سه شنبه 3 بهمن 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
از قم تا نجف اشرف ـ 3
مقاله

 

                             

                                گزارش سفر علمی ـ فرهنگی و زیارتی به عتبات عالیات ـ فروردین ۸۸

   روز جمعه، 21 فروردین

   به علت خواب دیر هنگام شب گذشته، بعد از نماز صبح خوابیده و 8 صبح بیدار شدیم. صبحانه با پنیرهای کذایی که اشتهایی برای انسان باقی نمی‌گذارد، صرف شد. آقای معراجی بسته بندی عجیب آن را به سفارش بعضی از ایرانیان متموّل با ادب! می‌داند. به همین مناسبت، دوستان نمونه‌هایی از واژه‌ها را در زبان‌های دیگر نقل کردند که در زبان دیگری معنای قبیحی دارد. مثل مطعم ... در مغرب که در تابلوهای بزرگی نوشته و بر بالای رستوران‌ها نصب شده است.

  آقای طارمی از سفر خود به یکی از کشورهای غرب آفریقا گفت که همسر یکی از همسفرانش از نام غذا پرسید و خانمی رشتی که ساکن آن‌جا بود و خانم فهمیده‌ای هم بود، فوراً تحریفی در نام غذا کرد .تدبیر او باعث شد که نام اصلی غذا مکتوم بماند و باعث خجلت حاضران نشود.

 


  پس از صبحانه آقای سروش روایتی از «کامل الزیارات» که همراه آورده بود، خواند که مایة روشنی چشم ما شد، به خاطر محرومیت از زیارت دیشب. روایت چنین بود:

  حرث بن مغیره نصری از بنی نصر بن معاویه از امام صادق (ع) نقل کرده که حضرت فرمود:

   «ان الله تبارک و تعالی جعل ملائکه موکلین بقبر الحسین، فاذا همّ الرجل بزیارته و اغتسل ، نادی محمد یا وفدالله ! ابشروا بمرافقتی فی الجنه»



  همه از شنیدن این حدیث که به مجرد اراده برای زیارت امام حسین و غسل کردن، پیامبر ندا می‌دهد که ای نمایندگان خدا ! شما را به همراهی و همنشینی من در بهشت بشارت باد.

  سپس بحثی فقهی پیش آمد که آیا غسل دیشب برای زیارت امام حسین کافی است که الان می‌خواهیم به حرم مشرف شویم یا غسل دوباره لازم است؟

  به رغم اظهار نظرهای مختلف؛ به نظر می‌رسد اگر نصّی در این زمینه نباشد، تابع نظر عرف است که بگویند: آن غسل برای این زیارت انجام شده. بنابراین ظاهرا غسل دیشب برای زیارت امام حسین که دیشب توفیق آن پیدا نشد، برای زیارت صبح امروز کافی است. تا زمان حرکت به حرم بعضی از دوستان حکایت و ماجرایی نقل کردند.

  آقای معراجی ماجرای نخستین سفر حج خود را تعریف کرد که به عنوان روحانی کاروان می‌خواست به حج مشرف شود و خیلی خوشحال بود و برای خداحافظی به حضور یکایک اساتیدش رفته بود. از جمله مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی(قدس سره)؛ ایشان پس از پرس و جو از چگونگی سفر وی، با آهنگ خاصی فرموده بود: «انصاف این است که روحانی حج کار بسیار مزخرفی است!» البته پس از این مزاح، توصیه‌هایی به وی کرده و آرزوی قبولی حجّش را نموده بودند.

  آقای طارمی به مناسبتی ماجرای خانه ساختن یکی از اعلام را در قم نقل کرد که به همراه تنی چند از اساتید در کنار هم خانه می‌ساختند، وقتی امام مطلع شده بود، اعتراض کرده بود. شاید اصرار امام بر ساده زیستی اهل علم منشأ چنین عکس العمل‌هایی بوده است.

  بالاخره ساعت 10:30 به حرم حسینی مشرف شدیم و مقرر شد تا ساعت 13:30 پس از اقامه نماز جمعه مقابل باب القبله تجمع کنیم. قبل از ورود به حرم چند مرتبه بازرسی بدنی می‌کنند، دوربین و تلفن همراه را باید به دفتر امانات سپرد. الحمدلله با تدابیری که اندیشیده‌‌اند امنیت مطلوبی در عراق به ویژه در دو شهر نجف و کربلا برقرار شده است. حال خوشی در حرم پیدا کرده و به نیابت از همه دوستان و آشنایان زیارت کردم. پس از زیارت حرم امام حسین (ع)و حرم حضرت عباس(ع)

   برای شرکت در نماز جمعه به صحن شریف بازگشتیم. خطیب جمعه حجت الاسلام شیخ عبدالمهدی کربلایی، نماینده آیت‌الله سیستانی خطبه‌های نسبتاً مفصلی ایراد کرد، دو خطبه یک ساعت طول کشید، برای زائران که بیشتر حاضران را در نماز جمعه تشکیل می‌دهد و ایرانی در بین آن‌ها خیلی زیاد است و نوعاً زبان عربی را متوجه نمی‌شوند، خسته کننده است. حتی برای ما که آشنا به زبان هستیم نیز خسته کننده بود، بخصوص که مطلب قابل توجه و نوی در اظهارات وی ندیدم. در خطبه دوم از ضرورت وحدت ملی در عراق و اتحاد احزاب و جریانات سیاسی سخن گفت و عملیات تروریستی دو روز گذشته در بغداد و کاظمین را محکوم کرد و تداوم این عملیات را دلیل دیگری بر ضرورت وحدت بیشتر در عراق دانست.

  به مناسبت سالگرد شهادت آیت‌الله سید محمد باقر صدر و خواهرش بنت الهدی، از این شهیدان تجلیل نمود و بر تداوم راه آنان در دفاع از مردم کشور عراق و دین و مکتب تأکید کرد.

  دیشب آقای سبحانی تعریف می‌کرد از طریق یکی از شبکه های تلویزیون، زندان صدام را که در زیرزمین و به عمق بیش از سی متر احداث کرده و تنها یک روزنه برای تابش نور داشته، دیده است که خیلی دهشتناک بود. آن دو شهید بزرگوار در این زندان محبوس بودند. خدا رحمتشان کند.

  تا حدودی مجاهدات آنان در عراق به ثمر نشسته، هر چند این کشور تحت اشغال است ولی ملت عراق به برکت خون شهیدانش و هوشیاری مرجعیت و روحانیت عراق و احزاب و گروه‌های جهادی و وحدت و اتحاد آنان از شرّ دیکتاتوری نجات یافته و انشاءالله به زودی از شرّ اشغالگران هم آزاد شود. برگزاری نماز جمعه در عراق و از آن جمله حرم علوی از علائم آزاد شدن ملت مظلوم عراق از شرّ دیکتاتوری صدام است.

  این سفر قابل قیاس با سفر قبلی‌ام در زمان حاکمیت حزب بعث عراق نیست. مردم در کوچه و بازار مثل زندانیانی بودند که جرأت نفس کشیدن نداشتند. جوّ سنگین امنیتی و استبداد کاملاً احساس می‌شد، ولی اینک احساس آزادی را می‌توان در چهرة مردم دید، گرچه عمق خرابی‌ها و فقر و استضعاف ده‌ها سال زمان لازم دارد تا از چهرة این کشور زدوده شود. نیروهای نظامی و انتظامی، ارتش و پلیس همه جای شهر و جاده‌ها حضور دارند.

  خوشبختانه ادارة مشاهد مشرفّه دچار تحول شده، در گذشته نه از نظافت خبری بود، نه از نظم و انضباط؛ فقر و تکّدی‌گری در صحن‌ها بیداد می‌کرد، عده‌ای هم به عنوان دربان و مأمور نظافت و امثال آن زائران را سرکیسه می‌کردند! ولی امروز با تدبیر و تولیت و مدیریت‌های جدید ، در این اماکن متبرکّه تحول چشمگیری به وجود آمده است.

  ساعت 2:30 بعد از ظهر به منزل بازگشتیم. آقای معراجی زودتر آمده،‌ استراحتی کرده و سفارش ناهار هم داده بود. ناهار مرغ پلو و چلو گوشت آوردند که برخی این و برخی آن را خوردند. بعد از ناهار بعضی از دوستان به استراحت و بعضی دیگر به نقل خاطرات و حکایات پرداختند.

   عناوین و القاب در عالم روحانیت

  صحبت از عناوین و القاب در روحانیت به میان آمد که برخی در بند آیت‌الله و امثال آن اند! نقل شده که طلبه‌ای از آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری پرسید: چرا در گذشته به کلینی «ثقه الاسلام»، به شفتی «حجت‌الاسلام» و به علامه حلّی «آیت‌الله» می‌گفتند، ولی امروز اگر به یک طلبه «ثقه الاسلام» بگویی ناراحت می‌شود؟ ایشان پاسخ داده بود: اگر با معیارهایی که به کلینی و شفتی و علامه این عناوین را می‌دادند، بخواهند به ما عناوین و القاب بدهند، باید فحش ناموسی بدهند!!

  به راستی در گذشته عناوین به صورت حساب شده به کار می‌رفت. مگر عناوین «ثقه‌الاسلام» یا «حجت الاسلام» یا «آیت‌الله» عناوین کمی است؟ البته افراط و زیاده روی در به کار بردن عناوین و القاب اختصاص به روحانیت و جامعه ما ندارد، امروز در میان عرب‌‌ها با کمترین بهانه‌ای به افراد «علامه» و در میان اروپایی‌ها «پروفسور» می‌گویند. اصلاً در به کار بردن الفاظ دقتی صورت نمی‌گیرد.

   در گذشته با یک (آفرین) دانش آموزان را تشویق می‌کردند، امروز با کوچکترین بهانه‌ای هزار و سیصد آفرین به یک کودک می‌گویند و او چندان هم خوشحال نمی‌شود!

  آقای مختاری می‌گفت: بعضی از علما استفاده از عنوان «آیت‌الله العظمی» را برای غیر معصوم خلاف احتیاط می‌دانند، چون این عنوان در بارة معصوم به کار رفته است. وضعیّت مرجعیت در حوزه‌ها و بعضی از تشریفات در این عرصه، آداب زیارت و سیرة فقهای گذشته از جمله موضوعات مطرح شده در جمع دوستان بود. بنا شد استراحتی کرده و ساعت 5 بعد از ظهر به نجف بازگردیم.

  آقای سید عباس شهرستانی که مدیر مؤسسه آل‌البیت، شعبة کربلاست، معتقد بود که اگر بخواهید با شخصیت‌ها و مراکز علمی کربلا آشنا شوید، باید چند روزی را به کربلا اختصاص دهید و در این شهر اقامت کنید و الا با سفر یک شبه برای درک شب جمعه این غرض تأمین نخواهد شد. خبر دادند که فردا ساعت 11:30 صبح با یکی از مراجع نجف ملاقات داریم.

  آقای مختاری از قول آیت‌الله شبیری زنجانی خاطره‌ای را از شهید مطهری نقل کرد به این مضمون: «با این که من نزد آقای مطهری حاشیه خوانده بودم، یک بار در تسلیت فوت ابوی شان نامه‌ای به ایشان نوشتم با عنوان «حجت الاسلام»، و ایشان پاسخ نامه مرا با عنوان «حجت الاسلام و المسلمین» مخاطب قرار داد و من کلّی خجالت کشیدم.»

  در گذشته عناوین حساب و کتاب داشت حتی سنگ قبری که بر علما می‌گذاشتند، خیلی دقیق و حساب شده و به دور از تشریفات و سخنان زائد بود مثل سنگ قبر مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری که حاج آقا مرتضی حائری گذاشت، ولی امروز طوماری روی قبور نوشته می‌شود ...!

  از لطایفی که نقل شد این‌ که: از یکی از مراجع کنونی پرسیدند: کسی که می‌خواهد در احتیاطات شما به دیگری مراجعه کند، چه کند و به چه کسی مراجعه کند؟ فرمودند: با مراعات الاعلم فالاعلم. گفتم: چه کسی؟ فرمودند: به فتاوای آیت‌الله خویی عمل کند!

  پس از نقل خاطرات و حکایات در این موضوع، قدری هم در خصوص راه درمان صحبت شد که چه باید کرد و چگونه باید با این مشکل برخورد نمود؟

 
  آقای طارمی معتقد بود که باید علما فکری بکنند و جلوی این روند را بگیرند.

  نظر من این بود که روحانیت باید خودش از این وضعیت انتقاد کند و آسیب شناسی نماید و الا این نکات منفی از سوی اقشار دیگر که درک می‌کنند، مطرح می‌شود ، غالباً هم قصد خیرخواهی در کار نبوده و به قصد استهزاء گفته می‌شود، مثل: ماجرای نزاع یکی از روشنفکران با یکی از علمای قم که تا مدّت ها نُقل مجالس بود.

  آقای سروش بر این باور بود که باید قبح این گونه امور به گونه‌ای در جامعه درآید و رواج پیدا کند که کسی جرأت نکند به دنبال آن‌ها برود.
به هر تقدیر مسأله مهمی است که در بعضی از اقشار به نوعی وجود دارد ولی در میان روحانیت خیلی زننده است. در همین ارتباط و متقابلاً از وارستگی بعضی از علما نیز نمونه‌هایی نقل شد.


  آقای سروش از قول آیت‌الله شبیری زنجانی نقل کرد که تابستان‌ها به تبریز رفته و در خانة آقا میرزا عبدالله مجتهدی اقامت می‌کردند ولی ظهرها که با هم از منزل برای اقامة جماعت بیرون می‌رفتند، در بین راه از آقای مجتهدی جدا شده و به نماز آیت‌الله انگجی رفته و به ایشان اقتدا می‌کردند و در نماز آقای مجتهدی شرکت نمی‌کردند. آقای مجتهدی با آن‌که می‌دانست ولی بروز نمی‌داد. آقای زنجانی این رفتار را نشانة سلامت نفس و بزرگواری آقای مجتهدی می‌دانست.

  آقای سروش قصّه دیگری هم نقل کرد که محرّم امسال به یزد رفته بودم. یک شب در روضة منزل حاج شیخ غلامرضا یزدی که از علمای قدیمی یزد بوده رفتم. آقایی از اساتید قم منبر رفت، با آن‌ که اهل منبر نیست در منبر می‌گفت: «چون حاج شیخ غلامرضا بر من حق دارد، سوابقی با هم داشتیم، وظیفه خود می‌دانم که در روضة منزل آن مرحوم شرکت کنم و انجام وظیفه نمایم. بخش زیادی از منبر به بیان یک فرع فقهی گذشت. و این‌که مراجع تقلید این فرع را مطرح نکرده‌اند ولی نظر من این است و در رساله نوشته‌ام. چون بعضی از مقلدین در این مجلس حضور دارند، نظرم را می‌گویم. صدیق معظم آقای فاضل اجتهاد مرا تأیید کرده» و امثال این حرف‌ها. بعد از منبر یکی از علمای حاضر گفت: ندیده بودم تا به حال کسی برای مرجعیّت خودش تبلیغ کند!

  حال شما عوارض این گونه رفتارها را در میان مردم که دست کم تعدادی از آن‌ها معنای آن‌ها را می‌فهمند، تصور کنید.

  آقای طارمی دربارة وی اضافه کرد: تابستان در مشهد مرتّب به منزل آقای زنجانی می‌آمد، گویا برای گرفتن نوعی تأیید می‌آمد ولی آقای زنجانی که اهل این امور نیست، با مطرح کردن فروع فقهی وقت مجلس را سپری می‌کرد.

  آقای سروش اضافه کرد : الآن افرادی هستند که حاضر نیستند حتی یک کلمه نسبت به دیگران چیزی بگویند. آقای زنجانی در این زمینه خیلی اهل انصاف است. در درس به مناسبتی نظر آقای مطهّری را در مسئله حجاب مطرح کرده و خیلی تجلیل کردند و دو نکته مهم را در بارة ایشان گفتند. یکی این ‌که، از نظر قدرت تفکر کم نظیر بود. دوم، به رغم آن ‌که حوزة فعالیّتش در دانشگاه و محافل روشنفکری بود ولی مجذوب آنان نشد و هویّت روحانی و زیّ خود را حفظ کرد.

  نقل این حکایات در بین دوستان به این معنا نبود که در عالم روحانیت این آفت فراگیر است، چه بسیار بزرگان و شخصیت‌های وارسته که هرگز در بند این توهّمات نیستند، ولی وجود این آفت حتی به مقدار کم هم در حوزه‌ها و سازمان روحانیت دور از انتظار است.

 

ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 12 تیر، 1390 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


" از قم تا نجف اشرف ـ 3" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .