دوشنبه 2 مرداد 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
امر به معروف و نهی از منکر (8)
درس

   

                                                                       

                                         دلیل «وجوب امر به معروف و نهی از منکر»(۵)

   آیه پنجم:

   خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ(۱)

   آیه خطاب به رسول خدا(ص) است و به حضرت دستور می‌دهد که از خطاهای مردم بگذر و عفو و بخشش را پیشه کن و آنان را به نیکی فرابخوان و امر کن و از نادان‌ها روگردان باش.

    اهل لغت و تفسیر عرف را به معنای «معروف» دانسته‌اند.

   راغب می‌نویسد: «العرف: المعروف من الاحسان»(۲)

   طبرسی نیز می‌گوید: «یعنی بالمعروف و هو کل حسن فی العقل فعله او فی الشرع و لم یکن منکرا و لاقبیحا عندالعقلاء»(۳)

   علامه طباطبایی نیز می‌فرماید: «العرف هو مایعرفه عقلاء المجتمع من السنن والسیر الجمیله الجاریه بینهم بخلاف ما ینکره المجتمع و یُنکره العقل الاجتماعی من‌الاعمال النادره الشاذه»(۴)

   تقریب استدلال

   چون امر در آیه شریفه ظاهر در وجوب است، عرف هم به معنای معروف بوده و برخلاف تفسیر علامه طباطبایی اعم از خوبی‌هایی است که عقلا تشخیص می‌دهند، بلکه نیکی‌های شرعی و عقلی را هم شامل می‌شود. بنابراین از آیه شریفه «وجوب امر به نیکی‌های شرعی وعقلی و عقلایی» استفاده می‌گردد. و چون ظهور فعل (امر) در وجوب، مقدّم بر ظهور متعلق (معروف) در اعم از واجبات و مستحبات است، پس آیه بر «وجوب امر به واجبات شرعی و عقلی و عقلایی» دلالت می‌کند. (۵)

   در میان فقها، به محقق کرکی نیز استدلال به آیه نسبت داده شده است.(۶) البته وی پس از بیان نظریات فقها در خصوص عینی و کفایی بودن وجوب امر به معروف و نهی از منکر و نظر علّامه در «قواعد» مبنی بر کفایی بودن، به عینی بودن تمایل پیدا کرده و آن را اولیٰ دانسته و به آیه فوق استدلال کرده است. هر چند در کلام ایشان تقریبی برای استدلال به آیه مشاهده نمی‌شود. (۷)

   نقد و بررسی

   در استدلال به آیه شریفه بر وجوب امر به معروف ابهام و سؤالی وجود دارد: مخاطب آیه رسول خدا(ص) است. ایشان به مقتضای آیه موظف به عفو، امر به معروف و اعراض از جاهلان است.

   آیا اگر از ادله دیگر وجوب امر به معروف ثابت نشود، تنها با استناد به این آیه می‌توان «وجوب عفو، امر به معروف و اعراض از جاهلان» را بر مردم نیز استفاده کرد؟

   با توجه به این که می‌دانیم مردم الزامی به «عفو و گذشت از حق خویش» و «اعراض از جاهلان» و «صرف نظر کردن از مقابله به مثل» ندارند، دشوار است که به جمله (وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ) در بین دو جمله قبلی و بعدی استناد کرده و آن را بر مردم واجب بشماریم. بخصوص با توجه به روایتی که در ذیل آیه مبارکه آمده که وقتی آیه نازل شد، رسول خدا به جبرئیل فرمود: مقصود از این فرمان چیست؟ جبرئیل از جانب پروردگار پیام آورد. «یا محمد! انّ ربک یأمرک ان تصل من قطعک و تعطی من حرمک و تعفو عمن ظلمک»(۸)

   و از امام صادق (ع) نقل شده که «امرالله نبیه بمکارم الاخلاق»(۹) و بعضی از مفسران پس از نقل این جمله افزوده‌اند: «هذه الآیه جامعة لمکارم الاخلاق کلّها»(۱۰)

   اگر آیه شریفه در مقام تعیین وظایف رسول خدا (ص) باشد که مقتضای شان و شخصیت آن حضرت و مکارم اخلاقی است, دشوار است آیه به تنهایی، صرف نظر از آیات و احادیث دیگر در زمینة «لزوم  امر به معروف و نهی از منکر»، وجوب آن را بر مردم اثبات کند.(۱۱)

    اساتیدی هم که بر علامه طباطبایی خرده گرفته اند که مقصود از معروف اعم از محسنات عقلایی است و شامل محسنات عقلی و شرعی هم می‌شود ، فرض را براین گرفته‌اند که مقصود از عرف، «معروف» است، والا اگر کسی چنین معنایی از «عرف» نکند، الزامی به توسعه معنای آن ندارد. چنان که عرف را «آنچه وجدان جامعه و عقلای جامعه می‌پسندند و سیره‌های نیکوی عقلایی» معنا کرده‌اند و پیامبر نیز مامور می‌شود مردم را به آن‌چه وجدان اجتماعی نیکو می‌داند و به سیره‌های نیکوی عقلایی فرا بخواند. در این صورت استدلال به آیه برای اثبات «وجوب امر به معروف» ناتمام خواهد بود.

   پاسخ به شبهه

   برخی از فقها برای استدلال به آیه تقریبی ارائه کرده‌اند تا شاید این اشکالی که مخاطب «آیه رسول خداست نه عموم مومنین»، رفع گردد. می‌توان مرادشان را چنین تقریر کرد:

    اولا: آیه به رسول خدا خطاب می‌کند و می‌فرماید: مردم را به معروف امر کن.

    ثانیا: رسول خدا اسوه و الگوی ماست لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ(۱۲) و همگان باید به آن حضرت تأسّی کنند. در نتیجه ما نیز باید امر به معروف کنیم و این تکلیف برهمگان الزامی است و امر به معروف واجب عینی است. (۱۳)

   این تقریب  شاید بتواند توضیح و تبیینی بر استدلال محقق ثانی به آیه شریفه بر «وجوب عینی امر به معروف» باشد.

   نقد و بررسی

   به نظر می‌رسد اسوه بودن رسول خدا (ص) اقتضای وجوب امر به معروف بر مردم را ندارد. اگر چنین باشد باید هر آن‌چه بر رسول خدا واجب است مثل خواندن نماز شب و... بر همگان واجب باشد، در حالی که چنین نیست. هر مسلمانی تکالیفی دارد که پیامبر هم در زمره آن‌هاست و برخی از تکالیف اختصاصی حضرت دلیل خاص دارد. بنابراین استدلال فوق نیز برای اثبات مدعا ناتمام به نظر می‌رسد.

    پی نوشت

   ۱. اعراف، آیه199.

   ۲ . المفردات، ص561.

   ۳. مجمع البیان، ج2، ص513، نیز ر . ک: زمخشری، کشاف، در ذیل آیه شریفه.

   ۴. المیزان، ج8، ص397.

   ۵. سید محسن خرازی، الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ص18ـ 19.

   ۶. همان.

   ۷ . جامع المقاصد، ج3، ص485.

   ۸ . غوالی اللئالی، ج3، ص137.

   ۹. طبرسی، جوامع الجامع، ج1، ص163، در تفسیر آیه .

   ۱۰. مسالک الافهام الی آیات الاحکام، ج3، ص52.

   ۱۱ . سید محسن خرازی، الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ص ۲۰

   ۱۲. احزاب، آیه 21.

   ۱۳. علامه حلی، اجوبه المسائل المهنائیه، ص171.


امر به معروف و نهی از منکر (7)
درس

                                                دلیل «وجوب» امر به معروف و نهی از منکر (۴)

         در بخش های قبلی سه آیه از آیات قرآن را که برای «وجوب» امر به معروف و نهی از منکر مورد استناد قرار گرفته ، بررسی کردیم. اینک ادامه بحث: 

آیه چهارم:

           يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور (۱)

    آیه شریفه نصایح لقمان را به فرزندش نقل می‌کند که نماز را برپاکن و امر به معروف و نهی از منکر نما و بر آن‌چه که از مشکلات به تو می‌رسد، صبر و استقامت کن.

    برخی از علمای شیعه و اهل سنت(۲) از دلالت آیه بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته‌اند. شیخ طوسی در اثر تفسیری خود می‌نویسد:

   «واصبر علی ما اصابک من الناس فی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر من المشقة و الاذی و فی ذلک دلالة علی وجوب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و ان کان فیه بعض المشقة» (۳)

   دقت در عبارت فوق نشان می‌دهد که ایشان «وجوب امر به معروف و نهی از منکر» را مفروض می‌داند، ولی آن‌چه آیه برآن دلالت دارد، «وجوب امر به معروف و نهی از منکر است حتی اگر دارای مشقت» باشد. چون برخی از علما با توجه به جملة بعدی (واصبر علی ما اصابک) که بنابر یک تفسیر مشکلاتی است که از رهگذر امر به معروف و نهی از منکر پیش می‌آید و آمر و ناهی باید آن‌ها را به جان بخرد و تحمل نماید، این پرسش را مطرح کرده‌اند که ،

   پس اشتراط «عدم ضرر و زیان» که فقها به عنوان یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر مطرح کرده‌اند، چیست؟ و چگونه با یکدیگر قابل جمع است؟

   یا برخی این جمله را دلیل بر شرط نبودن «ایمنی از ضرر» در وجوب امر به معروف و نهی از منکر دانسته‌اند. (۴)

   از این رو، ایشان گویا در پاسخ این پرسش و به منظور جمع این آیه با شرط یاد شده، از آیه برداشت کرده که امر به معروف و نهی از منکر واجب است هر چند دارای مقداری مشقت باشد. معلوم می‌شود شرط «عدم الضرر» در وجوب به قوت خود باقی است، اما به صرف اندک مشقتی نمی‌توان تکلیف را منتفی دانست. در این خصوص در بحث شرایط امر به معروف و نهی از منکر سخن خواهیم گفت. انشاءالله

   تقریب استدلال

    1ـ لقمان به فرزندش دستور می‌دهد که نماز برپا دارد و امر به معروف و نهی از منکر کند. «صیغه امر» مفید «وجوب» است. این سخن که او در مقام موعظه است و (وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ) بر وجوب دلالت ندارد، بلکه بر «رجحان» صبر دلالت دارد، لطمه‌ای به دلالت (وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ) وارد نمی‌سازد.

   چون در موارد فراوانی در آیات و روایات واجبات و مستحبات در کنار یکدیگر بیان می‌شود، به خصوص در مقام موعظه امور الزامی و غیر الزامی در کنار یکدیگر گفته می‌شود. بخصوص اگر (واو) عاطفه باشد و آیه در مقام اشاره به بیان مشکلات امر به معروف و نهی از منکر باشد که آمر یا ناهی با آن‌ها روبرو می‌شود و قاعدتا باید آن‌ها را تحمل نماید ـ بنابر تفسیری که از شیخ طوسی نقل شد ـ، اصولا دستور جدایی نیست تا کسی بگوید: (اصبر) صیغه امر است، بر وجوب دلالت دارد یا مطلق رجحان؟، بلکه ارتباط با دستور قبلی است.

    2ـ استدلال در صورتی تمام است که ما این معنا را پذیرفته باشیم که احکام شرایع پیشین بر عهده ما مسلمانان نیز هست مگر آن که دلیلی بر نسخ حکمی از احکام آن‌ها داشته باشیم. در مواردی هم اگر شک کردیم که این حکم باقی است یا نه، استصحاب بقای حکم جاری کنیم و البته این استصحاب را هم جاری بدانیم و نگوییم «موضوع» تغییر کرده و شرط جریان استصحاب باقی نیست.

    در خصوص امر به معروف و نهی از منکر نیز در مباحث قبلی با استناد به آیات قرآن گفتیم که در شرایع قبل هم واجب بوده و در شریعت اسلام از احکام تأسیسی به شمار نمی‌رود مانند بسیاری از احکام دیگر که در ادیان الهی بوده است.

   3ـ نکته‌ای که در توضیح آیات قبلی گفته شد، این‌جا هم جاری است که ظهور فعل (و اْمُر) بر ظهور متعلق (عُرف) به معنای معروف و مطلق «فعل حسن» مقدم است والّا «ظهور فعل» در «وجوب» با «ظهور متعلق» در «مطلق فعل نیک»، تنافی خواهد داشت.

     پی نوشت ها

    1. لقمان، آیه17.

    2. جصاص، احکام القرآن، ج5، ص219.

    3. شیخ طوسی، تبیان، ج8، ص279.

    4. البلاغ فی التفسیر القرآن بالقرآن، ص413.


امر به معروف و نهی از منکر (6)
درس

                                     حکم امر به معروف و نهی از منکر (۳)

      آیه سوم:

 وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ الله وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ الله إِنَّ الله عَزِيزٌ حَكِيمٌ (۱) 

   در این آیه شریفه که ابتدا رابطه مردان و زنان مومن را در جامعه تصویر کرده، آنان را اولیای یکدیگر شمرده، آن‌گاه به صورت جمله خبریه اضافه کرده که آنان امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و اقامه نماز می‌نمایند و زکات می‌پردازند و از خدا و رسول او پیروی می‌کنند.

   چنان که در آیات پیشین، منافقان را بر عکس مؤمنان «آمر به منکر و ناهی از معروف» معرفی کرده و البته رابطة یگانگی و هم‌بستگی بین آن‌ها را تصویر نموده و فرموده: «بعضهم من بعض»، یعنی چنان به هم پیوسته‌اند که از نوعی یگانگی برخوردارند.

   و برعکس مومنان که نسبت به جامعه احساس مسئولیت می‌کنند، آنان به جامعه ضربه می‌زنند. يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ...(۲)

    تقریب استدلال

   چون در واقع مومنان در جامعه چنین رابطه‌ای ندارند، نه رابطه ولایی به معنای تدبیر و سرپرستی امور یکدیگر دارند و نه امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و نه...؛  پس معلوم می‌شود در مقام انشاء است یعنی مؤمنان باید دارای چنین رابطه‌ای باشند، و نتیجة چنین رابطه‌ای آن است که نسبت به سرنوشت یکدیگر مسئول و متعهد بوده، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، اقامه نماز می‌کنند، زکات می‌پردازند و...

  و چون جمله خبریه در مقام انشاء به گفته علمای علم اصول آکد در وجوب است، از این رو، آیه مبارکه بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر، اقامه نماز، پرداخت زکات و پیروی خدا و رسول او دلالت می‌کند.(۳)

   در واقع چون در عالم خارج مومنان چنین رابطه‌ای نداشته و به چنین اموری پای‌بند نیستند، خبری و توصیفی دانستن آیه، به معنای کاذب بودن آن خواهد بود. از این رو، حتما باید آن را انشاء در قالب اخبار دانست. بدین ترتیب، آیه از دلایل وجوب امر به معروف و نهی از منکر خواهد بود.

   گفتنی است گرچه کلمه (اولیاء) در اکثر آیات قرآن به معنای سرپرست و کسی که تدبیر امور دیگران را می‌کند، آمده، اما اگر به معنای دوستان هم باشد که مومنان رابطه‌ای دوستانه با یکدیگر دارند، باز هم می‌توان «لزوم امر به معروف و نهی از منکر» را از لوازم آن دانست. چون همان طور که ولایت به معنای سرپرستی و تعهد نسبت به دیگران اقتضای امر به معروف و نهی از منکر و اقامه نماز (نه صرفا خواندن نماز) و پرداخت زکات و رفع نیازهای اجتماعی مردم را دارد، ولایت به معنای دوستی نیز چنین اقتضایی دارد. رابطه دوستانه و محبت‌آمیز اقتضا دارد که انسان دوستش را از افتادن در گناه و از ترک واجبات باز دارد.

   در بعضی از آیات قرآن (اولیاء) به معنای دوستان هم قابل حمل است مثل:

    1ـ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ (۴)

    ۲ـ فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ الله... (۵)

    ۳ أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء الله لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (۶)

    ۴ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ (۷) 

   البته برخی دانشمندان و محققان (اولیاء) را در همین آیات هم بر «سرپرست» و «یاور و پشتیبان» حمل کرده‌اند. به این معنا که با کسانی که سرپرستی شیطان را پذیرفته‌اند، بجنگید. یا از مسلمانانی که در مکه مانده و هجرت نکرده‌اند، ولی و سرپرستی برای خود انتخاب نکنید تا در راه خدا هجرت کنند. یا آنان که ولایت و سرپرستی خداوند را برگزیده‌اند و تحت تدبیر او هستند، نه ترسی دارند و نه حزن و اندوهی،(۸) یا شیاطین به کسانی که سرپرستی شیاطین را انتخاب کرده‌اند، القاء می‌کنند که با شما جدال نمایند.

   با این همه، آیه شریفة مورد بحث با تقریبی که ارائه شد از دلایل وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. مؤید دلالت آیه بر وجوب این فریضه استناد علی(ع) به این آیه به هنگام موعظه مردم و اشاره به نکوهش اهل کتاب به خاطر ترک نهی از منکر از سوی خداوند سبحان و سپس نقل آیه مورد بحث است.

    می‌فرماید: «فبدأ الله تعالی الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضةً منه، لعلمه بانّها اذا اُدّیتْ و اُقیمت استقامت   الفرائض کلّها ...»(۹)

   در این کلام نورانی حضرت از این که خداوند پس از بیان رابطه‌ ولایی میان مؤمنان، از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان فریضه‌ای از جانب خویش آغاز کرده، به بیان اهمیت و جایگاه این فریضه نسبت به بقیه فرائض و اصلاح امور در پرتو احیای آن می‌پردازد. افزون بر آن، برخی از مفسران و فقیهان آیه را از دلایل وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر هم دانسته‌اند.

   پی نوشت

   ۱. توبه، آیه71.

   ۲. توبه، آیه67.

   ۳. رـ ک: سید محسن خرازی، الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ص17.

   ۴. نساء، آیه76.

   ۵ . نساء، آیه89.

   ۶ . یونس، آیه62.

   ۷ . انعام، آیه121.

   ۸ . شهید مطهری، مجموعه آثار، ج3، ص277، رساله «ولاء‌ها و ولایت‌ها».

   ۹ . وسایل الشیعه، ج16، ص130 به نقل از ابن شعبه حراتی در تحف العقول.


امر به معروف و نهی از منکر (5)
درس

                                             حکم امر به معروف و نهی از منکر (۲)

آیه دوم:

  كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِالله وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (۱)

   آیه شریفه مثل آیه پیشین در مدینه نازل شده و در سیاق آیاتی است که از اختلاف و تفرقه سرزنش کرده و به وحدت و اعتصام به ریسمان الهی توصیه می‌کند و در پی آیه پیشین آمده و هشدار به امت اسلامی است تا از سرنوشت امت‌های پیشین درس بیاموزند.

  در مورد کلمه «کنتم» دو احتمال در کلمات مفسران و فقیهان دیده می‌شود:

    1ـ فعل کان تامه باشد، به این معنا که شما به عنوان بهترین امت آفریده و از عدم پای به عرصة وجود نهادید. «خَيْرَ أُمَّةٍ» نیز به عنوان حال در جمله و منصوب است. «أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» هم حال برای «خَيْرَ أُمَّةٍ»، و تفصیل آن با جملة تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِالله ذکر شده است یعنی خیر بودن امت اسلامی به خاطر امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خداست. البته برخی «صفت بودن برتری» را به خاطر انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر برای امت اسلامی نفی کرده‌اند. با این استدلال که اگر صفت باشد لازمه‌اش آن است که در صورت خواب یا سکوت و ترک امر و نهی متصف به این صفت نباشند!

    2ـ فعل کان ناقصه باشد و «خَيْرَ أُمَّةٍ» خبر کان و به این عنوان منصوب شده باشد. (۲) یعنی شما بهترین امت شدید برای منافع مردم، به خاطر آن که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.

   برای «وجوب امر به معروف و نهی از منکر» به این آیه استدلال شده و در مجموع سه تقریب برای آن در کلمات فقها به چشم می‌خورد:

   تقریب اول:

   «فمدحهم بالامر بالمعروف و النهی عن المنکر کما مدحهم بالایمان بالله تعالی و هذا یدل علی وجوب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» (۳) 

   بر اساس نظر شیخ مفید خداوند امت اسلامی را به خاطر امر به معروف و نهی از منکر ستوده، چنان که به خاطر ایمان به خدا آنان را ستوده است. و این ستایش بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت می‌کند.

   نقد و بررسی

    آیا مدح امت اسلامی به خاطر تقید به امر به معروف و نهی از منکر دلالت بر وجوب آن می‌کند؟

   یک پاسخ این است که شیخ آن را به مدح خداوند نسبت به ایمان آنان تشبیه کرده یعنی چون ایمان به خداوند واجب است، معلوم می‌شود که امر به معروف و نهی از منکر هم واجب است.

   ولی این پاسخ نمی‌تواند قانع کننده باشد چون ممکن است مولا عبد خودش را به خاطر انجام کارهای نیکی که مرکب از واجبات و مستحبات است، ستایش کند. در این مقام تلازمی وجود ندارد که همه کارهای نیکِ مورد ستایش، واجب باشد.

   توجیه دیگر برای کلام شیخ مفید آن است که «برتری یک امت» به خاطر تشریع یک تکلیف استحبابی که هم می‌توانند انجام دهند و هم می‌توانند ترک کنند، توجیهی ندارد، بلکه باید به خاطر تکلیفی باشد که آن‌ها حتما بدان التزام داشته باشند و در صورت الزام برتر از امت‌های دیگر خواهند بود.

   پاسخ این احتمال هم آن است که اتفاقا «برتری دادن یک امت» به خاطر الزام به تکلیفی که جنبه الزامی هم ندارد ولی اوج بندگی آن‌ها را به خداوند نشان می‌دهد که به رغم مستحب بودن یک عمل آن را انجام می‌دهند و بدان تقید دارند، بهتر قابل توجیه است تا به خاطر التزام به تکلیفی که جنبه الزامی دارد. چون انجام تکلیفی که جنبه الزامی دارد، چندان هنری نیست، هنر آن است که کسی کاری را به مجرد آن که فهمید محبوب مولاست، هر چند اجازة ترک آن داده شده، انجام دهد.

   تقریب دوم:

   «فی الآیة دلالة علی وجوب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، لانّ خیریّتهم اذا کانت من هذا الوجه، کان مانافاه منافیاً للخیر فیکون حراماً»(۴)

      بنابراین تقریب چون خیر بودن امت اسلامی از این جهت است که آن‌ها امر به معروف و نهی از منکر انجام می‌دهند، و ایمان به خدا دارند، آن‌چه با این دو عامل منافات داشته باشد با خیر بودن منافات دارد و حرام است. مثلاً «ترک امر به معروف و نهی از منکر» یا «ایمان نداشتن به خدا» با «خیر بودن» ناسازگار است و حرام، در نتیجه امر به معروف و نهی از منکر واجب خواهد بود.

   نقد و بررسی

   به نظر می‌رسد این تقریب بیان دیگری از توجیه نخستی است که از کلام شیخ مفید ارائه کردیم. چون «ترک امر به معروف و نهی از منکر» تنها در صورت وجوب آن با «خیر بودن» ناسازگار بوده و حرام خواهد بود، نه در صورت مستحب بودن.

   دو تقریب یاد شده بنابر این بود که جمله «تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» در آیه شریفه برای «خیر امة» حال باشد ولی احتمال دیگری وجود دارد.

   تقریب سوم:

   «قوله تعالی: «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ ...» جملة مستأنفه و انه خبر یُراد به الامر کقوله: «وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ ...» و یعنی «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ»(۵) و (۶) 

   در آیه شریفه جمله جدیدی است و دستوری است در قالب جمله خبریه. چون قانون‌گذار گاهی در قالب جمله انشائیه دستور می‌دهد که غالبا چنین است و گاهی در قالب جمله خبریه، به خصوص که از دیدگاه علمای علم اصول در مقام جعل و انشا و حکم جمله خبریه از جمله انشائیه دلالت بیشتری بر مقصود قانون‌گذار دارد. چون وقتی قانون‌گذار قانون را به صورت جمله خبریه وضع و انشاء می‌کند وقوع و انجام آن را از سوی مکلف مفروض و مسلم گرفته است. (آکد در وجوب است). شبیه آیه شریفه «وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ» مادران فرزندانشان را شیر می‌دهند یعنی وظیفه دارند که فرزندانشان را شیر دهند.

   نقد و بررسی

   به نظر می‌رسد آیه شریفه در مقام مدح امت اسلامی است که چون مقیّد به امر به معروف و نهی از منکرند و ایمان به خدا دارند، برترین امت هستند. در نتیجه، اگر امت اسلامی هم مثل امت‌های پیشین این فریضه را ترک کرده و ایمانشان به خدا حقیقی و کامل نباشد، ملاک برتری را از کف داده و بهترین امت نخواهند بود. به قول استاد شهید مطهری که پس از نقل و توضیح آیه می‌افزاید:

   «به قول منطقیین به عکس نقیض می‌فهیم: پس ما، امت اسلام بهترین امت‌ها برای بشر نیستیم چون، آمر به معروف و ناهی از منکر نیستیم. در نتیجه نمی‌توانیم ادعای شرف و بزرگی بکنیم. اسلام ما اسلام واقعی نیست.»

   لذا استفادة وجوب امر به معروف و نهی از منکر از آیه شریفه با این تقریب مشکل است. مستأنفه بودن جمله یاد شده نیز در آیه ثابت نیست. چون قاعده بر این است که جملات آیه به هم پیوسته‌ باشند.

   افزون بر آن که وقتی صدر آیه از برتری امت اسلامی سخن می‌گوید، شنونده منتظر شنیدن ملاک و ضابطة آن است. مقام، مقام مدح است نه جعل حکم و دستور.

   پی نوشت:

   ۱. آل عمران، آیه110.

   ۲. فقه القرآن، ج1، ص358.

   ۳. شیخ مفید، المقنعه، ص808. راوندی نیز شبیه همین تقریب را دارد. (فقه القرآن، ج1، ص358)

   ۴. مسالک الافهام الی آیات الاحکام، ج2، ص376.

   ۵ . بقره، آیه233.

   ۶. ر . ک: فاضل مقداد، کنز العرفان، ج1، ص406.

   ۷. حماسه حسینی، ج2، ص49.


امر به معروف و نهی از منکر (4)
درس

                             حکم امر به معروف و نهی از منکر

    در وجوب امر به معروف و نهی از منکر و لزوم و ضرورت آن اختلافی میان علمای اسلام وجود ندارد، و از ضروریات اسلام به شمار می‌رود، هر چند در «عینی یا کفایی بودن» و «عقلی یا سمعی و نقلی بودن» وجوب آن اختلاف نظر وجود دارد.

    دلایل وجوب امر به معروف و نهی از منکر

   گر چه وجوب این فریضه از ضروریات است و بی ‌نیاز از اقامه دلیل، اما بیان برخی از مستندات این تکلیف الزامی، مطابق با آن چه در میراث فقهی ما سابقه دارد، مفید و لازم است. برای اثبات آن می‌توان به ادله اربعه استناد کرد. کتاب، سنت، عقل و اجماع، هر چند اجماع بنابر نظر امامیه زیر مجموعه سنت است.

    الف ـ آیات قرآن

    مهم ترین منبع و مستند در این زمینه قرآن مجید است و آیات متعددی بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دلالت می‌کند.

    آیه اول:

    (وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (۱)

   «لتکن» فعل امر است، صیغه اول شخص مفرد مونث غائب و «امة» فاعل آن است. یعنی «گروهی از شما باید دعوت به خیر کنند و...» چون فعل امر ظاهر در وجوب است لذا آیه را دالّ بر وجوب «دعوت به خیر» و «امر به معروف و نهی از منکر» دانسته‌اند. در خصوص «منکم» دو نظریه میان مفسران وجود دارد:

   بسیاری آن را «تبعیضیه» دانسته‌اند یعنی گروهی از شما مومنان، که مخاطب این آیه و آیات قبلی است (۲) 

      (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ الله حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ * وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ الله جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ ... * وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ ... * وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ) (۳)وظیفه دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر دارید.

   این گروه کفایی بودن این فریضه را نتیجه گرفته‌اند.

   و بعضی آن را «بیانیه» دانسته و این فریضه را وظیفه همگانی دانسته و وجوب را «عینی» شمرده‌اند. (۴)

   در زمینة عینی یا کفایی بودن وجوب امر به معروف و نهی از منکر سخن خواهیم گفت. اما اجمالا یکی از دلایل طرفین بر مدعای خویش برداشت متفاوتی است که از این آیه و کلمه «مِنْ» دارند.

    هر چند از نگاه متفکر شهید مطهری این دو برداشت منافاتی با یکدیگر ندارند. امر به معروف و نهی از منکر هم وظیفه عمومی و همگانی است و هم وظیفه نهاد و گروهی خاص.(۵)

    مطلب دیگر، معنای (دعوت به خیر) و نسبت آن با (امر به معروف و نهی از منکر) است، که در این زمینه لااقل سه احتمال و نظریه میان مفسران مشاهده می‌شود:

    1ـ «دعوت به خیر» یعنی دعوت به دین یا اسلام یا مطلق نیکی که عقل یا شرع بدان حکم کند. از این رو، عام است. «امر به معروف و نهی از منکر» امر به طاعت و نهی از معصیت است و لذا خاص است. پس در آیه ذکر خاص بعد از عام است. (۶)

   البته برخی با توجه به معنایی که از کلمه «معروف» کرده و آن را اعم از واجب و مستحب دانسته‌اند، «امر به معروف» را مرادف «دعوت به خیر» توصیف کرده و «نهی از منکر» را که نهی از حرام است، خاص بعد از عام دانسته‌اند. (۷)و البته فلسفه ذکر خاص بعد از عام، اهمیت و ارزش خاص است مثل   (حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى)(۸)

    2ـ «دعوت به خیر» معنای مجمل و سربسته دارد و «امر به معروف و نهی از منکر» تفصیل آن اجمال است. بسیاری از مفسران این احتمال را در نسبت بین این دو فراز آیه مطرح کرده‌اند.(۹)

    3ـ با توجه به آن که آیه در سیاق آیاتی آمده که از «اختلاف و تفرقه میان امت اسلامی» سخن می‌گوید، آن هم اختلاف و تفرقه‌ای که ریشه آن هوای نفس و بی تقوایی است، این دو تعبیر در آیه با عنایت به آیات قبلی و آیه بعدی تفسیر می‌شود.  «دعوت به خیر»، دعوت به دین است که در روایات هم آمده، و موجب تثبیت عقائد حق در آدمی می‌شود که معمولا با یادآوری و تلقین و تکرار و تبیین در نفس آدمی رسوخ می‌کند. و چون ترک واجبات و ارتکاب گناهان مانع رسوخ و تثبیت آن عقائد در نفس و روح آدمی است، تشریع فریضه امر به معروف و نهی از منکر برای رفع موانعِ استحکام عقاید یاد شده است.

   از این رو، اسلام جامعه را دائماً به اقامه دعوت دینی و امر به معروف و نهی از منکر فرا می‌خواند تا جامعه اسلامی گرفتار اختلاف و تفرقه‌ای که پیشینیان به خاطر هوای نفس و بی تقوایی گرفتارش شدند، نشود. (۱۰)به نظر می‌رسد «وحدت اسلامی» از بزرگترین معروف‌ها و «تفرقه و جدایی» از بزرگترین منکرهاست.

   پس از آشنایی اجمالی با معنای آیه شریفه و احتمالاتی که در این زمینه داده شده، برای اثبات وجوب امر به معروف و نهی از منکر دست کم دو تقریب ارائه شده که عبارتند از:

    تقریب اول

    فعل «ولیکن» ظاهر در وجوب است یعنی بر همگان یا بر گروهی از مسلمانان واجب است دیگران را «دعوت به خیر» و «امر به معروف ونهی از منکر» کنند. منتهی چون امر به معروف و نهی از منکر بیان تفصیلی همان دعوت به خیر است، آیه در صدد بیان دو تکلیف نیست، بلکه یک تکلیف الزامی را بیان می‌کند و آن هم امر به معروف و نهی از منکر است.

   البته در خصوص «امر به معروف و نهی از منکر» غالبا «معروف» را اعم از واجب و مستحب دانسته‌اند، لذا اگر معروف واجب باشد، امر به معروف هم واجب، و اگر مستحب باشد امر به معروف هم مستحب خواهد بود. «منکر» نیز اگر معصیت و حرام باشد نهی از منکر فقط واجب بوده و مستحب ندارد، ولی اگر مکروه را هم منکر شمردیم، قهرا «نهی از ارتکاب مکروه» مستحب خواهد بود. و نهی از منکر هم مثل امر به معروف دو قسم خواهد بود: واجب و مستحب.

   یک اشکال

   حال با توجه به ظهور «ولیکن» در وجوب و اعم بودن «دعوت به خیر» و «امر به معروف و نهی از منکر» از واجب و مستحب، چگونه می‌توان از آیه شریفه فقط وجوب امر به معروف و نهی از منکر را استظهار کرد؟

    پاسخ محقق اردبیلی

   محقق اردبیلی که گویا متوجه این اشکال شده، در صدد حل آن برآمده، معروف را «طاعت» معنا کرده و امر را بر «مطلق رجحان» که اعم از واجب و مستحب است، حمل نموده است. و منکر را «خلاف طاعت» که اعم از مکروه و حرام است، دانسته است. وجوب مستفاد از «ولتکن»، هم چنین حصر «فلاح» در آمران به معروف و ناهیان از منکر را که از «اولئک هم المفلحون» برداشت می‌شود، به اعتبار مجموع و بعضی از افراد و مصادیق امر به معروف و نهی از منکر دانسته است. یعنی وجوب این فریضه که از صیغه امر (ولتکن) استفاده می‌شود به اعتبار بعضی از امر به معروف‌ها و نهی از منکرهاست نه همه آن‌ها، چون بعضی از امر به معروف‌ها و نهی از منکرها واجب نیستند بلکه مستحب‌اند. البته احتمال تخصیص امر به واجبات و نهی به محرمات را نیز مطرح کرده که در این صورت آیه صریح در وجوب خواهد بود.

    نقد و بررسی

   اولا: بنابر تعریفی که از منکر نمودیم به فعل زشت و قبیح گفته می‌شود، و شامل مکروه نمی‌گردد. پس نهی از منکر حتما واجب خواهد بود. چنان که به نظر اکثر مفسران «امر به معروف» بیان تفصیلی همان «دعوت به خیر» است که اجمالا و به صورت سربسته مطرح شد، و با توجه به آن که منکر، اعمال زشت و قبیح است و نهی از منکر، نهی از محرمات؛ معروف هم هر چند به حسب معنای لغوی اعم از واجب و مستحب است، اما بعید نیست که این جا مقصود واجبات باشد که امر به آن‌ها واجب است.

   ثانیا: با توجه به ظهور صیغه امر (لیکن) در وجوب، چنان که «دعوت به خیر» و «امر به معروف» اعم از واجب و مستحب باشد، استفاده وجوب به اعتبار بعضی از افراد و مصادیق (دعوت به خیر واجب و امر به معروف واجب) حمل لفظ بر معنای مجازی خواهد بود که محتاج قرینه است. و اگر اعم بودن دعوت به خیر و امر به معروف را قرینه آن بشمارید، به معنای مقدم داشتن «ظهور متعلق فعل» بر «ظهور فعل» است، چنان که برخی از فقها بدان تصریح کرده‌اند.

   شیخ اعظم انصاری در بحث استصحاب و استدلال به نظریه مختار خویش یعنی جریان استحصاب در «شک در رافع» و «عدم جریان آن در شک در مقتضی» اظهار داشته: «ان الفعل الخاص یصیر مخصصا لمتعلقة العام کما فی قول القائل: لاتضرب احداً، فان الضرب قرینة علی اختصاص العام بالاحیاء و لایکون عمومه للاموات قرینة علی ارادة مطلق الضرب علیه کسائر الجمادات» (۱۱)

   فعل خاص می‌تواند مخصص متعلق عام خود باشد مثل این که متکلمی بگوید: لاتضرب احدا. «ضرب» قرینه است بر این که عام در جمله فوق (یعنی احدا که نکره در سیاق نفی است و مفید عموم که هم زندگان را شامل می‌شود و هم مردگان را) اختصاص به زندگان دارد. نه این که عموم آن قرینه باشد که مقصود از «ضرب» اعم است و مطلق زدن مقصود متکلم است مثل زدن به جمادات»

   ایشان بنابر این توضیح از عموم «احداً» رفع ید کرده و در نتیجه، مقصود متکلم نهی از زدن شخص زنده است. از این بیان در برداشت از روایت «لاتنقض الیقین بالشک» نتیجه گرفته‌اند: آن چه که قابلیت نقض دارد، چیزی است که اقتضای بقا را داشته باشد، چون هر چیزی که اقتضای بقا ندارد، قابلیت نقض هم نخواهد داشت.

   بنابراین خطاب «لاتنفض» تنها بر حجیت استصحاب در «شک در رافع» دلالت می‌کند. بدین ترتیب آیه شریفه بر وجوب «دعوت به واجبات» و «امر به واجبات و نهی از محرمات» دلالت می‌کند و یکی از دلایل وجوب این فریضه خواهد بود. چون با تقدم ظهور فعل (ولیکن) بر ظهور متعلق (دعوت به مطلق خیر و امر به مطلق معروف و نهی از مطلق منکر)، نتیجه وجوب امر به معروف و نهی از منکر خواهد بود.

   تقریب دوم

   احتمال دیگری که در آیه شریفه داده شده که موجب می‌شود «وجوب امر به معروف و نهی از منکر» از آیه استفاده شود، بدون آن که تعارضی میان «ظهور فعل» و «ظهور متعلق» پیش آید و لازم باشد «ظهور فعل» را بر «ظهور متعلق» آن مقدم بداریم تا بتوانیم «حکم وجوب» را استفاده کنیم، آن است که اصولا «معروف» در آیه واجب است و «منکر» حرام، چون میان «دعوت به خیر» و «امر به معروف و نهی از منکر» در آیه تقابل وجود دارد و قاعدتاً دو مطلب را بیان می‌کنند. تفصیل بعد از اجمال نیست، بلکه خاص بعد از عام است که پیشتر اشاره شد. چون «خیر» اعم از «فعل یا ترک الزامی و غیر الزامی» است و دلیلی ندارد دوباره همان مطلب تکرار شود. بلکه امر به معروف (واجب) و نهی از منکر (حرام) است که به لحاظ اهمیتش بعد از عام آمده است.

    بنابراین نه تنها متعلق، ظهور در اعم از وجوب و استحباب ندارد تا با ظهور فعل تعارض نماید، بلکه اساسا نیازی به استناد به ظهور صیغه امر (ولتکن) نخواهد بود، چون نفس تقابل میان «دعوت به خیر» و «امر به معروف» کافی است که بفهمیم مقصود امر به «معروف واجب» است.

   نقد و بررسی

    اگر این احتمال را بپذیریم صرف نظر از ظهور «ولتکن» در وجوب، نمی‌توان وجوب امر به معروف و نهی از منکر را اثبات کرد. تقابل فقط می‌تواند ثابت کند که مقصود از معروف «واجب» و منظور از منکر «حرام» است نه اعم از «واجب و مستحب» و «حرام و مکروه»، ولی به چه دلیل امر به «واجب» و نهی از «حرام» واجب است؟ ممکن است فعلی بر مکلف واجب و فعل دیگری بر او حرام باشد ولی دیگران وظیفه نداشته باشند او را به انجام واجب امر کرده و از ارتکاب حرام نهی نمایند. بنابراین حتی با پذیرش این تفسیر از تقابل میان «دعوت به خیر» و «امر به معروف و نهی از منکر»، نمی‌توان از ظهور «ولتکن» در وجوب صرف نظر کرد و خود را از آن بی‌نیاز دانست.

   بله، بنابر این احتمال، بین «ظهور فعل» و «ظهور متعلق» تعارض پیش نمی‌آید و تمسک به ظهور فعل فاقد هرگونه مانعی خواهد بود.

   پی نوشت:

  ۱. آل عمران، آیه104.

  ۲.  شیخ طوسی، تهذیب، ج6، ص178؛ تبیان، ج2، ص548. وی آن را نظر اکثر مفسران دانسته است. اردبیلی، زبدة البیان، ص321؛ و...

  ۳ . آل عمران، آیات102 ـ 105.

  ۴ . شیخ طوسی، الاقتصاد، ص147؛ راوندی، فقه القرآن، ج1، ص357 و...

  ۵. حماسه حسینی، ج2، ص47.

  ۶. زمخشری، کشاف، ج1، ص399؛ فیض کاشانی، الاصفی فی تفسیر القرآن، ج1، ص166، طبرسی، جوامع الجامع، ج1، ص159.

  ۷. راوندی، فقه القرآن، ج1، ص359.

  ۸. بقره، آیه238.

  ۹. جرجانی، آیات الاحکام، ج2، ص104؛ اردبیلی، زبدة البیان، ص 321؛ مسالک الافهام الی آیات القرآن، ج1، ص373.

  ۱۰. رـ ک: سید محمد حسین طباطبایی، الیمزان، ج4، ص129 .

  ۱۱.شیخ مرتضی انصاری، الرسائل، ج3، ص79.


مجموع خبرها 171 (35 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 ]
مطالب قبلی
Thursday, December 29
· از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
Friday, December 23
· حسن راستگویی و قبح دروغگویی
Friday, December 09
· «نجف، بیروت، دهلی»
Thursday, December 01
· صلح و جنگ در منطق شیعه
Friday, November 04
· مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
Thursday, September 29
· نقش مردم در جمهوری اسلامی
Thursday, September 01
· قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
Tuesday, August 09
· نائینی و نفی استبداد در اسلام
Sunday, July 10
· دو فصلنامه تخصصی مطالعات فقه معاصر
Thursday, June 23
· آیت الله امینی و احیای «اندیشه و فقه سیاسی»

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎