سه شنبه 3 مرداد 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
فقه ، حافظ حقوق مردم
مقاله

 

 

     اخیرا برخی از کسانی که به اشتباه خود و همفکران شان در هشت سال اخیر در حمایت از رئیس دولت پی برده اند ، اظهار می دارند:

    « قصد ما و حامیان وی خیر بوده و چون نمی دانستیم این جریان منحرف می شود و در آینده چه اقداماتی انجام خواهد داد و با حجت شرعی به او رأی دادیم ، معذوریم و مسئولیتی متوجه ما نیست.»  

    اینک که عمر این دولت سپری شده و پایان یافته، پاسخ به این پرسش لازم است که،

 

      آیا «قصد و نیّت خیر داشتن» در حمایت از یک فرد و جریان و به قدرت رساندن او کافی است و به طور کلی رافع مسئولیت است؟  

    بدون شک میان کسانی که « با قصد خیر» به دفاع از آقای احمدی نژاد و طیف وابسته به وی برخاسته و با انگیزه خدمت به دین، انقلاب و نظام با ساده اندیشی پشت سر این جریان ایستادند، با کسانی که با «قصد و انگیزه سوء» و با هدف حذف بخشی از نیروهای انقلاب و بلا رقیب شدن در عرصه قدرت از این جریان حمایت کردند و در حقیقت از احمدی نژاد و همفکرانش به خاطر برخورداری از ظرفیت و توانایی حذف طیف وسیعی از نیروهای انقلاب، «استفاده ابزاری» نمودند ، فرق است .

   اما صرفنظر از این که هر دو گروه برای رسیدن به مقصود از راه های نامشروع استفاده کردند، اخلاق و حدود شرع را زیر پا نهادند، از نقطه نظر فقهی قصد و انگیزه خیر تنها موجب می شود که دسته اول تکلیفا معذور باشند ، اما نسبت به صدماتی که این جریان با حاکمیت هشت ساله خود بر این ملک و مملکت وارد کرده و خسارت های جانی، مالی و حیثیتی که به مردم وارد نموده ، هر دو گروه مسئول اند. در مباحث مختلفی از فقه می توان ردّ پایی از این موضوع را یافت . فقها در بحث ضمانت ، اسباب و عواملی را برای ضمانت برشمرده اند . از آن جا که منصب های اجتماعی «امانت» است ، کسی که این امانت را برعهده می گیرد،

    اولا: باید واجد شرایط لازم باشد ،

    ثانیا: در نگاهداری از این امانت اصولی را مراعات کند .

   مثلا «بهره برداری شخصی از امانت» ، «سپردن امانت به دیگری بدون اذن و رضایت صاحب امانت» ، «کوتاهی کردن در نگاهداری از امانت در مقابل خطرات احتمالی» ، و «تباه کردن امانت» از جمله اسباب و عوامل ضمان است. (تذکره الفقها، ص 252 )  

    به راستی دولت نهم و دهم در نگاهداری از این امانت سنگین اصول فوق را مراعات کرد؟ اگر به اعتراف مدافعان و مخالفان دولت پاسخ این سئوال منفی است، حامیان و مدافعان (به عنوان سبب) و جریانی که قدرت را در اختیار گرفت (به عنوان مباشر) حتی اگر قصد و انگیزه خیر هم داشته اند ، قصد و انگیزه خیر رافع مسئولیت و ضمان نیست . آیا دولتی که با «سوء تدبیر» ، «قانون شکنی» و «جنجال آفرینی» در عرصه داخلی و خارجی موجبات «تضییع حقوق مردم» در زمینه های مختلف را فراهم کرده ، مبرّای از مسئولیت است؟

    آیا قصد و انگیزه مثبت می تواند رافع مسئولیت وی و حامیانش باشد؟

   قصد و انگیزه مثبت تنها رافع حکم تکلیفی است ، نه حکم وضعی. در فقه همان گونه که «خیانت در امانت» جرم بوده و مجازات دارد و موجب ضمان است ، «کوتاهی و قصور در حفظ امانت» هم موجب ضمان است. هر چند در فرض «قصور» مجازات ندارد، اما مسئولیت و تکلیف وضعی به قوت خود باقی است.

   اهتمام فقه به حقوق مردم به حدّی است که حتی سپردن «لقطه» (اشیاء پیدا شده) را به شخص غیر امین تا پیدا شدن صاحب آن ممنوع دانسته اند تا مبادا این امانت ضایع شود. حال چگونه ممکن است سپردن مسئولیت و امانت سنگین ریاست بر یک کشور را به شخص فاقد صلاحیت ـ به نظر بعضی از ابتدا یا به نظر مدافعان در ادامه کار ـ بپذیرد؟  

   آیا هنگامی که در سال های اخیر ـ به نظر مدافعان دیروزی ـ عدم صلاحیت رئیس دولت برای این منصب احراز شد ، نهاد های مسئول مثل مجلس و قوه قضائیه که مسئولیت برخورد، استیضاح و عزل او را داشته اند ، مسئولیتی برای جلوگیری از استمرار ریاست جمهوری وی نداشتند؟ اگر آنان به خاطر منع رهبری و به خاطر رعایت مصالح عالیه نظام از انجام این مسئولیت منع شده، و تکلیفا معذور باشند ، نسبت به خسارت هایی که بر اثر حاکمیت این دولت بر مردم وارد شده و یک نمونه بارز آن در زمینه اقتصادی به اعتراف همگان «کاهش ثروت مردم به نصف و حتی ثلث» است، مسئول اند.  

    بگذریم از این که جعل ولایت که در فرهنگ اسلامی امانت و مسئولیت است ، بر مدار «غبطه و مصلحت مردم» استوار است. کدام مصلحتی ایجاب کرده که با حفظ این دولت چنین خسارت هایی بر جان ، مال و حیثیت یک ملت در داخل و خارج وارد شود و از استمرار آن جلوگیری نشود ؟

   اگر چنین مصلحت اقوایی وجود دارد اعلام شود تا مردم قانع شوند و اگر نیست پس حکومت نسبت به همه این خسارت ها نسبت به مردم مسئول و ضامن است. به فرموده امیر مؤمنان علی (ع) به مالک اشتر حکومت وظیفه دارد تا به هنگام شبهه مردم را نسبت به عملکرد و تصمیم خود قانع کند.

     «وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِك فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ ؛ و اگر مردم در باره تو گمان ستمگرى بردند عذر و دليلت را آشكارا برايشان بيان كن و با دفاع از خود گمان شان را برطرف ساز، كه در اين كار نفس خويش را مطيع ساخته و با مردم مدارا نموده و به حاجت خويش رسيده و مردم را به راه حق وادار ساخته‏اى. » 

    در غیر این صورت باید خسارت های وارده را جبران نماید.  

   در فقه با استناد به روایات معتبر، مورد وفاق است که اگر حکم خطایی قاضی و حاکم واجد صلاحیت موجب وارد آمدن خسارتی بر شخص شود، باید این خسارت را از بیت المال پرداخت.

    «خطأ الامام و الحاکم فی الحکم و الاجتهاد علی بیت المال» (علامه حلی، تحریر الاحکام : 2/ 280) ؛ خطأ الحکّام من بیت المال ( علامه حلی، قواعد الاحکام : 3/ 510 ، کنز الفوائد : 3/ 568 ، فاضل هندی، کشف اللّثام : 10/ 379 ؛ فخرالمحققین، ایضاح الفوائد : 4/ 454)

    حال چگونه ممکن است فقه نسبت به این مقدار خسارت بر یک ملت بی تفاوت باشد، و سبب و مباشر را در این زمینه مبرّای از مسئولیت بداند؟ فقهِ مبتنی بر مکتب اهل بیت (ع) مدافع حقوق مردم است، نه توجیه گر سوء تدبیر و عملکرد دولتمردان.

 


آیا انقلاب پیروز شده است؟
یادداشت

 

                                              به بهانه سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

 

      چندی پیش بیانات امام خمینی را در «صحیفه امام» مرور می کردم. به نامه ای برخوردم در تاریخ 28 شهریور 1367 به حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری.

 

    این نامه دست کم حاوی چند مطلب بسیار مهم در باره «تحمیل رأی»، «جایگاه همه نیروهای دلسوز نزد رهبری»، «فرق اسلام ناب محمدی(ص) با اسلام امریکایی» و «شاخص های پیروزی انقلاب اسلامی» است. اشاره ای به این مطالب که کاملا متناسب با شرایط امروز جامعه ماست، خالی از لطف نیست.

 

    مطلب اول آن که، «تحمیل رأی» به دیگری در جمهوری اسلامی ممنوع است. تنها یک فرض نادر را که اسلام و حیثیت نظام در خطر باشد، آن هم با تشخیص موضوع از سوی کارشناسان دانا استثنا کرده و آرزو کرده اند که خدا آن روز را هم نیاورد. بسیاری از مشکلاتی که جامعه امروز ما با آن روبروست، از نادیده گرفتن این اصل اساسی است. بی اعتمادی بخشی از مردم بدین خاطر است که احساس می کنند عده ای در این کشور به دنبال تحمیل رأی خود به آنان هستند. مردم هم که تحمیل را بر نمی تابند، اعتمادشان سلب شده است.

 

   ای کاش نهادهای قانونی مثل شورای نگهبان و ... رویّه ای در پیش نمی گرفتند که چنین تلقی در مردم به وجود نمی آمد. نمونه روز آن ردّ صلاحیت شخصیتی است که شناسنامه انقلاب شمرده می شود، آن هم به خاطر «کِبَر سن» !  

    مطلب دوم آن که، ایشان از «تمام سعی» خود مبنی بر این که با نسبت دادن مطلبی به ایشان، کسی مظلوم نشود، سخن گفته اند. گویا در زمان امام هم در پی برخی سخنرانی های ایشان، بعضی از افراد تبلیغ می کردن که مثلا طعن و کنایه امام به فلانی یا فلان جریان است، امام بی درنگ با گفتار یا عملکرد خود از این نسبت ها برائت جسته و مراقب بودند به کسی در این موارد ستم نشود. این نامه هم با همین هدف نوشته شد.

 

  مطلب سوم این که، در نزد امام فرقی میان آقای ناطق نوری و محتشمی نبود که به دو جریان معروف سیاسی منتسب بودند. امام هر دو را مانند بسیاری از نیروهای هر دو جریان که دلشان برای اسلام و ایران می تپد، «فرزندان اسلام و ایران» می دانستند و اجازه حذف هیچ یک از دو جریان را به دست جریان دیگر نمی دادند. معتقد بودند که این دو جریان با کمک یکدیگر و با «وحدت و همدلی» می توانند کشور را اداره کنند. و در یکی از نامه های خود هشدار دادند که

 

    «اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بى‏جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است.»(صحيفه امام، ج‏21، ص179)

      مطلب چهارم، ضرورت تفکیک میان «زهد و قدس» اسلام ناب محمدی(ص) و «تقدس مآبی و تحجر گرایی» اسلام امریکایی و تبیین آن برای مستضعفان. قاعدتا از دیدگاه ایشان ضرورت این تفکیک بدین جهت است که توده های مردم «تقدس مآبی و تحجر» را با «زهد و قداست» واقعی اسلام خلط نکنند و فریب مقدس مآبان و متحجران را نخورند. آیا اگر این تفکیک در جامعه ما صورت می گرفت و برای توده های مردم تبیین می شد، جامعه ما گرفتار مصائب سال های اخیر می گردید؟!

 

    مطلب آخر و مهم تر از همه آن که، پیروزی انقلاب اسلامی در صورتی است که ما بتوانیم:

 

    اولا، نظام اسلامی را بر پایه «نه شرقی ـ نه غربی» بنا کنیم.

 

    ثانیا، اسلام پاکِ منزّهِ از ریا، خدعه و فریب را معرفی نماییم. آیا با توجه به دو شاخص فوق انقلاب ما پیروز شده است؟ اگر شاخص اول را هم توانسته باشیم عملی کنیم و نظام جمهوری اسلامی را به عنوان کشوری غیر متعهد و مستقل از شرق و غرب بسازیم و به مسلمانان و مستضعفان معرفی کنیم، نسبت به شاخص دوم نمی توانیم چنین ادعایی داشته باشیم.

 

    آیا اسلامی که دولتمردان ما، به ویژه علما و روحانیت دست اندر کارِ اداره جامعه به ملت خود و ملت های دیگر معرفی کرده اند، پاک و منزّه از ریا و خدعه و فریب است؟! اگر نه، پس هنوز انقلاب ما پیروز نشده است. به امید پیروزی انقلاب با معرفی اسلام پاکِ منزّهِ از ریا و خدعه و فریب. در پایان متن نامه کوتاه امام را تقدیم خوانندگان عزیز می کنم:

 

      جناب حجت الاسلام آقاى ناطق نورى- دامت افاضاته

 

     با سلام،

 

    در جمهورى اسلامى جز در مواردى نادر كه اسلام و حيثيت نظام در خطر باشد، آن هم با تشخيص موضوع از طرف كارشناسان دانا، هيچ كس نمى‏تواند رأى خود را بر ديگرى تحميل كند؛ و خدا آن روز را هم نياورد. من تمام سعى خود را مى‏نمايم كه با نسبت مطلبى به من، كسى مظلوم نگردد. من شما را هم فردى متدين، متعهد، مبارز و داراى هوش سياسى مى‏دانم. براى من شما و آقاى محتشمى فرقى ندارد. من هر دوى‏ شما و همين طور همه دست‏اندركاران صديق نظام و تمامى افرادى كه چون شما قلبشان براى اسلام و ايران مى‏تپد را فرزندان اسلام و انقلاب مى‏دانم. همه بايد سعى كنيم تا روح وحدت و پاكى را بر محيط كارمان حاكم گردانيم، تا بتوانيم تمامى قدرتها و ابرقدرتها را به زانو درآوريم. بايد تلاش كنيم زهد و قدس اسلام ناب محمدى را از زنگارهاى مآبى و تحجرگرايى اسلام امريكايى جدا كرده و به مردم مستضعفمان نشان دهيم. ما اگر توانستيم نظامى بر پايه‏هاى نه شرقى نه غربى واقعى و اسلام پاك منزه از ريا و خدعه و فريب را معرفى نماييم، انقلاب پيروز شده است. توفيق جنابعالى را از خداوند متعال خواستارم. و السلام عليكم و رحمة اللَّه.

               28/ 6/ 67       روح اللَّه الموسوي الخمينى

 


تفاوت «مردم پاک سرشت» با «قدرت طلبان»
مقاله

 

 

     مدتی است با افراد متعددی روبرو می شوم که در سال 84 و 88 با استناد به سخنان برخی از شخصیت های مذهبی و سیاسی، و حتی با ادعای میل رهبری، به آقای احمدی نژاد رأی دادند تــــــــا ،

    • دین در جامعه «احیا» شود!

    • ناهنجاری های اجتماعی مثل بد حجابی از جامعه رخت بر بندد!

    • «ساده زیستی» در میان مدیران جایگزین «زندگی اشرافی» شود!

    • «ترس» و «سیاست دفاعی» در مدیران در مصاف با دشمن، جای خود را به «شجاعت» و «سیاست هجومی» دهد!

    • دولت کریمه زمینه ظهور امام زمان (ع) را فراهم سازد! و تا .......

     خلاصه، ابر و باد و مه و خورشید و فلک جمع شدند تا مردم را به رأی دادن به رجایی زمان! ترغیب کنند. از مصرف بیت المال، اموال موقوفه و حتی وجوه بریِّه و صدقات مردم هم در این راه دریغ نکردند. گفتند و تبلیغ کردند : اگر به رقیب احمدی نژاد رأی دهید دین به خطر می افتد! همه سرمایه های مادی و معنوی این کشور را به میدان آوردند تا بی دین ها! و بی غیرت ها! و سست عنصرها! و وابستگان به امریکا و صهیونیزم! که همان مدیران دو دوره «اصلاح طلبی» و «سازندگی» بودند! نتوانند دستگاه اجرایی کشور را به دست گیرند.

 

 


شاخص های کاندیدای اصلح
مقاله

 

 

    انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از جهاتی با دوره های پیشین تفاوت هایی دارد. شرایط خاص داخلی و خارجی اقتضا دارد که شخصیتی با ویژگی های ذیل سکّان دستگاه اجرایی کشور را بر عهده گیرد:

      1. فرا جناحی

 

 این دوره از انتخابات پس از دو دوره حاکمیت اصلاح طلبان و اصول گرایان در شانزده سال گذشته است، دو دورة هشت ساله که به رغم تفاوت هایی که داشتند، در یک نقطه مشترک بودند، و آن «یک دست کردن مدیریت اجرایی کشور» در سطوح مختلف بود. این ویژگی مشترک نشان می دهد که اصلاح طلبان و اصول گرایان تحمل یکدیگر را نداشته و آمادگی تشکیل دولتی فراگیر که همه نیروهای انقلاب را در خود جای دهد، نداشته و عملا طیف وسیعی از نیروهای کارآمد نظام را حذف می کنند.

   این شیوه طبق پیش بینی امام راحل (رض) مبنی بر این که:

     «اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بى‏جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است.»(صحيفه امام، ج‏21، ص179)،

   ناکارآمدی خود را در کشور ما به اثبات رسانده و به اسلام و انقلاب صدماتی وارد کرده است. اینک وقت آن است که کشور شیوه فرا جناحی را در پیش گیرد و شخصیتی مدیریت اجرایی را بر عهده گیرد که بتواند از همه نیروهای انقلاب استفاده کند و ملاک گزینش همکارانش «شایستگی و توانایی» باشد، نه «جناحی بودن»

     

 

 


«ملت رشید» از «شعار» تا «واقعیت»
مقاله

 

                                        به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری(ره) 

    یکی از موضوعاتی که مورد توجه خاص استاد شهید مطهری قرار گرفته و در نوشته ها و سخنرانی های متعدد بدان پرداخته، «راه های رشد فکری و اجتماعی» مردم است. از دیدگاه آن بزرگوار تنها راه رشد فکری، اجتماعی و سیاسی مردم «آزادی فکر و اندیشه» و «آزادی های اجتماعی و سیاسی» است. به جای مردم فکر کردن، به جای مردم انتخاب نمودن، به جای مردم تصمیم گرفتن و .... از موانع جدی و اساسی رشد آن هاست. هیچ ملتی از روز اول «رشید» نیست، بلکه با هدایت و ارشاد رهبران فکری، اجتماعی و سیاسی، با تشویق آنان به «تفکر و اندیشیدن»، «تمرین سیاست ورزی»، «تبیین ملاک ها» و «ترغیب آنان به انتخاب اصلح» به مرور در عرصه های گوناگون رشد می کند.

   مانند تربیت یک کودک و نوجوان. گاه برآیند یک روش تربیتی، تربیت فردی وابسته، ترسو، فاقد اعتماد به نفس و متکی به دیگران است، و گاه نتیجه یک روش تربیتی انسانی مستقل، دارای اعتماد به نفس، شجاع، مبتکر و خلاق است. همین دو روش در جامعه نیز می تواند ملت را دو گونه پرورش دهد.

   استاد شهید مطهری معتقد بود که مردم تنها با «آزادی تفکر»، و «آزادی های اجتماعی و سیاسی» رشد می کنند. برای مردم تصمیم گرفتن و انتخاب کردن، با این استدلال که ممکن است در تصمیم و انتخاب خود اشتباه کنند، سبب می شود که هیچ گاه رشد نکنند. چنان که در امور اعتقادی و دینی هم مسئله از همین قرار است. ترساندن مردم از فکر و اندیشه در امور دینی، با این استدلال که شاید گمراه شوید، موجب می شود که آنان در امور دینی رشد نکنند.

 


مجموع خبرها 171 (35 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 ]
مطالب قبلی
Thursday, December 29
· از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
Friday, December 23
· حسن راستگویی و قبح دروغگویی
Friday, December 09
· «نجف، بیروت، دهلی»
Thursday, December 01
· صلح و جنگ در منطق شیعه
Friday, November 04
· مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
Thursday, September 29
· نقش مردم در جمهوری اسلامی
Thursday, September 01
· قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
Tuesday, August 09
· نائینی و نفی استبداد در اسلام
Sunday, July 10
· دو فصلنامه تخصصی مطالعات فقه معاصر
Thursday, June 23
· آیت الله امینی و احیای «اندیشه و فقه سیاسی»

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎