سید جواد ورعی - پرتوی از خطبه شعبانیّه 3 - 5 
 
 
          شنبه 27 مرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
پرتوی از خطبه شعبانیّه 3 - 5
مقاله

 

  

   

                                                          (۳)

   رسول خدا (ص) پس از بیان فضائل ماه مبارک رمضان، در ادامه از مردم می خواهد که با «نیت های صادقانه» و «قلب های پاک» از خداوندی که مربّی و پروردگار آن هاست، بخواهند که توفیق «روزه داری» و «تلاوت قرآن» را به آنان عطا فرماید.

«فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِه»

از این فراز از سخنرانی حضرت هم چند نکته بسیار مهم استفاده می شود که به اختصار عبارت اند از :

1 . هر درخواستی از خداوند سبحان باید با قصد و نیّت صادقانه باشد. «صداقت با خداوند» شرط لازم جلب رحمت الهی و برخورداری از توفیقات پروردگار است. انسان اگر صادقانه از خداوند چیزی طلب کند، برآورده می شود، به خصوص در ماه رمضان که خداوند سفره نعمتش را به روی بندگانش گشوده و آنان را به میهمانی خود فراخوانده است.

بی شک برخورد منافقانه و عاری از صداقت، اگر در برخورد با بعضی از انسان ها کارساز باشد و اهداف شخص منافق را برآورده سازد، در برخورد با خداوند که «عالم السرّ و الخفیّات»، دانا به همه حقایق هستی و آگاه از نهان و آشکار آدمی است، نه تنها سودی ندارد بلکه به زیان اوست. اگر در دنیا بتوان چند صباحی با دورویی، زهدفروشی، گندم نمایی و جو فروشی، اسب خود را تاخت و با فریب مردم به آمال و آرزوهای خود رسید و با حقّه بازی و حیله گری افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد و بر گرده آنان سوار شد، قطعا با خداوند نمی توان چنین رفتاری داشت.

بگذریم از این که چنین افرادی غالبا در همین زندگی دنیا هم دستشان رو، مشتشان باز و رسوای عالم می شوند. از این رو، کسب توفیق الهی برای انجام اموری که «اخلاص» شرط صحت و سودمندی آن هاست، فقط با نیت صادق امکان پذیر است.



  2. کسب توفیق الهی علاوه بر «قصد و نیت صادق و خالص»، شرط دیگری هم دارد و آن «دل پاک و پاکیزه» است. پاکیزه از گناه، و رذیلت های اخلاقی که در نفس آدمی رسوخ می کند. قلب آلوده نمی تواند ظرف معارف الهی، یاد خدا و کلام وحی باشد. سخن حضرت بدین معنا نیست که انسان های گنهکار چنین درخواستی از خدا نکنند، چرا که با پیام این سخنرانی و ظرفیت عظیم ماه رمضان ناسازگار است.

بلکه مقصود این است که همه انسان ها در آستانه این ماه رحمت و برکت به خود آیند و از خداوند توفیق طلب کنند، اما برای چنین درخواستی، هم نیت های خود را خالص نمایند و هم دل هایشان را پاک کنند. این که «استغفار» را شرط ورود به ضیافت الهی در این ماه دانسته اند، می تواند یکی از اسرارش «طهارت قلب» باشد.

بدون شک اگر «نیت صادق» و «قلب طاهر» تأثیری در کسب توفیقات این ماه مانند «روزه داری» و «تلاوت قرآن» نداشت، دلیلی بر ذکر آن ها در کلام نبوی نبود و به اصطلاح علما قید «بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ» لغو بود، در حالی که آن بزرگوار از هر سخن لغوی مبرّاست.

 3. نکته حائز اهمیت دیگر آن است که حضرت از میان اعمال نیکی که وجود دارد و حتی در این ماه سفارش شده، در این فراز به دو مورد اشاره می کنند که نشانه اهمیت و جایگاه آن ها در ماه رمضان است. نخست، «روزه داری خدا» و دیگری، «تلاوت کتاب او»

«اهمیت روزه داری» در ماه رمضان بی نیاز از هر توضیحی است، زیرا قوام ماه رمضان به روزه است، ه کونه ای که مردم این ماه را به روزه می شناسند. حتی بسیاری از مردم که به علت بیماری یا سفر از روزه گرفتن در این ماه معاف اند، همواره خود را محروم از فضائل این ماه می دانند، با آن که می توانند از نعمت های فراوان این ماه بهره ببرند.

  نکته مهمی که در بیان نبوی وجود دارد آن است که روزه به خداوند نسبت داده شده، همان گونه که قرآن به خدا نسبت داده شده است.«لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِه». این که قرآن کلام و کتاب خداست، روشن است. اما نسبت دادن روزه به خداوند نشانه جایگاه رفیع روزه است. چنان که در حدیث قدسی از خدای سبحان نقل شده (بنا بر یک قرائت از حدیث) «روزه از برای من است و پاداش آن خودم هستم.» عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: «الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزي عَلَيْهِ (به)» (اصول كافي، ج4، ص63)

«اهمیت تلاوت قرآن» هم می تواند با مسئله «نزول قرآن در شب قدر» مرتبط باشد. به هر حال، ماه رمضان توانسته ظرف فرود آمدن فرشتگان الهی به محضر رسول خدا (ص) و نزول قرآن بر قلب پاک آن حضرت باشد. هدایت انسان هم که در پرتو قرآن است، مقدماتی دارد که تلاوت قرآن و آشنایی با معارفش از جمله این مقدمات است.

پس مهم ترین عبادتی که شایسته است انسان توفیق انجام اش را در ماه رمضان از پروردگار عالم طلب کند، «روزه داری» و «تلاوت قرآن» است.

 

    (۴)

  بدبخت کیست؟

  فراز بعدی خطبه، جمله معروف رسول خداست که فرمود:

«فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيم؛ تحقیقا بدبخت کسی است که در این ماه بزرگ از آمرزش خداوند محروم باشد.»

حضرت پس از توصیف ویژگی های ماه رمضان و یادآوری گستردگی خوان نعمت، برکت و مغفرت الهی چنین نتیجه ای می گیرد. چرا که از چنین فرصتی همه باید بتوانند استفاده کنند و اگر کسی نتواند غفران و آمرزش خداوند را جلب کند، بدبخت و بیچاره اوست. معلوم می شو د هر انسانی می تواند در این ماه سعادتمند شود و با روزه داری، تلاوت قرآن، انس با خداوند و جلب رحمت او، گناهان اش را پاک کند و گرنه شقی و بدبخت منحصر در کسی نمی شد که از آمرزش خداوند در این ماه محروم باشد. به خصوص که با پایان یافتن این ماه، شیاطین که در غل و زنجیر بودند، آزاد می شوند و جلب آمرزش خداوند چندان آسان نیست.

گواه بر این مطلب حدیثی از حضرت صادق (ع) است که فرمودند: «من لم يغفر له في شهر رمضان، لم يغفر له إلى قابل إلا أن يشهد عرفة؛ کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا ماه رمضان آینده بخشوده نمی شود، مگر آن که در روز عرفه در سرزمین عرفات باشد و آمرزیده شود.» (شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج10، ص313)

با توجه به این که افراد کمی در روز عرفه موفق به حضور در سرزمین عرفات می شوند، پس بهتر است انسان فرصت ماه رمضان را که همگان در هر نقطه ای از عالم، بدون زحمت و هزینه از آن بهره مندند، غنیمت شمارد و آمرزش گناهانش را از خداوند مطالبه کند و زمینه های بخشودگی خود را فراهم سازد.

اهل معرفت با الهام از سخنی که ثقه الاسلام کلینی از امام صادق (ع) نقل کرده، ماه رمضان و شب قدر را آغاز سال می دانند. این نکته را از فضائل، اعمال و آدابی هم که برای ماه رمضان برشمرده اند، می توان برداشت کرد. با توجه به این واقعیت که خداوند در شب اول ماه مبارک رمضان هر مقدار از بندگان اش را که اراده کند، می بخشد؛ شب دوم دو برابر مقداری که در شب اول بخشیده، شب سوم دو برابر مقداری که در شب دوم آمرزیده است، و تا پایان ماه به صورت تصاعدی بندگان گنهکارش را از آتش جهنم نجات می دهد و در شب آخر ماه چند برابر مقداری که در طول ماه بخشیده، می آمرزد. (سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 3) چگونه می شود انسانی که به سرنوشت خود علاقمند است، از این فرصت بهره نگیرد و سعادت خود را دست کم تا یک سال آینده تضمین نکند، جز آن که شقی و بدبخت باشد؟!

  چه کسانی به آمرزش الهی محتاج ترند؟

بدیهی است زمینه های آمرزیده شدن از گناهان مختلف متفاوت است. آمرزیده شدن از گناهانی که تنها حق خداوند در آن ها زیر پا نهاده شده، آسان تر است، زیرا سر و کار انسان با خداوند بخشنده و مهربان است و جلب رضایت او دشوار نیست. اما گناهانی که حقی از حقوق انسان ها در آن زیر پا گذاشته شده باشد، دشوار است. به خصوص اگر حقی تباه شده باشد، که به آسانی قابل جبران نیست.

در میان حقوق انسان ها «آبرو و حیثیت» از این قبیل است، چرا که وقتی ریخته شد به آسانی قابل اعاده نیست. شاید به همین دلیل تعبیراتی که در روایات در خصوص «آبروی مومن» دیده می شود «اعظم حرمه من الکعبه و القرآن» ( علامه مجلسی، بحارالانوار، ج7، ص323)، یا در باره گناهانی که به نوعی آبروی انسان را تهدید می کند مانند تهمت و غیبت به کار رفته، در نوع خود کم نظیر یا بی نظیر است.«خوردن گوشت برادر مرده»(حجرات، آیه 12) ، «شدیدتر از زنا» (وسائل الشیعه، ج12، ص 280)و امثال آن.

سیاستمداران و فعالان اجتماعی معمولا در معرض این دسته از گناهان اند. به راحتی با آبرو و حیثیت افراد بازی می کنند. یکی از آفات خطرناک «شهرت طلبی»، «قدرت طلبی» و «ریاست طلبی» احساس نیاز به خارج کردن رقبا از صحنه است و این مهم جز با «بازی کردن با آبروی دیگران» امکان پذیر نیست. آنان که در تاریخ با وارد کردن تهمت و بستن افترا به دیگران ابروی آن ها را ریخته اند، لزوما به خاطر دشمنی با آن ها نبوده، بلکه در بسیاری از موارد آن ها را صرفا رقیب خود می دیدند که تا از صحنه خارج نشوند، موقعیتی برای آنان فراهم نخواهد شد.

معمولا افراد «پست و حقیر» که هنری برای «اثبات» خود ندارند، خود را با نفی دیگران و تهمت زدن به آنان «اثبات» می کنند.و الا افراد بزرگ که هنرهای گوناگونی دارند، برای اثبات خویش نیازی به این ابزار نامشروع ندارند.

معروف است که وقتی عمر بن عبدالعزیز از پدرش پرسید: شما که علی بن ابی طالب را افضل اصحاب پیغمبر می دانید، چرا او را بر بالای منبر و در خطبه جمعه لعن و نفرین می کنید؟، پاسخ داد:

   «برای این که پایه های حکومت ما جز با دشنام دادن و لعن کردن علی بن ابی طالب استوار نمی ماند.»

معنای این سخن آن است که ما برای آن که بتوانیم بر گرده مردم سوار شویم، چاره ای نداریم جز این که علی و فرزندان او را در جامعه و نزد افکار عمومی منفور سازیم. چرا که اگر مردم به درستی ایشان و ما را بشناسند، آنان را رها نمی کنند و امارت را به ما نمی سپارند. این سنت قدرت طلبان و سیاست بازان تاریخ است. آنان که به چنین گناهانی آلوده اند، کارشان دشوارتر است و به فرصت ماه رمضان بیشتر از دیگران نیازمندند، پس فرصت را مغتنم بشمارند!

   (۵)

  رسول خدا (ص) در ادامه سخنرانی خود به بیان ساده و روان به برخی از «حکمت های روزه داری» اشاره می کند و می فرماید:

«وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُم؛ با گرسنگی و تشنگی خود گرسنگی و تشنگی قیامت را به یاد آورید، و به فقیران و مسکینان تان صدقه دهید.»

در این فراز کوتاه به دو حکمت از «حکمت های روزه داری» اشاره شده است:

 

  به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت

  1. نخست آن که انسان با روزه گرفتن، و نخوردن و نیاشامیدن در طول روز، به یاد گرسنگی و تشنگی خود در روز قیامت باشد. از آن جا که «یادآوری روز قیامت» برای «رشد و تربیت انسان» لازم و ضروری است، در تعالیم دینی ما از راه کارهای مختلفی استفاده شده تا انسان به یاد قیامت بیفتد، به یاد روز حساب و رسیدگی به پرونده اعمال خویش باشد، پیوسته به یاد داشته باشد که روزی در دادگاه عدل الهی حاضر شده و پاسخگوی اعمال و رفتار خود خواهد بود، روزی که حتما فرا خواهد رسید و گریزی از آن نیست.

یادآوری آن روز آدمی را به مراقبت از اعمال و رفتار خود وا می دارد، به خصوص اگر دادگاهی باشد که امکان خطا در آن منتفی بوده، و تطمیع یا تهدید قاضی هم ممکن نباشد.

از سخن حضرت استفاده می شود که گرسنگی و تشنگی هم از ویژگی های روز قیامت است. البته در معنای گرسنگی و تشنگی روز قیامت، دو احتمال وجود دارد:

  یک احتمال آن که، گرسنگی و تشنگی از ویژگی های قیامت باشد. بنا بر این احتمال، همه انسان ها در مقطعی گرفتار آن خواهند بود. انسان همان گونه که در روز قیامت عریان محشور خواهند شد، گرسنه و تشنه هم خواهند بود تا به پرونده اعمال اش رسیدگی شود. امام سجاد (ع) در دعای ابو حمزه ثمالی به درگاه خدا عرضه می دارد:

«فمالی لا ابکی؟! ..... ابکی لخروجی من قبری عریانا ذلیلا؛ چرا نگریم؟! ..... برای روزی که از قبرم عریان و ذلیل خارج خواهم شد، می گریم.»

گرچه برای این احتمال شاهدی در روایات و ادعیه به چشم نمی خورد، اما به عنوان یک احتمال مطرح است.

 

  احتمال و معنای دوم آن که، نتیجه بعضی از رفتارهای انسان یا پیامد ترک برخی از اعمال در دنیا «گرسنگی و تشنگی در روز عقبی» است. در روایات و دعاها شواهد مختلفی بر این معنا وجود دارد. در این مجال به دو روایت اشاره می شود:

  یکم، پیامبر خدا (ص) در معراج این کلمات را بر در جهنم مشاهده کرد « ..... مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا يَكُونَ عَطْشَاناً [عَطْشَانَ‏] يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلْيَسْقِ الْعَطْشَانَ فِي الدُّنْيَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا يَكُونَ جَائِعاً يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلْيُطْعِمِ الْجَوْعَانَ فِي الدُّنْيَا؛ هر که می خواهد روز قیامت تشنه نباشد، تشنگان را در دنیا سیراب کند و هر که می خواهد در قیامت گرسنه نباشد، گرسنگان را در دنیا سیر کند.» (نوری، مستدرک الوسائل، ج3، ص317)

  دوم، رسول خدا (ص) سوگند یاد کرد و فرمود: «و الذي بعثني بالحق إن شارب الخمر يموت عطشانا و في القبر عطشان و يبعث يوم القيامة و هو عطشان و ينادي وا عطشاه ألف سنة؛ به کسی که مرا به حق برانگیخت سوگند، کسی که اهل شرب خمر باشد، تشنه خواهد مرد، و در قبر تشنه خواهد بود، و در روز قیامت تشنه برانگیخته خواهد شد و فریاد تشنگی اش هزار سال بلند خواهد بود.» (جامع ‏الأخبار، ص149)

تشنگی در قبر می تواند به این معنا باشد که روح چنین فردی در دوران برزخ همواره احساس تشنگی می کند.

 

  احساس همدردی با گرسنگان جامعه

  2. حکمت دوم روزه داری در این ماه، که در این دنیا هم ثمره دارد، به یاد گرسنگان و تشنگان بودن و رسیدگی به حال آن هاست. انسانیت انسان اقتضا دارد که به فکر هم نوعان اش باشد. سخن رسول خدا یاد آوری گرسنگی و تشنگی مسلمان و مؤمن نیست، بلکه همه گرسنگان و تشنگان است. ضیافت خداوند بر خلاف میهمانی های دیگر برای خوردن و آشامیدن و خوش گذرانی نیست، بلکه همدردی با انسان های دردمند است. از این رو، پیامبر بلافاصله پس از یادآوری گرسنگی و تشنگی قیامت می فرماید: « به فقیران و مسکینان تان صدقه دهید.»

فقیر را کسی دانسته اند که درآمد سالیانه اش کفاف مخارج سالیانه اش را ندهد. مسکین را کسی دانسته اند که وضع مالی اش از فقیر هم بدتر باشد، شاید کسی که اصلا درآمدی نداشته باشد تا برای مخارج اس هزینه کند.

صدقه دادن هم به معنای رسیدگی مالی است و بر خلاف آن که بین ما رایج است، لزوما به منظور دفع بلا، خطر و گرفتاری از خود نیست. چنان که همراه با منّت هم نیست بلکه با رعایت «احترام کامل» و «عزت نفس» فقرا و مساکین است. صدقه ای که برای حفظ خود از بلا و خطر پرداخت می شود، یا با انگیزه کمک به فقرا صورت می گیرد، ولی با منت همراه می گردد، با روزه داری و فلسفه آن ناسازگار است.

انصاف این است که روزه داری بسیاری از ما با این حکمت ها فاصله دارد. برخی از ما در ماه رمضان به بهانه گرسنگی و تشنگی روز بیش از ایام دیگر سال می خوریم و حتی اضافه وزن پیدا می کنیم! در حالی که سازندگی روزه به رعایت این نکات و نزدیک شدن هر چه بیشتر به فلسفه اعمال و آداب ماه رمضان دارد. حتی کسانی که به هر دلیل توفیق روزه داری ندارند، باید در این ماه قدری به روزه داران شباهت پیدا کنند تا بتوانند از فیوضات آن استفاده کنند. نباید بیماری یا سفر بهانه شود برای گذران زندگی مانند ایام دیگر سال، و محروم کردن خود از این همه حکمت و برکت.

«احساس گرسنگی» در ماه رمضان برای دولتمردان اهمیت مضاعف دارد و آن این که به یاد آورند که مسئولیت گرسنگی گرسنگان در جامعه اسلامی بر عهده آن هاست.

وقتی از یوسف صدیق پرسیدند: تو که خزائن مملکت را در اختیار داری، چرا گرسنه ای؟ گفت: «می ترسم سیر باشم، در نتیجه گرسنه را فراموش کنم.»

روزه داری در ماه رمضان باعث می شود که هیچ مدیری با جرأت و جسارت نتواند بگوید: «در کشور گرسنه نداریم!» احتمال وجود افراد گرسنه هم کافی است تا نتوان چنین ادعایی کرد. بگذریم از این که دولت اسلامی وظیفه دارد فقر را از جامعه «ریشه کن» کند، و در فرهنگ اسلامی میان «فقر» و «گرسنگی» و رفع هر کدام از آن ها فاصله زیادی وجود دارد.

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 17 مرداد، 1390 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"پرتوی از خطبه شعبانیّه 3 - 5" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 3 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: پرتوی از خطبه شعبانیّه 3 - 5 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : سه شنبه، 18 مرداد، 1390
حاج آقا چرا اسم این خطبه رو شعبانیه گذاشتند با این که همه مطالبش در باره ماه رمضانه ؟


[ ارسال جوابیه ]


Re: پرتوی از خطبه شعبانیّه 3 - 5 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : سه شنبه، 18 مرداد، 1390
وای به حال مسئولینی که به وظایفشان عمل نمی کنند! وای به حال ما که آبروی مومن کمترین قیمت را در جامعه ما دارد ! وای به حال ما که نه تنها به گرسنگان رسیدگی نمی کنیم بلکه وجودشان را هم انکار می کنیم ! وای به حال ما که نه تنها در صدد جبران خطاها نیستیم بلکه بر آن ها اصرار داریم و همه اعمال خود را صحیح می دانیم! وای ...! وای ...!


[ ارسال جوابیه ]