضرت چنین درخواستی از خداوند نمود که «پروردگارا! از همسران ما فرزندانی مرحمت فرما که خلق صالح و مایه روشنی چشم ما باشند و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده» و دعایش مستجاب شد. (۵۴)البته بنابر این معنا از آیه شریفه، «ازواجنا» بر حضرت زهرا(س) منطبق خواهد بود.

13 و 14ـ مشکوة، کوکب درّی

از دو امام بزرگوار جعفر بن محمد، صادق آل محمد و ابوالحسن به دو طریق شیعه و سنی در ذیل آیه شریفة نور «الله نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ»(۵۵)

«مشکوة» به فاطمة زهرا(س) منطبق گردیده، و آن حضرت ستارة درخشانی در آسمان زنان دنیا، زنان بهشت و زنان دو عالم «کوکب درّی بین نساء العالمین» شمرده شده است(۵۶) و جالب آن‌که برترین تعبیر در روایتی است که از طریق اهل سنت نقل شده و تنها به ذکر این نقل از امام اکتفا می‌کنیم:

ابن المغازلی شافعی از طریق اهل سنت از اباالحسن نقل می‌کند که فرمود:

«الله نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ» یعنی فاطمه «فِيهَا مِصْبَاحٌ» یعنی حسن و حسین «فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ» فاطمه ستاره درخشان زنان دو عالم است «يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ» ابراهیم «لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ» یعنی نه یهودی و نه نصرانی «يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ» یعنی نزدیک است که علم از آن بجوشد «لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ» یعنی امامی بعد از امام دیگر «يَهْدِي الله لِنُورِهِ مَن يَشَاء» یعنی(۵۷) خداوند هر کس را که بخواهد به ولایت ما هدایت می‌کند.

15ـ بحر

علامة بحرانی دوازده روایت که بعضی از آن‌ها از طریق اهل سنت نقل شده، ذکر می‌کند که مراد از «بحرین» در آیه شریفه «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ * بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لا يَبْغِيَانِ»(۵۸) علی و فاطمه هستند که هیچ گاه بر یکدیگر بغی و سرکشی نمی‌کنند. (۵۹)در بعضی از این روایات «برزخ» بر پیامبر اکرم تفسیر شده است؛ بدین معنا که آن حضرت، مانع سرکشی آن‌هاست ولی روشن است که چنین معنایی با شخصیت والای دو بزرگوار که معصومند، سازگار نیست. از این رو در تفسیری که از ابن‌عباس نقل شده، برزخ میان آن دو، مهر و محبتی دانسته شده که از بین رفتنی نیست و همین مهر و محبت مانع سرکشی هر کدام نسبت به دیگری است، چنان‌چه بعضی از روایات «بحرین» را دو دریای علم علی و حلم زهرا(س) تفسیر نموده‌اند. (۶۰)

پی نوشت ها

۱. سوره آل عمران، آیه 61.

۲. المیزان، ج3، ص222.

۳. مجمع البیان، ج1، ص762؛ اسباب النزول، ص67.

۴. تفسیر البرهان، ج1، ص290.

۵. تفسیر جلالین، جلال الدین سیوطی و جلال الدین محمد بن احمد، ص77، دارالمعرفة، بیروت.

۶. مجمع البیان، ج1، ص762.

۷. تفسیر کبیر، ج1، ص85.

۸. تفسیر البرهان، ج1، ص292.

۹. ر.ک به تفسیر البرهان، ج1، ص286 تا 291 نورالثقلین، ج1، ص349، ح163.

۱۰. تفسیر کبیر، ج8، ص85.

۱۱. الکلمة الغراء فی تفضیل الزهرا،‌ص44.

۱۲. سوره مجادله، آیات 2 و 3، آل عمران، آیه 81 و بقره، آیه 219.

۱۳. تفسیر راهنما، اکبر هاشمی رفسنجانی، ج3، ص471.

۱۴. سوره نساء، آیه 113.

۱۵. «و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را به راه راست درآورديم و نوح را از پيش راه نموديم و از نسل او داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را [هدايت كرديم] و اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم * و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را كه همه از شايستگان بودند» سوره انعام، آیه 84 و 85.

۱۶. تفسیر کبیر، ج8، ص86.

۱۷. همان. . سوره حمد، آیه 6.

۱۸. سوره آل‌عمران، آیه 101.

۱۹. سوره انعام، آیه 87.

۲۰. تفسیر البرهان، ج1، ص52. در «شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازلة فی اهل البیت» تألیف حاکم حسکانی با سند از ابی بریده نقل می‌کند که معنای «صراط مستقیم»، صراط محمد و آل محمد است. ج1، ص74، تحقیق محمد باقر بهبودی، چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

۲۱. «راه آنان كه گرامى‏شان داشته‏اى» سوره حمد، آیه 7.

۲۲ . تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج1، ص28.

۲۳. «زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته...» سوره نساء، آیه 69.

۲۴. مجمع البیان، ج1، ص30.

۲۵. «و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد» سوره آل عمران، آیه 103.

۲۶. مجمع البیان، ج2، ص483.

۲۷. تأویل الآیات الظاهرة، ص123، به نقل از غیبت نعمانی، باب2.

۲۸. سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص193.

۲۹. تفسیر قمی، ج1، ص108.

۳۰. تفسیر البرهان، ج1، ص307.

۳۱. سوره دخان، آیه 1 تا 4.

۳۲. همان، ج4، ص157 تا 159.

۳۳. «ما [قرآن را] در شب قدر نازل كرديم» سوره قدر، آیه 1.

۳۴. تفسیر فرات کوفی، ص582، طبع حیدریه نجف اشرف.

۳۵. تعلیقات حکیم مولی علی نوری بر تفسیر صدرالمتألهین شیرازی، ج6، ص358.

۳۶. مسند فاطمه زهرا(س)، شیخ عزیز الله عطاردی، ص281، (به نقل از کافی).

۳۷. صحیفه نور، ج19، ص278، سخنرانی مورخه 11/12/64.

۳۸. در مسند فاطمه الزهرا(س) روایاتی از کافی در این باره از امام صادق نقل شده است. ص 282 به بعد.

۳۹. صحیفه نور، ج6، ص185، سخنرانی مورخه 26/2/58.

۴۰. سوره توبه، آیه 119.

۴۱. فاطمة الزهراء فی القرآن، سید صادق حسینی شیرازی، ص102، طبع مؤسسه الفکر الاسلامی (به نقل از غایة المرام).

۴۲. شواهد التنزیل، ج1،‌ص163.

۴۳. سوره ابراهیم، آیه 24.

۴۴. شواهد التنزیل، ج1، ص406.

۴۵. ر.ک به تفسیر قمی، ج1، ص369 و تفسیر مجمع البیان، ج3، ص312.

۴۶. سوره اسراء، آیه 26.

۴۷. شواهد التنزیل، ج1، ص441.

۴۸. فاطمة الزهراء فی القرآن، ج1، ص135 (به نقل از غایة المرام).

۴۹. مجمع البیان، ج3، ص411.

۵۰. «در حقيقت‏خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏دهد» سوره نحل، آیه 90.

۵۱. تفسیر فرات، ص82.

۵۲ . «و كسانى‏اند كه مى‏گويند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان» سوره فرقان، آیه 74.

۵۳. شواهد التنزیل، ج1، ص539.

۵۴. تأویل الآیات الظاهرة، ص381.

۵۵ . «خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت‏ خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‏شود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏» سوره نور، آیه 35.

۵۶ . تفسیر البرهان، ج3، ص136.

۵۷. همان، حدیث 15.

۵۸ . «دو دريا را [به گونه‏اى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند * ميان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى‏كنند» سوره الرحمن، آیه 19 و 20.

۵۹. تفسیر البرهان، ج4، ص265.

۶۰ . همان.

ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 3 اردیبهشت، 1391 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"سیمای فاطمه (س) در قرآن - 3" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 2 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: سیمای فاطمه (س) در قرآن - 3 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : جمعه، 8 اردیبهشت، 1391
مقاله محققانه ای بود. از استاد محترم تشکر می کنم. یکی از علاقمندان


[ ارسال جوابیه ]


Re: سیمای فاطمه (س) در قرآن - 3 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : جمعه، 8 اردیبهشت، 1391
السلام علیک یا فاطمه الزهرا ، یا بنت رسول الله


[ ارسال جوابیه ]