دوشنبه 2 بهمن 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
شهید مطهری و جریان تکفیری
سخنراني

 

                                  سخنرانی در اولین نشست علمی مؤسسه مفتاح کرامت

  بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. ابتدائاً حلول ماه رجب و ولادت با سعادت امام باقر علیه السلام را به همه سروران و اساتید تبریک عرض می‌کنم، همین طور یاد شهید بزرگوار حضرت آیت الله مطهری را گرامی می‌دارم که حق عظیمی بر حوزه‌های علمیه و جامعه اسلامی ما دارد.

   موضوعی که بنا شده، چند دقیقه‌ای درباره آن سخن بگویم «استاد مطهری و جریان تکفیری» است. می دانید که «جریان تکفیر» یکی از مشکلات جهان اسلام و حتی جهان تشیع در طول تاریخ بوده و مسأله روز جهان اسلام هم است. یکی از معضلات امروز دنیای اسلام همین جریانات تکفیری است که متأسفانه روز به روز هم در حال توسعه و افزایش است. به نظرم رسید در این ایامی که متعلق به شهید بزرگوار حضرت آیت الله مطهری است، از آن جا که ایشان در این زمینه به مناسبت‌های مختلف مطالب ارزشمندی را بیان کرده اند، این بحث را موضوع سخن قرار بدهم و ابتدا فهرستی از آنچه شهید مطهری در این زمینه دارند خدمت شما تقدیم کنم.

   البته حوصله مجلس و زمان ما اجازه نمی‌دهد که نسبت به همه محورهایی که ایشان به آن پرداخته اند، سخن گفته شود، ولی برخی از این عنوان ها علاوه بر اینکه جزء مسائل روز و مبتلابه است، سوژه‌ ای خواهد بود برای دوستان طلبه من که گاهی مایل هستند در بعضی از موضوعات تحقیق و پژوهشی انجام بدهند.

 


حق الناس(5)
مقاله

 

                                  «حق تعیین سرنوشت»، مهم ترین «حقّ الناس»  

 خدای متعال برای انسان در عرصه های مختلف زندگی حقوق متنوعی به رسمیت شناخته، حق حیات، حق کمال، حق تعیین سرنوشت، حق آزادی اندیشه، آزادی بیان، حق تحصیل، حق اشتغال و ... در میان حقوق اجتماعی و سیاسی مردم، «حق تعیین سرنوشت» از اساسی ترین آن هاست. هر فرد و هر ملتی حق دارد سرنوشت خود را خودش رقم بزند.

   امروزه از حق هر ملتی برای تعیین سرنوشت خود به حق «حاکمیت ملی» یاد می شود که در دو قلمرو داخلی و خارجی به رسمیت شناخته شده است. در قلمرو داخلی به این معناست که سرنوشت یک ملت با یک فرد، گروه، حزب و جریان نیست، بلکه با مجموع ملت است که با ساز و کاری معین و تعریف شده آن را اعمال می کنند؛ و در قلمرو خارجی به معنای عدم دخالت قدرت های بیرونی در تعیین سرنوشت هر ملتی است که گاه از آن به «استقلال» تعبیر می شود.

    در دنیای امروز حاکمیت ملی در هر دو قلمرو به رسمیت شناخته شده و هر کسی هم که بخواهد در تعیین سرنوشت ملتی دیگر دخالت کند، آن را بر زبان نمی راند، بلکه با لطایف الحیل اهداف خود را تحت پوششی در می آورد که مقبول افکار عمومی باشد. امام خمینی از حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دو عرصه یاد شده به عنوان دو اصل اسلامی یاد کرده و می گوید:  

    «با روى كار آمدن رضا خان اين سه اصل اسلامى در امر حكومت پايمال شد، اول: اصل لزوم عدالت در حاكم اسلامى، و دوم: اصل آزادى مسلمين در رأى به حاكم و تعيين سرنوشت خود، و سوم: اصل استقلال كشور اسلامى از دخالت اجانب و تسلط آنها بر مقدرات مسلمين. و اگر در آن روز براى احياى اين سه اصل اسلامى اقدام شده بود، كار به اينجا نمى‏كشيد.» (موسوی خميني، روح الله، صحيفه امام، ج‏5، ص 236، مصاحبه با خبرگزارى وفا)    

 


حق الناس (4)
مقاله

 

                                     «حق الله» مبنای «حق الناس» در عرصه حاکمیت  

 

    «حق الله» چه نسبتی با «حق الناس» دارد؟ آیا پذیرش یکی به معنای نفی دیگری است یا با یکدیگر ملازم و همراهند؟  

    علت طرح این سئوال آن است که در برخی از فلسفه ها پذیرش «حق حاکمیت خداوند»، با نفی «حق حاکمیت انسان» ملازم و همراه دانسته شده است.

    استاد شهید مطهری با طرح این بحث به یک انحراف اساسی در برخی از مکاتب حقوقی و سیاسی پرداخته و دیدگاه اسلام را در این زمینه تببین کرده است. ارباب کلیسا و سلاطینی که سلطنت خود را موهبتی الهی! می پنداشتند، تنها برای خداوند حق حاکمیت قائل بوده و آن را به معنای نفی هر گونه حاکمیتی برای مردم می دانستند.

    از این رو، در برابر مردم خود را پاسخگو نمی دانستند. برای مردم در برابر حکومت که شعبه ای از حکومت الهی بود، حق سئوال، اعتراض، انتقاد، بازخواست، استیضاح و عزل حاکمان قائل نبودند. منصوب بودن حاکمان را از جانب خداوند به معنای پاسخگو بودن آنان در برابر خداوند قلمداد کرده و برای مردم فقط شأن اطاعت از حاکمان را قائل بودند. در این نگاه و نگرش پذیرش حق حاکمیت الهی(حق الله) با نفی حاکمیت مردم(حق الناس) توأم است.

 


حق الناس (3)
مقاله

 

 

                                                      اهمّیت «حقّ الناس» بر «حقّ الله»  

         در کتاب الحج بحثی است که آیا کسی که حج بر او واجب شده، ولی به دیگری بدهکار است و طلبکار در آستانه سفر او به حج، طلبش را مطالبه می کند، چه وظیفه ای دارد؟ آیا باید سفرش را تا پرداخت بدهی اش به تأخیر اندازد، چون حق الناس بر حق الله تقدم دارد؟ یا می تواند پرداخت بدهی اش را تا بازگشت از سفر حج به تأخیر اندازد، زیرا سفر حج مهم تر از ادای دین است، و حق الله بر حق الناس مقدم است؟  

    این پرسش می تواند در موارد دیگر هم مطرح باشد؟ مثل تعارض بین «اقامه نماز در زمانی معین» و «ادای دین»، «آماده شدن برای عزیمت به جهاد» و «ادای دینی که طلبکار آن را مطالبه می کند.» یا تزاحم بین «اقامه نماز» و «سفر حج و جهاد با دستور والدین» بنا بر این که آنان حق امر و نهی داشته و ادای حق آنان واجب باشد. و نمونه های فراوان دیگر. پاسخ این پرسش و نتیجه این بحث، آثار و پیامدهای فراوان و جالبی دارد.  

    در میان فقیهان شهرت دارد که حق الناس بر حق الله مقدم است، حتی برخی آن را اجماعی دانسته اند.(شیخ انصاری، رساله فی منجزات المریض، ص169) زیرا «حق الناس بزرگتر از حق الله» و «حق الله آسانتر از حق الناس» است»؛ و «خروج از عهده حقوق الناس مهم تر از خروج از عهده حق الله» است.(ر.ک: سید علی طباطبایی نگارنده «ریاض المسائل»، محقق عراقی در «تعلیقه بر عروه»، امام خمینی در «تحریر الوسیله»، سید ابوالقاسم خوئی در «معتمد العروه» و ...).

     حقوق الله بر تخفیف از جانب خدا مبتنی است و به همین جهت «قاعده درء» به معنای عدم اجرای حدود به محض بروز شبهه در «حدود الهی» جاری است، ولی در حقوق الناس که مبتنی بر رعایت احتیاط است، جریان ندارد.(سید محمد مجاهد، مناهل، ص 757)  

 


حق الناس (2)
مقاله

 

 

                                               فقه و تفاوت «حق الناس» با «حق الله»

 

     در منابع دینی در برابر «حق الله» اصطلاح «حق الناس» قرار دارد که به معنای حقوق مردم است، اعم از حقوق انسان که امروزه از آن به «حقوق بشر» یاد می شود، یا حقوق عمومی مردم در جامعه و در برابر حکومت که از آن به «حقوق شهروندی» تعبیر می شود، یا حقوقی که در برابر دیگران دارد و امروزه «حقوق خصوصی» نامیده می شود. آن چه که مربوط به جان، مال، حیثیت و آبروی مردم، و حقوق اجتماعی و سیاسی باشد، در قلمرو حق الناس است.

   البته در منابع دینی معمولا در تبیین حقوق شهروندان و دولتمردان از دو اصطلاح «حق الرّعیه» و «حق الرّاعی» استفاده می شود. تناسب کاربرد این اصطلاح در روابط مردم و دولت، وظیفه و مسئولیتی است که دولت در جهت پاسداری و نگاهبانی از حقوق مردم بر عهده دارد. به عبارت دیگر، تبیین این واقعیت که در نظام سیاسی اسلام «حکومت برای مردم است، نه مردم برای حکومت» در به کار بردن این اصطلاح مورد نظر بوده است، و اساساً با اصطلاح «رعیت» در ادبیات سیاسی دنیا و نظام های «ارباب و رعیتی» بیگانه است، و تنها در لفظ اشتراک دارند، بدون آن که در معنا با یکدیگر تناسب و اشتراکی داشته باشند.

 


مجموع خبرها 172 (35 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 ]
مطالب قبلی
Saturday, January 21
· هاشمی وارسته از ریا و تزویر
Thursday, December 29
· از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
Friday, December 23
· حسن راستگویی و قبح دروغگویی
Friday, December 09
· «نجف، بیروت، دهلی»
Thursday, December 01
· صلح و جنگ در منطق شیعه
Friday, November 04
· مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
Thursday, September 29
· نقش مردم در جمهوری اسلامی
Thursday, September 01
· قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
Tuesday, August 09
· نائینی و نفی استبداد در اسلام
Sunday, July 10
· دو فصلنامه تخصصی مطالعات فقه معاصر

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎