سه شنبه 1 خرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
حساسیّت امام به «بازی با ملت» (2)
مقاله

 

  اين تجربه گرانسنگ و در عين حال تلخ بايد درس عبرتي مي بود تا مردم فريب حقه بازان و قدرت طلبان را در عرصه هاي سياسي نخورند. كساني كه نه «سابقه روشني» داشتند كه مردم با اتكاي به آن به ايشان اعتماد كنند، و نه رفتار و گفتارشان حاكي از «صداقت و سلامت نفس» بود تا با استناد به اين سيره بتوان سرنوشت مملكت را به آنان سپرد، بار ديگر مردم را فريفتند و با شعارهاي فريبنده سرمايه هاي انساني و ملي اين سرزمين را يكجا حراج كردند و در نهايت پس از سال ها هويت واقعي خود را برملا ساختند تا بالاخره بسياري از مردم متوجه شدند كه بار ديگر بازي خورده اند.

 

  مجتهدان و صاحب نظران «مقلّد»

  مردم عادي استدلالشان اين است كه «ما به شخصيت هاي شناخته شده مذهبي و سياسي اعتماد كرديم و بر ما حرجي نيست.» اين استدلال هرچند نمي تواند حجت شرعي باشد، چرا كه بسياري از شخصيت هاي مذهبي و سياسي هم بودند كه نسبت به اين جريان هشدار دادند.

  اما اين ماجرا يك دستاورد ارزشمند نيز داشت و آن اين كه نبايد به راحتي به تشخيص شخصيت هاي مذهبي و سياسي هم اعتماد كرد. بسياري از علماي ديني به رغم آن كه در امور ديني «صاحب نظر»ند اما در امور اجتماعي و سياسي «مقلّد»ند. نبايد پنداشت كه هر عالمي و هر شخصيت اجتماعي و هر خطيب و منبري در موضوعي كه اظهار نظر مي كند، تخصص دارد و بدون تحقيق مي توان سخن او را پذيرفت، بگذريم از اين كه در بسياري از موضوعات بين صاحب نظران هم اختلاف است.

 



  يكي از مشكلات دوران مشروطه «فقدان تخصص لازم در علما» بود، و بسياري از آنان به رغم اظهار نظر در باره موضوعات اجتماعي و سياسي، از شناخت درست مسائل، موضوعات و افراد ناتوان بودند. علامه نائيني در كتاب نفيس خود در دفاع از مشروطه براي نمايندگي مردم در «مجلس شوراي ملي» سه شرط لازم مي دانست كه نخستين آن «مجتهد بودن در فن سياست، حقوق مشتركه بين الملل و اطلاع بر دقائق و خفاياي حيل معموله بين الدول و خبرت كامله به خصوصيات وظائف لازمه و اطلاع از مقتضيات عصر» بود كه با «انضمام به فقاهت هيئت مجتهدين منتخبين براي تنقيض آراء و تطبيقاتش بر شرعيات» غرض تأمين خواهد شد. (ر.ك: تنبيه الامه و تنزيه المله، ص124، بوستان كتاب، 1382)

  در اين عبارت كوتاه بر چند نكته مهم تكيه شده:
1. اجتهاد در فن سياست
2. صاحب نظر بودن در حقوق بين الملل
3. اطلاع از ترفندهاي رايج در دنياي سياست
4. آگاهي كارشناسانه از وظايف نمايندگي
5. اطلاع از مقتضيات زمان

  براستي اگر نمايندگان مجلس در عصر مشروطه از چنين ويژگي هايي برخوردار بودند، نهضت مشروطه به چنان سرنوشتي دچار مي شد؟
«مجتهد بودن در فن سياست» همان است كه امام خميني آن را يكي از شرايط مجتهد در عرصه هاي اجتماعي و سياسي شمرده و كسي را كه قدرت شناخت درست جامعه و افراد سالم از ناسالم را ندارد، مجتهد نمي دانستند. عبارت ايشان چنين است:
«يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه‏ها هم باشد ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد و به‏طور كلى در زمينه اجتماعى و سياسى فاقد بينش صحيح و قدرت تصميم گيرى باشد، اين فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نيست و نمى‏تواند زمام جامعه را به دست گيرد.» (صحيفه امام، ج‏21، ص176 )

  با اين وصف چگونه مي توان تشخيص كسي را كه صرفا در فقه يا فلسفه يا علوم ديگر مهارت دارد و از بينش كافي سياسي و اجتماعي برخوردار نيست و كارنامه گذشته او گواه بر اين مطلب است، ملاك قرار داد و با سپردن قدرت به افراد ناشناخته با سرنوشت كشور بازي كرد؟! كساني كه براي جلب نظر مردم در تعريف از افراد يك روز آن قدر غلوّ مي كنند، كه گويي فلان شخص از آسمان افتاده و براي نجات ملت مبعوث شده، و روز ديگر او را به خاطر يك تخلف، هر چند بزرگ، در حدّ شرك به خدا تنزّل مي دهند، در عرصه هاي اجتماعي و سياسي مجتهد و صاحب نظرند؟!

  از نظر امام ویژگی دیگری که در علما وجود دارد، «سادگی و صفای نفس» است که به راحتی تحت تأثیر اخبار و گزارش ها قرار گرفته و به زودی اظهار نظر می کنند. می فرمود:
«يك كسى مى‏رود يك چيزى به آن ها مى‏گويد آنها هم باورشان مى‏آيد. آقايان ديگر هم همين طورند. با سلامت نفسى كه دارند باورشان مى‏آيد. بايد آقايان فكر بكنند كه هر كس آمد هر چى زد، بايد از اول حمل بر فساد بكنند كه اين مى‏خواهد يك كارى بكند. امروز كه فساد زياد است، حمل به صحت صحيح نيست، كه هر كه آمد خيال كنيم راست مى‏گويد.» (همان، ج18، ص254)

  «بيداري ملت» مانع «بازي خوردن»

  امام خميني تنها مانع بازي خوردن از بازيگران سياسي را «بيداري ملت» مي دانستند كه در پرتو بيداري علما و نخبگان امكان پذير است. اگر علما ، مديران و معلمان جامعه دغدغه تربيت مردمي رشيد و آگاه و بيدار را داشته باشند، مردم فريب قدرت طلبان و بند بازان سياسي را نمي خورند، گرچه ممكن است در عرصه هايي هم اشتباه كنند ولي تا اشتباه نكنند و تجربه كسب ننمايند، رشد پيدا نمي كنند. نبايد به بهانه آن كه مردم قدرت تشخيص ندارند، آنان را محجور فرض كرد و «از جانب آنان سخن گفت»، «براي آنان تصميم گرفت» و «به جاي آنان انتخاب كرد»؛ چرا كه در اين صورت هيچ گاه رشد نخواهند كرد و به «ملتي رشيد» كه روي پاي خود بايستند، تبديل نخواهند شد.
امام خميني يكي از عوامل ناكامي رژيم پهلوي در برابر نهضت را «بيداري مردم» مي دانستند.(همان، ج3، ص309) چنان که «اتحاد و یکپارچگی و حضور آگاهانه آنان را در صحنه» عامل ناکامی دشمنان داخلی و خارجی ارزیابی می کردند.

  واقعیت آن است که مردم بيدار و هوشيار را نمي توان فريفت و بر گرده شان سوار شد. و ملت متحد و یکپارچه و آگاه و حاضر در صحنه را نمی توان شکست. به راستي چرا در سال هاي اخير بازار رمالان، معركه گيران، شيادان و حقه بازان براي سركيسه كردن مردم رونق يافته؟ چرا مدعيان ارتباط با امام زمان و انتقال سفارش هاي حضرت به عوام الناس بيشتر شده؟ چرا جلسات سطحي مذهبي و مداحي از مجالس علمي مذهبي پر رونق تر شده؟ چرا سخن يك مداح و مرثيه خوان از سخن يك عالم شناخته شده ديني و مرجع تقليد در عرصه هاي اجتماعي و سياسي برد بيشتري پيدا كرده؟!

  آيا جز اين است كه طيف وسيعي از مردم از رشد كافي برخوردار نيستند و به راحتي فريب مي خورند و قدرت تشخيص ندارند؟ آيا نگاه داشتن مردم در اين سطح زيبنده نظامي است كه وجهه فرهنگي آن غلبه داشته و رهبر كبير انقلاب آنان را بهتر از مسلمانان صدر اسلام توصيف مي كرد؟ آيا نبايد نسبت به سرمايه گذاري ها در عرصه هاي فرهنگي تجديد نظر كرد؟ آيا نبايد نگاهمان را نسبت به «مقوله رشد و آگاهي ملت» تغيير دهيم؟ آيا ا«اطاعت بي چون و چرا»، نشانه رشد ملت است يا پيروي آگاهانه و همراهي با نظام و نظارت بر دولتمردان و مراقبت از كج روي ها نشانه رشد و آگاهي است؟

   آيا امام كه مردم را به نظارت بر دولتمردان تشويق مي كرد و مي فرمود: « همه ملت موظفند كه نظارت كنند بر اين امور. نظارت كنند اگر من يك پايم را كنار گذاشتم، كج گذاشتم، ملت موظف است كه بگويند پايت را كج گذاشتى، خودت را حفظ كن» (همان، ج8، ص5) دليل بر آن نيست كه مردم بايد به قدري آگاه، رشيد و هوشيار باشند كه حتي بتوانند خطاها و لغزش ها را در اين سطح تشخيص داده و عکس العمل مناسب نشان دهند ؟

  امام خميني معيار داوري نسبت به افراد و جريانات سياسي را «عمل و رفتار» آنان مي دانست، نه «سخن و ادعاي» آنان، به مردم هشدار مي داد:
«بايد توجه داشته باشد اين ملت كه گول نخورد از اينهايى كه براى اسلام دارند سينه مى‏زنند. ببينند اعمالشان چيست. ببينند اينهايى كه مى‏گويند «اسلام»، آيا در عمل هم اين طورى هستند يا ..... با اسم «اسلام» مى‏خواهند از بين ببرند اسلام را. و لعلّ دزدهاى سر گردنه هم اسم اسلام روى خودشان مى‏گذارند، لكن دزدى مى‏كنند. بايد ما با اسم گول نخوريم، ببينيم چه مى‏كند، ببينيم سابقه اين چيست، ببينيم كتاب هايى كه اينها مى‏نويسند محتوايش چيست، ببينيم تبليغاتى كه اين ها مى‏كنند، چه تبليغ مى‏كنند. مجرّد اينكه بگويد من مسلمم كه فايده ندارد با ادعا. الآن همه مى‏گويند ما مسلميم، همه مى‏گويند ما انقلابى‏ايم، كسى نيست كه بگويد من انقلابى نيستم.» (همان، ج12، ص464)

  آيا شعار هاي اول انقلاب را سر دادن براي داوري نسبت به صداقت افراد و جريانات سياسي كافي است؟ آيا «شعار عدالت دادن» نشانه «پاي بندي به عدالت» هم هست؟ آيا «زنده كردن شعارهاي اول انقلاب» ولي «عدم پاي بندي» به آن ها خدمت به انقلاب است يا خيانت؟ اگر كسي شعار عدالت ندهد و تلاشي هم براي برقراري عدالت نكند خيلي بهتر است از كسي كه شعار عدالت دهد ولي آن را زير پاگذارد. چرا كه عوارض منفي دومي به مراتب بيشتر از عوارض منفي اولي است.

  آنان که در سال های اخیر با ایراد اتهامات ناروا و زدن انگ های گوناگون مردم را تکه تکه کردند، و در صفوف ملت رخنه نموده و بذر نفرت و دشمنی میان مردم پاشیدند، به انقلاب خدمت کردند؟ آنان که جز خود را نمی بینند و گمان می کنند که «جماعتی برگزیده» و «تافته ای جدا بافته» اند و هر که را در ردیف آنان نیست، رمی کرده و برای «اثبات» خود دیگران را «نفی» می کنند، به نظام و انقلاب خدمت می کنند؟

  به باور نويسنده راه برون رفت از وضعيت موجود «بازگشت به راه و منش امام»، «پاي بندي به اصول اخلاقي»، «صداقت با ملت و پرهيز از بازي دادن آنان»، «اجتناب از انحصار طلبي از سوي همه جريانات سياسي» و «حضور همه نيروهاي دلسوز به نظام و انقلاب با سلائق مختلف در عرصه خدمت و فعاليت» است.

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 4 خرداد، 1390 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


" حساسیّت امام به «بازی با ملت» (2)" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 3 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: حساسیّت امام به «بازی با ملت» (2) (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 7 خرداد، 1390
بسمه تعالي با سلام استفاده كرديم. بخصوص از استنادات. موفق باشيد.


[ ارسال جوابیه ]


Re: حساسیّت امام به «بازی با ملت» (2) (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : دوشنبه، 9 خرداد، 1390
بسمه تعالي ضمن عرض سلام و خسته نباشيد نوشتن نام خداوند متعال در ابتداي هر مقاله بر ارزش مقاله وزين شما مي افزايد. با آرزوي توفيق


[ ارسال جوابیه ]


Re: حساسیّت امام به «بازی با ملت» (2) (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 21 خرداد، 1390
آیا میدان دادن به افرادی که مردم را با خواب و خیال و خرافات مشغول می کنند نشان نمی دهد که برخی نمی خواهند مردم بیدار و هوشیار و اهل تعقل و فهم و درک باشند تا در صورت لزوم بتوانند آن هارا بازی بدهند؟ خیلی متشکرم از این مقاله جالبتان و نقل بیانان امام.


[ ارسال جوابیه ]