امام خمینی و دفاع از کیان اسلام
تاریخ : پنجشنبه، 25 فروردین، 1390
موضوع : مقاله


       

   نوشته حاضر به در خرداد ماه سال ۱۳۸۷ و در آستانه سالگرد رحلت امام  خمینی نوشته شده، و اینک برای استفاده علاقمندان تقدیم می شود.

  

  دفاع از «ارزشهاي ديني و سرزمين هاي اسلامي» از ديرباز كه اسلام و سرزمين هاي مسلمين آماج حملات دشمنان بوده، مورد توجه دانشمندان اسلامي بالاخص فقهاي اسلامي بوده است. در «كتاب الجهاد» بدان پرداخته و آن را از ضروريات شمرده‌اند. اين بحث مانند مباحث فقهي ديگر كه در گذر زمان با مسائل جديدي روبرو شده، غني گشته و زواياي مختلف آن تحت عنوان «جهاد دفاعي» مورد بررسي قرار گرفته است .

  فقهاي اسلام هر گاه با هجوم نظامي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي دشمن روبرو بوده‌اند با احساس مسئوليت به دفاع از اسلام و ايمان مردم و سرزمين هاي اسلامي پرداخته‌اند. تاريخ چند سدة اخير كارنامه درخشاني از حضور علمي و عملي فقهاي اسلام را در مصاف با استعمارگران ثبت كرده است.

  آنچه در اين نوشته كوتاه به اختصار مطرح می‌شود، نقش برجسته امام خميني(رض) در اين عرصه حياتي است. بديهي است كه در يك مقاله كوتاه نمی‌توان نقش امام را به صورت گسترده و همه جانبه ترسيم كرد و حق اين موضوع مهم را ادا نمود. از اين رو، تنها مروري بر حساسيت آن بزرگوار در قبال «خدشه دار شدن مباني، ارزش ها و احكام اسلام» در يكي از مقاطع زندگي پربركتشان نموده و مقاطع ديگر را به فرصتي ديگر موكول می‌كنيم.

  نخستين سند مكتوبي كه غم شديد آن مرد صالح خدا را از روزگار سياه مسلمانان نمايان می‌سازد، نامه ايشان به سال 1323هـ . ش است. در اين نامه آمده است:

 



   «خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره كرده و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران درآورده قيام براي منافع شخصي است كه روح وحدت و برادري را در ملت اسلامي خفه كرده است.» (۱)

   در اسناد بجا مانده از ساواك نيز در سال 1341، مخالفت حضرت امام با اسرائيل و بهائي ها كه عوامل صهيونيسم در اين كشور بودند و دفاع از مسلمانان، منعكس شده است. (۲) اما قيام علني ايشان پس از رحلت آیت‌الله العظمي بروجردي با سياست هاي ضد اسلامي رژيم منحوس پهلوي وارد مرحله جديدي شد. حضرت امام در ماجراي لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي در نامه تندي به نخست وزير وقت نوشت:

   «اگر گمان كرديد كه با تصويب نامه غلط و مخالف قانون اساسي می‌شود پايه‌هاي قانون اساسي را كه ضامن مليّت و استقلال مملكت است، سست كرد و راه را براي دشمنان خائن به اسلام و ايران باز كرد، بسيار در خطا هستيد.» (۳)

  حضرت امام پس از پيروزي روحانيت و مردم در ماجراي انجمن هاي ايالتي و ولايتي و شكست دولت وقت، در يك سخنراني خطاب به مردم فرمودند:

  «اجانب و دشمنان دين و مملكت كه مصالح خود را در محو قرآن و ديانت می‌بينند، تا به حال تصور می‌كردند كه در انجام مقاصد بلند خود آزادند و قدرتي در مقابل آنان وجود ندارد؛ ولي اين نهضت كه به وجود آمده ، فهميدند كه علماي اسلام و مسلمين زنده و بيدارند و با كمال توانايي جلو تجاوزات آن ها را خواهند گرفت.» (۴)

  ايشان هم چنين در پاسخ به استعفاي جمعي از اصناف قم در همين زمينه نوشتند:

  «اينجانب حسب وظيفه شرعيه به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر می‌كنم : قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضة صهيونيست هاست كه در ايران به حزب بهايي ظاهر شدند. و مدتي نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمّال خود قبضه می‌كنند و ملت مسلمان را از هستي در تمام شئون ساقط می‌كنند. تلويزيون ايران پايگاه جاسوسي يهود است و دولت ها ناظر آن هستند و از آن تائيد می‌كنند. ملت مسلمان ايران تا رفع اين خطرها نشود، سكوت نمی‌كند و اگر كسي سكوت كند در پيشگاه خداوند قاهر مسئول و در اين عالم محكوم به زوال است»(۵)

 

  كافي است ميان وضعيت ايران در آن زمان و وضعيت فعلي بسياري از كشورهاي اسلامي بالاخص عراق و افغانستان مقايسه‌‌ای صورت گيرد تا معلوم شود اگر حضرت امام امروز در قيد حيات بود، در برابر وضعيت فعلي چه عكس العملي از خود نشان می‌داد. آيا همه مسلمانان جهان بالاخص شيعيان را عليه اشغالگران صليبي و صهيونيستهاي متجاوز بسيج نمی‌كرد؟!

  حضرت امام در آغاز درس خود در مسجد اعظم قم به تاريخ 11/ 9/1341 با اشاره به اينكه مسلمين از آغاز حافظ دين مبين اسلام بودند، سيرة ائمه اطهار(ع‌) و علماي بزرگ را يادآور شده و فرمودند:

   «تمام ممالك اسلامي مرهون اين طايفه هستند. اينهايند كه تا به حال استقلال ممالك اسلامي را حفظ كرده‌اند. اين ذخائر هستند كه هميشه با نصايح خود مردم سركش را خاموش كرده‌اند. در عين حال روزي كه ببينند اسلام در معرض خطر است تا حد امكان كوشش می‌كنند.»(۶)

  به راستي با چنين سابقه درخشاني كه از «حوزه و روحانيت» در ذهن مردم و در كارنامه تاريخ ثبت است، امروزه چه انتظاري از اين نهاد مقدس وجود دارد؟!

  سكوت نمی‌كنم !

  رهبر نهضت اسلامي معاصر در آستانه عيد نوروز سال 1342 با صدور اطلاعيه‌‌ای عزاي ملي اعلام كرده و كارنامه درخشان روحانيت در راه دفاع از دين خدا و حقوق ملت ها را ترسيم نمود و در ادامه به دستگاه پهلوي هشدار داد :

   «دستگاه جبار بداند كه اگر بخواهد به اسلام تجاوز كند و احكام كفر را در بلاد اسلامي جاري سازد، من دركمين آنها ايستاده‌ام. من تا آخرين لحظه هاي زندگي ام از نواميس اسلام و مسلمين دفاع می‌كنم. من به حكم اسلام كه به ما دستور جهاد و مقابله داده است، در برابر خيانت به اسلام دست روي دست نمی‌گذارم و ساكت نمی‌نشينم.»

  سپس علماي اعلام و روحانيان را به بيدار كردن مردم و اعلان خطر اجانب و ايستادگي و مقاومت فرا خواند. در ادامه ، گوشه‌‌ای از مجاهدت هاي ائمة اطهار و فرزندان و پيروان آنان را گوشزد كرده و افزودند:

   «اولاد فاطمه ـ سلام الله عليها ـ در طول تاريخ اسلام هميشه در برابر دستگاه هاي ظالم و جائر ايستادند و از اسلام دفاع كردند. زجرها كشيدند، ناسزاها شنيدند، لاي جرز قرار گرفتند، دسته جمعي سر بريده شدند، قتل عام شدند، به شهادت رسيدند، مع الوصف مقاومت كردند و نگذاشتند كه بدخواهان اسلام را از بين ببرند و احكام خدا را محو و نابود كنند.»(۷)

  مبارزه حضرت امام و علماي ديگر در اين مقطع تاريخي به منظور جلوگيري از تعدي و تجاوز سرسپردگان استعمار به قرآن و احكام نوراني اسلام بود و چون «وحدت و انسجام» خوبي بين مراجع و علما بود، به پيروزي منجر شد. مباني فقهي قيام علني علما در اين مقطع بسيار واضح و بر همگان آشكار است، به طوري كه در اين مرحله با مخالفت و ايراد و شبهه‌‌ای روبرو نيستيم.

   امام خميني در ارديبهشت سال 1342 در سخنان كوتاهي در جمع دانشجويان عضو انجمن اسلامي دانشگاه تهران براي رفع هر گونه ابهامي يادآور شدند كه «حوزه علميه هرگز مخالف اصلاحات ارضي نبوده» و مخالفت علما با «حق انتخاب شدن زنان» به خاطر آن است كه در شرايط رژيم ستمشاهي جز فساد و فحشاي بيشتر ثمرة ديگري ندارد. آن گاه هدف خود را چنين ترسيم نمودند:

   «ما ملت هاي مسلمان بايد متحد باشيم و با اسرائيل و عمال آنها در ايران مبارزه كنيم.»(۸)

  سپس سلب «آزادي قلم»، «بيان»، «افكار» و حتي «حيات» مردم و نيز «حيف و ميل اموال عمومي» را متذكر می‌شوند.

  جايگاه تقيه

   اما در مراحل بعدي كه رژيم به مقابله با نهضت بر می‌خيزد و از ارتكاب جنايات مختلف ابا ندارد، به مردم كوچه وخيابان طلاب و روحانيان حمله كرده و دست به كشتار و جنايت می‌زند، عده‌‌ای از علما عقب نشيني كرده و در اينكه

  ـ «آيا در چنين شرايطي هم كه مخالفت با رژيم چنين پيامدهايي دارد و جان و مال و نواميس مردم در معرض خطر قرار گرفته، باز هم مبارزه مشروع است؟»  و «آیا اينجا جاي تقيّه نيست؟» ،

  «كيان حوزه هاي علميه در معرض خطر قرار گرفته است» ،

  زمزمه هايي بود كه از گوشه و كنار به گوش می‌رسيد.

  از آنجا كه سئوالات و شبهاتي از اين قبيل ممكن بود طلاب جوان را تحت تاثير قرار دهد و جماعت باقيمانده در ميدان مبارزه را هم دچار تزلزل نمايد، حضرت امام در ادامة مبارزه بخشي از تلاش خود را به تبيين «مبناي مبارزه و پاسخ به شبهات» صرف كردند.

  حضرت امام پس از ماجراي حملة ددمنشانه رژيم به مدرسه فيضه، در پاسخ نامة علماي تهران، ضمن معنا كردن «شاه دوستي» به «غارتگري ، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمين وتجاوز به مراكز علم و دانش» ، مبناي فقهي «مقاومت» را چنين ترسيم كرد:

  «حضرات آقايان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با اين احتمال تقيّه حرام است و اظهار حقايق واجب و لو بلغ ما بلغ« (۹) 

  حضرت امام در سال 1373 هـ .ق ، يعني يك دهه پيش از آغاز نهضت، در بحث فقهي خود پيرامون تقيّه مواردي را كه تقيه در آنها جايز نيست، برشمرده و مورد بحث قرار داده بودند. (۱۰) از جمله اين موارد :

  «وقتي است كه اصلي از اصول اسلام يا مذهب يا ضروري از ضروريات دين در معرض زوال و هدم و تغيير باشد، چنان كه منحرفين طغات به دنبال تغيير احكام ارث و طلاق و نماز و حج و اصول و احكام ديگرند، چه رسد به اصول دين يا مذهب ؛ تقيه در چنين اموري جايز نيست. بديهي است كه تشريع تقيّه براي بقاي مذهب و حفظ اصول و جمع اختلاف مسلمين براي اقامه دين و اصول آن است، اگر كار به هدم اصول برسد، تقيّه جايز نيست. اين مطلب گر چه واضح است اما از موثقة مسعده بن صدقه از امام صادق(ع‌) نيز استفاده می‌شود:

   «فكل شيي يعمل المومن بينهم لمكان التقيه ـ مما يودي الي الفساد في الدين ـ فانه جايز»(۱۱)

  مواضع امام در دوران مبارزه برخاسته از احساس تكليف الهي بوده و هرگز در انجام آن ترديدي به خود راه نمی‌داد. اخلاص و شجاعت او در انجام تكليف الهي موجب شد كه همواره مشمول عنايات خاص باري تعالي قرار گيرد.

  از جمله اقدامات مهم ايشان ، خالي نكردن سنگر مبارزه در مقاطع حساس بود. امام در پاسخ به دعوت آيت‌الله حكيم مبني بر «هجرت اعتراض آميز علماي ايران به نجف اشرف» مرقوم فرمودند:

   «ما می‌دانيم با هجرت مراجع و علماي اعلام ـ اعلي الله كلمتهم ـ مركز بزرگ تشيع در پرتگاه هلاكت افتاده و به دامن كفر و زندقه كشيده خواهد شد و برادران ايماني عزيز در شكنجه و عذاب اليم واقع خواهند شد. ما می‌دانيم با اين هجرت تغييرات و تحولات عظيمي روي خواهد داد كه ما از آن بيمناكيم . امّا عجالتا در اين آتش سوزان به سر برده و با خطرهاي جاني صبر نموده ، از حقوق اسلام و مسلمين و از حريم قرآن و استقلال مملكت اسلام دفاع می‌كنيم و تا سر حد امكان مركز روحانيت را حفظ نموده ...(۱۲)

    «آگاهي دادن به مردم» از اهداف مهم حضرت امام براي تضمين تداوم مبارزات بود. در نامه‌‌ای خطاب به علماي يزد خطر اسرائيل را گوشزد كرده و ضمن انتقاد از پيمان دولت با اسرائيل خواستار آگاه كردن مردم شد.(۱۳)

    فلسفه وجودي حوزه هاي علميه

  در نامه‌‌ای ديگر «فلسفه وجودي حوزه هاي علميه» را اين چنين معرفي نمود:

  «تشكيل اين حوزه و حوزه هاي مشهد و كربلا و نجف و مصر ـ روي هم رفته ـ تعليم و تعلم مباحث حلال و حرام ديانتي است كه به متعلم ما اجازه نمی‌دهد دستگاه اصل آن دين را نابود كند و در صورت اضمحلال اصل، بقاي فرع عموما معنا ندارد.  درك خودم را به محضر طلاب بيان كردم و مصمّم شدم مثل حضرت سيدالشهدا  از براي حفظ دين با ايادي دولت ظلم مبارزه كنم . »(۱۴)

   به طور كلي استنباط حضرت امام از اقدامات رژيم سلطنتي اين بود كه به پيروي از اجانب بالاخص استعمارگران و آمريكا و صهيونيسم اساس اسلام را در اين كشور نشانه رفته‌اند و شرايط شبيه شرايطي است كه امام حسين(ع‌) در زمان خود با حكومت اموي يزيد با آن روبرو بود. از اين رو، سكوت علما و مدافعان دين به نابودي اساس دين منتهي خواهد شد. از اين ديدگاه هر صدمه‌‌ای كه در اين راه وارد شود، مشروع بوده و اجر دين و آخرت را خواهد داشت.

  فلسفة تقيّه «حفظ اساس دين» است و وقتي اساس دين در معرض خطر باشد، تقيه به منظور حفظ جان و مال معنا ندارد. امام بارها و بارها در موقعيت هاي مختلف سيره مبارزاتي خود را برگرفته از سيره امام حسين(ع‌) معرفي كرده و برخلاف ديدگاه كساني كه قيام آن حضرت را شخصي قلمداد كرده، آن را قابل تأسّي می‌شمارد و بدين وسيله فرهنگ قيام و مبارزه حسيني را احيا می‌كند. در خرداد ماه سال 1342 مصادف با محرم سال 1383 ق در جمع بازاريان تهران می‌فرمايد:

  «ما افتخار می‌كنيم كه مانند سيدالشهدا روز عاشورا كشته شويم و بچه هاي ما را اسير كنند و اموالمان را غارت كنند... يكي از كساني كه بايستي در راه حضرت سيدالشهدا آغشته به خون خود شود، خميني است.» بارها به اين جمله استناد كرده و مسئوليت را در درجه اول برعهده علما می‌دانستند. «اذا ظهرت البدع ، فللعالم ان يظهر علمه والا فعليه لعنه الله».

  ايشان پس از تبعيد به تركيه كه به نگارش «تحريرالوسيله» پرداختند، فروع مختلف «دفاع در برابر تجاوزات نظامي سياسي فرهنگي و اقتصادي دشمنان اسلام» را به تفصيل مطرح نمودند:

   * در فرض «خوف افزايش سلطه اجانب بر بلاد مسلمين» دفاع را به هر وسيله ممكن واجب می‌شمارد.

   * در فرض «خوف استيلاي سياسي و اقتصادي دشمن» مبارزه منفي مانند تحريم كالاهاي آنان را لازم می‌داند.

  *  «روابط سياسي و اقتصادي با اجانب» را چنانكه «خوف سلطه آنان بر حوزه اسلام و سرزمين هاي اسلامي» در كار باشد حرام شمرده و قراردادهاي سلطه جويانه كه به تسلط آنان منتهي می‌شود را باطل اعلام می‌كند.

  * در فرض «حمله اجانب به يكي از كشورهاي اسلامي» دفاع از آن كشور را بر همه دولت هاي اسلامي و همه مسلمانان، به هر وسيله ممكن واجب می‌داند.

  * در فرضي كه يكي از كشورهاي اسلامي «رابطه‌‌ای برخلاف مصالح اسلام و مسلمين» برقرار كند بقيه كشورهاي اسلامي را موظف می‌كند كه به هر وسيله ممكن آن رابطه را به هم بزنند.

  * آن دسته از روساي كشورهاي اسلامي يا وكلاي مجلس را كه موجب نفوذ سياسي و اقتصادي اجانب و كشورهاي اسلامي و در نتيجه به خطر افتادن اساس اسلام و استقلال مملكت ولو در آينده هستند را خائن و منعزل از مقام خود می‌شمارد.(۱۵)

  مواضع حضرت امام در دوران مبارزه و پس از پيروزي انقلاب در خصوص كشورهاي اسلامي و سران سرسپرده، همگي براساس ضوابط و محورهاي ياد شده بوده است. در دوران دفاع مقدس نيز براساس وظيفه ديني و انساني در برابر هجوم بعثيان كافر و حاميان منطقه‌‌ای و بين المللي ايستادگي كردند.

 

پی نوشت ها

[1]. صحيفه امام ج1، ص22. 

[۲]. همان، ص77 

[۳]. همان، ج1، ص 90. 

[۴]. همان، ص106‌. 

[۵]. همان، ص 110‌. 

[۶]. همان، ص 115 ـ114‌. 

[۷]. همان، ص 164‌. 

[۸]. همان، ص 191.‌ 

[۹]. همان 178‌ 

[۱۰]. الرسائل العشر، رساله التقيه، ص 14 ـ12‌. 

[۱۱]. رسائل الشيعه ـ كتاب الامر و النهي، باب 25، ح 6‌. 

[۱۲]. صحيفه امام، ج1، ص182. 

[۱۳]. همان، ص186‌. 

[1۴]. همان، ص 193‌. 

[1۵]. تحريرالوسيله فصل دفاع‌.







منبع این مقاله : سید جواد ورعی
http://www.varaei.com

آدرس این مطلب :
http://www.varaei.com/modules.php?name=News&file=article&sid=73

PHP-Nuke INP © IranNuke.com