چهار شنبه 2 خرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
اقتدار «مرجعیت» و بقای «نظام اسلامی»
مقاله

   حوزه در سطوح مختلف به لحاظ رسالت دينى خود همواره در حفظ و حراست از احكام و معارف دين، و مراقبت از ايمان و حقوق مسلمانان مظلوم عالم بالاخص شيعيان پيشتاز بوده و در اين راه - لااقل در پنجاه سال اخير - ايثار و فداكارى و تلاش و مجاهدات فراوانى كرده و شخصيت‏هاى وارسته‏اى را تقديم اسلام نموده است. اوج اين ايثارها و مجاهدت‏ها و جانفشانى‏ها در انقلاب اسلامى به رهبرى حضرت امام خمينى به چشم مى‏خورد. كارنامه اين مركز «فقه و فقاهت» و مهد «علم و معنويت» در مجموع كارنامه‏اى درخشان و در خور تقدير است. مطالعه تاريخ معاصر هر شخص منصفى را به اين واقعيت رهنمون مى‏كند.

   در اين ميان، نقش «نهاد مرجعيت» به عنوان «پايه و ستون اين خيمه» نقشى برجسته و غرور آفرين بوده است. اگر پيروزى اين انقلاب عظيم را يكى از ثمرات گرانبهاى اين نهاد بنيادين بشماريم، سخنى به گزاف نگفته‏ايم. نقش امام خمينى از دهه چهل به بعد در ابعاد گسترده و نيز نقش مراجع معظم تقليد در جهت حمايت و پشتيبانى از حركت عظيم آن بزرگ مرد به عنوان پرچمدار اسلام در دوران حاضر، سهمى بسيار مهم در پيروزى انقلاب و استقرار نظام مقدس جمهورى اسلامى داشته است. كارنامه اين نهاد و غالب شخصيت‏هاى متعهد و وارسته‏اى كه در اين جايگاه قرار داشته‏اند، در دفاع از حريم دين در برابر انواع هجوم‏ها و دشمنى‏ها، كارنامه‏اى درخشان و غيرقابل انكار است.

  رسالت حوزه و در رأس آن نهاد مرجعيت پس از استقرار نظام اسلامى در حمايت و پشتيبانى از اين نظام براى حاكميت ارزش‏ها و احكام اسلامى و مقابله با آفات و دشمنى‏هاى داخلى و خارجى و انحرافات تبلور يافت. حوزه‏هاى علميه كه بهاى سنگينى براى استقرار اين نظام و بر دوش گرفتن مسئوليت‏هاى سنگين آن پرداخته‏اند، همواره در قبال سرنوشت اين نظام، احساس مسئوليت كرده و مى‏كند. به طورى كه اكثر مراجع سلف (رضوان الله عليهم) و مراجع حاضر (كثر الله امثالهم) همچون امام راحل عظيم‏الشان و رهبر معظم انقلاب حفظ اين نظام را از اهم امور شمرده و مى‏شمارند و هر اقدامى را كه به تضعيف آن بيانجامد، ناروا و گناه دانسته و مى‏دانند. حوزه‏هاى علميه اعم از فضلاء، اساتيد، بزرگان و مهمتر از همه مراجع معظم تقليد حمايت از اين حكومت الهى را كه «ثمره گرانبهاى درخت تناور حوزه» است، وظيفه خود مى‏دانند و نسبت به آنچه در جامعه مى‏گذرد، احساس وظيفه مى‏كنند.

   مراجع تقليد به عنوان اركان حوزه كه رسالتى دينى برعهده دارند، على‏رغم ميل بعضى از اشخاص و جريانات سياسى، هيچ گاه خود را در حد حمايت يا مقابله با اين گروه و آن گروه، يا اين شخص و آن شخص تنزل نداده و نمى‏دهند. هر چند ممكن است در مقطعى يك موضعگيرى به نفع اين يا آن تلقى شود. كسانى كه مسئوليت سنگين «تكاليف شرعى» مردم را برعهده گرفته‏اند، هرگز براى دنياى ديگران و خوشايند اين و آن موضعگيرى نمى‏كنند.

   شناخت اين جايگاه و قدرت منزلت شخصيت‏هايى كه در اين جايگاه قرار دارند، وظيفه همه فعالان صحنه سياست است. برخورد گزينشى با موضعگيرى‏هاى آنان، تحسين آنچه مطابق ميل ما بگويند و سكوت و يا تخطئه آنچه كه مخالف ميل ما بگويند، برخوردى دور از منطق عقل و شرع است. حضور آگاهانه شخصيت‏هايى در اين سطح در متن حوادث و اظهار نظر پيرامون آنچه در جامعه مى‏گذرد، نعمت بزرگ الهى است، هر چند كسى ادعا نمى‏كند لزوماً تمام موضعگيرى‏ها صحيح و بى‏نقص بوده است. اما اصل چنين احساس مسئوليتى در مراجع معظم تقليد مبارك بوده و مايه اميد و اطمينان مردم و علاقمندان به اسلام و انقلاب شمرده مى‏شود.

   از اين همه تأكيد بر اين مطلب، در جامعه‏اى كه فقيهى جامع‏الشرايط به عنوان رهبر در رأس نظام قرار دارد، نبايد «تضعيف يا ناديده انگاشتن نقش رهبری» توهم شود، بلكه چنين احساسى در مراجع تقليد و ورود به صحنه‏هاى مختلف عنداللزوم در جهت حمايت يا احياناً نصيحت و انتقاد از مسئولان، تقويت نظام و رهبرى است، چرا كه بين حوزه و نظام و بين مراجع و رهبرى جدايى وجود ندارد، آنان نظام و رهبرى را از خود مى‏دانند، چنانكه نظام و رهبرى، حوزه را از خود مى‏داند. همه آنان آرزوى روزى را داشتند كه فقيهى عادل و مدير و مدبّر، اداره امور جامعه را برعهده بگيرد. ب

  نابراين زمزمه‏هايى چون «استفاده ابزارى از مراجع» گذشته از اينكه نوعى اهانت را در بطن خود دارد، دور از واقعيت است. چرا كه اكثريت آنان كه به «تقوا و عدالت» شهره‏اند جز بر اساس «احساس تكليف شرعى» اظهار نظر نمى‏كنند.

   استقبال از اظهار نظر اين عزيزان از سوى مسئولان و دست‏اندركاران نظام ، آنان را به «ارائه ارشادها و راهنمائى‏هاى دلسوزانه» كه هيچكس از آن بى‏نياز نيست، و «حمايت از نظام» و «تشويق مردم به پشتيبانى از نظام» دلگرم مى‏كند.

  دوستان و علاقمندان به اسلام و انقلاب به هوش باشند كه كسانى در اين جامعه «اقتدار حوزه و نهاد مرجعيت» و حضور مراجع را در صحنه نمى‏پسندند و براى انزواى آنان تلاش مى‏كنند، چرا كه حضور قوى مراجع به عنوان حاميان انقلاب اسلامى و اركان آن، ضامن بقاى انقلاب و نظام اسلامى و سدّى در برابر توطئه‏هاى دشمنان داخلى و خارجى است. اگرمسوولان نظام از ابتدا ارتباط با حوزه و مراجع تقليد را به حق وجهة همت خود قرار داده، همه نيز بايد به اين اصل احترام گذاشته و از حضور مراجع و اظهار نظرهاى آنان استقبال کنند و آنان را متعلق به همه ملت بدانند.                                                                                                 

                                                                                                                                                   2/8/1387

ارسال شده در مورخه : جمعه، 18 تیر، 1389 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"اقتدار «مرجعیت» و بقای «نظام اسلامی»" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 1 نظر | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: اقتدار «مرجعیت» و بقای «نظام اسلامی» (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 26 تیر، 1389
با سلام ، مراجع عظام بايد بصورت يكپارچه عمل كنند تا نتيجه بگيرند.در اين صورت كسي جرات نميكند انان را مورد هتك قرار دهد.


[ ارسال جوابیه ]