سه شنبه 4 مهر 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
اعتراض زهرا(س) به وضع زمانه و رفتار زمامدارا
مصاحبه



                                                   



     شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – تجربه شخصی اکثر ما از مطالعه کارهای رسانه ای راجع به معصومین، در غالب موارد همراه با مطالبی شعاری، کلی، غیرکاربردی و تکراری بوده است. به همین دلیل گمان می کنیم که باید با «سوال» به سراغ بررسی زندگی حضرات معصومین (علیهم السلام) رفت. در واقع باید رویکرد خود را انتخاب و سپس زندگی ایشان را بررسی کنیم. در غیر این صورت زندگی آن بزرگواران را به عنوان موضوعاتی تاریخی مطالعه خواهیم کرد و نه به عنوان کسانی که زنده هستند و در همین شرائط زمانی و مکانی می توانیم از ایشان استفاده کنیم لذا در گفت وگو با حجت الاسلام و المسلمین سیدجواد ورعی مدرس و محقق دینی، سوال هایی پرسیدیم که برآمده از چالش های زندگی شخصی و اجتماعی هر انسانی است و بر این اساس زندگی آن حضرات را بررسی کردیم.

حجت الاسلام و المسلمین ورعی در مورد شیوه ها و ابزارهای اعتراضی حضرت زهرا(س) می گوید: اعتراض حضرت زهرا(س) همواره نسبت به اوضاع زمانه و رفتار نادرست زمامداران بود، نهی از منکر تکلیفی همگانی است و اعتراض حضرت به خلفا بر اساس همین تکلیف بوده، بدیهی است که حضرت زهرا(س) به لحاظ موقعیتی که در جامعه داشت، بیش از دیگران وظیفه دارد با منکرات مبارزه کند و در برابر بدعت ها بایستد. زیرا سکوت شخصیتی در موقعیت ایشان تصور نادرست تأیید اوضاع زمانه و رفتار نادرست زمامداران را در پی دارد. امروز نیز نباید در جامعه اسلامی این تلقی پیش بیاید که عالمان دین و شخصیت های مذهبی و موجه جامعه به رفتارهای نادرست رضایت دارند زیرا در این صورت دین و دینداران متهم خواهند شد که توجیه گر ستم و ستمگرانند.

 

در ادامه گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین ورعی را می خوانید:


* با عنایت به این که حضرت زهراء سلام الله علیها دارای مقام امامت نبوده اند، آیا می توان از منشِ زندگیِ ایشان به عنوان الگو بهره بُرد؟

ورعی: شاید این تلقی که تنها امام می تواند الگو باشد، از اینجا سرچشمه گرفته که امام کسی است که انسان در همه شئون زندگی به او تأسی می کند. امام به معنای پیشواست، و هر پیشوایی پیروانی دارد که او را الگوی خود قرار می دهند. اما این تصور صحیح نیست، زیرا الگو منحصر در امام نیست. بسیاری از بندگان شایسته با آن که امام به معنای رایج آن نبودند، اما الگو و اسوه دیگرانند.  حضرت زهرا(س) نیز به لحاظ جایگاه رفیع شان الگو و اسوه بشریت اند، به ویژه که ایشان دارای مقام عصمت هم بودند. اصولا معرفی افرادی به عنوان الگو در علم تربیت یک روش پذیرفته شده است. پس الگو بودن تلازمی با امام بودن ندارد، رفتار و سلوک غیر امام هم می تواند اسوه و الگو باشد. در قرآن حضرت ابراهیم و کسانی که همراه ایشان بودند، به خاطر برائت جستن از مشرکان و معبودهای آنان به عنوان اسوه معرفی شده اند، می فرماید: «قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ …» (ممتحنه: ۴) در حالی که به قول علامه طباطبائی این رفتار مربوط می شود به آغاز رسالت ابراهیم و قبل از آن که ایشان به مقام امامت و رهبری جامعه برگزیده شود. (المیزان، ج۷، ص۱۶۳) معلوم می شود تنها امام الگو و اسوه نیست، بلکه بندگان شایسته نیز می توانند در گفتار و کردار خود الگوی دیگران باشند. بر این نکته بیافزایید که حضرت زهرا (س) دختر رسول خدا، همسر امام و مادر امام است، به فرموده رسول خدا (ص)  معیار خشنودی و غضب خداوند است. دست کم دو امام در دامان او رشد کرده و تربیت شده اند. چنین انسانی می تواند در زندگی فردی و اجتماعی الگوی دیگران باشد. به عنوان دختری که پدری چون پیغمبر که رضایت و عدم رضایت اش نشانه رضایت و عدم رضایت خداست، از او راضی است، او را ام ابیها لقب می دهد. به عنوان همسری که  شخصیتی مثل امیر مؤمنان علی(ع) از او به عنوان همسری بی بدیل رضایت کامل دارد. به عنوان مادری که فرزندانی شایسته چون امام حسن و امام حسین، زینب و ام کلثوم را در دامان خود تربیت می کند که هر کدام در موقعیت خویش از شخصیت های بی نظیر بشمار می روند. به عنوان شخصیتی اجتماعی با کمال شجاعت در برابر ستم ستمگران می ایستد و از حق خود و مظلوم دفاع می کند.

* نظر شما راجع به رأی برخی کارشناسان مبنی بر عدم امکان استخراج الگوی عملکرد معصومین صلوات الله علیهم اجمعین به دلیل پایین بودن میزان داده های ما از ایشان چیست؟


دین و تحولات زمان از نگاه امام موسی صدر (۲)
سخنراني





راهکارهای تضمین تحول

آخرین بحث در این زمینه راهکارهای تضمین تحول و هماهنگی شریعت با تحولات زمان است که در خود شریعت پیش بینی شده است. اسلام در شريعت خود اصولي را وضع كرده كه بر اساس آن انسان مي تواند بنا به اقتضائات زمان و مكان و جز آن، در حكم شرعي تحول به وجود آورد، بي آنكه حكم از قداست و غيبيت خود تهي شود. از نظر ایشان زمينه هاي اين تحول بر چند گونه است:

گونه نخست، ناظر به آن بخش از موضوعات احكام و اجزا و شرايط آن است كه در اوضاع و احوال گوناگون به لحاظ مدلول تحول پذير است.

چون رابطه حکم و موضوع رابطه معلول با علت است. اگر موضوع تغییر کرد، حکم هم به تبع آن تغییر می کند.

ایشان موضوع حكم چند همسري در قرآن «و ان خفتم الاتقسطوا في اليتامي» <!--[if !supportFootnotes]--> [1] <!--[endif]--> را مثال زده و اظهار داشته اند: «اين شرط در اوضاع گوناگون اجتماعي، همچون شرايط پس از جنگ و در برخي جوامع خاص تعميم پذير است. بنابر آنچه از آيه مستفاد است اين حكم در همه حال مطلق نيست. ... چنان كه سيره پيامبر و سلوك صحابه او و امامان هم مطلق نيست و چون ادله لبّي مي تواند به علل خاص و شرايط مشخص مخصوص مربوط باشد.»

نمونه ديگر «مفهوم فقر» در زكات است. زيرا فقر بر حسب نيازهاي فزاينده و ميانگين درآمد افراد تغيير مي يابد.ایشان در بیانات مختلف خود توضیح داده اند که «مفهوم و معناي فقير هم مثل اغلب مفاهيم عرفي بر حسب زمان و تغييرات زندگي بشر و تفاوت وضع معيشت عمومي و بلكه برحسب تفاوت مناطق و شهرها در يك زمان متفاوت و متغير است. در روزگار يا شهري كه قوت غالب مردم نان جو باشد، فقير كسي است كه براي نان جو سالانه خود معطل باشد، ولي اگر قوت غالب يك شهر برنج باشد و كسي دسترسي به برنج نداشته باشد، فقير محسوب مي شود، هر چند بتواند نان گندم يا جو هم تهيه كند.» <!--[if !supportFootnotes]--> [2] <!--[endif]-->

در شهرهای شمالی کشور ما نان بر سر سفره گذاشتن به معنای آن است که این خانواده تمکن مالی نداشته و برنج کم است. در حالی که در شهرهای دیگر چنین معنا و مفهومی ندارد.

ایشان بر این باور بود که «در دين اسلام دستور پرداخت زكات يا خمس به طور كلي صادر شده، ‌ولي اجراي اين حكم و طريق عملي كردن اين قانون مقدس بر عهده زمان واگذار شده است تا به هر طريق كه حاكم مسلمين مصلحت ديد، آن را اجرا كند. تصور مي شود براي آنكه پرداخت زكات شكل زننده پيدا نكند و آبروي كساني را نريزد و فقرا را از كار باز ندارد، مي توان زكات و خمس را به شكل بيمه هاي اجتماعي كارگران درآورد. به اين ترتيب پرداخت آبرومندانه مي شود و ضررهاي بخشش رايگان به بار نخواهد آمد.» <!--[if !supportFootnotes]--> [3] <!--[endif]-->


دين و تحولات زمان از نگاه امام موسی صدر (۱)
سخنراني

                                     

                                   سخنرانی در موسسه فرهنگی و تحقیقاتی امام موسی صدر

                                                                  پنجم بهمن ۱۳۹۳

   بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمی ن و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. از این که فرصتی پیدا کردم تا مروری بر آثار ارزشمند امام موسی صدر نمایم تا این بحث را ر این جلسه ارائه کنم، خدا را شاکرم و آن را توفیقی برای خود میدانم. همان گونه که جناب آقای فرخیان موضوع بحث را به خوبی توضیح دادند، دین که ریشه در آسمان دارد، در برابر تحولات زمان و پرسش های جدیدی که پیش می آید، چه نسبتی دارد؟ دین چه پاسخی برای تحولات زمان دارد؟

دین مجموعه ای است از معارف، اخلاق و شریعت. بحث دین و تحولات زمان را در هر سه قلمرو می توان دنبال کرد، اما به دلیل ضیق وقت تنها به حوزه سوم می پردازم که در آثار و تألیفات امام موسی صدر هم به نسبت میان شریعت و تحولات زمان پرداخته شده است.

پس پرسش اصلي این است که چگونه مي توان ميان دين(اسلام) به عنوان امري ثابت و جاودان با تحولات زمان پيوند برقرار كرد؟ فقیها ما با تقسیم احکام و قوانین اسلام به ثابت و متغیر در صدد پاسخ به این پرسش برآمده اند.

به عنوان مقدمه به اختصار مروری بر پیشینه این بحث در تاریخ فقه شیعه می کنم. به مقداری که اطلاعات من اجازه می دهد نخستین کسی که با صراحت از تقسیم احکام شریعت به ثابت و متغیر به میان آورده، علامه نائینی از عالمان عصر مشروطه در کتاب ارزشمند «تنبیه الامه و تنزیه المله» است که عبارتشان را نقل خواهم کرد. اما اصل این مسئله که در شریعت اسلام ظرفیت هایی وجود دارد که می تواند این شریعت را با تحولات زمان به صورت هماهنگ پیش ببرد، سابقه ای دیرینه دارد. فقیهان ما از ابتدا این دغدغه را داشته اند که چگونه می توان احکام ثابت شریعت را در شرایط گوناگون زمان و مکان به اجرا درآورد؟ تنها به چند نمونه از تاریخ فقه و فقاهت شیعه در ادوار مختلف اشاره می کنم تا بتوانم دیدگاه امام صدر در این زمینه و نکات جدیدی که ایشان در این زمینه دارند، را توضیح دهم.


حق تعیین سرنوشت
سخنراني

به گزارش شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد ورعی در سخنرانی خود در مکتب ثقلین مقوله حق مردم در تعیین سرنوشت خود در حکومت اسلامی و نظرات برخی بزرگان در این زمینه را مورد بررسی قرار داد و گفت: در مکاتب سیاسی و حقوقی دنیا که بر مبنای مکاتب بشری تدوین و ارایه شده یکی از حقوق مسلم شهروندی حق تعیین سرنوشت برای مردم است و منظور از حق تعیین سرنوشت همان حق حاکمیت است. با توجه به اینکه در نظام های سیاسی دنیا منشأ همه چیز مردم اند بنابراین مردم سرچشمه حاکمیت هستند و مشروعیت حکومت به رأی، رضایت و اراده مردم بستگی دارد. ما براساس دلایل عقلی و آیات صریح قرآن معتقدیم حق حاکمیت، چه در نظام تکوین و چه در نظام تشریع منحصرا از آن خداست، در عین حال مردم در طول حاکمیت الهی دارای حق تعیین سرنوشت اند.

او با استناد به آیات قرآن نقش و جایگاه مردم در تشکیل حکومت و همچنین نسبت «حق مردم» با «حق حاکمیت الهی» را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: در نظام تکوین ما برای انسان حق انتخاب قائل هستیم و می گوییم انسان موجود مختاری است، مثل جبری مسلک ها فکر نمی کنیم که بگوییم انسان موجود مجبوری است لذا به لحاظ تشریع هم، حق تعیین سرنوشت با مردم است. در منطق اسلامی و در نظام سیاسی اسلام حق حاکمیت از آن خداست، آیات متعددی از قرآن بر این مطلب دلالت می کند، حتی این آیه «اِنِ الْحُکْمُ إِلاّ للهِ» آنقدر شهرت پیدا کرده که خوارج در برابر علی(ع) به این آیه استناد و حکومت را نفی می کردند و می گفتند که ما حق انتخاب حاکم  نداریم چون حاکمیت منحصرا برای خداست؛ البته علی(ع) به برداشت نادرستی که از این آیه داشتند، اشاره کردند و فرمودند: «این کلام درستی است، اما تفسیری که شما می کنید و می گویید: لَا إِمْرَهَ إِلَّا لِلَّهِ درست نیست چون مردم در میان خودشان احتیاج به امیر و حکومت دارند، هیچ جامعه ای بدون حکومت نمی شود ولو این حاکمیت فاسق باشد» پس ما با این پیش فرض که حاکمیت از آن خداست، باید به این سوال پاسخ دهیم که «آیا مردم دارای حق تعیین سرنوشت در جامعه اسلامی هستند یا خیر؟»

او ادامه داد: دو دسته آیات در قرآن کریم داریم، در دسته ای از آیات سخن این است که خداوند حق حاکمیت به انسان داده است، یعنی بعد از اینکه پذیرفتیم حق حاکمیت برای خداست اگر انسانی بخواهد دارای چنین حقی باشد این حق باید از خداوند سرچشمه بگیرد. فقها اصلی دارند و می گویند: «اصل عدم ولایت احدی بر دیگری است»، یعنی هیچکدام از انسان ها حق امر و نهی نسبت به یکدیگر را ندارند، چون انسان ها به حسب خلقت، یکسان آفریده شده اند. هیچ انسانی بر انسان دیگر برتری ندارد که به خاطر آن، حق حاکمیت پیدا کند، اگر کسی بخواهد حق حاکمیت و امر و نهی پیدا کند باید از جایی سرچشمه بگیرد که ذاتا دارای حق حاکمیت است، بنابراین اگر پیامبر و پدر حق امر و نهی پیدا می کنند، اگر از جانب خداوند چنین حقی تفویض نشود، هیچ انسانی دارای حق حاکمیت و امر و نهی نسبت به دیگری نیست. تفویض این حق از جانب خداوند منشایی دارد؛ پدر به دلیل اینکه فرزند از او به وجود آمده و وظیفه تربیت او را برعهده دارد، این حق به او تفویض شده که از عهده مسوولیتی که دارد، برآید. این حق به پیامبر نیز داده شده تا از عهده مسئولیت سنگینی که بر عهده دارد، برآید. این ولایت به افراد عادی داده نشده است. دسته ای از آیات قرآن گویای این معناست که این حق از سوی خداوند به برخی از پیامبران الهی تفویض شده است؛ به عنوان مثال خداوند در آیه ۸۹ سوره مبارک انعام می فرماید: «أُولئِکَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّهَ؛ پیامبران کسانی هستند که ما به آنها کتاب عطا کردیم، پس به پیغمبران حق حاکمیت داده شده است» در قرآن کریم شبیه این تعبیر نسبت به حضرت موسی و بنی اسراییل و حضرت ابراهیم، داوود و سلیمان و برخی دیگر از پیامبران  آمده است.


اهمیت و جایگاه مجلس خبرگان رهبری
مصاحبه

<!--[if !supportLists]-->· 




     م                                                                                 

                               مصاحبه با خبرگزاری آنا (دانشگاه آزاد اسلامی)

 


      بسم الله الرحمن الرحیم. مجلس خبرگان رهبری به دلیل مسئولیتی که بر عهده دارد به یک معنا مهم ترین نهاد در ساختار جمهوری اسلامی است. زیرا مسئولیت شناسایی مجتهدان واجد شرایط رهبری و انتخاب یکی از آنان در صورت لزوم است. هم چنین مسئولیتی که بعد از انتخاب او بر عهده دارد و آن مراقبت نسبت به این که آیا رهبری در طول زمان هم چنان واجد شرایط لازم هست یا نه؟ در صورت از دست دادن شرایط  مسئولیت برکناری او را برعهده دارد. با داشتن این دو مسئولیت نسبت به رکن اصلی نظام سیاسی اهمیت و جایگاه این نهاد روشن می شود.

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->ویژگی‌های این دوره از مجلس خبرگان رهبری و تفاوت‌های انتخابات دوره پنجم با دوره‌های گذشته

به نظر می رسد که اهمیت دوره نسبت به دوره های پیشین از آن جهت باشد که غالب شخصیت هایی که در انقلاب اسلامی نقش تعیین کننده داشتند، ارکان و مسئولیت های نظام را به نسل بعدی می سپارند. ده سال آینده که دوره پنجم مجلس خبرگان است، از این جهت دوره حساسی است. لذا علاقمندان به آینده نظام برای ورود به این عرصه احساس مسئولیت بیشتری کرده و وارد این میدان شده اند.

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->چرا مجلس خبرگان برای این دوره از سوی برخی جریان‌های سیاسی از اهمیت خاصی برخوردار است و ماه‌هاست از ضرورت بستن فضا در این دوره سخن می‌گویند؟


     


مجموع خبرها 171 (35 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 ]
مطالب قبلی
Thursday, December 29
· از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
Friday, December 23
· حسن راستگویی و قبح دروغگویی
Friday, December 09
· «نجف، بیروت، دهلی»
Thursday, December 01
· صلح و جنگ در منطق شیعه
Friday, November 04
· مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
Thursday, September 29
· نقش مردم در جمهوری اسلامی
Thursday, September 01
· قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
Tuesday, August 09
· نائینی و نفی استبداد در اسلام
Sunday, July 10
· دو فصلنامه تخصصی مطالعات فقه معاصر
Thursday, June 23
· آیت الله امینی و احیای «اندیشه و فقه سیاسی»

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎