چهار شنبه 30 آبان 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
از قم تا نجف اشرف ـ 4
مقاله

 

                                    

                                          گزارشی از سفر علمی، فرهنگی و زیارتی به عتبات عالیات

 

    بازگشت به نجف

   ساعت 5:30 بعد از ظهر از کربلا به نجف حرکت کردیم. به هنگام بازگشت در اتومبیل هیوندا در جمع دوستان متفرّقاتی از حکایات و ماجراهای تاریخی و سیاسی و اجتماعی مطرح شد تا وقت بگذرد.

   آقای مختاری: روزی نزد حاج آقا موسی (آیت‌الله شبیری زنجانی) بودم. فردی مراجعه کرد و اجازة اجتهاد می‌خواست و می‌گفت: آقای فلانی که به هر کسی اجازة اجتهاد نمی‌دهد، به من اجازه داده، شما هم بدهید. ایشان بعداً‌ گفت: «کسی را که او می‌گوید به او اجازه داده، در کودنی و نفهمی کم نظیر است. یک روز هر چه تلاش کردیم مطلبی را به او بفهمانیم نمی‌فهمید.»

  آقای معراجی از سفر یکی از مسئولان عالی رتبة جمهوری اسلامی به عراق می‌گفت که نقل شده ایشان به نجف سفر نکرده و گفته بود: اگر نجف بروم باید به دیدار آقای سیستانی بروم و این درست نیست چون من مسئولیت مهمی در ایران دارم و ایشان باید به دیدار من بیاید!!

  البته برخی حدس می‌زدند که به خاطر مسائل ایران و به هم خوردن روابطش با مراجع، به او وقت ملاقات با آقای سیستانی نداده‌اند و سخن فوق عکس العمل آن است. البته طبیعی و قابل فهم است. کسی که منزلت مرجعیّت و مراجع را پاس نمی‌دارد، باید منتظر چنین عکس العمل‌هایی هم باشد.

  وقتی در ماجرای «حضور زنان در ورزشگاه‌ها» به رغم مخالفت مراجع اصرار می‌شود و بالاخره با پا در میانی رهبری مسأله فیصله پیدا می‌کند، یا وقتی در ماجرای «اهانت به قرآن» در مراسم سازمان جهانگردی یا «دوستی با مردم اسرائیل» مراجع اعتراض کرده و خواستار برکناری مسئول مربوطه می‌شوند ولی مقاومت می‌شود و حتی در مصاحبه‌ با بی ادبی با مراجع برخورد می‌کنند، این عکس العمل‌ها طبیعی است.

  شب هنگام به حرم مشرّف شدیم و پس از بازگشت از حرم جلسة انسی با دوستان برگزار شد. آقای اسکندری رئیس کمیته امداد ،شعبة عراق و نجف آمد و آقایان را برای شام فردا شب دعوت کرد.

   سفر دو روزه در جمع دوستان جمع‌بندی و برای جلسه با مراجع تبادل نظر شد که چه مباحثی را مطرح کنیم. از جمله موضوعات جالب توجه برای ما ، نظرات ایشان دربارة «حکومت دینی و نقش فقه»، «کتابشناسی شیعه» که مؤسسه آقای مختاری و دوستانشان عهده‌دار تدوین آن است و «معرّفی مؤسسات پژوهشی حوزه علمیه قم».

  

  روز شنبه ،22 فروردین 1388

   برای اقامة نماز صبح و زیارت توفیق تشرّف به حرم پیدا کردم ، نزدیکی محل اقامت به حرم شریف باعث شده که این توفیق را پیدا کنیم. بعد از زیارت کمی استراحت کردم و ساعت 8 برای صبحانه بیدار شدم. به هنگام صبحانه نیز مطالب متفرّقی بین دوستان مطرح شد. موضوع پیش آمده تعبیر خواب افرادی مثل حضرات آیات حاج آقای مهدی روحانی و اخوی‌اش.

   آقای معراجی نیز از خوابی که دیده بود گفت و اینکه برای تعبیر به صورت جداگانه نزد این دو برادر رفته و آن‌ها به صورت یکسان تعبیر کرده‌اند و آن این بود که «مراقب باش بیوت مراجع برایت خوابی دیده‌اند!»

  

    بازدید از کتابخانة حیدریّه

   برنامه بازدیدها از امروز شروع می‌شد. صبح بعد از صبحانه برای بازدید به کتابخانة حیدریّة حرم شریف علوی رفتیم. کتابخانه روضة حیدری (یا خزانة غروی و علوی یا کتابخانه علوی و حیدری) در قرن چهارم هجری به وسیلة عضدالدوله دیلمی تأسیس شد و از آن زمان تاکنون مورد توجه شخصیت‌های علمی و اجتماعی متعددی بوده است.

   این کتابخانه نزد عموم مسلمانان به ویژه پیروان مکتب اهل بیت جایگاه خاصی دارد. چرا که از ویژگی همجواری با مرقد مطهر امیرمؤمنان علی (ع) و حوزة علمیة نجف اشرف برخوردار است. از همین روست که بسیاری از علما کتب علمی خود را که اکثرش خطّی است، به این کتابخانه اهداء می‌کردند و بعضی از امرا کتب فراوانی را خریداری کرده و به این کتابخانه هدیه می‌نمودند که برخی شمار آن‌ها را تا چهارصد هزار نسخه گفته‌اند. ولی متأسفانه در گذر زمان به دلیل سهل انگاری، بسیاری از آن‌ها تلف شده و یا به سرقت رفته و جز تعداد کمی از آن باقی نمانده است.

 

 



  حجت الاسلام آقای سید هاشم میلانی رئیس کتابخانه با روی باز از هیئت استقبال کرد. از بخش‌های مختلف بازدید کرده و در جریان توسعه کتابخانه  زحماتی که در طی سال های اخیر برای ساماندهی آن کشیده شده قرار گرفتیم.

  می‌گفت: به همّت مرحوم شیخ فارس حسّون و حضرت آقای شهرستانی کتابخانه‌های حرم‌های شریف احیاء ‌شده است. کتاب‌های این کتابخانه از 10 هزار به 70 هزار نسخه رسیده است. 700 نسخه خطی دارد که فهرست آن‌ها در سایت‌ کتابخانه موجود است. 550 نسخه قرآن در بین آن‌ها بود. از این‌که برخی از نسخ خطی در فهرست نسخ خطی موجود است، ولی در کتابخانه نیست، اظهار تأسف می‌کرد. کتب نفیس زیادی از دست رفته است. در میان قرآن‌ها، قرآنی به خطّ علی (ع) وجود دارد. تصویر برداری از نسخ شروع شده تا در آینده روی سایت قرار گیرد.

  کتابخانه‌ها بعد از سقوط رژیم بعثی عراق تابع اوقاف شده، پیشتر در اختیار فرزند مرحوم آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری، سپس مقتدا صدر و سپس آیت‌الله سیستانی قرار گرفت و اینک از نظر قانونی تابع اوقاف شیعی است. و متولّی آن با نظر مرجعیت شیعه ، از سوی اوقاف برای مدت 3 سال تعیین می‌شود و برای یک دوره نیز قابل تمدید است. 6 نفر هیئت امنای آن هستند.

  هدف از احیای کتابخانه‌های عتبات ، اقناع فرهنگی جوانان شیعه است که در سی، چهل سال اخیر فقر فرهنگی بر آنان حاکم بوده، چون تعمّد زیادی بر نابودی مظاهر تشیع در این سرزمین بوده و هنوز هم هست.
سری به مؤسسة کاشف الغطاء زدیم. قرار شد در فرصتی دیگر در روزهای آینده رسماً از این مؤسسه بازدید کنیم.

  

   دیدار با یکی از اعاظم نجف

   بنا بود که ساعت 11 صبح به دیدار یکی از اعاظم حوزه نجف برویم. با آن‌ که از سرکوچه تا بیت ایشان انبوهی از مأموران امنیتی ایستاده بودند ولی با راهنمایی یکی از روحانیان بیت بدون هرگونه بازرسی و تنها توصیه نسبت به خاموش کردن تلفن همراه وارد بیت ایشان شده و با چای از مراجعان پذیرایی ‌کردند. پس از چند دقیقه خدمتشان رسیدیم. از جای برخاسته و با یکایک دوستان مصافحه و معانقه کردند.

   آقای معراجی دوستان را یکی یکی معرفی کردند. بنا بود که هر کدام اهمّ آثار و تألیفات را برای ایشان هدیه ببریم. پس از معرفی ایشان از نوشته‌هایمان سؤال کردند،

   آثار آقای مختاری مثل: تألیفات شهیدین، میراث فقهی شیعه (غنا و رؤیت هلال) را قبلاً دیده بودند، زیاد پرس و جو نکردند. از کثرت مطالعات خودشان گفتند، در عین حال به خاطر کهولت سن و مشاغل دیگر، نمی‌توانند همه آثار رسیده را مطالعه کنند.

  پس از ملاحظه آثار اینجانب مثل «حقوق و وظایف شهروندان و دولتمردان»، «اندیشه سیاسی نائینی» و «مبانی و مستندات قانون اساسی جمهوری اسلامی»، شخصیت نائینی توجه ایشان را به خود جلب کرد و پرسیدند:

   «چرا به نگارش این کتاب اقدام کردید و در نائینی چه خصوصیتی را دیدید که به پژوهش دربارة اندیشة او پرداختید؟ چه ضرورتی ایجاب کرد که این کار را کردید؟»

  مختصری از فضای سیاسی چند سال پیش ایران گفتم که بعضی از جریانات سیاسی درصدد بودند که در برابر امام خمینی، از کتاب «تنبیه الامه» نوشتة نائینی سوء استفاده کرده و او را طرفدار حکومت عرفی و مخالف ولایت فقیه معرفی کنند. هدف من دفاع از شخصیت فقهی نائینی بود و این‌ که او از روی ناچاری و به عنوان تنها نظام مقدور در آن شرایط از مشروطه دفاع کرد.

  ایشان در ادامه دو نکته مهم و آموزنده را یادآور شدند:

  اول آن‌که، آثار فقهی نائینی در دسترس است و کسی نمی‌تواند مطلب نادرستی به وی نسبت دهد،

  دوم آن‌که، نائینی علی رغم خدماتی که در فقه و اصول انجام داده، در ماجرای مشروطه مثل بقیة علما فریب خوردند، چون آن ‌چه در عمل اتفاق افتاد غیر از آن چیزی بود که ایشان از آن دفاع کردند. صورت ذهنی علمای نجف از ایران با واقعیت تفاوت می کرد. آقایان می خواستند با حلال و حرام در این گونه امور وارد شوند .مراقب باشید که شخصیت‌ها را مطلق نکنید. ما نوکر امام زمانیم. شخصیت‌ها علی رغم خدمات زیادشان اشتباه هم مرتکب می‌شوند.

  در ضمن یادآور شدند: در تاریخ آنچه نوشته شده واقعیّت تاریخی نیست، قوای محرکة تاریخی را کسی نمی نویسد.

  سپس از آثار و تألیفات آقای واثقی پرسیدند و نکاتی تاریخی را در آن زمینه یادآور شدند. ولی به مناسبتی وارد بحث «ارث زن» شده و نظریة «ارث بردن زن از قیمت عرصه ،علاوه بر ارث بری او از اعیانی» را به صورت تلویحی مورد نقد قرار دادند و بر آن‌چه که برخی از علما در ایران گفته بودند که مسئله محرومیّت زن از زمین در ارث بعد از زمان امام صادق آغاز شده، خرده گرفتند که:

   این مسأله قدیمی است و به زمان قبل از عبدالملک مروان می‌رسد. عمر بن عبدالعزیز که ردّ مظالم کرد، به زنان خلفای سابق هم که حقوقی داد، اقطاعات خلفای پیشین را برنگرداند. رسم همگانی از صدر اسلام این بود که زنان از اقطاع و خانه‌ها و باغات ارث نمی‌بردند. در قرن اول که سلاطین زنان جوان را می‌گرفتند، هیچ گاه از باغها و خانه‌هایشان به آن‌ها ارث نمی‌دادند.

  ایشان تحلیلشان این بود که در ایران ابتدا روشنفکران مطلبی را می‌گویند، سپس در حوزه‌ها بعضی از علما به دنبال مدرک شرعی برای گفتة آنان می‌گردند. همین مسأله را شش سال قبل یکی از اساتید دانشگاه مطرح کرد ، در حالی که حوزه و روحانیت باید مستقل باشند، نباید دنباله رو باشند. همین امروز در قانون فرانسه زوجین در قانون ارث، در طبقة چهارم قرار دارند. ما می‌خواهیم متجدّد شویم، اول از تساوی حقوق زن و مردم حرف می‌زنیم در حالی که در اروپا که مهد این حرف‌هاست، تا 60 سال قبل به زن ها مدرک تحصیلی نمی‌دادند و آن‌ها را استخدام نمی‌کردند.

  سپس آقای سروش آثار خود را با عناوین «دین و دولت در اندیشه اسلامی» و «عقل و ایمان » معرفی کردند. ایشان از اینکه در ایران تا این اندازه به مباحث سیاسی اهمیّت داده می شود اظهار شگفتی کرده و افزودند:

  مباحث علمی در ایران حتی در کتاب های فلسفی، آخرش به دین و دولت ختم می شود.

  معتقد بودند:

  مسأله ولایت فقیه بحثی است که در کتب فقهی گفته و نوشته شده و بحثی در آن نیست.ولی از اینکه در ایران در این زمینه افراط می شود به طوری که به یک فقیه اجازه نمی‌دهند که در درس خارج خود این بحث را مطرح کند و احیانا به نتیجة متفاوتی برسد ،گله داشتند. (به ماجرای مرحوم آیت الله فلسفی در مشهد اشاره داشتند.)

  بر این باور بودند که در عراق به غیر از روشی که در پیش گرفته شد ، راه دیگری نبود. در کشوری که بیست درصد مردم کُردند و با اهل طریقت ارتباط دارند (کسانی که به رغم مشی امام و گفته‌های ایشان دربارة عرفان، در قم و کرمانشاه و بروجرد اجازه داده نشد خانقاه بسازند)، اهل سنت در طی قرون متمادی در آن مسلّط بودند ، مردم در طول 35 سال به تعالیم بعثی‌ها تربیت شده‌ و آلافی از علما و شیعیان کشته شدند ، در چنین شرایطی چگونه باید عمل می شد؟ امریکایی‌ها آمدند و می‌خواستند قانون اساسی بنویسند، نوشته شد :

    «باید قانون اساسی به قلم عراقی‌ها و با روح عراقی نوشته شود و نویسندگان آن منتخب مردم باشند، چون مذهب اکثریت اسلام است. باید ثوابت اسلام در قانون اساسی رعایت شود و این امر متوقف بر برگزاری انتخابات آزاد است.»

   امریکایی‌ها به شدت مخالف بودند، یک سال ان قلت و قلت شد تا انتخابات را برگزار نکنند، ولی مجبور شدند برگزار کنند. هر کس جایگاه و مقامی دارد. امام تا زمانی که آیت‌الله بروجردی در قید حیات بودند، سکوت محض کردند و به صورت مخفیانه نامه به آیت الله بهبهانی نوشتند. باید ملاحظة شرایط را کرد. با این روش حقوق شیعه استنقاذ شد.

   می‌گفتند: تنها در نجف و کربلا شیعه هستند، حتی در اطراف این دو شهر هم اکثریت با شیعه نیست ولی با پافشاری بر این راه ثابت شد که حتی اکثریت مردم بغداد هم شیعه هستند.
سعی شد قانونی که برای همة عراقی‌ها باشد، تدوین شود و برای این منظور روی عادات و عرف جامعة عراق تاکید شد .حکم شد که شرکت در انتخابات برای همگان از زن و مرد، عالم و جاهل، پیر و جوان واجب است، افراد بیمار در حالی که دستشان می‌لرزید در پای صندوق حاضر شدند و رأی دادند.»

  آقای سروش در خصوص علت عدم انتشار آثار علمی‌شان پرسید، ایشان پاسخ دادند:

  زمان این حرف‌ها گذشته، الان به آثار چاپ شده مراجعه نمی‌شود ! چه لزومی به انتشار آثار جدید هست؟

  وقتی گفته شد: «اهلش مراجعه می‌کنند، مثلاً میرزای شیرازی که آثارش منتشر نشده، امروز مورد حسرت است»، اظهار داشتند:

  «آن‌چه باعث شد میرزا از انتشار آثارش سرباز بزند، تثبیت مکتب شیخ انصاری بود. چون علمایی مثل نهاوندی، صاحب«تشریح الاصول» و شیخ هادی تهرانی هر کدام مبانی‌ای داشتند و عده‌ای می‌‌خواستند مبانی شیخ تثبیت نشود، ولی میرزا چون مبانی‌اش با شیخ متفاوت بود از انتشار آن‌ها خودداری کرد.

  برای مثال در مورد دلیل انسداد سه ماه بحث کرد، باز هم بر مبانی خود استوار ماند. بار دیگر بحث کرد که شاید ما به واقع نرسیده باشیم، این بار به نتایجی رسید که شیخ رسیده بود. سجدة شکر بجا آورد که با شیخ مخالفت نکرده است. میرزای شیرازی می خواست حوزه تثبیت شود. البته برخی دیگر هم مثل ایروانی نظرات و آثار شیخ را سطر به سطر نقد کردند. آن‌چه در گذشته گفته و نوشته‌ام در گذر زمان تغییر کرده و نظراتم عوض شده است.»

   ایشان بدین وسیله از پذیرش این پیشنهاد سرباز زدند.

   در بخش دیگری از سخنانشان از این‌که در حوزه علمیه قم عده‌ای از «تحول جوهری و فقه پویا» با مبالغه سخن می‌گویند، انتقاد کرده و گفتند:

  «شما چرا دربارة قانون اساسی و ولایت فقیه حاضر نیستید تحولی ایجاد کنید؟ بدیهی است، چون مملکت است، نمی‌شود هر روز کسی حرفی بزند و اساس مملکت را بر هم بریزد، نسبت به حوزه و فقه نیز باید چنین احساسی داشته باشید. مدتها می‌گفتید که دانشگاه را به حوزه تبدیل کنیم، ولی امروز حوزه‌ها به دانشگاه تبدیل شده!»

   وقت ما تمام شده بود، آقازاده گاهی به داخل اتاق می‌آمد تا پایان وقت را گوشزد کند، ولی ما تقصیری نداشتیم، آیت‌الله با علاقه و اشتیاق سخن می‌گفت و به نظر می‌رسید که داعی داشت تا مطالبی را به ما یادآور شود، هر چند پرسش ما نباشد.

   آقای طارمی نظر ایشان را دربارة «دانشنامة جهان اسلام» پرسید، ابتدا از اظهار نظر اجتناب کردند ولی در ادامه پرسیدند:

    «چرا دانشنامه را با حرف (باء) شروع کردید؟»

   آقای طارمی توجیه غیر مقنعی کرد مبنی بر این‌که چون «دائره المتعارف بزرگ اسلامی» از حرف (الف) شروع کرده و آن را منتشر نموده بود، ما تصمیم گرفتیم فعلاً از حرف (باء) شروع کنیم و نگارش حرف (الف) را به پایان موکول نماییم!

  ولی این ایراد بهانه‌ای شد برای این‌که ایشان نقدهای دیگری در عرصه‌های گوناگون مطرح کنند و به شوخی به آقای طارمی گفتند:

  «نکند شما خط داده‌اید که کارها را از حرف (باء) شروع کنند!»

   مثال‌هایی برای این منظور زدند از آن جمله:

   *چندی پیش عده‌ای از اهل علم به این‌جا آمده بودند، پرسیدم، شما در ایران چه می‌کنید؟

   گفتند: استاد دانشگاه هستیم و درس تصوّف می‌دهیم.

   گفتم: آیا شما که فلسفه و عرفان نظری خوانده‌اید، خودتان هم اهل سیر و سلوک هستید؟

   گفتند: نه.

   گفتم: این‌که شما تجربه‌ها و مکاشفات دیگران را در کلاس درس برای دانشجویان نقل کنید، چه ثمری و اثری دارد؟ مکاشفات دیگران چه حجیتی برای شما و شاگردان دارد؟ باید ابتدا مقدمات را طی کنید. کسی که خودش اهل سیر و سلوک نیست، چگونه عرفان و تصوف درس می‌دهد؟!

   * اهل منبر در ایران به جای گفتن اولیّات به مردم مثل نکات اخلاقی که مورد ابتلای آن‌هاست مثل: دروغ نگفتن، رشوه نگرفتن و تهمت نزدن در انتخابات، از مقام قرب الهی و فناء فی الله و امثال آن می‌گویند، در حالی که برای جامعه‌ای که گرفتار مسائل ابتدایی است، نباید چنین مطالبی گفت. به جامعه‌ای که گرفتار چنین آفات اخلاقی است، باید مطالبی گفت که به دردش بخورد.

  ملاقات یک ساعت و بیست دقیقه طول کشید. دقایقی هم ایشان ایستاده سخن گفتند. از جمله این‌که «بنایم تنقیص و ایرادگیری نبود، برای همه آقایان دعا می‌کنم، غرض این بود که لحظاتی با شما عزیزان گفتگو کرده باشیم، عفو بفرمایید.»

  با بدرقة آیت‌الله خداحافظی کرده و از آیت‌الله زاده نیز تشکر نموده و عازم منزل شیخ باقر شریف القرشی شدیم که برای ناهار دعوت کرده بود.

 

ارسال شده در مورخه : یکشنبه، 19 تیر، 1390 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"از قم تا نجف اشرف ـ 4" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 4 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: از قم تا نجف اشرف ـ 4 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 19 تیر، 1390
با سلام، استاد محترم! آیا شخصیتی که سخنانش را نقل کرده اید، آیت الله سیستانی نیست؟ مطالب جالبی فرموده اند. لابد موارد دیگری هم بوده که نقل نکرده اید. به هر حال به سهم خودم تشکر می کنم.


[ ارسال جوابیه ]


Re: از قم تا نجف اشرف ـ 4 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : دوشنبه، 20 تیر، 1390
سلام عليكم. حقيقتا از سفرنامه عراق (بخشهاي دو و سه و چهار) استفاده كردم. جسارتا و خودمانيا شايد بيش از ساير مقالات سايت.البته از جهت كاربردي. از جهت علمي قطعا ساير مقالات مقدم است. آجركم الله.


[ ارسال جوابیه ]


Re: از قم تا نجف اشرف ـ 4 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : یکشنبه، 26 تیر، 1390
اطلاع ایت الله سیستانی از جریانات و اوضاع ایران ستودنی است. کاش به نصایح ایشان توجه می شد!


[ ارسال جوابیه ]


Re: از قم تا نجف اشرف ـ 4 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : شنبه، 24 خرداد، 1393
خداوند متعال حضرت آیت الله سیستانی را مورد تایید خود قرار دهد و ایشان را محفوظ بدارد


[ ارسال جوابیه ]