از قم تا نجف اشرف 2
تاریخ : یکشنبه، 29 خرداد، 1390
موضوع : مقاله


 

 

                                                  گزارش سفر علمی ـ فرهنگی و زیارتی به عتبات عالیات ـ فروردین ۸۸

    

     آغاز سفر، روز 5 شنبه، بیستم فروردین
 


    ساعت 3:45 بامداد آقای مختاری آمد و به همراه آقایان سروش و واثقی که منزلشان نزدیک بود، به سمت فرودگاه امام خمینی حرکت کردیم. آقایان معراجی، سبحانی و حافظیان نیز با وسیله دیگری عازم فرودگاه اند. آقای طارمی نیز که ساکن تهران است ، از آن‌جا آمده بود. ساعت 5:30 رسیدیم. یک بار از این فرودگاه سفر کرده‌ام. اسفند سال 1386 وقتی که عازم هندوستان بودم از این فرودگاه به دوحه رفتیم و به هنگام بازگشت نیز از طریق این فرودگاه برگشتیم. خاطره تلخی هم از این فرودگاه دارم. به هنگام بازگشت از آن سفر، در یک چشم به هم زدن و در اثر غفلت یکی، دو دقیقه‌ای من، ساک دستی‌ام حاوی دوربین امانتی همراه با چهارصد و اندی عکس سفر هند و چند قلم سوغاتی در مقابل چشمان مأموران گمرگ به سرقت رفت! بگذرم.

  پس از کنترل گذرنامه‌ها و تشریفات خروج به سالن ترانزیت رفته و ساعت 6:15 نماز صبح را به امامت شیخ قافله خواندیم و جلسة کوتاهی در نمازخانه برگزار شد. همگی توافق کردیم که در شهر نجف مستقر شده و برنامه‌های سفر را از آن‌جا آغاز و پی‌گیری نماییم. مدیر و امیر سفر نیز آقای مختاری باشد. ایشان هم مدیریت و امارت را به آقای معراجی سپرد.

  هواپیما در ساعت 7:15 پرواز کرد. با آقای سروش در کنار هم در آخرین ردیف و دُم هواپیما نشسته بودیم. برای صبحانه پذیرایی مفصلی در هواپیما صورت گرفت، بیش از مقدار متعارف روزانه! خلبان اطلاعاتی در اختیار مسافران گذاشت از آن جمله، هوای بیرون: 56 درجه زیر صفر، هوای داخل: 24 درجه بالای صفر، یعنی 80 درجه تفاوت دما ، و مدت پرواز: 1 ساعت و 25 دقیقه.
ساعت 9 صبح به وقت تهران و 7:30 به وقت نجف وارد سالن فرودگاه نجف شدیم. ساعت ایران چون از ابتدای بهار یک ساعت به جلو برده شده ، 1 ساعت و نیم با ساعت عراق تفاوت دارد. ساعت را به همین مقدار عقب کشیده و با ساعت عراق تنظیم کردیم.
گویا دو کاروان زیارتی در این پرواز حضور داشتند. تشریفات فرودگاه در مورد ما که سفرمان خارج از چارچوب کاروانی سازمان حج و زیارت بود، زودتر انجام شد.


 



   در نجف اشرف


 
  شخصی به نام آقا نصیر از طرف حجت الاسلام آقای احسان جواهری، مسئول «مؤسسه آل البیت» در نجف اشرف به فرودگاه آمده بود، ما را با تاکسی به بیرون فرودگاه هدایت کرد. گویا تاکسیرانی فرودگاه نجف در اختیار کویتی‌هاست که بهای گزافی از مسافران می‌گیرند، هر تاکسی مبلغ 20 هزار دینار عراقی، حدود 18 هزار تومان گرفتند. با تاکسی‌های دیگری تا محل اقامت که در خیابان شارع الرسول، نزدیک حرم مطهر علوی پیش بینی شده بود، رفتیم. روبروی خیابان شارع الرسول تا رسیدن دوستان با تاکسی دیگر، قبر مطهر آیت‌الله سید علی بهشتی که با تابلویی توجّهمان را جلب کرده بود، زیارت کرده و فاتحه‌ای قرائت کردیم.

  نجف از آغاز و قبل از هجرت شیخ طوسی به این شهر، مرکز اجتماع فقها و علما بوده، به طوری که عضدالدوله بویهی (ت 372هـ) هنگامی که به نجف آمد، اموالی را برای فقها و دیگران مقرّر نمود که نشان از وجود فعالیت علمی در این شهر دارد. شیخ آقا بزرگ طهرانی بر این باور است که فعالیت علمی در جوار حرم شریف علوی به قبل از عصر شیخ باز می‌گردد ولی با هجرت او حوزه و وضعیت درسی آن نظم و انتظامی پیدا کرد.

  از شارع الرسول و کوچه پس کوچه‌های نجف به منزلی قدیمی وارد شدیم که بوی رطوبت شدیدی از آن به مشام می‌رسید. معلوم می‌شود که مردم در وضعیت نابهنجاری به سر می‌برند. برای ما که چند روزی قصد اقامت داشتیم و بسیار نزدیک به حرم بود، بسیار مطلوب بود. با سید بزرگواری روبرو شدیم که با میوه و شیرینی و نوشیدنی از ما استقبال کرد. فهمیدیم حجت الاسلام آقای سید مجتبی فقیه ایمانی داماد حجه الاسلام و المسلمین آقای سید جواد شهرستانی و فرزند آیت‌الله سید جمال فقیه ایمانی است.

  بنابر استراحت شد، به علت خستگی و سر و صدای بیرون منزل نتوانستم بخوابم، ولی استراحت مختصر و چرت چند دقیقه‌ای هم غنیمت بود. پس از اندی به همراه آقایان سروش و حافظیان به حرم مشرف شدیم. برایم خاطرة زیارت چند سال قبل در زمان صدام تداعی شد ولی این بار آزاد و بدون مأمور و بدون مسئولیت دیگران! به خاطر مسائل امنیتی چند مرتبه زائران را تفتیش می‌کردند. حرم علوی بسیار متفاوت از مرتبة قبل بود. از نظر نظم و انضباط، نظافت و تمیزی بسیار خوب و از متکدّیان و دست فروشان در صحن شریف خبری نبود، آفتی که در سفر قبلی مشاهده کرده و بسیار از آن متأثر شده بودم.

  بالای سر مبارک امام با حضرات آقایان حجج اسلام احمدی آیت‌الله زاده احمدی میانجی، استاد اخلاق حوزه علمیه قم و اشراقی، از قضات سابقه دار دستگاه قضایی روبرو شدم. چون در حال زیارت بودند، مزاحمشان نشدم. مجال احوالپرسی با آنان پیدا نشد، روزهای دیگر هم با آنان برخورد نکردم. زیارتی کردم و نمازی و دعایی از جانب همه دوستان و آشنایان و ملتمسین دعا.

  یک ساعت به اذان ظهر باقیمانده بود که بیرون از حرم به آقایان طارمی و مختاری برخوردیم که عازم حرم مطهّر بودند. گشتی در خیابان‌های اطراف حرم زدیم، بخصوص آقای سروش که سابقة سفر به نجف را نداشتند، علاقمند بودند تا با حرم و خیابان‌های اطراف آشنا شوند. به هنگام نماز ظهر و عصر به حرم بازگشتیم ولی از اقامه جماعت خبری نبود. تنها در گوشه‌ای از صحن به امامت یک روحانی کاروان ایرانیان نمازی برپا شده و تا بیرون فرش‌ها ادامه پیدا کرده بود و حتی محل عبور و مرور زائران را گرفته بود. ناچار شدیم در بخش دیگری از صحن، پایین پای حضرت به نماز فرادی بایستیم.

 

   فقدان جماعت

  از این‌که در حرم علوی نماز جماعت مرتب و دائمی برپا نشده و نمی‌شود، بسیار متأسف شدم، لابد بخاطر اختلاف و تفرقه میان زعمای قوم و علما و جریانات مختلف سیاسی است که حتی نماز جماعت در حرم علوی را تحت الشعاع قرار داده و زبان زائران عوام را هم به اعتراض گشوده است. و البته حق دارند. فقدان نماز جماعت دائمی در مکان مهمی چون حرم علوی در نجف اشرف، عاصمة تشیع هیچ توجیه عقلی و منطقی و شرعی ندارد و آنان که مسبّب این اوضاع‌اند در پیشگاه خداوند و رسول خدا و ائمه هدی عذری ندارند.

   آیا یک شخصیت مرضیّ الاطرافی وجود ندارد که همه جریانات بر او توافق نمایند و بیش از این آبروی شیعیان دستخوش آسیب نباشد و بهانه به دست دشمنان اسلام و تشیع نیفتد؟! آیا امامت جماعت هم شأنی و مقامی و موقعیتی دنیوی است که بر سر آن نزاع و کشمکش صورت گیرد و دشمنی‌ها برخیزد؟ آیا امامت جماعت ارث است که از پدری به پسری برسد و برای یک خاندان حقّی ایجاد کند و ورثه بر سر آن اختلاف داشته باشند؟!

   زهی جای تأسف! امید است این محرومیت موقتی باشد و بنابر مصالح اهمّی به صورت موقت از آن چشم پوشی شده باشد تا شاید گذر زمان از اختلافات بکاهد، دلها به هم نزدیک شوند، اهمیت مصالح امت اسلامی به درستی درک شود و منافع شخصی و گروهی و حزبی فدای مصالح عالیة امت اسلامی و جهان تشیع گردد.

  پس از اقامة نماز به اقامتگاه برگشتیم، غذاهای متنوعی از هر کدام یک نمونه تهیه کرده بودند تا کیفیت غذاها شناسایی شده و برای دفعات دیگر غذای مناسب‌تر انتخاب شود. حتماً تدبیر آقای معراجی است که به حق در مدیریت و رتق و فتق امور سفر بسیار با تجربه و پخته عمل می‌کرد. خورشت بادمجان ، عدس پلو و کشمش، گوشت، سالاد و ...، کیفیت غذاها چندان مطلوب نیست، در عین حال پس از صرف غذا و شکرگزاری به درگاه الهی از توفیق تشرف به نجف اشرف، استراحت کرده و رفع خستگی شد . قرار شد عصر برای بازدید و زیارت مراقد علمای مدفون در نجف برویم.

  بازدید از مراقد علما

 

 


  مراقد شریف شیخ طوسی از فقهای قرن پنجم در مسجد جامع طوسی، شیخ جعفر کاشف الغطاء و برخی از شخصیت‌های آل کاشف الغطاء، سید مهدی بحرالعلوم وبرخی از شخصیت‌های آل بحرالعلوم که تعداد زیادی از آنان در عصر حاکمیت صدام، دیکتاتور بغداد به شهادت رسیده‌اند، را زیارت کرده و فاتحه قرائت نمودیم. برخی از مراقد علما بازسازی شده، برخی نیازمند بازسازی است.


   از کتابخانة علامه شیخ عبدالحسین امینی که نزدیک اقامتگاه بود بازدید کردیم. کتب فراوانی را به صورت زیبا و منظم در چند طبقه در قفسه‌ها چیده‌اند، به علت کمبود وقت قرار شد در وقت مناسبتری از این کتابخانه بازدید کنیم. نماز مغرب و عشا را در مسجد طوسی به امامت یک روحانی ایرانی اقامه کردیم. معلوم شد که این مسجد مهم در جوار حرم شریف علوی هم فاقد امام جماعت راتب است. مسجد را بازسازی کرده و در تعریض خیابان قدری عقب نشینی کرده و کوچکتر شده است.

  پس از نماز به حرم مشرف شده و به رغم کم بودن وقت توفیق زیات جامعه و دو رکعت نماز را پیدا کردم. به منزل بازگشتیم تا آماده حرکت به کربلا شده و حرم اباعبدالله الحسین را در شب جمعه درک نماییم. معمولاً شب‌های جمعه کربلا شلوغ می‌شود و افراد زیادی از شهرهای مختلف برای درک شب جمعه کربلا به این شهر سفر می‌کنند.

  آقای شیخ احسان جواهری که پیشتر از او یاد کردم برای دیدارمان به محل اقامت آمد. روحانی بسیار خوش برخورد و ـ علی ما نُقل ـ آشنا با علما، بیوت و مراکز علمی نجف اشرف و شناخته شده؛ در طول سفر فهمیدیم بسیاری از برنامه‌های ما که به صورت روان و بدون مشکل به اجرا در آمد، به خاطر تدبیر وی و برنامه‌ریزی و هماهنگی‌های قبلی او بوده است. جای تقدیر دارد.

 


  به قصد زیارت کربلا

  سوار بر دو خودروی شخصی عازم کربلا شدیم.در بین راه حداقل ده پست بازرسی (سیطره) وجود داشت و دو بار ویزاهای ما را گرفتند و بررسی کردند .ساعت 10:45 به محل مؤسسه آل البیت در کربلا رسیدیم. ساختمان نوساز و خوبی در چند طبقه ساخته‌اند و در هر طبقه، دو واحد آپارتمانی با ظرفیت هفت، هشت نفر.

  جناب آقای حاج سید جواد شهرستانی در ایران نظرشان بر این بود که در کربلا مستقر شده و برای انجام امور به نجف یا کاظمین سفر کنیم که چندان مسافتی نیست. ولی به خاطر تراکم امور در نجف و بازرسی‌های فراوان در جاده‌ها که ایاب و ذهاب روزانه می‌توانست وقت زیادی از ما بگیرد، دوستان مصلحت دانستند که برای انجام امور نجف، هر چند روز لازم است در نجف مستقر شوند، هر چند امکانات اقامتگاه نجف در مقایسه با کربلا بسیار کم و برق نیز در ساعات زیادی از شبانه‌روز قطع می‌شد.

  با آقای دکتر شهرستانی ، که مسئول یک موسسه فرهنگی در کاناداست آشنا شدیم. اخیراً به انتشار نشریاتی اقدام کرده و به چهار زبان برای کودکان و بزرگسالان منتشر می کنند. بعد از آشنایی با اعضای سفر انتظار نگارش مقاله برای نشریات مؤسسه تحت مدیریت خود را داشت.

  هر وقت فرصتی پیش می‌آمد دوستان دور هم می‌نشستند و برای رفع خستگی از سیاست و فرهنگ و تاریخ و قصص و حکایات و مطایبات می‌گفتند و استفاده می‌کردند و خندیدند.

  شام خوردیم و آماده حرکت به حرم شدیم، غسل زیارت و وضو و ...؛ یکی از مسئولان مؤسسه در کربلا گفت: «به خاطر انفجارهای دو روز اخیر بغداد و کاظمین، حکومت نظامی است و شما نمی‌توانید تا قبل از اذان صبح از این‌جا خارج شده، پیاده یا سواره به حرم بروید. اگر در محدودة اطراف حرم بودید که لازم نبود از خیابان ها عبور کنید، منعی برای رفتن به حرم نبود، اما اینجا خارج از محدوده اطراف حرم است.»

  همه دوستان از این خبر و تصمیم نابهنگام که همین امروز گرفته شده، مکدّر شدند. تنها امیدمان زیارتی بود که به رغم خستگی سفر، ما را از نجف به کربلا کشانده تا شب جمعه را در حرم شریف حسینی بگذرانیم. به ناچار زیارتی از راه دور، از داخل اتاق که مشرف به حرم و رو به گنبد است، کرده و سلامی به محضر سالار شهیدان نمودیم. تنها مشکل اقامتگاه کربلا دوری آن به حرم است. طبیعی است که همة امتیازات یکجا جمع نمی‌شود. استراحت کردیم تا صبح عازم حرم شویم.

   در عراق ده ها شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای فعال است. آقایان معراجی و محمد تقی سبحانی که کم و بیش با شبکه‌های عربی آشنا بودند، اطلاعاتی از برخی شبکه‌ها و گرایشات و دست اندرکاران آن‌ها ارائه کردند. از برخی برنامه‌های جذّاب و پر بیننده شمال آفریقا سخن می‌گفتند که توسط بعضی از جوانان روشنفکر جهان عرب اداره می‌شود و به هنگام پخش برخی از برنامه‌ها ، خیابان‌ها خلوت می‌شود، شبیه پخش مسابقات مهم فوتبال در مملکت ما.

   به عنوان نمونه، آقای سبحانی از برنامه‌ای در یکی از شبکه های عربی گفت که با حضور کارشناسان و متخصصان رشته‌های مختلف مثل روانشناسی، جامعه شناسی، دینی و در جمع تعداد زیادی از جوانان با گرایشات مختلف از دختران با حجاب تا دختران بی حجاب و با پوشش نامناسب و پسران مذهبی تا پسران بی اعتقاد اجرا می‌شود. مجری برنامه نظرات یکایک آنان را نسبت به موضوعی مثل حجاب می‌پرسد، سپس از کارشناسان مختلف می‌خواهد از نقطه نظر کارشناسی خود دربارة موضوع اظهار نظر کنند. مباحث مهم روز و مبتلا به را در چنین برنامه‌هایی به بحث می‌گذارند.

 







منبع این مقاله : سید جواد ورعی
http://www.varaei.com

آدرس این مطلب :
http://www.varaei.com/modules.php?name=News&file=article&sid=78

PHP-Nuke INP © IranNuke.com