پرتوی از خطبه شعبانیّه 1 ـ 2
تاریخ : دوشنبه، 10 مرداد، 1390
موضوع : مقاله


                                                     

                                                       به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان

 

  ماه رمضان دیگری آمد و بانگ آسمانی رسول خدا(ص) در گوش ها طنین انداز شد که نوید «ماه خدا» را می دهد، ماهی که از ماه های دیگر ممتاز است.

  در حدیثی موثق، امام هشتم، علی بن موسی الرضا (ع) از قول پدران بزرگوارش از امام علی (ع) نقل کرده که پیامبر خدا(ص)در آستانه ماه رمضان در یک سخنرانی به توصیف این ماه پرداخته و از عظمت و بزرگی آن سخن گفته و همگان را به استفاده از این ماه فراخواند.

  سخنرانی حضرت که در روزهای پایانی ماه شعبان ایراد شده ، به «خطبه شعبانیه» معروف شد. این خطبه در منابع معتبر حدیثی مانند «عیون اخبار الرضا(ع)»، «امالی» و «فضائل الاشهر الثلاثه» از آثار شیخ صدوق(ره) نقل شده و کتب معتبر دیگر نیز مانند «اقبال» و «بحارالانوار» از او نقل کرده اند.

  رسول خدا که پیام آور صادق الهی است سخن خود را با برشمردن ویژگی های منحصر به فرد این ماه چنین آغاز کرد:

                «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ؛ ای مردم! تحقیقا ماه خدا همراه با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است.»

 

 



 

    نکات مهمی که از سرآغاز این خطبه استفاده می شود آن است که،

1.      رسول خدا همه مردم را مورد خطاب قرار می دهد (ایها الناس) ، نه مؤمنان یا مسلمانان را ؛ معلوم می شود ماه رمضان به همه مردم تعلق دارد و همگان می توانند از برکات آن استفاده کنند، اختصاصی به پیروان یک دین و آیین ندارد.

2.      ماه رمضان ماه خداست. (قد اقبل الیکم شهرالله) از این جهت که این ماه به خداوند انتساب دارد، دارای شرافت است، و در مقایسه با ماه شعبان که به رسول خدا منتسب است، یا ماه رجب که به امت اسلامی انتساب دارد، از قدر و منزلت بیشتری برخوردار است.

   شرافت هر یک از این ماه ها به شرافت آن کسی است که به او انتساب دارد. فاصله بین ماه خدا با ماهی که به یکی از بندگان برگزیده خدا مثل پیامبر یا پیروان او تعلق دارد، فاصله میان خالق و مخلوق است. توجه به این حقیقت عظمت بیش ار پیش ماه رمضان را آشکار می کند.

 و از این جهت که ماه خدا به «همه مردم» رو کرده، نه به «پیروان دین و آیین خاصی»، و نسبت خداوند به همه بندگانش نسبت مساوی است، نسبت ماه رمضان هم به همه مردم یکسان است و همگان می توانند از این فرصت استفاده کنند. خوان نعمت الهی به روی همگان باز است. بندگی خدا و رشد و کمال انسانی در این ماه برای همگان امکان پذیر است. همه می توانند از برکات این ماه بهره مند گردند و  آمرزیده شوند.

3.      ماه رمضان ماه برکت و رحمت و آمرزش است (بالبرکه و الرحمه و المغفره). دانشمندان اسلامی در جای خود گفته اند که رحمت خداوند به مقتضای «رحیم بودن» او شامل همه مخلوقات، و به مقتضای «رحمان بودنش» فقط بندگان مؤمن او را در بر می گیرد.

      از این رو، هر جا از «رحمت عام» خداوند سخن به میان آید، اسم «رحیم» تجلی کرده و هر جا سخن از «رحمت خاص» حق تعالی گفته شود، اسم «رحمان» متجلّی شده است. وقتی رسول خدا همه مردم را مورد خطاب قرار داده، نه مؤمنان و مسلمانان را، و از رو کردن ماه خدا به ایشان سخن گفته، که همراه با برکت و رحمت و مغفرت است، معلوم می شود که ماه رمضان زمان تجلی «رحمت عام»پروردگار است و همه می توانند به رحمت او امیدوار باشند، نه فقط مؤمنان و مسلمانان.

    خداوند در این ماه سه ویژگی «برکت»، «رحمت» و «آمرزش» قرار داده است. چه برکتی بالاتر از این که در این ماه نفس انسان (نه فقط شخص روزه دار) تسبیح، خواب او عبادت، عملش مقبول درگاه حق، و دعایش مستجاب باشد! «أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَاب»

 

  از بیان نبوی در توصیف ماه رمضان بر می آید که خداوند این ماه را فرصتی قرار داده تا بندگانش را مشمول رحمت و آمرزش قرار دهد. خداوند انسان را نیافریده تا به اندک بهانه ای او را از درگاه اش براند و به آتش جهنم بسوزاند، بلکه در پی هر فرصتی بندگان خطا کارش را به سوی خود فرا می خواند، انسان های گنهکار را می بخشد و فراریان از درگاهش را با آغوش باز می پذیرد.

 از باب تشبیه معقول به محسوس، مانند پدری که به دنبال بهانه است تا با فرزند خطا کارش که از او قهر کرده، آشتی کند و او را در آغوش بگیرد و دست نوازش بر سرش بکشد. خداوند جز بندگان عنود و لجوج را که از روی علم و عمد کج راهه می روند و خود را به شقاوت می افکنند، در آتش جهنم نمی سوزاند.

 خالق و مولایی که رحمتش بر غضبش غلبه دارد (یا من سبقت رحمته غضبه) و از رگ گردن به انسان نزدیک تر و از مادر به او مهربان تر است، امکان ندارد بندگانش را ، هر چند گنهکار و خطاکار باشند، هلاک سازد.

 

 چه قدر فاصله است میان چنین خداوند «رئوف» و «رحیم»ی، با چهره عبوسی که برخی از مبلغان دین از خدا و اولیای دین ترسیم می کنند! در این زمینه تنها به نقل یک نمونه که نویسنده خود شاهد آن بوده، اکتفا می کنم.

 

  روز شهادت حضرت زهرا (س) در حرم مطهر حضرت معصومه(س) خطیب مشهوری که مرتب از امام زمان و علائم ظهور ایشان سخن می گوید، اظهار می داشت: « اگه ما امروز با کسانی که با امّا و اگر از اطاعت سرباز می زنن و می گن: شبهه و سئوال داریم، مماشات می کنیم، امام زمان که ظهور کنه، اهل مماشات نیست. اگر کسی بگه: من شبهه و سئوال دارم، امام دستور می ده: گردنشو بزنید. جای سئوال نیست، ابهامی وجود نداره، همه چیز روشنه !»

 

  به راستی امام زمان (عج) با کسانی که به هر دلیلی ادعا کنند شبهه و سئوال دارند، چنین برخورد خواهد کرد؟! آیا سخن گفتن  از دین و امام زمان با چنین  ادبیاتی موجب گرایش مردم به ویژه جوانان، به دین می شود یا موجب روگردانی آنان؟ ما موظف به آنیم که مردم را به دین و اولیای دین علاقمند کنیم یا گریزان؟

 چرا ما عادت کرده ایم بیشتر از آن که مردم را تشویق کرده و از بهشت و پاداش الهی سخن بگوییم، از داغ و درفش و جهنم بگوییم؟ نکند گرفتار عوارض قرار گرفتن در مسند قدرت باشیم، بی آن که خود متوجه باشیم زبان سخن گفتن مان با مردم و روش تبلیغ مان هم تغییر کرده باشد؟!

 

  سخن را با نقل جملاتی از امام راحل در همین زمینه به پایان می برم. ایشان می فرمود:

            «با هيچ چيز مثل بسط رحمت و رأفت و طرح دوستى و مودت نمى‏توان دل مردم را به دست آورد و آن ها را از سركشى و طغيان بازداشت؛ و لهذا انبياى عظام، مظاهر رحمت حق- جلّ و علا- هستند، چنانچه خداى تعالى معرفى رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله و سلّم- را فرموده در آخر سوره توبه، كه خود سوره غضب است به اين نحو: لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ (تفسير سوره حمد، ص221)

 

                                           

                          پرتوی از خطبه شعبانیّه (۲)

  رسول خدا در ادامه سخنان خود ارزش ماه رمضان را در مقایسه با ماه های دیگر، ارزش روزها و ساعات آن را نزد پروردگار بیان کرده و آن را برتر از بقیه معرفی می کند و می فرماید:

     «شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَات»

   خداوند سبحان نیز در قرآن کریم از شرافت شب قدر که در ماه رمضان قرار دارد، خبر داده و می فرماید: «لیله القدر خیر من الف شهر». چنین قدر و منزلتی برای ماه رمضان، شب ها، روزها و ساعات آن نزد خداوند، حکایت از آن دارد که لحظات زمان از نظر خداوند یکسان نیستند و می توانند به یک اعتبار یا اعتبارات گوناگون با لحظات دیگر زمان متفاوت باشند.

  دانشمندان این سئوال را مطرح کرده اند که «برتری یک زمان نسبت به زمان های دیگر چه معنا و مفهومی دارد؟ اگر زمان از حرکت زمین به دور خود (وضعی) و حرکت زمین به دور خورشید(انتقالی) به وجود می آید، چه تفاوتی میان این حرکت در ماه رمضان با بقیه ماه ها دارد؟»

 

  در پاسخ گفته می شود: چون معلوم نیست که شرافت و قدر و منزلت به اعتبار اجزاء زمان باشد، یا به اعتبار حوادثی است که در یک زمان اتفاق می افتد مثل «بعثت پیامبر» در روز 27 ماه رجب یا «ولادت» آن حضرت در روز 17 ماه ربیع الاول، یا «نزول قرآن» و «فرود آمدن فرشتگان الهی» در شب قدر؛ یا به اعتبار عمل ارزشمندی است که انسان در یک زمان انجام می دهد مانند احیا و شب زنده داری، تلاوت قرآن، روزه داری برای خدا و .....در روزها و شب های ماه رمضان، و خداوند این اعمال را در این ماه مضاعف محاسبه نموده و به اصطلاح به اعمال انسان برکت عطا می کند.

 به هر تقدیر اعتبار قدر و منزلت بیشتر برای این ماه از جانب خدا ایجاد فرصتی است برای انسان تا از «لحظات عمر» در این ماه استفاده کند و بهرة مضاعف ببرد. در همه لحظات به یاد خدا باشد و بدین وسیله «تمرین بندگی» کند.

  رسول خدا در ادامه سخنان خود می فرماید:

   « َ هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّه؛ ماه رمضان ماهی است که شما در آن به میمانی خدا دعوت شده، و در آن از اهل کرامت خداوندی قرار داده شده اید.»

  ماه رمضان ماه ضیافت الهی توصیف شده که همه مردم برای حضور در آن دعوت شده اند. این میهمانی هم مثل هر میهمانی دیگری آدابی دارد و برای حضور و ورود بدان رعایت آن آداب لازم است. بدیهی است میهمانی که خداوند سبحان میزبانش باشد، با بقیه میهمانی ها تفاوت هایی دارد.

 اهل معرفت یکی از آداب ورود به این میهمانی را «استغفار» پیش از ماه رمضان می دانند. چرا که اگر انسان خطا کار بدون آن که بخشیده شود وارد این میهمانی گردد، در مقابل میزبان «خجل» خواهد شد و میزبان کریمی چون حق تعالی هرگز راضی به خجالت کشیدن میهمانش نیست. انسان گنهکاری که در حقّ خالق و مولایش جفا کرده، اینک که از سوی او بار دیگر به میهمانی فراخوانده شده، حتما خجالت خواهد کشید مگر آن که خیلی گستاخ و وقیح باشد!

 

 از این رو، لازم است قبل از ورود به ماه رمضان از خداوند سبحان طلب بخشش کند و با جسم و روحی طیّب و طاهر وارد این میهمانی گردد. شاید سرّ آن که در دعای شب آخر ماه شعبان از خداوند طلب عفو و بخشش از گناهان آشکار و پنهان می شود (یا من عفا عنّی و عمّا خلوت به من السیّئات، یا من لم یواخذنی بارتکاب المعاصی عفوک، عفوک، عفوک)، و غسل نیز یکی از اعمال شب و روز اول ماه رمضان است ، همین نکته باشد.        

  

 مردم در این ماه ضیافت الهی، اهل کرامت می شوند.(جعلتم فیه من اهل کرامه الله) خداوند در این میهمانی با بزرگواری تمام با بندگانش رفتار می کند.نه تنها گذشته انسان را به رخ او نمی کشد، بلکه او را غرق در نعمت و برکت می سازد. آیا رشحه ای از این آقایی و بزرگواری هم در ما هست؟!

  آیا ما این ادب را از خدای سبحان آموخته ایم که در برخورد با هم نوعان خویش خطاهای گذشته آنان را به رخشان نکشیم و با آبروی شان بازی نکنیم، یا کوچکترین رفتار آنان را در ذهن خویش ذخیره می کنیم و در کمین شان می نشینیم تا در فرصت مناسب انتقام بگیریم؟!

 آیا سیاستمداران ما ـ که به گفته خودشان برای ادای تکلیف شرعی وارد عرصه سیاست شده اند ـ با رقبای سیاسی خود چگونه رفتار می کنند؟! آیا به محاسن و معایب «رفقا» و «رقبا»ی خود یکسان می نگرند یا عیوب رفقای خود را پوشانده و حتی به عنوان حسن جلوه می دهند و عیوب رقبای خود را در کوچه و بازار فریاد می کنند و محاسن شان را پوشانده و حتی به صورت عیب جلوه می دهند؟! 

 

 کارنامه دو جناح موسوم به چپ  و راست بعد از پیروزی انقلاب پیش روی ماست. قطعا هیچ یک از این دو گروه خود را از خطا و اشتباه مبرّا نمی دانند. آیا واقعا داوری آنان نسبت به عملکرد جناح رقیب منصفانه و بر اساس عدالت بوده است؟

  به راستی عملکرد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دوران حاکمیت «اصلاح طلبان»بهتر از دوران موسوم به «سازندگی» بود که آنان با بی رحمی تمام به نقد آن پرداخته و در محروم کردن آنان از قدرت به هر وسیله ای متوسل شدند؟!

 آیا عملکرد سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی   «اصول گرایان» در سال های اخیر بهتر از دوران حاکمیت «اصلاح طلبان» بوده که برای حذف آنان از عرصه قدرت هر کار مشروع و نامشروعی که توانستند مرتکب شدند و اینک دست و پا می زنند تا قدرت را هم چنان در جبهه خود نگاه دارند؟!

  انصاف این است که در این سه دوره حاکمیت عملکردهای مثبت و منفی به هم آمیخته بود و در میان هر سه طیف نیروهای کارآمد و دلسوز وجود دارند. تلاش هر طیف به حذف طیف دیگر جز زیان و خسارت برای انقلاب و نظام اسلامی در پی نداشته است. جبران آن به «بازنگری» در رفتار و عملکردها و «تصمیم» به اصلاح آن ها دارد، ماه رمضان فرصتی است برای «اصلاح و جبران گذشته»، «اعاده حیثیت های بر باد رفته»، «ترمیم دل های شکسته» و «بازگرداندن اعتماد عمومی از دست رفته».

      







منبع این مقاله : سید جواد ورعی
http://www.varaei.com

آدرس این مطلب :
http://www.varaei.com/modules.php?name=News&file=article&sid=84

PHP-Nuke INP © IranNuke.com