سید جواد ورعی - از قم تا نجف اشرف ـ 1 
 
 
          شنبه 27 مرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
از قم تا نجف اشرف ـ 1
مقاله

 


                                               

                                                گزارش سفر علمی ـ فرهنگی و زیارتی به عتبات عالیات (۱)

                                                                              فروردین 1388


 

 

 

   مقدمات سفر

  در ماه رمضان سال 1429 ق برابر با شهریور سال 1387، صدیق عزیز ، جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای رضا مختاری از یک میهمانی برای افطاری در منزلشان خبر داد و این‌که با حضور جمعی از دوستان دربارة سفر به عتبات عالیات تصمیم گیری خواهد شد. در منزل ایشان با چهره‌های آشنا و نا آشنا مواجه شدم ،حضرات حجج اسلام و آقایان سید محمد رضا جلالی، معراجی، محمد تقی سبحانی، محمد سروش محلاتی، میرزایی، زمانی‌نژاد که هر کدام به نوعی با کتاب و کتابشناسی و پژوهش و تحقیق آشنا بودند، مدرس، محقق، کتابشناس و خلاصه همگی اهل علم و دانش.

  وجه مشترک افرادی که برای این سفر در نظر گرفته شده بودند، همکاری با «مؤسسه کتابشناسی شیعه» بود که با مسئولیت آقای رضا مختاری در سال‌های اخیر تأسیس شده و تهیه و تدوین دانشنامة بزرگ آثار شیعه را پی گیری می‌کند.

  پس از صرف افطار دربارة اهداف و ابعاد سفر صحبت شد و مقرر گردید که علاوه بر زیارت عتبات عالیات، ملاقات با مراجع عظام و شخصیت‌های علمی حوزوی و دانشگاهی، بازدید از حوزات علمیه و مراکز علمی دیگر، کتابخانه‌ها، مراکز تحقیقاتی و پژوهشی، مراکز نگاهداری مخطوطات و میراث اسلامی در برنامه سفر گنجانده شود. پی گیری مقدمات سفر قاعدتاً برعهدة آقای مختاری و همکارانشان و نیزجناب آقای معراجی بود.

  ماه‌ها گذشت و خبری از سفر نشد تا آن‌که در زمستان بار دیگر زمزمة سفر برخاست. النهایه، مقرر شد که پیش از ایام تعطیلات نوروز سفر انجام شود. یکی، دو تن از دوستان تنها برای یک هفته قبل از تعطیلات اعلام آمادگی کردند، ولی مقدمات سفر مثل تهیه ویزا برای همگان آماده نشد تا آن‌که بعد اللّتیا و الّتی، صبح روز 4 شنبه 19 فروردین خبر دادند که صبح فردا 5 شنبه 20 فروردین، ساعت 7 صبح به سمت نجف پرواز خواهیم کرد.

  ما که بخاطر همین بلاتکلیفی از سفر به مشهد مقدس بازمانده بودیم، به ناچار برای رفع خستگی چند روزی به تهران ، چند روزی به یزد و روستای ابیانه که زادگاه بعضی از اقوام است، رفتیم و بقیه را نیز در قم مانده، از میهمانان پذیرایی کرده و به کارهای عقب مانده رسیدگی کردیم.

 



دیدار با حجت الاسلام و المسلمین شهرستانی

  به منظور آشنایی بیشتر با حوزه نجف و بهره مندی از تجربیات و آگاهی های جناب حجت الاسلام و المسلمین شهرستانی نماینده و داماد آیت‌الله العظمی سیستانی، که به عقل و درایت و بزرگواری در میان همگان شهره است و نیز برای تسهیل امور در عراق، به دیدارشان رفتیم .

  ایشان به حق معتقد بود که شما در این سفر تنها به دنبال آشنایی با حوزه نجف و فضا و مشکلات و تنگناهای آنجا باشید، چون نمی‌توان با شناختی که از حوزه علمیه قم دارید، از حوزه نجف انتظارتتان را تنظیم کنید. اگر طرح یا پیشنهادی دارید باید منطبق با شرایط، مقتضیات و ظرفیت‌های حوزه نجف باشد، والا نتیجه‌ای نخواهد داشت و بی جهت ذهنیّت منفی هم ایجاد خواهد کرد. به ویژه اگر وجود پاره‌ای از تعصّبات را نیز در نظر آوریم.

  آقای شهرستانی در ادامه با برشمردن پاره‌ای از خصوصیات آیت‌الله سیستانی در جهت آشنایی بیشتر با نظرات ایشان راهکارهایی را ارائه کرد و از اعضای هیات خواست برای آشنایی آیت‌الله سیستانی با آنان، آثار و تألیفات خود را همراه داشته باشند. پر مطالعه بودن از ویژگی‌های آقای سیستانی است و هر اثری که برای ایشان برده شود، به نوعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  به عنوان شاهد، ماجرایی را از مرحوم حجت الاسلام فردوسی‌پور نقل کردند که از چند جهت حائز اهمیت است. ماجرا از این قرار بود که ابوالحسن بنی صدر که پیش از انقلاب به عراق سفر می‌کرد، در یکی از سفرهایش به آقای فردوسی‌پور می‌گوید: «در حوزه نجف خبری نیست، تنها کسی که قدری دارای فکر روشن است، آقای سید محمدباقر صدر است.»

  آقای فردوسی‌پور نقل می کرد:

  از او ‌خواستم که به دیدن آقای سید علی سیستانی هم برویم. او با اکراه ‌پذیرفت و با هم نزد ایشان رفتیم. صحبت از «اقتصاد توحیدی» بنی صدر شد. آقای سیستانی ایرادهایی به نوشتة او گرفت و او در مقام دفاع برآمد. این بحث و جدل حدود دو ساعت طول کشید و آخر الامر بنی صدر وجود بعضی اشتباهات را در این کتاب پذیرفت. موقع خداحافظی به آقای سیستانی گفت: من کتاب دیگری دارم که مایلم قبل از چاپ شما آن را مطالعه کنید و آقای سیستانی پذیرفت.

  پس از مدتی که کتاب را برای ایشان فرستاد، آقای سیستانی از مطالعة فرازی از این کتاب خیلی ناراحت شد. مضمون آن فراز این بود که در صورت پیروزی نهضت ملی ایران، آقای خمینی و بقیة علما به سراغ کار خودشان می‌روند و ما مملکت را اداره می‌کنیم!

  آقای سیستانی این نوشته را همراه خود برداشته و به حضور امام خمینی می‌رود. چون آیت‌الله سیستانی به رغم آن‌که شاگرد آیت‌الله العظمی خوئی بود، اما با امام روابط خوبی داشت. به ایشان گفت: کسانی که اطراف شما را گرفته‌اند، چنین افرادی هستند. می‌خواهند شما را پلی قرار دهند برای رسیدن به قدرت. چطور شما به این‌ها اعتماد می‌کنید؟!

  امام به آقای سیستانی پاسخی داده بودند که خیلی جالب بود. فرمودند (قریب به این مضمون): «من او را می‌شناسم. از افکارش هم اطلاع دارم. الآن وقتی است که ما باید از همه نیروها بر علیه رژیم پهلوی استفاده کنیم. امیدوار هستم او نیز تا زمان پیروزی اصلاح شود.»

  اعضای هیئت

  اعضای قطعی سفر عبارت بودند از آقایان حجج اسلام:

  * رضا مختاری محقق و پژوهشگر پر تلاش حوزه و مدیر «موسسه کتابشناسی شیعه» که توفیق احیای ده‌ها اثر از میراث فقه شیعه را پیدا کرده مانند: «آثار شهیدین»، «رساله‌های غنا» در سه، چهار جلد قطور و «رساله‌های رؤیت هلال» در پنج جلد.

  * معراجی از محققان وکتابشناسان پر تلاش حوزه ، مدیرکتابخانة تخصصی حدیث ودست اندرکار برگزاری ده‌ها همایش علمی و بین المللی و معروف در میان دوستان و همسفران به «مرجع» که مقلدان و مریدان بر گردش می‌چرخند!

  * محمد سروش محلاتی، مدرّس درس خارج فقه و اصول حوزه و محقق در زمینة فقه حکومت و نویسنده آثاری مانند : «دین و دولت در اندیشه اسلامی» و «ایمان، عقل و وحی» و رساله ها و مقاله های علمی دیگر.

  * محمد تقی سبحانی، محقق و پژوهشگر در زمینه فلسفه و کلام، عضو هیأت مدیرة دفتر تبلیغات اسلامی و رئیس سابق «پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی» و نگارندة کتاب هایی مثل: الگوی شخصیت زن در اسلام ، نظام شخصیت زن در اسلام و مقالات چندی مانند: عقل گرایی در کلام اسلامی، واسماء و صفات الهی از دیدگاه امام علی (ع).

  * حسن طارمی ،معاون علمی «دانشنامه جهان اسلام» و دبیر علمی برخی از جشنواره‌های برگزار شده در جمهوری اسلامی مانند: جشنواره مطبوعات اسلامی و نویسندة آثاری مثل: زندگی نامة علامة مجلسی.

  * حسین واثقی ، محقق ، پژوهشگر و احیا کنندة آثار خطی و نویسندة آثاری چون: حجه الوداع.

  * ابوالفضل حافظیان، نسخه شناس و فهرست نویس نسخ خطی و از دست اندرکاران واحد نسخه شناسی کتابخانه‌های آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی و مجلس شورای اسلامی.

  و اینجانب سید جواد ورعی.

  گویا شیخ گروه آقای طارمی و جوانترین آنان آقای حافظیان‌اند.

  در فرصت کوتاه نیم روزه توانستم با بعضی از اقوام نزدیک و دوستان و آشنایان خداحافظی کنم و حلالیت بطلبم. 

                                                                                                                                      (ادامه دارد)

ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 22 خرداد، 1390 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"از قم تا نجف اشرف ـ 1" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 1 نظر | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: از قم تا نجف اشرف ـ 1 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : دوشنبه، 23 خرداد، 1390
جناب اقای ورعی ! عظمت امام را از همین موارد می توان دریافت که با ان که بنی صدر را از قدیم می شناختند اما او را طرد نکردند حتی اجازه دادند بخاطر انتخاب مردم رئیس جمهور شود تا وقتی که خودش باطن خود را نشان داد و مردم دست از حمایت او برداشتند. از شما بخاطر نقل این خاطره سپاسگزارم.


[ ارسال جوابیه ]