پرتوی از خطبه شعبانیّه 6 ـ 8
تاریخ : دوشنبه، 24 مرداد، 1390
موضوع : مقاله


                                    

   

  

                                                            (۶)

   رسول خدا (ص) در این بخش از خطبه توصیه هایی می کند که به ظاهر عادی و معمولی، ولی به لحاظ تأثیر گذاری آن در سرنوشت جامعه بسیار مهم و اساسی است. دو سفارش کوتاه :

         «وقرّوا کبارکم و ارحموا صغارکم ؛ بزرگان تان را احترام و تجلیل کنید و به کوچک تر ها تان رحم کنید.» 

     

      تکریم بزرگان 

    «توقیر» را تعظیم و بالا بردن شأن و منزلت معنا کرده اند. «کبار» را هم کسانی شمرده اند که از نظر سنّی بزرگ تر یا از نظر شأن و مرتبت انسانی والا ترند.(طریحی، مجمع البحرین) احترام و تکریم بزرگان یکی از توصیه های پیشوایان دین است و در بیانات گوناگونی مطرح شده است. در این سخنرانی هم در شمار نخستین سفارش های رسول خدا دیده می شود. احترام به بزرگ ترها  سیره و سنت پسندیده ای در میان همه ملل عالم است، در منابع دینی ما هم یکی از شرایط «شیعه بودن» شمرده شده است. (بحارالانوار، ج10، ص 410) حتی کسانی را که به بزرگان احترام نمی کنند و نسبت به کوچک ترها رحم و شفقت ندارند، از خود رانده و فرموده اند: «از ما نیستند.» (همان، ج 72، ص137)

  این توصیه نسبت به کسانی که در محیط اسلام رشد کرده و ـ به اصطلاح ـ محاسن خود را در مسلمانی سفید کرده  و پیر شده اند، با تأکید بیشتری مطرح شده، به گونه ای که رسول خدا (ص) در جمله ای زیبا که افتخاری برای ما مسلمان هاست، فرمود:

   «إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِي وَ أَمَتِي يَشِيبَانِ فِي الْإِسْلَامِ ثُمَّ أُعَذِّبُهُمَا ؛ تحقیقا من از عبد و کنیز خودم که در اسلام و مسلمانی پیر شده اند، حیا می کنم که آنان را در این سن و سال مجازات کنم.» (همان، ص138)

   رسول خدا این سخن را در باره عبد و کنیزی می گوید، که مرتکب تخلف شده و استحقاق مجازات دارد.  آیا همین یک جمله کافی نیست تا «اهمیت تعظیم و بزرگداشت سالخوردگان و بزرگان» و «لزوم آن» را در  خانواده، در مدرسه، در دانشگاه ، در اجتماع و کوچه و خیابان، در میدان سیاست، و در همه جا در فرهنگ اسلامی نشان دهد.

 



   ما چقدر با فرهنگ ناب اسلامی فاصله داریم! به قول ظریفی فرزندان ما هر چه بزرگ تر می شوند، با ادب تر می شوند! چرا که در دبستان بیشتر به معلم احترام می کنند تا دبیرستان؛ در دبیرستان بیشتر مقام معلم را تکریم می کنند تا دانشگاه و ..... .

   نگارنده خاطرات فراوانی در این زمینه دارد. از هیاهو و جنجال در کلاس درس، آن هم در دانشکده الهیات برای جلوگیری از تدریس استاد بر خلاف میل برخی دانشجوها که آن روز حال درس خواندن نداشتند، تا خروج بی اجازه دانشجو از کلاس درس که موجب حواس پرتی دانشجوها و استاد شده بود، تا .......؛ وقتی استاد به دانشجو اعتراض کرد، او بی درنگ گفت: «مثل این که شما با محیط دانشگاه آشنا نیستید؟!» از نظر وی چون در دانشگاه محدودیت مدرسه وجود ندارد، پس دانشجو می تواند هر وقت دلش خواست وارد کلاس شود و هر وقت خواست کلاس را ترک کند، هر چند بی احترامی به کلاس و علم و معلم، و نادیده گرفتن حقوق آنان باشد!

 

  این که «تعظیم، تکریم و احترام» چیست؟، می تواند مصادیق مختلفی در جوامع گوناگون داشته باشد، اما اصل «لزوم تکریم و تعظیم» آنان مورد وفاق است. در همه جوامع پیش کسوتان هر حرفه ای مورد احترام اند. معلمان عزیز اند. سیاستمداران به عنوان ذخائر مملکت در نهادهای فکری محترم اند و از تجارب شان در امور مملکت استفاده می شود. ولی در مملکت ما تازه به دوران رسیده ها «اهانت به بزرگ تر ها» را پله ترقی خود قرار می دهند و برای آن که به قدرت و شهرت برسند، عجله دارند که پیش کسوت ها را هر چه زودتر به آسایشگاه ها بسپارند!

    به جای استفاده از تجربه های آنان و تکیه بر نقاط مثبت شخصیت شان، مرتب از نقاط ضعف شان می گویند و می نویسند و بلاهت خود را در مقابل چشم دوست و دشمن به نمایش می گذارند! 

   با آن که امام راحل (رض) فرمود: « تأكيد مى‏كنم كه گمان نكنيد كه من در جريان كار جنگ و مسئولان آن نيستم. مسئولين مورد اعتماد من مى‏باشند. آنها را از اين تصميمى كه گرفته‏اند شماتت نكنيد، كه براى آنان نيز چنين پيشنهادى سخت و ناگوار بوده است» (صحيفه امام، ج‏21، ص96) اما این جماعت پرمدعا و شهرت طلب برای اثبات معجزه هزاره خود، مسئولان وقت را متهم به «ناتوانی» یا «خیانت» کردند!

  در قاموس این گروه انقلابی بودن به معنای «فحاشی و هتک حرمت سابقون در انقلاب» است! یک ملت رشید هیچ گاه چنین رفتاری را با ذخائر ارزشمند انسانی خویش بر نمی تابد. ملت های رشد یافته و عقلای عالم چنین افرادی را تحسین نمی کنند. بدانند که رفتارشان به حکم عقل و شرع و عقلا محکوم است.

.

   امام سجاد (ع) در رساله معروف به «رساله حقوق» از جمله حقوق بزرگ ترها را «مقدم داشتن آنان»، «مقابله نکردن با آنان نزد دشمن»، «پیشی نگرفتن بر ایشان و پیشتازی نکردن برای آنان» دانسته و بر تکریم و تعظیم آنان سفارش فرمود.

   

    ترحّم بر خردسالان و نوجوانان

   رسول خدا سفارش کوچک تر ها را هم نمود و فرمود: «ارحموا صغارکم؛ به کوچک تر هاتان رحم کنید.» در این مکتب مراعات حال همه اقشار شده است. نه بزرگداشت بزرگسالان و فراموش کردن خردسالان، آن گونه که در تاریخ گذشته ما بود، منطبق بر دستور شرع و حکم عقل است، و نه مراعات کوچک ترها و فداکردن بزرگ ترها و نادیده گرفتن حقوق آنان، آن گونه که امروز رایج است.

  به قول برخی از پدران و مادران امروزی که ورد زبانشان شده که «دیروز که پدر و مادرها عزیز بودند و بچه ها چندان مورد توجه نبودند، ما بچه بودیم و امروز که همه توجه ها به بچه هاست و بزرگ ترها از ارزش افتاده اند، ما بزرگ شده ایم.» شاید چنین احساسی سبب شد که در سال های گذشته روزی برای تکریم مادران و روز دیگری برای تکریم پدران در نظر گرفته شد، ولی همه می دانند که برای تکریم واقعی آنان باید به «فرهنگ اصیل اسلامی» بازگشت.

  

  رحمت و شفقت بر کوچک ترها به خاطر بی تجربگی آنان و خطاهایی است که در زندگی مرتکب می شوند و بزرگ ترها که دلسوز آن ها هستند، باید با رحمت و مهربانی و عطوفت با ایشان برخورد کنند که قطعا در هدایت و  سعادت آنان مؤثرتر است. بی توجهی به ظرفیت آنان و برخورد خشن، اهانت آمیز و آمرانه عکس العمل منفی دارد و معمولا به جای ارشاد و اصلاح به لجاجت و فساد می انجامد.

   ماه رمضان به خاطر «توجه به امور معنوی» و «تضعیف غضب و شهوت انسان» و «تقویت عطوفت و مهربانی» در روح آدمی، زمینه رفتار محبت آمیز و همراه با عطوفت فراهم است، رسول خدا در سخنرانی خود «رحمت و شفقت با کوچک ترها» را سفارش می کند. رفتار بزرگسالان باید به گونه ای باشد که جوانان و نوجوانان بدون درنگ آنان را دلسوز خود بدانند.

   امام سجاد (ع) «رحمت»، «تعلیم»، «عفو و بخشش»، «پوشاندن خطاها»، «مدارا»، «یاری و پشتیبانی»، و «لجاجت نکردن» با  کوچک ترها را از حقوق آنان شمرده و آن را برای رشد و تربیت شان مفید تر ارزیابی کرده اند.

                                       

                                                      (۷)

  سفارش دیگر رسول خدا (ص)  در سخنرانی در باره ارتباط با خویشان و بستگان است. فرمود:

                                 «صلوا ارحامکم؛ صله رحم کنید.»

  اهمیت «صلة رحم» به اندازه ای است که آن حضرت در پاسخ به پرسشی در خصوص برترین اعمال نزد خداوند، «صله رحم» را بعد از «ایمان به خدا» و قبل از «امر به معروف نهی از منکر» نشاند، و «قطع رحم» را بعد از «شرک به خدا» مبغوض ترین اعمال نزد خداوند شمرد. (کافی، ج5، ص58)

  آن بزرگوار و خاندان گرامی اش نه تنها مقید به ارتباط با خویشان و بستگان بودند، بلکه با هر کسی که رابطه اش با آنان قطع می کرد، رابطه برقرار می کردند و نتیجه مثبت آن را هم مشاهده می کردند.« فَإِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْنَا، فَنَرَى وَ اللَّهِ فِي ذَلِكَ الْعَاقِبَةَ الْحَسَنَة» (کافی، ج2، ص442) چه افرادی که در تاریخ به خاطر چنین رفتاری به آنان ارادت پیدا کرده و تا آخر عمر بدان وفادار ماندند.

  پیوند خانوادگی و فامیلی جلوه های متعدد و متنوعی دارد. حتی در بعضی از روایات «آزار نرساندن به خویشان برترین مرتبه صله رحم» خوانده شده (کافی، ج2، ص151)،  محدود به زمان حیات خویشان هم نیست، بعد از مرگ هم به یاد آنان بودن و اهداء خیرات و برکات به ارواح شان مصداق دیگری از «صله رحم» است.

 

 از روایات استفاده می شود که برقراری این رابطه یا قطع آن، آثار فراوان دنیوی و اخروی دارد که در این مجال فرصت شمارش همه آن ها نیست، اما به بعضی می توان اشاره کرد:

1.      تعمیق روابط عاطفی

  در میان توصیه هایی که به ما شده «صله رحم» جایگاه مهمی دارد. شاید به همین جهت روابط عاطفی خانوادگی در جوامع اسلامی بیش از جوامع دیگر است. هرچند رابطه عاطفی میان خویشان و بستگان امری فطری و غریزی است، اما اهمیتی که در اسلام به ارتباط با خویشان و بستگان داده شده و متقابلا سرزنشی که از قطع ارتباط فامیلی شده، از عوامل تعمیق این پیوند عاطفی است. رابطه خانوادگی و فامیلی موجب افزایش محبت و زمینه ساز حلّ مشکلات و گرفتاری هاست.

2.      برخورداری یا محرومیت از رحمت الهی

  رسول خدا(ص) در فراز دیگری از همین سخنرانی «اثر و پیامد» صله رحم و متقابلا قطع رحم را یاد آور شده و می فرماید: « مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ ؛ کسی که در ماه رمضان صله رحم کند، خداوند در روزی که او را ملاقات خواهد کرد، او را مشمول رحمت خود قرار می دهد و کسی که قطع رحم نماید، خداوند در روزی که او را ملاقات نماید، رحمت خود را از او دریغ خواهد کرد

 

  در این بیان پیوند و ارتباط با خویشان و بستگان سبب رحمت الهی، و گسستن پیوند با آنان سبب محرومیت از رحمت خداوند در روز قیامت است، روزی که انسان به شدت بدان نیازمند است. ورود به بهشت از آثار صله رحم شمرده شده، به گونه ای که مأموران بهشت به چنین کسی می گویند: پیش بیا و از هر دری که خواستی وارد بهشت شو. ( بحارالأنوار، ج13، ص 327)

3.      طول عمر و مرگ آسان

    یکی از آثار «صله رحم» که در روایات متعددی مطرح شده، طولانی شدن عمر است و متقابلا قطع روابط خانوادگی و فامیلی موجب کوتاه شدن عمر است. به گونه ای که امام صادق (ع) می فرماید: «چیزی را که عمر را افزایش دهد جز صله رحم نمی شناسیم، به طوری که اگر کسی سه سال از عمرش باقی مانده باشد، با صله رحم خداوند سی سال به عمرش می افزاید.»(کافی، ج2، ص 152)

   این که چه ارتباطی میان «صله رحم» و «طول عمر» وجود دارد به تفصیل برای ما روشن نیست، اما می توان حدس زد که وجود رابطه عاطفی میان خویشان چقدر در آرامش روحی انسان تأثیر دارد، و فقدان این ارتباط چقدر باعث تنهایی انسان و مشکلات روحی و روانی می گردد.

  

   از جمله آثار «صله رحم» مرگ آسان و ترک راحت دنیاست. در حدیثی حضرت موسی (ع) از حق تعالی پرسید: «پروردگارا ! پاداش کسی که با خویشان خود ارتباط برقرار کند، چیست؟  فرمود: ای موسی! به هنگام مرگ با او انس می گیرم، و دشواری های مرگ را بر او آسان می کنم.» (همان)

   افزایش رزق و روزی، رشد و برکت در اموال، آسان بودن حساب، دفع بلا و طهارت و پاکی اعمال آثار دیگر «صله رحم» است که در بیانات پیشوایان دینی به چشم می خورد.(کافی، ج2، ص57)

   متأسفانه معیارهای ما برای برقراری ارتباط یا قطع آن با خویشان و بستگان، با معیارهای دینی تفاوت ها دارد. عوارض فرهنگ و تمدن غربی زندگی ما را هم تحت الشعاع قرار داده، بر این مطلب بیافزایید گرفتاری های زندگی های شهری امروز را که «فاصله» ها را زیاد و «رابطه» ها را کم کرده است. در چنین شرایطی که موانع زیادی برای ارزش هایی چون «صله رحم» پیش آمده، اهمیت فرصت ماه مبارک رمضان مضاعف ساخته است و نباید آن را ارزان از کف داد.

    اختلاف سلیقه های سیاسی هم در جامعه ما به ویژه در سال های اخیر مزید بر علت شده و  بر روابط خانوادگی و فامیلی سایه افکنده است. در حالی که اختلاف سلیقه در خانواده انقلاب و علاقمندان به اسلام، جمهوری اسلامی و ایران نباید به افزایش فاصله ها بیانجامد. آنان که صاحبان سلائق سیاسی دیگر را به «نفاق»، «ضدیت با انقلاب»، «ضدیت با ولایت فقیه»، «بی دینی»، «هم نوایی با دشمن»، «عامل استکبار جهانی» و مانند آن متهم می کنند، فقط به ایجاد نفرت میان برادران و خواهران دینی کمک می کنند. چرا باید دوستی ها و رابطه های عاطفی با چنین رفتار های کودکانه و نسنجیده ای مخدوش شود؟ ماه رمضان فرصتی برای جبران گذشته و کمک به افزایش محبت و ارتباط دوستانه و برادرانه با یکدیگر است.          

  

                                                  (۸)

                                                           

  پیامبر خدا در ادامه سخن «مراقبت از اعضا و جوارح» را سفارش می کند و می فرماید:

  «وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ، وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ، وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُم ؛ و زبان های خود را نگه دارید، و چشمان خود را از نگاه به آن چه بر شما روا نیست، و گوش هایتان را از آن چه گوش دادن به آن برای شما مجاز نیست، بپوشانید

 

  از آن جا که زبان، چشم و گوش مجاری شناخت انسان اند و او را با جهان اطراف خود آشنا می سازند، بسیار حائز اهمیت اند و از نعمت های بی نظیر الهی شمرده می شوند. شکر این نعمت ها به استفاده صحیح از آن هاست. به کار بردن آن ها در مسیر نادرست و استفاده ناروا از آن ها کردن، تباه نمودن نعمت های خداست. به ویژه در ماه رمضان که غفلت از آن زحمات آدمی را در روزه داری از بین می برد. به همین دلیل است که از رسول خدا نقل شده که «برخی از روزه داران سهم شان از ماه رمضان فقط گرسنگی و تشنگی است.»

 روزه گرفتن به نخوردن و نیاشامیدن و ترک مفطرات روزه نیست، بلکه «ترک گناه» است. کسی که با زبان، چشم و گوش اش مرتکب گناه می شود، در واقع روزه نگرفته است. نویسنده در ماه رمضان سال گذشته، در همین ستون به تفصیل در باره «مراقبت از اعضا و جوارح در ماه رمضان» مطالبی تقدیم نمود که علاقمندان می توانند مراجعه نمایند.

 

  سفارش دیگر رسول خدا در باره «یتیمان» است. می فرماید: 

  

   «وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُم‏ ؛ و بر یتیمان مردم رحم کنید تا به یتیمان شما هم رحم کنند.»

 

  تحنّن را از ریشه «حنّ» دانسته اند، «حنّان» هم اسم فاعل از همین واژه است. لغت شناسان کلمه «حنّان» را که از صفات خداوند است، و در دعای جوشن کبیر نیز آمده، «دارای رحمت فراوان» معنا کرده اند.(لسان العرب، ج13، ص128) رفتار انسان با فرزندان خود همراه با محبت و عطوفت است. اما محبت پدر به فرزندی که مادرش از دنیا رفته، یا محبت مادر به فرزندی که پدرش از دنیا رفته، مضاعف است. از این رو ، پیامبر اکرم (ص) در باره یتیمان از این واژه استفاده کرده است.

  در ادامه، اثری که بر «رحمت و شفقت بر یتیم» مترتب می شود، یادآور شده و می فرماید: «مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً، أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاه ؛ کسی که یتیمی را در ماه رمضان گرامی بدارد، خداوند در روزی که او را ملاقات خواهد کرد، او را گرامی می دارد.»

 

  لااقل به خاطر خود با مردم خوش رفتاری کنید!

  نکته مهمی که از بیان حضرت استفاده می شود، آن است که، هر عملی که انسان در این دنیا در رابطه با دیگران انجام می دهد، مشابه آن را با او انجام خواهند داد. عکس العمل رفتار انسان تنها در رابطه با رفتار محبت آمیز او با یتیمان مردم نیست، بلکه هر رفتار خوب یا بدی که انسان با دیگران می کند، متقابلا با او خواهد شد. مردم به این واقعیت اعتقاد دارند، به طوری که در میان آنان به صورت ضرب المثل معروف شده، می گویند: «با هر دستی بدهی ، با همان دست پس می گیری»، اما در زندگی روزمره از آن غفلت می کنند.

 

  البته از بیان حضرت استفاده نمی شود «لزوم رحمت و شفقت بر یتیم» تنها باید  با  انگیزة «رفتار محبت آمیز متقابل مردم با یتیم خود» انجام شود، بلکه «رحمت و شفقت بر یتیم» به خودی خود رفتاری انسانی است، صرف نظر از این که با «یتیم انسان بعد از خود» چه رفتاری کنند. اما توجه دادن به این مطلب که «انسان با دیگران به گونه ای رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار نمایند»، رفتار انسان را با دیگران به شدت تحت تأثیر قرار می دهد.

  اگر برخی حاضر نیستند رفتار خود را با دیگران بر مدار «نیکی» یا «زشتی» خود عمل تنظیم کنند و به مردم ـ مثلا ـ به خاطر «حسن صداقت» راست بگویند و به خاطر «قبح دروغ» ، دروغ نگویند، لااقل به این خاطر با مردم رو راست باشند که دیگران هم با آنان رو راست باشند، و بدین خاطر به مردم دروغ نگویند که دیگران هم به آنان دروغ نگویند.

  به راستی مدیری که به مردم دروغ می گوید، چه دلیلی دارد که زیر دستان او به او راست بگویند؟ کسی که مردم را سر کار می گذارد، چه دلیلی دارد که دیگران او را سر کار نگذارند؟ کسی که بر سر دیگران کلاه می گذارد و خانواده و فامیلی را بدبخت می کند، چه دلیلی دارد که دیگران بر سرش کلاه نگذارند؟ لااقل به خاطر خودمان هم که شده، باید با مردم رفتاری نیکو داشت.

  دست کم تجربه سی ساله جمهوری اسلامی نشان می دهد که جناح های سیاسی هر رفتاری که با دیگران داشته اند، متقابلا بعدی ها همان گونه با آنان رفتار کرده اند. ولی باز هم مایه عبرت نشده! همیشه تصور می شود، «قدرت همیشگی» بوده و «روگردانی مردم» مربوط به جناح رقیب است و ما همیشه «محبوب مردم» هستیم! خاصیت قدرت همین است!! 

  







منبع این مقاله : سید جواد ورعی
http://www.varaei.com

آدرس این مطلب :
http://www.varaei.com/modules.php?name=News&file=article&sid=86

PHP-Nuke INP © IranNuke.com