سید جواد ورعی - از قم تا نجف اشرف - 10 
 
 
          سه شنبه 30 مرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
از قم تا نجف اشرف - 10
مقاله

                    

                   گزارشی از سفر علمی، فرهنگی و زیارتی به عتبات عالیات 

    در کاظمین

 بالاخره از خیابان‌های بغداد عبور کرده و به کاظمین رسیدیم و در فاصلة تقریباً 300 متری حرم شریف در فندق الزهرا مستقر شدیم. آقای سعدون، نماینده مؤسسه آل البیت به سفارش جناب شیخ احسان جواهری در کاظمین به استقبال آمده و به اعضای هیأت خوشامد گفت. شهر بغداد از نظر فرهنگی و اجتماعی با دو شهر نجف و کربلا متفاوت است. مثلا آن‌جا زنان تنها با چادر عربی و با حجاب در ملأ عام ظاهر می‌شدند، ولی این‌جا زنان با بلوز و شلوار یا دامن، با روسری یا بدون آن نیز در خیابان‌ها به چشم می‌خورند.

 

 محل استقرار از نظر نزدیک بودن به حرم بسیار خوب و مطلوب است ولی از نظر سطح، مثل یک مهمانسرای متوسط، بلکه پایین‌تر از متوسط است گرچه نامش را هتل نهاده‌اند! البته در وضع موجود عراق انتظار بیشتری نمی‌توان داشت. همین روزها در خاطرات سفر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و همراهان که به قلم حجت الاسلام والمسلمین مسیح مهاجری در روزنامه جمهوری اسلامی به چاپ می‌رسد، نیز خواندم که آنان را هم در غیر از بغداد در هتل‌هایی در همین ردیف‌ها اسکان داده‌اند!

 دو دستگاه سوئیت برای ما پیش‌بینی کرده‌اند که به دو گروه تقسیم شده و برخلاف اسکان جمعی در دو شهر نجف و کربلا، در اتاق‌ها مستقر شدیم. بنده و آقایان سروش و حافظیان و مختاری در یک سوئیت و آقایان معراجی، سبحانی، طارمی و واثقی در سوئیت دیگر. اثاث‌ها را جابجا کرده و قدری استراحت کردیم. برای جمع شدن در یک سوئیت به دلیل کوچک بودن فضا با مشکل روبرو بودیم. ولی هر جور بود با جابجایی چند  صندلی دور هم جمع شده، چای خوردیم.

 قرار شد عصر به حرم مشرف شویم. شهر کاظمین نسبت به شهر بغداد مثل شهر ری است نسبت به تهران. وضع کاظمین امروز مثل وضعیت 30 سال قبل شهر ری ماست، از نظر خیابان‌ها و کوچه‌ها و وضعیت ساختمان‌ها و ...

 



عصر برای زیارت حرم مطهر امام موسی کاظم(ع)† و نوادة عزیزش امام جواد†(ع) به حرم شرفیاب شدیم. لطف خداوند کریم است که توانستیم به زیارت مرقد مطهر پدر و فرزند امام رضا†(ع) برسیم. حرم شلوغ نیست، فقط زائران ایرانی و تعدادی نیز از شیعیان عراق مشغول زیارتند. حرم کاظمین عظمت زائد الوصفی دارد صحنی بزرگ و با شکوه؛ با سفر قبلی خیلی فرق دارد. مدیریت حرم، نظم و انضباط و نظافت و امکانات خوبی برای زائران فراهم شده، به برکت سقوط دیکتاتور عراق و حاکمیت مردم عراق بر سرنوشت خود و مدیریت مرجعیت و روحانیت بر اماکن متبرکّه و همکاری دو ملت و دو دولت ایران و عراق برای احیای این اماکن.

 پس از اقامه نماز مغرب و عشا بیرون حرم جمع شده و به اتفاق آقای سعدون در بلوار منتهی به حرم قدم می‌زدیم تا در یک غذاخوری شام بخوریم.

در یک غذاخوری ـ به تعبیر خودمان قهوه خانه ـ غذا خوردیم. در راه بازگشت، مرقد مطهر سید رضی و سید مرتضی را به خاطر بسته بودن در، از بیرون زیارت کردیم. در مهمانسرا ساعتی دور هم نشستیم و پس از نوشیدن چای استراحت کردیم.

  روز شنبه ، 29 فروردین

 به هنگام نماز صبح عازم حرم شریف شدم، نماز صبح و زیارت جامعه و قرائت قرآن. قرار بود ساعت 8 برای تمدید ویزای مان به یکی از ادارات بغداد رفته و از آن‌جا به سامرا برویم. وقتمان در آخر سفر خیلی تنگ بود. چون ویزاها به رغم یک ماهه بودن، به هنگام ورود به عراق مهر اقامت ده روزه می‌خورد و در صورت افزایش مدت سفر باید مجوز دوباره اخذ شود. برای هر نفر 15 هزار تومان می‌گیرند و ده روز دیگر تمدید می‌کنند. به ما گفته بودند که اگر در نجف باشید تمدید ویزاهای اقامت بدون هیچ مشکلی و بدون آن‌ که لازم باشد خودتان شخصاً‌ اقدام کنید، انجام می‌گیرد ولی در بغداد چه بسا مشکلاتی داشته باشد. چون بازگشت مان از فرودگاه بغداد بود، به ناچار باید در بغداد این کار را انجام می‌دادیم.

 بعد از صرف صبحانه با دو اتومبیل نه چندان مطلوب به ادارة مربوطه رفتیم. راننده‌ای که ما را می‌برد مدعی بود که در آن‌جا آشنا دارد و ظرف نیم ساعت کار ما را انجام خواهد داد و سپس عازم سامرّا خواهیم شد ولی بعداً معلوم شد اصلاً ادارة مربوطه را به درستی نمی‌شناسد و به اصطلاح خودمان از آن «خالی‌بند»هاست. ناآشنایی راننده که انجام این کار به او محوّل شده بود، سبب شد تا ساعت 11 در اداره مربوطه معطل شویم.

 البته از شواهد بر می‌آمد که مأموری که متصدی انجام این کار بود، به خاطر ایرانی بودن ما کارشکنی کرده و این مقدار ما را معطل کرد و الا افراد زیادی می‌آمدند و کارشان انجام می‌شد و می‌رفتند. حتی در مواردی گذرنامه‌های متعددی را یک نفر می‌آورد و تمدید می‌کرد و می‌رفت. معلوم شد نیازی به حضور یکایک ما هم نبود. ناآشنایی راننده‌ای که مأمور این کار شده بود، سبب شد مدت سه ساعت برای انجام این امر صرف شود. نکتة جالب توجه، وضعیت اسفبار و بسیار کثیف این ساختمان دولتی در قلب بغداد بود . به هر حال از مشکلات غیر قابل پیش بینی سفر است ، چاره‌ای هم نیست.

 به هر تقدیر، به علت طولانی شدن و تأخیر حرکت به سمت سامرا، در رفتن به سامرا دچار تردید شدیم. چون باید تا غروب برمی‌گشتیم و به رغم آن‌که مسافت تا سامرا 120 کیلومتر بیشتر نیست، اما ایست و بازرسی‌های فراوان موجب می‌شود که این مسیر یک ساعته، سه ساعت به طول انجامد، از این جهت نگران بودیم که تا غروب نتوانیم برگردیم بخصوص که سفارش کرده بودند به خاطر مسائل امنیتی، یکی، دو ساعت بیشتر در سامرا نمانید و قبل از تاریکی هم برگردید.

 اتومبیل‌هایی که در اختیارمان بود، قابل قیاس با اتومبیل‌های تشریفاتی دیروز که از کربلا به کاظمین آمدیم، نبود. شاید به خاطر همین مشکلات بود که جناب شیخ مهدی کربلایی در کربلا پیشنهاد کرد با خودروهای تشریفات حرم به سامرا بروید و برگردید. ولی ما به علت کمبود وقت که نمی‌توانستیم دوباره به کربلا برگردیم، عذرخواهی کرده و تنها تا کاظمین با خودروهای حرم آمدیم. اگر آن خودروها و آن راننده‌ها را در اختیار داشتیم، جای هیچ نگرانی برای رفت و برگشت نبود.

 به هر حال، برخی نظرشان بر این بود که از این سفر صرفنظر کنیم. اصرار بعضی دیگر از دوستان مبنی بر این‌که معلوم نیست توفیق چنین سفری بار دیگر نصیب ما شود، و مخالفت بعضی دیگر از این‌که دو گروه شویم، باعث شد که تصمیم جمعی به رفتن گرفته شد.

 آقای معراجی اکیداً سفارش کرده بود که دو اتومبیل پشت سر هم و به قول ما سپر به سپر حرکت کنند و از هم جدا نشوند. حقیقتاً تدبیر جناب معراجی در طول سفر ستودنی بود، نشان از پختگی و تجربه داشت. شبی در نجف، که با سه خودرو عازم «معهد العلمین» بودیم، بنده و ایشان و آقای سروش در یک ماشین بودیم، از عدم تعادل راننده به خاطر رفتارهای مشکوکش نگران شدیم.

 اولاً: سؤالات مختلفی می‌پرسید. مانند: دیدگاه ما در بارة جریانات مختلف در عراق.

 ثانیاً:اسلحه‌ای را از زیر صندلی‌اش بیرون آورد و به گونه‌ای که به ما نشان دهد، در داشبورت خودرو گذاشت.

 ثالثاً: رانندگی و رفتارش غیر عادی جلوه می‌کرد. این در حالی بود که دو اتومبیل دیگر همراه ما نبودند و این امر آقای معراجی را بسیار ناراحت کرد و آقا نصیر را که این ماشین‌ها را کرایه می‌کرد، مؤاخذه نمود که حتماً‌ باید خودروها را ملزم کند که با هم حرکت کنند.

  در مسیر سامرّا

 هر طور بود به خدا توکل کرده و به سوی سامرا به راه افتادیم. به دلیل ایست و بازرسی‌های فراوان ساعت 2 بعد از ظهر در یک رستوران برای صرف غذا توقف کردیم. یک اتوبوس از زائران ایرانی هم در این رستوران توقف کرده بودند. با این‌که معمولاً کاروان‌های ایرانی را به سامرا نمی‌آورند، ولی گاهی برخی از کاروان‌های خارج از چارچوب سازمان حج، چنین برنامه‌هایی دارند و البته با خطراتی هم مواجه می‌شوند. مثل نمونه‌ای که همین روزها که در حال بازنویسی این یادداشت‌ها هستم، رخ داده؛ در یک رستورانی نزدیک بعقوبة عراق زنی با عملیات انتحاری خود را منفجر کرده و ده‌ها زائر ایرانی را به شهادت رساند.

 البته این کاروان از جمله کاروان‌هایی بود که خارج از چارچوب سازمان حج و زیارت ـ که اصولاً از این مسیر به عراق نمی‌آیند ـ و توسط شرکت‌های توریستی تحت نظارت سازمان ایرانگردی و جهانگردی به عراق اعزام شده است. جالب است که این سازمان اصرار می‌ورزد که به طور کلی سازمان حج و زیارت از «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» جدا شده و به «سازمان ایرانگردی و جهانگردی» ملحق گردد!

 چندی پیش دولت در یک جلسة اداری الحاق این سازمان را به «سازمان ایرانگردی و جهانگردی» تصویب کرد و در حیص و بیص اعتراض حضرت حجت الاسلام و المسلمین ری شهری، نماینده رهبری در «سازمان حج و زیارت» که این اقدام بدون هماهنگی ایشان و بدون اطلاع رئیس «سازمان حج و زیارت» که در عربستان مشغول مذاکره برای برگزاری حج سال 88 بود، صورت گرفته، معاون رئیس جمهور و رئیس «سازمان ایرانگردی و جهانگردی» بلافاصله برای «سازمان حج و زیارت» رئیس هم تعیین کرد و حکم صادر نمود!

 البته دولت نهم در این گونه اقدامات سابقه‌دار است که یک شبه و بدون تمهید مقدمات، مسئولی را عزل و فرد دیگری را جایگزین می‌کنند بدون آن ‌که شأن و شخصیت افراد و مدیران را رعایت کنند. این هم یک شیوة مدیریت است!!

 جالب است که پس از وقوع این حادثة تروریستی، رئیس جمهور، معاونش را مأمور پیگیری چگونگی وقوع این حادثه کرد و ایشان از آن زمان مشغول پی‌گیری است و نمی‌دانیم نتیجه‌اش چه شد، به مردم که گزارشی ارائه نکردند، شاید به آقای رئیس جمهور گزارش داده باشند! بگذرم.

 در رستوران یا بهتر است بگویم در قهوه خانه برنج نپخته! و گوشت و ماست و نوشابه برای ناهار  آوردند. ساعت 3 بعد از ظهر به سامرا رسیدیم. واقعاً خسته کننده بود. در فاصله‌ای نسبتاً زیاد با حرم پیاده شدیم، موانع و دیوارهای سیمانی بلند حرم مطهر و مسیر منتهی به حرم را احاطه کرده، بازرسی‌های دقیق و پیاده روی طولانی تا داخل حرم.  یادآور پادگانی که امام هادی(ع) و امام عسکری(ع)‡ را در زمان متوکل و خلفای دیگر عباسی در آن تحت نظر داشتند. اکنون نیز حرم آن دو بزرگوار در محلّی محصور و نظامی و کنترل شده، یادآور غربت و مظلومیت این دو امام و نوادة رسول خداست ، دو شخصیتی که جز فضائل علمی و اخلاقی و اجتماعی از آنان نقل نشده است.

 خوشبختانه در صحن بزرگ حرم مطهر علاقمندان به این دو امام همام با چای از زائران پذیرایی می‌کنند. گرچه زائر چندانی هم نیست. ما بودیم و لحظاتی بعد تعدادی زائر ایرانی دیگر.

 وارد حرم شریف شدیم چقدر غمناک و غریب و مظلوم! از ضریح مقدس خبری نیست، دیواره‌ای چوبی قبور مطهر را احاطه کرده، در حال بازسازی حرم هستند. حرمی که فرشتگان الهی بر آن بال می‌گسترند، به وسیلة وهابی‌های متحجّر، و کافرهای به ظاهر مسلمان که در حماقت و بلاهت روی امثال ابن ملجم را سفید کرده‌اند، منفجر شد. قطعاً این جماعت نادان فقط ابزاری در دست بازیگران پشت صحنه‌اند. هنوز ستون‌های حرم مطهر را که مواد منفجره را در کنارش نهادند تا سقف و گنبد را یکجا فرو بریزند، بازسازی نکرده‌اند. حفره‌های بزرگ را با نهادن دیواره‌های شیشه‌ای باقی گذاشته‌اند تا زائران، سند جنایت کوردلان را ببینند.

 خوشبختانه ستون‌ها به رغم قدمت، آنقدر مستحکم بوده که سقف حرم مطهر فرو نریخته و تنها گنبد و مناره‌ها تخریب شده بود. اتفاقاً به خاطر اتمام بازسازی مناره‌ها و گنبد، دیروز در سامرا مراسم رونمایی با حضور تنی چند از مسئولان عراقی و شخصیت‌های مذهبی و سیاسی برگزار شد. تا بازسازی کامل حرم هنوز فاصله زیادی هست.

 از سفر قبلی غمی بر دل داشتم و آن این‌که به خاطر مسئولیتی که در کاروان داشتم، در سفر یک روزة قبلی به سامرّا نتوانسته بودم زیارت جامعه کبیره را در سامرا خطاب به این دو امام همام بخوانم. در همه اماکن مشرفه چنین توفیقی پیدا کرده بودم، ولی در حرم سامرا به دلیل ضیق وقت و شاید هم غفلت، از این فیض محروم شده بودم. از این جهت ناراحت بودم که زیارت جامعة کبیره منسوب به امام هادی(ع)† است، حال چطور می‌شود در حرم مطهر امام هادی او را با این مضامین عالی زیارت نکرد؟ هنوز پس از چند سال در ذهنم بود. خوشبختانه به رغم فرصت اندک در این سفر توانستم آن بزرگوار و فرزند عزیزش را با مضامین بلند این زیارتنامه زیارت نمایم و به ساحت مقدسشان عرض ادب نمایم. سپس عازم سرداب امام زمان† شدم و به مقداری که وقت و نیز حضور زائران ایرانی اجازه می‌داد، آداب آن مکان مقدّس را که محل عبادت امام عصر (ارواحنا فداه) است، بجا ‌آوردم. برخلاف آن‌چه از سوی برخی افراد ناآگاه گفته می‌شود که محل عروج و غیبت امام زمان است، در منابع معتبر ندیده‌ام که راجع به سرداب مقدس چنین چیزی نقل شده باشد. به هر حال، همین که محل حضور و عبادت امام معصوم بوده، کافی است تا تقدس پیدا کند و مورد احترام همگان باشد.

 ساعت 16:30 از حرم خارج شده و به قصد زیارت قبر مطهر سیّد محمد، برادر امام هادی† حرکت کردیم. به دلیل ممنوعیت‌های شدید، و دیوارهای بلند اطراف حرم، امکان عکس برداری نبود. از جاده اصلی خارج شده و مسافت زیادی را هم طی کردیم، ولی از تشرّف به حرم مطهر آن بزرگوار باز ماندیم. او نزد مردم عراق بسیار عزیز است، زیارت او را به مانند زیارت قمر بنی هاشم می‌دانند. حاجات خود را از او می‌طلبند و او را در برآورده کردن حاجات بسیار مجرّب یافته‌اند. در سفر قبلی توفیق زیارت او را پیدا کرده بودم.

 به هر تقدیر، با عجله به سمت بغداد حرکت کردیم. هنگام اذان مغرب با تولیت حرم مطهر قرار ملاقات داشتیم. راننده در یکی از بازرسی‌ها از سوی یک مأمور مورد سؤال قرار گرفت و وقتی فهمید ما ایرانی هستیم، او را مجبور کرد که دور بزند و بار دیگر مراجعت نماید. راننده از این رفتار زشت و بهانه جویی مأمور خیلی عصبانی شد و از ما تقاضا کرد که در حرم مطهر او را نفرین کنیم که مردم آزاری می‌کند! هنوز بقایای بعثی‌ها در رده‌های پایین به وفور یافت می‌شوند و به دنبال آزار و اذیت شیعیان هستند.

 پس از رسیدن به منزل و تجدید وضو راهی حرم مطهر شدیم. در صحن حرم شریف با تولیت حرم، آقای حاج فاضل انباری قرار ملاقات داشتیم. پس از احوالپرسی و خوشامدگویی به اعضای هیأت، آقای انباری، که از سوی حضرت آیت‌الله سیستانی به تولیت حرم نصب شده، با همکاران خود اعضای هیأت را برای بازدید از اماکن در حال احداث حرم همراهی کرد. صحن بزرگی به مساحت 7 هزار متر مربع در حال احداث است، در دو طبقه، زیرزمین و روی زمین؛ از حرم رضوی الگو گرفته شده. سپس به مسجد جامع صفوی رفتیم که از دوران صفویه ساخته شده، در حال بازسازی است، مسجد با عظمتی است، با سقف و ستون‌های بسیار بلند و مجلّل.

 از جمله اقدامات عمرانی که جزو برنامه‌هاست، احیای قبور مطهر علمایی است که در کاظمین و صحن شریف مدفونند.

 خوشبختانه در کاظمین بازسازی حرم مطهر و اماکن جدید با سرعت و جدّیت و پشتکار در حال انجام است. اشراف بر بازسازی اماکن متبرکه عراق با مهندس شهرستانی است.

 

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 21 مهر، 1390 توسط admin

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مقاله
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin


پربازدیدترین مطلب در زمینه مقاله:
«علل دین گریزی» از نگاه شهید مطهری


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 2
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


" از قم تا نجف اشرف - 10" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 2 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: از قم تا نجف اشرف - 10 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : جمعه، 22 مهر، 1390
خدا لعنت كند اين وهابي هاي احمق و نادان را كه آلت دست استعمارگران شده اند و با عقائد سخيف خود هم باعث اختلاف ميان مسلمانان اند و هم بهانه به دست دشمنان اسلام و مسلمين مي دهند تا مسلمانان را به خشونت و ترور متهم كنند! خداوند مسلمانان را از شر آن ها حفظ كند! كاري كه اين جماعت با حرم عسگريين كردند، شرم آور بود.


[ ارسال جوابیه ]


Re: از قم تا نجف اشرف - 10 (امتیاز : 0)
توسط کاربر مهمان در مورخه : جمعه، 22 مهر، 1390
با سلام، اگر سازمان حج و زيارت در سازمان ايرانگردي و جهان گردي ادغام مي شد چي مي شد!!!!!!!!!!!! مشايي و بقايي مي شدند همه كاره حج و زيارت!!!!!!!


[ ارسال جوابیه ]