چهار شنبه 2 خرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
شهيد بهشتی و پای بندی به اخلاق در عرصه سیاست
سخنراني





 

     مطلبي كه ملاحظه مي‌كنيد، سخنراني درمراسم بزرگداشت شهداي هفتم تير درسال 1389، در مسجد جامع چمازكتي قائم‌شهر است كه با افزودن فرازهایي از سخنان شهيد بهشتي- كه به علت كمبود وقت امكان نقل آنها در سخنرانی فراهم نشد- تدوين و تنظيم شده است.

 


                                                  بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله رب العالمين

    قال الامام علي ابن ابي طالب (عليه السلام):

   «اللهم إنك تعلم إنه لم يكن الذي ماكان منا، منافسة في سلطان و لا إلتماس شيء من فضول الحطام، و لكن لنردّ المعالم من دينك و نظهر الإصلاح في بلادك، فـيأمن المظلومون من عبادك و تقام المعطّلة من حدودك»

 

    مجلس بسيار محترم و با شكوهي است در تجليل از شهداي گرانقدر هفتم تير، به ويژه شهيد مظلوم آية الله بهشتي؛ به شما مردم متدين وانقلابي قائم‌شهر و اين مسجد و محل تبريك مي‌گويم كه توفيق پيدا كرده‌ايد مراسم تجليل و بزرگداشت شهداي هفتم تير را پس از گذشت نزديك به سي سال ازشهادت آن ها، همچنان برگزار كنيد و نام و ياد و مرام آن عزيزان را حفظ كنيد.

  بدانيد كه از اين رهگذر، در راه حفظ و حراست از اهداف و آرمان‌هاي انقلاب خدمت بزرگي مي‌كنيد؛ درعين حال كه اداي ديني است به شهداي انقلاب -كه ما امروز بر سر سفره نعمت‌هاي الهي، در پرتو نظام جمهوري اسلامي نشسته‌ايم- و وظيفه ماست كه اين نظام برآمده از خون‌هاي شهدا را از انحراف مراقبت كنيم.

  شما در تجليل از شخصيتي دور هم جمع شده‌ايد كه به شهادت دوست و دشمن، شخصيتي كم‌نظير و استثنايي بود. براي اين منظور، تنها اكتفاء مي‌كنم به نقل قولي از رهبر انقلاب، در باره شهيد بهشتي كه يار ديرين ايشان بود و او را از نزديك مي‌شناخت.

  «من بارها به دوستان نزديكمان -بعد از شهادت آقاي بهشتي- مي‌گفتم: كه ايشان از جمله شخصيت‌هايي بود كه از عادي بالاتر بود. ما در بين شخصيت‌هاي انقلابي افرادي را مي بينيم كه آدم‌هاي خيلي خوب وكارآمدي هستند؛ اما آدم‌هاي عادي هستند و جنبه فوق‌العاده و برجسته‌اي در آن ها نيست. ما اگر بخواهيم مثالي براي يك شخصيت فوق العاده كه جنبه برجسته‌اي داشته باشد بزنيم، بايد از امام خميني نام ببريم؛ كه نمونۀ عالي آن شخصيت برجسته است. يعني همه چيز در او فراتر از بقيه شخصيت‌هاست. شهيد بهشتي از جمله كساني بودند كه در او يك چيزي فراتر از شخصيت‌هاي عادي و معمولي آدم ها وجود داشت.»

  به نظرم رسيد، دراين جمع صميمي و به مناسبت اين روز، قدري درباره موضوعي صحبت كنم كه از نظر شهيد بهشتي، بسيار حائز اهميت بود و ايشان در گفتار و سيره فردي و اجتماعي، سخت بدان وفادار بود و آن «پاي‌بندي به اصول و ارزش‌هاي اخلاقي» است.

 



 

   شهید بهشتی دارای امتیازاتی بود که یکی از مهم‌ترین آن ها «تقيد به اصول و ارزش‌هاي اخلاقي» در زندگي، به ويژۀ عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي بود. او خود را يك مسلمان علوي مي دانست و الگويش در همه عرصه‌ها، بخصوص عرصه سياست و اجتماع، اميرمؤمنان علي (ع) بود. قبل از اين كه نمونه‌هايي از گفتار و كردار او را در اين زمينه نقل كنم، توضيح مختصري دربارۀ جمله‌اي كه در ابتداي سخن از علي (ع) براي شما نقل كردم، ارائه مي‌كنم.

  علي (ع) پس از آنكه با اصرار مردم خلافت را پذيرفت، به درگاه الهي عرضه داشت:

  «خدايا تو مي‌داني كه ما حریص و شیفته قدرت نيستیم و براي ارضاي حسّ قدرت طلبي، حكومت را در اختيار نگرفتيم و در پي رسيدن به زخارف دنيا هم نيستيم. و خلاصه هوس قدرت و ثروت هم نداريم. بلكه براي بازگرداندن نشانه‌هاي دين تو و اصلاح سرزمين تو كه سال هاست به فساد كشيده شده، قبول خلافت كردیم تا در پرتو آن، بندگان ستمديدۀ تو امنيت پيدا كنند و حدود تعطيل شدۀ دين تو احيا گردد.»

  ملاحظه مي‌كنيد كه مولاي متقيان به دنبال «كسب قدرت و سلطه» بر مردم و فرمان دادن يا «ثروت‌اندوزي و خوش‌گذراني» نبود؛ بلكه او «امانتي» را در اختيار گرفته، تا مسئوليتي را انجام دهد.

  

  بهشتي وارسته از قدرت طلبي

  پيرو علي ابن ابي طالب (ع) بايد چنين نگاه و نگرشي به حكومت، پست ، رياست ، مقام و منصب داشته باشد و حقيقتاً مقام و منصب براي او وسيله‌اي براي خدمت به خلق خدا و إحياي دين خدا و ترويج اصول و ارزش‌هاي اخلاقي باشد، نه اينكه يك هدف، آرمان و آرزو باشد كه براي رسيدن به آن به هر وسيله مشروع و نامشروعی متوسل شود.

  گفتن اين كه پست و مقام براي من وسيله خدمت و انجام وظيفه است، آسان است ولي پاي بندي به آن در عمل دشوار است. عظمت شهيد بهشتي اين بود كه با عمل خود بر اين گفته صحّه‍ گذاشت و همگان قبول دارند كه او واقعاً «شيفتة خدمت بود، نه تشنة قدرت».
اين شعار شهيد بهشتي كه «ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت» ترجمان همان بيان نوراني مولاست و شهيد بهشتي در عمل باور و پاي بندي خود را به اين شعار نشان داد.

  ايشان از مقام و منصب گريزان بود و اگر منصبي را بر عهده مي‌گرفت، صرفاً ضرورت انقلاب و نياز جامعه بود كه او را وادار به پذيرش مسئوليت مي‌كرد. خود در اين زمينه مي گويد:

  «علت ناخودآگاه گريزم از اين مقام‌ها اين است كه در طول زندگي‌ام ديده‌ام كه اين مسائل عالي‌ترين دستاوردهاي زندگي بشر، يعني فضيلت‌هاي اخلاقي‌اش را به مخاطره مي‌اندازد.... اول توقعات است. جنگ با توقعات، جنگ دشواري است و من در طول زندگي‌ام اين جنگ را بسيار تجربه كرده‌ام.» (سخنراني‌ها ومصاحبه‌هاي شهيد بهشتي؛ تدوين: محمد رضا سرابندي ج1، ص37)

  ايشان نه‌تنها شخصا به دنبال قدرت و رياست نبود، بلکه حزبي را هم كه تأسيس كرده و مديريتش را برعهده داشت و مواضعش را تدوين كرده بود، مراقب بود كه وسيله اي براي كسب قدرت و رياست و إرضاي حسّ قدرت طلبي افراد نشود.

  ايشان در قسمتي از «تعليمات حزب» كه از سخنراني‌هاي ايشان استخراج و تدوين شده بود، مي‌گويد:

  «حكومت نمونة اسلامي آن حكومتي است كه حكومت كنندگان آن تشنة قدرت نباشند؛ و ما روي اين اصل تكية فراوان مي‌كنيم. تربيت فردي و تشكيلاتي حزب بايد پايه‌اش همين باشد. جاه‌طلباني كه جاه‌طلبي و بزرگ‌طلبي و به قدرت رسيدن، آرمان آن هاست، نه وسيله‌اي براي يك آرمان الهي- يعني عبادت و خدمت بيشتر به خلق خدا و براي رضاي خدا- ضدّ جمهوري اسلامي هستند و نبايد در رأس حزب قرار بگيرند و به همین جهت در سياست داخلي حزب، سعي مي‌شود به يك يك اعضاء، اين بينش و حساسيت داده شود كه در برابر جاه‌طلبان حساس باشند؛ و اين چه دشوار است كه انسان به دنبال تواناتر شدن برود، امّا مواظب باشد كه اين توانايي در خدمت جاه‌طلبي، شهرت‌طلبي و استبداد قرار نگيرد كه:

  «تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوّا في الارض و لا فسادا» (قصص:28)

  اين تعبير قرآن است. آن سعادت آخرت، آن دار و سراي آخرت را ما براي مردمي قرار داده ايم كه در روي زمين دنبال تفوّق و رياست و فساد نباشند. اين تعليم اسلام است و اين آرمان و شعار يك سازمان اسلامي است.» ( گفتارها، ج ، ص 135)

  شهيد بهشتي با چنين نگرشي در ميدان‌هاي اجتماعي و سياسي فعاليت مي‌كرد. به همين جهت براي قدرت و مقام، «موضوعيّت» قائل نبود؛ كه براي دستيابي به آن، هر گونه اقدامي را مجاز بداند. براي خارج كردن رقبا از صحنه، به هر وسيله و ابزاري متوسل شود. او براي فعاليت اجتماعي و سياسي، چهارچوبي قائل بود و در گفته‌ها و نوشته‌هاي خود آن را ترسيم كرده و در عمل نيز بدان ملتزم بود.

  با توجه به فرصت كوتاهي كه دارم، به بعضي از آنها اشاره كرده و جملاتي از آن بزرگوار را براي شما نقل مي‌كنم.

   

  اخلاص و صداقت

  شهيد بهشتي «اخلاص و صداقت» را شرط لازم حضور در صحنه‌هاي اجتماعي و سياسي مي‌دانست.گرچه اين عنصر، در زندگي فردي و روابط خانوادگي و محدود نيز حائز اهميت است؛ اما به لحاظ تأثيرگذاري وسيع آن در روابط اجتماعي از اهميت مضاعف برخوردار است.
اگر اخلاق، مبناي سياست و سياست‌ورزي باشد، «اخلاص و صداقت»، نقش كليدي را دارد.

   ايشان در يكي از سخنراني‌هاي خود در اين زمينه مي‌گويد:

  «اولين موضع در رابطه با انقلاب اسلامي، به عنوان پايه اصلي، صداقت و صراحت است كه اساسي‌ترين موضع اجتماعي و روابط اجتماعي ما بايد باشد.... مجامله، خوشامد‌گويي‌و بي‌اعتنايي به حق به عنوان محور اصلي زندگي و روابط اجتماعي‌مان انحراف از اسلام است...»

   ايشان معتقد بود: «هر احساسي كه در دل داریم و هر انديشه اي كه در مغز داريم بدون رودربايستي براي هم بگوييم و بعد موضع روشن و مناسبي را انتخاب كنيم. معلوم شود هر فرد و گروه در چه موضعي حركت مي‌كند و تكليف مردم در برابر هم و تكليف كل جامعه ما در برابر ديگران، روشن باشد.»
 

   شهيد بهشتي «تلخي ناشي از برخورد صادقانه» را بر «شيريني كاذب ناشي از برخورد منافقانه و مجامله آميز» ترجيح مي‌داد. چرا كه زندگي، در آن حالت است كه نوراني مي‌شود و از فروغ الهي برخوردار است. زندگي با ايمان به حق، عدل و با برخورد صادقانه و حق‌پرستانه، نور است و سراسر روشني. (سخنراني در جمع كاركنان خبرگزاري پارس 13/3/59)

  دكتر بهشتي در خصوص موارد اختلاف با «سازمان مجاهدين خلق» كه به شيوه‌هاي منافقانه رو آورده بودند، سرّ مسأله را يادآور مي شود كه اگر روشن شود، اختلافات برچيده خواهد شد.

  نخست آنكه، «اسلام خود يك مكتب زنده جاودانه اصيل است وشناخت اسلام از راه شناخت اجتهادي قرآن و سنّت است و مجتهدان كساني هستند كه تخصص علمي و تقواي عملي لازم را براي اين شناخت كسب كرده اند.»

  دوم آنكه، «ماركسيسم، يك مكتب هست، لكن نه علم است و نه علمي. پس اين فرمول كه: «قرآن ما را به پيروي از علم دعوت كرده و چون ماركسيسم علم است، پس قرآن ما را به پيروي از آن دعوت كرده» فرمولي از دو سر خراب است. زيرا که قرآن ما را دعوت به علم به معناي يقين و آگاهي روشن كرده؛ نه دعوت به علم تجربي»

  ونهايت آن كه «مسلماني بيش از هر چيز، در راستي و درستي، صدق و امانت، صراحت؛ درمبارزه و جهاد و فداكاري و انفاق؛ درعبادت و نماز و روزه و حج و در تعهد اجتماعي و امر به معروف و نهي از منكر متجلي مي شود. بنابر اين دروغ تاكتيكي گفتن، تهمت زدن براي اين كه رقيبان را از ميدان به‌ در كنيم، شايعه سازي ودروغ پردازي؛ اين ها جزو تاكتيك‌هاي مسلمانان علوي نيست!.

  شما آيا سراغ داريد كه علي(ع) حتي به معاويه هم دروغ گفته و به او تهمت زده باشد؟ نه! زيرا كه علي مرد راستي و درستي است.»
(گفتارها، ج 3، ص116)

  آن بزرگوار به رغم اين صراحت و صداقت به «سياست بازي» متهم مي‌شد. دريك مصاحبه از اين اتهام چنين پاسخ مي‌دهد:

   «هيچ وقت سياست‌باز نبوده‌ام و از سياست بازي متنفر بوده‌ام. من به ايفاي وظيفه سياسي هميشه معتقد بوده‌ام و حالا هم هستم. ايفاي وظيفه سياسي، غير از سياست بازي است. سياست‌بازي يعني خود‌پرستي؛ يعني مقام‌پرستي؛ يعني سود‌پرستي؛ يعني فدا كردن مصالح جامعه در راه مسائل شخصي؛ يعني دروغ‌زني و دروغ‌گويي و امثال اين ها. اين ها همه ضد اخلاق است كه همواره يك مسلمان از آن بيزار است، وايفاي نقش سياسي يعني به اندازه توانايي و در حدود شرايط، وظيفه و سهم خود را در بهتر اداره كردن جامعه، انجام دادن.» (مصاحبه ها، ج 6 ،ص208)

 

  پرهيز از سياست بازي

  يكي ديگر از مسائلي كه در ابتداي پيروزي انقلاب در جامعه ما پيش مي‌آمد‌، حملات هواداران جريانات مختلف، به دفاتر فعاليت نشريات واجتماعات ديگران بود. اين رفتارها با توجه به فعاليت احزاب و سازمان هاي فراوان ريز و درشت در جامعه و عدم پاي بندي آن ها به اصول و ضوابط فعاليت سالم سياسي، به يك مشكل اجتماعي تبديل شده بود. این مسئله بارها از شهيد بهشتي سؤال مي‌شد. آن بزرگوار پاسخي روشن و مبتني بر تعاليم اسلام مي‌داد.

  ايشان فعاليت سياسي را در چهارچوب قانون، براي همه آزاد شمرده و از همگان مي‌خواست به اقدامات غيرقانوني دست نزنند. در يك مصاحبه در اين زمينه اظهار داشت :

  «اين‌گونه حمله‌ها از جانب هر گروه و به هر دفتري باشد، بر خلاف هدف عمومي و خواست همگاني امت ماست كه مي‌خواهند مسائل از مجراي قانوني دنبال و حل شود. بنابراين وظيفه همه است كه از اين‌گونه اقدامات در همه جاي سرزمين اسلامي‌مان دست بردارند و حل مسائل را بر عهدهْ قانون و نهاد‌هاي قانوني بگذارند.»

  در عين حال ايشان از احزاب و گروه‌ها می خواستند كه برخورد صادقانه داشته ‌باشند:

  «جامعه ما از روش يك بام و دو هواي اين آقايان به شدت رنج برده و مي‌برد و مي‌پرسد: چرا در همه رويداد‌ها و حوادث، اينان همين رويّه را دارند؟! حمله به يك دفتر، چماق‌داري و ضد قانون است! و حمله به دفاتر حزب جمهوري اسلامي يا كتابفروشي‌هاي نهاد‌هاي قانوني، حضور ملت در صحنه است! ما معتقديم قبل از هر چيز، همه ما بايد خود را از اين خصلت پرآسيب يك بام و دو هوا، خلاص كنيم و در ارزيابي و داوري خود، تابع نظام عالي ارزشي اسلام شويم «أحبِب لأخيك ما تُحبّ لنفسك»، بر ديگران آن پسند كه بر خود مي‌پسندي...

  هر كس و هر گروه را ، از هر طرف و در هر مقامي از اين نظام ارزشي والا، متخلّف ديدند، صادقانه و دلسوزانه به وظيفه الهي نهي از منكر بپردازند و روند تكاملي اين انقلاب را چنان كنند كه خود‌بخود اين‌گونه افراد و گروه‌ها را منزوي كنند و ميدان عمل صالح سازنده را براي انسان‌هاي پاكدل خدمتگزار كه بي‌هياهو براي رضاي خدا در راه راست اسلام به مردم خدمت بي‌منّت مي‌كنند، روز ‌بروز بازتر كند.»

  بيش از اين شما مردم عزيز و انقلابي و علماي اعلام را كه در مجلس ما حضور دارند، خسته نمي‌كنم و علوّ درجات همهْ شهداي انقلاب، به ويژه شهداي هفتم تير را از خداوند سبحان خواستارم.

 

ارسال شده در مورخه : شنبه، 4 تیر، 1390 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد سخنراني
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه سخنراني:
شهيد بهشتی و پای بندی به اخلاق در عرصه سیاست


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"شهيد بهشتی و پای بندی به اخلاق در عرصه سیاست " | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 1 نظر | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: شهيد بهشتی و پای بندی به اخلاق در عرصه سیاست (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 5 تیر، 1390
خدا رحمت کند شهید بهشتی را که جانش را بر سر آرمانش گذاشت که همان احیای ارزش های اخلاقی بود.


[ ارسال جوابیه ]