سید جواد ورعی - امر به معروف و نهی از منکر (11) 
 
 
          سه شنبه 30 مرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
امر به معروف و نهی از منکر (11)
درس

                                              

                                                   وجوب نهی از منکر در قرآن(۸)

   

        

      آیه هشتم:

     (فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ)

     در این آیه از نجات گروهی از پیشینیان خبر می‌دهد که از فساد در زمین نهی می‌کردند و همین امر عامل نجات آن‌ها شد. و ستمگران نیز گرفتار عذاب الهی شده و به خاطر فساد در زمین یا سکوت در برابر مفسدان در زمین نابود شدند.

    سپس می‌افزاید: (وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُون) (۱) خداوند قوم و ملتی را که به دنبال اصلاح جامعه باشند، به ستم هلاک نمی‌سازد.

    معلوم می‌شود  اقوامی که در گذشته هلاک شدند، خودشان عامل هلاکتشان بوده و به دنبال اصلاح جامعه نبودند. شیخ طوسی، امین الاسلام طبرسی از این آیه «وجوب نهی از منکر» را استفاده کرده‌اند. (۲)



                                                                               **********

   

    تقریب استدلال به آیه

   از اینکه «نهی از فساد در زمین» عامل نجات عده‌ای بوده و فساد یا سکوت در برابر مفسدان سبب هلاکت، معلوم می‌شود نهی از منکری مانند فساد در زمین واجب است، والا کسی به خاطر ترک کار مستحب و غیر واجب هلاک نمی‌شود. و کسی صرفا به خاطر التزام به فعلی غیر واجب و غیر مهم از میان قوم و ملتی استثنا نمی‌گردد و از هلاکت رها و نجات نمی‌یابد.

   پس آیه شریفه بر «وجوب نهی از منکر»، البته منکر مهمی چون فساد در زمین در امت‌های گذشته دلالت می‌کند. و چون احکام شرایع پیشین بر پیروان اسلام هم واجب است مگر آن‌ که دلیلی بر نسخ بعضی از آن‌ها وجود داشته باشد، بنابر این «نهی از فساد در زمین» بر مسلمانان هم واجب است والا مثل پیشینیان اسباب هلاکت خویش را فراهم می‌کنند.

   شبیه همین آیه، در سوره مبارکه اعراف آمده، می‌فرماید:

    (فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ)(۳)

   در این آیه نیز از نجات گروهی از اقوام گذشته خبر داده که به خاطر «نهی از بدی» از عذاب الهی نجات یافتند. به نظر می‌رسد همان تقریب در باره آیه قبلی در باره همین آیه نیز صادق باشد. با این تفاوت که در آن آیه «نهی از فساد در زمین» عامل نجات بود ولی در این آیه «نهی از مطلق سوء و بدی».

    اما قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد نهی از هر کار زشت هر چند صغیره مورد نظر نیست، بلکه نهی از اعمال زشتی که سبب هلاکت قوم و ملتی می‌شود مثل ظلم و ستم، و اعمالی که خداوند به خاطر ترک نکردن آن‌ها قومی را مسخ کرده و به شکل میمون طرد شدند. مگر آن که گفته شود: وقتی گروهی نسبت به گناهان صغیره حساسیت نشان داده و مرتکبان آن‌ها را نهی کنند، نسبت به گناهان بزرگتر مثل ظلم و ستم حساسیت بیشتری خواهند داشت.

   آیه شریفه از سرنوشت بنی‌اسرائیل سخن می‌گوید که گرفتار عادات زشت و نافرمانی و حتی قتل فرستادگان الهی بودند.

 

                                                      «فتنه» از نگاه قرآن کریم

       آیه نهم:

     (وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ الله شَدِيدُ الْعِقَابِ)(۴)

  

    در این آیه خداوند سبحان مومنان را از فتنه‌ای برحذر می‌دارد که آثار و پیامد‌های سوء آن تنها گریبان‌گیر ستمگران نمی‌شود، بلکه همگان اعم از نیک و بد را فرا می‌گیرد.

   علامه طباطبایی با توجه به آیات پیشین، مقصود از فتنه را «اختلاف و نزاع و درگیری در میان امت اسلامی» دانسته که در صورت گسترش هیچ کس از عوارض آن در امان نخواهد بود. از این رو، قرآن از سکوت و بی‌تفاوتی در برابر چنین فتنه‌ای هشدار می‌دهد.

   نهی از منکر یکی از راه‌های جلوگیری از بروز و گسترش این فتنه است.

   پس آیه شریفه بر وجوب نهی از منکر دلالت دارد که بر عهده آحاد جامعه اسلامی است. (۵)

   ولی همان‌طور که در خصوص آیات قبلی یادآور شدیم و برخی از فقهای معاصر (۶) نیز در باره استدلال علامه طباطبایی یادآور شده‌اند،‌ آیه تنها بر وجوب نهی از پاره‌ای از «منکرات بزرگ اجتماعی» دلالت می‌کند، نه «مطلق منکرات».

 

   جمع بندی و نتیجه‌گیری

   آیات نه‌گانه‌ای که در این بخش مورد بحث قرار گرفت، از نظر نوع و میزان دلالت بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر متفاوت بودند.

   برخی بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر ـ بر عموم مردم یا گروهی خاص ـ دلالت داشتند مانند: آیات یکم و سوم

   ـ برخی تنها وجوب آن را بررسول خدا اثبات کرده و دلالت آن بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر بر دیگران با دشواری‌هایی روبرو بود. مانند آیه پنجم.

   ـ برخی آیات وجوب «امر به معروف و نهی از منکر» و برخی تنها «وجوب نهی از منکر» را بر امت‌های گذشته اثبات می‌کرد که به ضمیمة اصل «بقای احکام شرایع گذشته تا پس از ظهور اسلام جز احکامی که دلیلی بر نسخ آن‌ها وجود داشته باشد»، می‌تواند وجوب آن را بر مسلمانان هم اثبات کند. مانند آیات چهارم، ششم و هفتم.

    ـ برخی نیز تنها «وجوب نهی از منکر بزرگ و خاص» را اثبات می‌کرد مانند آیات هشتم و نهم.

   ـ برخی هم چون در مقام تشریع وجوب امر به معروف نبودند، دلالتشان را بروجوب نپذیرفتیم، مانند آیه دوم.

    در نتیجه، وجوب امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم بسیار واضح و روشن است و هیچ تردیدی در آن وجود ندارد و این فریضه از جایگاه مهمی در کلام وحی برخوردار است.

    پی نوشت ها:

    1. هود، آیه116.

    2. ر.ک: تبیان، ج6، ص81؛ مجمع البیان، ج5، ص308؛ ارشاد الاذهان الی تفسیر القرآن، ص240.

    3. اعراف، آیه165.

    4. انفال، آیه25.

    5. ر.ک، المیزان، ج9، ص48ـ49.

    6. سید محمد خرازی، پیشین، ص21.

ارسال شده در مورخه : جمعه، 22 بهمن، 1389 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد درس
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه درس:
امر به معروف و نهی از منکر (1)


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"امر به معروف و نهی از منکر (11)" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .