دوشنبه 2 بهمن 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
سید جواد ورعی: سخنراني

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

«رهبری» در جمهوری اسلامی از نگاه شهید بهشتی
سخنراني

انجمن اندیشه و قلم با همکاری موزه شهید بهشتی

10 تیر ۱۳۹۶

Image result for ‫بهشتی و امروز ما‬‎

    یکی از اصولی که در مجلس خبرگان قانون اساسی بدون پیشینه ای در پیش نویس قانون اساسی، مطرح و تصویب شد، اصل ولایت فقیه بود. ولایت فقیه در عصر غیبت، دیدگاه گروهی از فقیهان امامیه است. امام خمینی هم که از طرفداران این نظریه بود، با انتشار دروس خارج فقه خود در سال 1349، آن را به صورت آشکار مطرح کرد، هر چند در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب و پس از تأسیس جمهوری اسلامی، تا زمان تصویب آن در مجلس خبرگان قانون اساسی، از تأسیس نظام سیاسی جدید بر محور آن سخن نگفت، گرچه در برخی از احکام صادره، مانند حکم نخست وزیری مهندس بازرگان به «ولایت شرعی» خویش اشاره کرد.[1]

  با تأسیس جمهوری اسلامی، اینکه «آیا همه فقیهان واجد شرایط دارای ولایت اند و باید از میان خود یکی را برگزینند؟» یا «به صورت جمعی ولایت دارند و باید به صورت شورایی اعمال ولایت کنند؟» یا «از میان فقیهان واجد شرایط یک فقیه ولایت دارد و در این فرض، کدامیک ولایت دارند؟» دیدگاه یکسانی وجود نداشت. در رساله هایی که تعدادی از عالمان در آستانه پیروزی انقلاب نوشته و منتشر کردند، فروض متعدد یادشده به چشم می خورد.[2] به طور طبیعی هنگامی که این بحث در آستانه تهیه پیش نویس و تدوین قانون اساسی جدید گشوده شد، پرسش هایی از این قبیل ذهن فقیهان را به خود مشغول کرد.

 

 در متون فقهی گفته شده که اگر فقیهی احساس وظیفه کرد و متولی یکی از امور حسبیه شد و مثلا تولی مال یتیم یا صغیر یا موقوفه ای را بر عهده گرفت، فقیه دیگر حق مزاحمت ندارد، چون سالبه به انتفای موضوع است. یعنی ملاک تصدی اسبقیت است، هر فقهی که زودتر اقدام کرد، متولی خواهد بود، اما در امر حکومت هم می توان چنین ملاکی را پذیرفت؟ به نظر می رسد به ملاک دیگری نیاز هست و آن ملاک «منتخب مردم» بودن است. اما فلسفه این ملاک چیست؟ احتمالات گوناگونی می شود مطرح کرد:

 


مبانی فقهی انقلاب اسلامی از نگاه امام خمینی
سخنراني

بسم الله الرحمن الرحیم شناخت تکلیف و انجام آن از مهم ترین دغدغه های امام خمینی است، به گونه ای که در پاره ای از مقاطع انقلاب که «انجام تکلیف شرعی» با «قضاوت مردم» یا «قضاوت تاریخ» تزاحم پیدا می کرد، انجام تکلیف را مقدّم می داشت. این جمله از ایشان معروف است که ما مأمور به انجام وظیفه ایم، نه حصول نتیجه.

بنابر این مبنا بدیهی است که امام خمینی قیام بر علیه حکومت شاهنشاهی و تشکیل جمهوری اسلامی را بر اساس انجام تکلیف دینی انجام داده باشد. شناخت مبانی فقهی انقلاب اسلامی از آن رو اهمیت دارد که ثابت می کند انقلاب اسلامی بر مبانی مقبول در فقه شیعه مبتنی بوده و خارج از چارچوب فقهی نیست. تکلیفی که در هر گونه شرایط مشابهی همواره بر عهده علما و مردم است.

برای شناخت این مبانی نیازمند رجوع به نوشته ها و گفته های امام هستیم. قهرا در این فرصت کوتاه امکان بررسی همه این مبانی ممکن نیست، از این رو، تنها به اشاره ای به این مبانی می کنم و بر ارائه توضیحی در باره یکی از این مبانی متمرکز می شوم.

مبنای اول: مبارزه با ظلم و استبداد

وجوب مبارزه با ظلم و استبداد در مذهب شیعه آن قدر واضح است که در اینجا نیازمند اقامه دلیل نیست. استناد امام به سیره انبیا و اولیا، و ائمه معصومین در مبارزه با ظلم به وفور در بیانات ایشان دیده می شود. ایشان در یک سخنرانی اظهار می دارد که «ملت اسلامی پیرو مکتبی است که برنامه آن مکتب خلاصه می شود در دو کلمه: لاتَظلِمون و لاتُظلَمون » (صحیفه امام، ج14، ص81)

مبنای دوم: نفی سلطه بیگانگان


زهــرا (س) الگـــوی همگــان
سخنراني

  

 بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین. عن الامام الحجه بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه

«فی ابنه رسول الله(ص) لی اسوه حسنه»

  به مناسبت این ایام چند پرسش مطرح می شود که مایلم در جمع فضلا و صاحبنظران مطرح نمایم.

·        آیا غیر از امام دیگری می تواند  اسوه و الگوی انسان باشد؟

·        در صورتی که غیر امام هم بتواند الگوی انسان باشد، آیا در زمان حضور امام می توان دیگری را الگوی خود قرار داد؟ بدین ترتیب آیا با وجود امام علی(ع) حضرت زهرا(س) می تواند به عنوان الگو و اسوه معرفی شود؟

·        آیا حضرت زهرا علاوه بر زنان، می تواند الگو و اسوه مردان هم باشد؟

 

 در باره پرسش اول، خدای متعال در قرآن شخصیت هایی را به عنوان الگو و اسوه معرفی کرده که امام نبودند. حتی پیامبرانی را که به عنوان اسوه معرفی می کند، دارای مقام امامت نبوده یا هنوز به مقام امامت نرسیده بودند. مثلا حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام که صریحا به عنوان الگو و اسوه معرفی شده تا مردم در برائت از مشرکان و معبودهای آنان به ایشان تأسی کنند، هنوز به مقام امامت نرسیده بودند. در آغاز رسالت به این عنوان معرفی می شود. می فرماید:

«قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ ...» (ممتحنة: 4)

 

 علامه طباطبائی(رض) این رفتار ابراهیم را مربوط به آغاز رسالت ابراهیم و قبل از آن که ایشان به مقام امامت و رهبری جامعه برگزیده شود، می داند. افزون بر آن که غیر از ابراهیم، یاران او هم که نه پیامبر بودند و نه امام، به عنوان اسوه معرفی می شوند. معلوم می شود که شرط اسوه بودن، امامت نیست.

  غیر از اینان خدای متعالی شخصیت هایی را در قرآن معرفی می کند که حتی از موقعیت های اجتماعی هم برخوردار نبودند، ولی به خاطر برخی شایستگی ها مورد تجلیل قرار گرفته اند. مثلا از مؤمن آل فرعون یا  لقمان، غلام سیاه پوستی بود که سخنان حکمت آمیز بر زبان می راند، در قرآن به نیکی یاد شده است. پس غیر از امام می تواند الگو و اسوه انسان باشد.

  سیره امام علی(ع) و سیره زهرا(س) در ماجرای فدک

  اما این که در زمان حضور امام، دیگری می تواند اسوه و الگو باشد؟ به مناسبت جلسه عرض می کنم آیا سیره امام علی(ع) در ماجرای غصب خلافت و فدک الگوی ماست یا سیره حضرت زهرا(س)؟

  حضرت زهرا بعد از ماجرای غصب خلافت که خلیفه نماینده را به فدک فرستاده و وکیل حضرت زهرا را از فدک بیرون کرده و آن را تصاحب کردند، حضرت به عنوان اعتراض با بانوان بنی هاشم راهی مسجد شد و خطبه مهمی ایراد کرد که در تاریخ ثبت شده است. این خطبه اعتراضی با سیره امام علی در این ماجرای یکسان نیست. خود حضرت زهرا هم وقتی مأیوس به خانه برگشت جملاتی به علی(ع) گفت که نشانه همین تفاوت است. عرض کرد:

  «یا ابن ابی طالب! اشتملت شمله الجنین، و قعدت حجزه الظنین، نقضت قادمه لاجدل فخانک ریش الاعزل؛ ای پسر ابی طالب! چرا همچون کودکی در رحم مادر زانو بسته ای و مانند متهمان گوشه نشین شده ای، توئی که پرهای بازان شکاری را در هم شکستی و امروز پر مرغ بال شکسته ای تو را در هم شکسته!»

 سپس ادامه داد:

  «عطا و بخششی را که پدرم به من داده بود و قوت لایموت فرزندانم را به ستم گرفته و آشکارا با من دشمنی می ورزد و با من مجادله می کند، تا آنجا که فرزندان قیله و انصار دست از یاری من شسته و مهاجران هم مراعات خویشاوندی نکردند و مردم نیز ظلم وارده بر من را نادیده گرفته، نه کسی مانعشان شد و نه کسی از من دفاع کرد!»

  البته در پایان به این نکته اشاره می کند که از این شکوه و گلایه، هر چند وظیفه حمایت از مرا نداشتی، از درگاه خداوند پوزش می طلبم.(طبرسی، احتجاج، ج۱، ص۱۰۷، خطبه فدکیه)

  تفاوت سیره معصومان

  معمولا در تعارض سیره پیشوایان مثل تفاوت سیره امام حسن و امام حسین در مواجهه با حکومت غاصب که یکی صلح می کند و دیگری جهاد، یا تفاوت نوع زندگی امام علی با امام صادق که یکی زاهدانه و فقیرانه زندگی می کند و دیگری در رفاه و آسایش نسبی، به تفاوت شرایط زمان استناد می شود. تفاوت شرایط و مقتضیات زمانه که موجب متفاوت بودن سیره آنان می شود. اما امام علی و حضرت زهرا در یک زمان و نسبت به یک موضوع یعنی غصب خلافت و فدک سیره متفاوتی دارند.

  به نظر می رسد که این تفاوت به متفاوت بودن جایگاه و موقعیت آنان مربوط می شود. افراد موقعیت های گوناگونی دارند، مثلا حضرت زهرا(س) موقعیت امام علی(ع) را ندارد. علی(ع) امام است، طرف نزاع در مسئله ولایت است، داماد و پسر عموی رسول خداست، اولین مردی است که به اسلام گرویده، منصوب خدا و پیغمبر برای خلافت رسول خداست. سکوت و اقدام او تأثیر بسیار گسترده و عمیقی در جامعه دارد. در حالی که حضرت زهرا موقعیت دیگری دارد. هر چند دختر رسول خداست، اما یک شهروند است مثل بقیه شهروندان، در معرض خلافت و حاکمیت نیست، اعتراضِ به خلیفه او را در مظانّ اتهامی مثل جنگ قدرت یا تلاش برای حق شخصی قرار نمی دهد، در حالی که اعتراض علی(ع) او را در معرض این اتهام قرار می دهد که میان اصحاب بزرگ پیغمبر جنگ قدرت است. لذا آن حضرت از خوف آنکه جدید الایمان ها ایمان خود را از دست بدهند، و برای حفظ دین و دیانت از حق شخصی خود گذشت و حتی با خلفا همکاری کرد. ایشان علت سکوت خود را در مسئله خلافت این گونه بیان کرده است:

  «فَوَاللَّهِ مَا كَانَ يُلْقَى فِي رُوعِي‏ وَ لَا يَخْطُرُ بِبَالِي أَنَّ الْعَرَبَ تُزْعِجُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ(ص) عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ لَا أَنَّهُمْ مُنَحُّوهُ عَنِّي مِنْ بَعْدِهِ فَمَا رَاعَنِي‏ إِلَّا انْثِيَالُ‏ النَّاسِ عَلَى فُلَانٍ يُبَايِعُونَهُ فَأَمْسَكْتُ [بِيَدِي‏] يَدِي‏ حَتَّى رَأَيْتُ‏ رَاجِعَةَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ يَدْعُونَ إِلَى مَحْقِ دَيْنِ مُحَمَّدٍ(ص) فَخَشِيتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ أَنْ أَرَى فِيهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً تَكُونُ الْمُصِيبَةُ بِهِ عَلَيَّ أَعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلَايَتِكُمُ الَّتِي إِنَّمَا هِيَ مَتَاعُ أَيَّامٍ قَلَائِل؛ به خدا در دلم نمى‏گذشت و به خاطرم نمى‏رسيد كه عرب خلافت را پس از پيامبر (ص) از خاندان او برآرد، يا مرا پس از وى از عهده‏دار شدن آن بازدارد، و چيزى مرا نگران نكرد و به شگفتم نياورد، جز شتافتن مردم بر فلان از هر سو و بيعت كردن با او. پس دست خود بازكشيدم، تا آنكه ديدم گروهى در دين خود نماندند، و از اسلام روى برگرداندند و مردم را به نابود ساختن دين‏ محمد (ص) خواندند. پس ترسيدم كه اگر اسلام و مسلمانان را يارى نكنم، رخنه‏اى در آن بينم يا ويرانيى، كه مصيبت آن بر من سخت‏تر از- محروم ماندن از خلافت- است و از دست شدن حكومت شما، كه روزهايى چند است كه چون سرابى نهان شود، يا چون ابر كه فراهم نشده پراكنده گردد.»(نهج البلاغه، نامه ۶۲)

  تفاوت موقعیت افراد، مسئولیت های مختلفی را ایجاب می کند. این واقعیت از سیره امام علی استفاده می شود. وقتی که علاء بن زیاد حارثی نزد امام آمد و از انزواطلبی و غارنشینی برادرش عاصم بن زیاد شکوه کرد و امام او را احضار نمود و به خاطر رهبانیت سرزنش کرد، او به امام عرض کرد: شما وضع لباس و خوراک تان از من بهتر نیست. امام فرمود:

  «وَيْحَكَ إِنِّي لَسْتُ كَأَنْتَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ‏ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ‏ بِالْفَقِيرِ فَقْرُه‏ْْ؛ وای بر تو، من مانند تو نیستم. تحقیقا خداوند بلند مرتبه بر پیشوایان عدل واجب کرده تا خود را شبیه مردمان ضعیف  کنند تا فقر فقیر بر او دشوار نباشد.»‌(نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹)

  معلوم می شود افراد در موقعیت های گوناگون تکالیف متفاوتی دارند. نتیجه آن که تکلیف علی(ع) با تکلیف حضرت زهرا(س) در مسئله خلافت و فدک و به طور کلی در مواجهه با خلفای بعد از پیغمبر یکسان نبود و به همین دلیل سیره آنان در این زمینه متفاوت است.

  ما به عنوان یک شهروند در مخالفت با ظلم و تضییع حقوق وظیفه داریم به حضرت زهرا تأسی کنیم. و آن حضرت الگوی ماست. نه تنها الگوی زنان بلکه الگوی مردان هم هست. بر اساس حدیثی که در مطلع سخن نقل کردم، وقتی امام عصر(عج) ایشان را به عنوان الگوی نیکوی خویش معرفی می کند، تکلیف دیگران روشن است. بخش وسیعی از سیره آن حضرت فارغ از جنسیت است. بله در آن بخشی که به رفتار حضرت به عنوان یک زن مسلمان مربوط می شود، مثل اینکه یک همسر و مادر نمونه است، تنها الگوی زنان اند، اما در آن بخش گسترده که به رفتار ایشان به عنوان یک انسان و به عنوان یک مسلمان مربوط می شود، تفاوتی میان زن و مرد نیست، مثل اعتراض ایشان به رفتار ظالمانه زمامداران و صاحب منصبان، به عنوان یک شهروند الگوی همگان است. در این زمینه نه تنها حاضر نشد با ستمگران مماشات کند، بلکه اجازه نداد تا با شرکت در تشییع پیکر او خود را تطهیر کرده و از آن وجود مقدس استفاده ابزاری کنند. وصیت کرد تا شبانه غسلش دهند، و کفن کنند و غریبانه در نیمه های شب به خاک بسپارند. الا لعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلبٍ ینقلبون. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 


دین و تحولات زمان از نگاه امام موسی صدر (۲)
سخنراني





راهکارهای تضمین تحول

آخرین بحث در این زمینه راهکارهای تضمین تحول و هماهنگی شریعت با تحولات زمان است که در خود شریعت پیش بینی شده است. اسلام در شريعت خود اصولي را وضع كرده كه بر اساس آن انسان مي تواند بنا به اقتضائات زمان و مكان و جز آن، در حكم شرعي تحول به وجود آورد، بي آنكه حكم از قداست و غيبيت خود تهي شود. از نظر ایشان زمينه هاي اين تحول بر چند گونه است:

گونه نخست، ناظر به آن بخش از موضوعات احكام و اجزا و شرايط آن است كه در اوضاع و احوال گوناگون به لحاظ مدلول تحول پذير است.

چون رابطه حکم و موضوع رابطه معلول با علت است. اگر موضوع تغییر کرد، حکم هم به تبع آن تغییر می کند.

ایشان موضوع حكم چند همسري در قرآن «و ان خفتم الاتقسطوا في اليتامي» <!--[if !supportFootnotes]--> [1] <!--[endif]--> را مثال زده و اظهار داشته اند: «اين شرط در اوضاع گوناگون اجتماعي، همچون شرايط پس از جنگ و در برخي جوامع خاص تعميم پذير است. بنابر آنچه از آيه مستفاد است اين حكم در همه حال مطلق نيست. ... چنان كه سيره پيامبر و سلوك صحابه او و امامان هم مطلق نيست و چون ادله لبّي مي تواند به علل خاص و شرايط مشخص مخصوص مربوط باشد.»

نمونه ديگر «مفهوم فقر» در زكات است. زيرا فقر بر حسب نيازهاي فزاينده و ميانگين درآمد افراد تغيير مي يابد.ایشان در بیانات مختلف خود توضیح داده اند که «مفهوم و معناي فقير هم مثل اغلب مفاهيم عرفي بر حسب زمان و تغييرات زندگي بشر و تفاوت وضع معيشت عمومي و بلكه برحسب تفاوت مناطق و شهرها در يك زمان متفاوت و متغير است. در روزگار يا شهري كه قوت غالب مردم نان جو باشد، فقير كسي است كه براي نان جو سالانه خود معطل باشد، ولي اگر قوت غالب يك شهر برنج باشد و كسي دسترسي به برنج نداشته باشد، فقير محسوب مي شود، هر چند بتواند نان گندم يا جو هم تهيه كند.» <!--[if !supportFootnotes]--> [2] <!--[endif]-->

در شهرهای شمالی کشور ما نان بر سر سفره گذاشتن به معنای آن است که این خانواده تمکن مالی نداشته و برنج کم است. در حالی که در شهرهای دیگر چنین معنا و مفهومی ندارد.

ایشان بر این باور بود که «در دين اسلام دستور پرداخت زكات يا خمس به طور كلي صادر شده، ‌ولي اجراي اين حكم و طريق عملي كردن اين قانون مقدس بر عهده زمان واگذار شده است تا به هر طريق كه حاكم مسلمين مصلحت ديد، آن را اجرا كند. تصور مي شود براي آنكه پرداخت زكات شكل زننده پيدا نكند و آبروي كساني را نريزد و فقرا را از كار باز ندارد، مي توان زكات و خمس را به شكل بيمه هاي اجتماعي كارگران درآورد. به اين ترتيب پرداخت آبرومندانه مي شود و ضررهاي بخشش رايگان به بار نخواهد آمد.» <!--[if !supportFootnotes]--> [3] <!--[endif]-->


دين و تحولات زمان از نگاه امام موسی صدر (۱)
سخنراني

                                     

                                   سخنرانی در موسسه فرهنگی و تحقیقاتی امام موسی صدر

                                                                  پنجم بهمن ۱۳۹۳

   بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمی ن و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. از این که فرصتی پیدا کردم تا مروری بر آثار ارزشمند امام موسی صدر نمایم تا این بحث را ر این جلسه ارائه کنم، خدا را شاکرم و آن را توفیقی برای خود میدانم. همان گونه که جناب آقای فرخیان موضوع بحث را به خوبی توضیح دادند، دین که ریشه در آسمان دارد، در برابر تحولات زمان و پرسش های جدیدی که پیش می آید، چه نسبتی دارد؟ دین چه پاسخی برای تحولات زمان دارد؟

دین مجموعه ای است از معارف، اخلاق و شریعت. بحث دین و تحولات زمان را در هر سه قلمرو می توان دنبال کرد، اما به دلیل ضیق وقت تنها به حوزه سوم می پردازم که در آثار و تألیفات امام موسی صدر هم به نسبت میان شریعت و تحولات زمان پرداخته شده است.

پس پرسش اصلي این است که چگونه مي توان ميان دين(اسلام) به عنوان امري ثابت و جاودان با تحولات زمان پيوند برقرار كرد؟ فقیها ما با تقسیم احکام و قوانین اسلام به ثابت و متغیر در صدد پاسخ به این پرسش برآمده اند.

به عنوان مقدمه به اختصار مروری بر پیشینه این بحث در تاریخ فقه شیعه می کنم. به مقداری که اطلاعات من اجازه می دهد نخستین کسی که با صراحت از تقسیم احکام شریعت به ثابت و متغیر به میان آورده، علامه نائینی از عالمان عصر مشروطه در کتاب ارزشمند «تنبیه الامه و تنزیه المله» است که عبارتشان را نقل خواهم کرد. اما اصل این مسئله که در شریعت اسلام ظرفیت هایی وجود دارد که می تواند این شریعت را با تحولات زمان به صورت هماهنگ پیش ببرد، سابقه ای دیرینه دارد. فقیهان ما از ابتدا این دغدغه را داشته اند که چگونه می توان احکام ثابت شریعت را در شرایط گوناگون زمان و مکان به اجرا درآورد؟ تنها به چند نمونه از تاریخ فقه و فقاهت شیعه در ادوار مختلف اشاره می کنم تا بتوانم دیدگاه امام صدر در این زمینه و نکات جدیدی که ایشان در این زمینه دارند، را توضیح دهم.


مجموع خبرها 22 (5 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 ]
مطالب قبلی
Friday, January 15
· حق تعیین سرنوشت
Tuesday, December 15
· بازشناسی «سلطنت مطلقه» از «ولایت مطلقه»
Saturday, December 05
· قانون اساسی از تدوین تا بازنگری
Wednesday, December 02
· زینب کبری(س) و مدیریت قیام بعد از عاشورا
Thursday, November 12
· روش شناسی اندیشه های فقهی امام خمینی
Monday, December 15
· «اربعین حسینی» و رسوایی «جریان تکفیری»
Sunday, July 13
· نقدي بر سازمان هماهنگي امر به معروف و نهي از
Thursday, May 15
· حقوق شهروندی در فرمان 8 ماده ای امام
Sunday, May 04
· شهید مطهری و جریان تکفیری
Sunday, November 10
· مکتب حسینی، الگوی بشریت

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎