چهار شنبه 2 خرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
«نجف، بیروت، دهلی»


نجف؛ بیروت؛ دهلی: گزارش سفر به «عتبات عالیات عراق»، «لبنان و سوریه» و «هندوستان»

«نجف، بیروت، دهلی» گزارش سه سفر به «عتبات عالیات عراق»، «لبنان و سوریه» و «هندوستان» به قلم سید جواد ورعی است که از سوی انتشارات میراث اهل قلم و مشارکت مؤسسه کتابشناسی شیعه منتشر شد.

  در مقدمه این اثر آمده است:

  دو سفر زیارتی، علمی و فرهنگی به «عتبات عالیات عراق»، و «لبنان و سوریه» که با جمعی از فضلا و محققان حوزه علمیه قم در فروردین ۱۳۸۸، و خرداد ماه ۱۳۹۰ انجام شده، به همت «مؤسسه کتابشناسی شیعه» و با هدف آشنایی با مراکز علمی، تحقیقاتی و فرهنگی این سه کشور تاریخی بود. در گزارش های این دو سفر افزون بر گزارش دیدارها و بازدیدها از مراکز تاریخی، علمی و فرهنگی، مباحث متنوعی که در طول سفر با دوستان و همسفران در موضوعات مختلف فقهی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی نیز نقل شده است. از این رو، گزارش ها فضای فرهنگی و سیاسی زمان سفر را هم بازتاب می دهد. پیشتر بخش هایی از این دو گزارش، در دوفصلنامه کتاب شیعه، ‌که از سوی مؤسسه کتابشناسی شیعه منتشر می شود، به زیور طبع آراسته شده است.

  سفر سوم از نظر اهداف سفر و همسفران متفاوت است. سفر به دهلی نو، سفری با اصحاب مطبوعات بود، هر چند سفر مطبوعاتی به معنای مصطلح آن نبود. این سفر به خاطر برگزیده شدن فصلنامه «حکومت اسلامی»، ارگان دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۸۵ بود. نگارنده که سمت سردبیری مجله را بر عهده داشت، همراه با سردبیران تعدادی از نشریات برگزیده عازم هندوستان شد. این گزارش در دو شماره ۴۵ و ۴۶ فصلنامه، ویژه بهار و تابستان ۱۳۸۶ به چاپ رسید.

 

 


صلح و جنگ در منطق شیعه
مصاحبه

 





  گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام ورعی: در اسلام جنگ و صلح اصالت ندارد/ اسلام به دنبال هدایت عموم مردم است که با منافع قدرت طلبان در تزاحم است

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – «در اسلام هیچ کدام از جنگ و صلح اصالت ندارد، پیشبرد اسلام و عزت و عظمت مسلمانان گاهی در گروه جنگ و جهاد است و گاهی در گرو صلح و همزیستی مسالمت آمیز»

حجت الاسلام و المسلمین سیدجواد ورعی مدرس و محقق دینی، جنگ و صلح را دو رویکرد برای دستیابی به اهداف مقدسی چون برقراری عدالت و هدایت مردم می داند و می گوید: اسلام به دنبال برقراری عدالت و ایجاد زمینه مناسب برای هدایت عموم مردم است که معمولا با منافع قدرت طلبان در تزاحم است. اگر بتواند بدون دست بردن به شمشمیر اهداف خود را جامه عمل بپوشاند، انگیزه ای برای جنگ ندارد، اما وقتی ناچار شود، از جنگ و جهاد با زورگویان و متجاوزان به حقوق مردم ابایی ندارد. حتی می توانم بگویم اسلام ترجیح می دهد اهداف خود را در فضای صلح و همزیستی پیش ببرد، زیرا در چنین فضایی دلهای آماده بیشتر جذب این دین می شوند و هدایت الهی را می پذیرند.

 

متن گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین ورعی را می خوانید:

* برابر برخی نقل ها امام حسن(ع) در پاسخ به مسیب بن نجبه فرموده است: ای مسیب، اگر من در طلب دنیا بودم و با این قصد می جنگیدم بدون شبهه هنگام نبرد از معاویه مقاومتر و شکیباتر بودم. اما من صلاح شما را خواستم تا مانع درگیری برخی از شما با بقیه شوم. پس به قضا و قدر خدا راضی باشید تا در این حالت افراد صالح آسوده باشند و از تعرض بدکاران در امان بمانند. آیا اشاره امام مجتبی(ع) به قضا و قدر الهی و داستان حضرت موسی(ع) نشان دهنده این است که این صلح یک دستور الهی است که از درک مسلمانان و عموم انسان ها فراتر است؟

اشاره امام مجتبی (ع) به قضا و قدر الهی و داستان حضرت خضر و حضرت موسی، در عین حال که بیانگر این واقعیت است که تصمیمات امام مجتبی(ع) در نقش رهبری جامعه بر اراده و مشیت، و اوامر و نواهی الهی استوار است، ولی به این معنا نیست که عزم امام بر صلح با معاویه دارای منطق عقلایی و قابل فهم و تفهیم نیست. البته ممکن است بسیاری از مردم عادی از درک حکمت و فلسفه تصمیم امام آگاه نباشند، اما گذر زمان صحت و به مصلحت بودن آن را اثبات کند. هر کسی به میزان درک و معرفت اش حق دارد سئوال کند و حتی اعتراض نماید، چنان که موسی به خضر اعتراض نمود، خداوند هم در قرآن موسی را تخطئه نکرده،  نقل هم نکرده که خضر او را به خاطر اعتراض اش سرزنش کرده باشد، بلکه فقط به او فرمود: تو طاقت همراهی مرا نداری. «انک لن تستطیع معی صبراً»

امام مجتبی (ع) هم در برابر اعتراض یارانش، ضمن اشاره به عدم توانایی آنان در درک حکمت صلح، به صورت سربسته به آنان فرمود: «اگر با معاویه صلح نمی کردم، شیعه ای در روی زمین باقی نمی ماند.» گذر زمان صحت تصمیم امام را نشان داد. صلح امام با معاویه چهره واقعی بنی امیه را به مردم و آیندگان نشان داد. چون سخن معاویه این بود که من بهتر از تو می توانم جامعه را اداره کرده و مصلحت امت اسلامی را تأمین نمایم. اما آن گاه که همه مواد قرارداد را زیرپا نهاد و هویت واقعی خود را برملا کرد و در نهایت فرزند نالایق خود را به منصب خلافت پیغمبر نشاند و جنایت کربلا را مرتکب شد، همگان به اهداف واقعی بنی امیه در دستیابی به قدرت و موروثی کردن آن پی بردند. 


  امروز کسی یافت نمی شود که صلح امام مجتبی (ع) را به زیان شیعیان و مسلمانان بداند، یا معاویه را در رویارویی با امام مجتبی ذی حق بشمارد، یا او را در تأمین مصالح اسلام و مسلمانان موفق قلمداد کند. همگان او را به خاطر مسخ جامعه اسلامی و تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت اشرافی محکوم می کنند، و این همه دستاورد قرارداد صلح امام مجتبی(ع) با اوست.

* امام حسن(ع) در پاسخ به حجر بن عدی فرمود: ای حجر، همه مردم آنچه را تو دست داری نمی پسندند و عقیده همه آن ها میل تو نیست. کاری را که من انجام دادم، جز با هدف نگاه داشتن تو و بقای تو (و امثال تو) نبود و اراده خدا هر روز به گونه ای است. چگونه در منطق شیعی( منطق نبوی و منطق حسنی)، نجات اسلام و شیعیان از رهگذار صُلح مُحقق می شود؟



 


مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
سخنراني

بسم الله الرحمن الرحیم شناخت تکلیف و انجام آن از مهم ترین دغدغه های امام خمینی است، به گونه ای که در پاره ای از مقاطع انقلاب که «انجام تکلیف شرعی» با «قضاوت مردم» یا «قضاوت تاریخ» تزاحم پیدا می کرد، انجام تکلیف را مقدّم می داشت. این جمله از ایشان معروف است که ما مأمور به انجام وظیفه ایم، نه حصول نتیجه.

بنابر این مبنا بدیهی است که امام خمینی قیام بر علیه حکومت شاهنشاهی و تشکیل جمهوری اسلامی را بر اساس انجام تکلیف دینی انجام داده باشد. شناخت مبانی فقهی انقلاب اسلامی از آن رو اهمیت دارد که ثابت می کند انقلاب اسلامی بر مبانی مقبول در فقه شیعه مبتنی بوده و خارج از چارچوب فقهی نیست. تکلیفی که در هر گونه شرایط مشابهی همواره بر عهده علما و مردم است.

برای شناخت این مبانی نیازمند رجوع به نوشته ها و گفته های امام هستیم. قهرا در این فرصت کوتاه امکان بررسی همه این مبانی ممکن نیست، از این رو، تنها به اشاره ای به این مبانی می کنم و بر ارائه توضیحی در باره یکی از این مبانی متمرکز می شوم.

مبنای اول: مبارزه با ظلم و استبداد

وجوب مبارزه با ظلم و استبداد در مذهب شیعه آن قدر واضح است که در اینجا نیازمند اقامه دلیل نیست. استناد امام به سیره انبیا و اولیا، و ائمه معصومین در مبارزه با ظلم به وفور در بیانات ایشان دیده می شود. ایشان در یک سخنرانی اظهار می دارد که «ملت اسلامی پیرو مکتبی است که برنامه آن مکتب خلاصه می شود در دو کلمه: لاتَظلِمون و لاتُظلَمون » (صحیفه امام، ج14، ص81)

مبنای دوم: نفی سلطه بیگانگان


نقش مردم در جمهوری اسلامی
مقاله

چکیده مقاله

این مقاله در کمیسیون تخصصی همایش بین المللی حقوق مردم و حکومت دینی در اندیشه امام خمینی در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در تاریخ ۸ مهرماه ۱۳۹۵ ارائه گردید. این مقاله در مجموعه مقالات این همایش به چاپ رسیده است.

  تأسیس «جمهوری اسلامی» در ایران عالمان شیعه را وارد مرحله جدیدی از تاریخ تشیع نمود. با آشکار شدن نشانه های سقوط رژیم شاهنشاهی و تأسیس نظام سیاسی جدید، عالمان دین به تکاپو افتاده و در صدد شناساندن حکومت اسلامی برآمدند. شکل و محتوا، ساختار سیاسی، ارکان، حقوق و تکالیف شهروندان و دولتمردان، اختیارات حکومت، نقش و جایگاه مردم از موضوعاتی بود که در لابلای آثار دانشمندان شیعی در این مقطع تاریخ به چشم می خورد. امام خمینی، رهبر فقید انقلاب اسلامی و بنیان گذار جمهوری اسلامی در تألیفات و بیانات خود از موضوعات فوق سخن گفته، و به تناسب موقعیت دیدگاه اسلام را تشریح کردند. به رغم توافق کلی اکثریت عالمان شیعی بر «جمهوری اسلامی» و استقرار آن با آرای اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران، تلقی یکسانی از این نظام وجود نداشت. «نقش و جایگاه مردم در جمهوری اسلامی» به صورت تطبیقی میان دیدگاه امام و عالمان دیگر شیعی موضوع این نوشتار است.

  یک مقایسه اجمالی نشان می دهد که عالمان شیعی در باره نقش مردم در جمهوری اسلامی دیدگاه های متنوعی دارند، از «نقش پررنگ و جایگاهی مهم و تأثیر گذار مثل حق تعیین سرنوشت»، تا «فقدان هر گونه نقشی در شکل و ساختار، و محتوای حکومت». دیدگاه امام و نُه نفر از مراجع و علمای شناخته شده حوزه در این بررسی تطبیقی مطرح شده است. در یک نگاه کلی، دیدگاه های متنوع عالمان را در باره نقش و جایگاه مردم می توان به شرح ذیل دسته بندی کرد:


قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
مقاله





چکیده مقاله ارائه شده به کنگره بین المللی القیم و المثل العلیا فی الانتفاضه الحسینیه و اثرها فی بناء الانسان در تاریخ ۴ و ۵ شهریور سال جاری در کربلای معلّی. این مقاله به زبان عربی ارائه گردید. هم چنین از پژوهشگاه حوزه و دانشگاه آقای دکتر عبدالله توکلی، معاون آموزشی و پژوهشی به ارائه مقاله پرداخت.

این همایش با همکاری دانشگاه کربلا، آستان قدس عباسی، مرکز العمید و سازمان سمتِ جمهوری اسلامی به مدت دو روز در سالن امام حسن ع در کربلا برگزار شد. 

 

  قیام حسینی عکس العملی در برابر سیاست  امویان بود. با شناسایی اصول سیاست اموی می توان به عظمت قیام حسینی و آثار آن در تاریخ امت اسلامی و ملت های دیگر پی برد. سیاست های امویان بر اصلِ بنیادین «اصالت قدرت و منفعت»استوار بود، اصلی که برای دستیابی و نگهداری آن هر عمل واقدامی مجاز بود. امویان برای رسیدن به این هدف، سیاست خویش را بر محورهای ذیل بنا نهادند:

 


مجموع خبرها 174 (35 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 ]
مطالب قبلی
Friday, February 17
· نقش آیت الله هاشمی در بازنگری قانون اساسی
Saturday, January 21
· هاشمی وارسته از تملق گویی و تملق شنوی
· هاشمی وارسته از ریا و تزویر
Thursday, December 29
· از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
Friday, December 23
· حسن راستگویی و قبح دروغگویی
Friday, December 09
· «نجف، بیروت، دهلی»
Thursday, December 01
· صلح و جنگ در منطق شیعه
Friday, November 04
· مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
Thursday, September 29
· نقش مردم در جمهوری اسلامی
Thursday, September 01
· قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎