سه شنبه 3 بهمن 1396
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
سید جواد ورعی: مقاله

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

تندیس صبر و استقامت
مقاله

                                           Image result for ‫همایش شخصیت و اندیشه اخلاقی هاشمی رفسنجانی‬‎

             صبر و استقامت قرآنی در نگاه و عمل هاشمی رفسنجانی

مقدمه

«صبر و استقامت» از ویژگی های بارز آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. او صبوری و بردباری را از سنین نوجوانی و به هنگام تحصیل در غربت و دور از خانواده، و استقامت و پایداری را در سنین جوانی در پرتو آشنایی با امام خمینی، و با ورود به میدان مبارزه تجربه کرده است. در این دوران به خاطر آشنایی با فرهنگ قرآن در زمینه جهاد، صبر و استقامت، و جایگاه این فضیلت اخلاقی آن را در وجود خویش تعمیق بخشیده و در سه مقطع «دوران مبارزه»، «دوران سخت تأسیس و تثبیت نظام جمهوری اسلامی»، و مهم تر از همه در «دوران بی وفایی و بی صفایی دوستان انقلاب» با تمام وجود با آن زندگی کرده است.

هاشمی زوایای مختلف این فضیلت اخلاقی را در قرآن کریم کاویده، و کاملا آگاهانه نفس خویش را بدان آراسته، و در زندگی فردی و اجتماعی به کار بست، به گونه ای که دوست و دشمن او را به صبوری، و استقامت و پایداری در مراحل مختلف زندگی می شناخت و گاه از صبر او در حوادث زندگی شگفت زده می شد. صبر و استقامت او در زمان مبارزه با رژیم ستمشاهی و در زندانهای مخوف رژیم استبدادی پهلوی و زیر شکنجه های وحشیانه مأموران ساواک زبانزد عام و خاص است. هم چنین صبر و استقامت او در حوادث تلخ سالهای اول جمهوری اسلامی و از دست دادن یاران و دوستان در خاطره ها باقیست. در خاطرات خویش به این نکته اشاره ها دارد. بعد از شهادت رجایی و باهنر، می نویسد:

«روزها و ساعات و بلكه لحظات سختى را مى‏گذرانيم و صبر و متانت و اتكاء به خدا سرمايه مهمى است. حضور مؤثر امام و راهنمائي هاى به موقع، كارگشا است.» [1] «توطئه ضدانقلاب اين است كه نگذارد اركان نظام شكل‏ بگيرد و سياست امام و ما اين است كه به سرعت جايگزين بشود كه تعادل نظام برقرار باشد و لذا با سرعت، پس از شهادت هر مسئولى، جايگزين انتخاب مى‏شود. روزگار سختى مى‏گذرانيم؛ صبر ايوب مى‏خواهد.» [2] «كمى راجع به مشكلات فكر كردم؛ صبر، اطمينان و اميد خود و همراهان، توجهم را جلب كرد. فكر كردم با اين همه خطر در جبهه‏هاى شمال و غرب و جنوب و نفوذ و ايذاء ضدانقلاب و از دست رفتن بخشى از كادرهاى مهم و كمبودهاى ناشى از انقلاب و شرارت استكبار و عوامل داخلى آنها و حال آقاى خامنه‏اى و كسالت قلبى امام و شكنندگى سلامت ايشان و اختلافات عميق، جز لطف و هدايت و افاضه آرامش و صبر، توان ربوبى، نمى‏تواند اين وضع را به وجود بياورد. قبل از خواب سجده شكر به جا آوردم و دعا كردم، براى ادامه اين روحيه‏ها كه سرمايه تلاش، صبر، آرامش و اميد است.» [3]

چنان که صبر و تحملش در برابر بداخلاقی های دوستان نادان لجوج یا دانای حسود، و انقلابی های بعد از انقلاب در دو دهه گذشته، به او و خانواده اش و هر آنچه به او بستگی داشت، در تاریخ معاصر ثبت و ضبط است. صبر و طاقتی که گاه علاقمندان به او را عصبانی می کرد. بر اساس قاعده عقلی و شرعی «مقابله به مثل» خواهان برخورد متقابل او بودند، اما او هم چنان صبوری می کرد و ایمان داشت که عفو و گذشت با ارزشتر از مقابله و انتقام است، و خداوند پشتیبان صابران است. اصرار دوستانش به افشای بخش کوچکی از کارنامه انقلابی نمایان، همواره با پاسخ منفی او روبرو می شد با این استدلال که انقلاب و جمهوری اسلامی آسیب می بیند. او بسان مادری واقعی از انقلاب و نظام به عنوان ثمرة عمر خویش مراقبت می کرد و نامادران هم چنان سنگ فرزند به سینه زده و خواهان ذبح آن بودند. در یک کلمه، صبر و استقامت او تبلور فضیلتی بود که قرآن از اهل ایمان انتظار داشت. صبر و استقامت قرآنی در جان او ریشه داشت و با ایمان راسخ به آنچه خداوند وعده داده، صبوری می کرد و زخمها را به جان می خرید و دوست و دشمن را به تحسین وامی داشت. خود در مقدمه آثار قرآنی اش (تفسیر راهنما و فرهنگ قرآن) می نویسد:

«در طول مبارزات، هر بار كه به زندان مى‏افتادم، پس از سپرى كردن دوران بازجويى و بازپرسى (كه معمولًا به خاطر هيجان‏ها و التهاب‏ها و نگرانى‏ها، امكان فكر و تحقيق از انسان سلب مى‏شد و معمولًا در سلول انفرادى بودم و امكانات تحقيق نداشتم) به فكر انجام اين مهم بودم. ولى دوران كوتاه اين ادوار، فرصتى كافى براى تحقق اين آرمان نبود. چند بار در دوران انفرادى و بازجويى با استفاده از قرآن، كه در اختيار بود، روى چند موضوع كار كردم، از جمله در زمينه «اشرافى‏گرى»، «صبر» و «جهاد». در آن ايّام، بيشتر وقتم به حفظ قرآن مى‏گذشت كه در مجموع، حدود بيست و پنج جزء قرآن را در چهار بار بازداشت كوتاه (شانزده ماه) حفظ كردم. منظور از اين خاطرات، ترسيم عشق و علاقه وافر و احساس تكليفى بود كه نسبت به‏ قرآن داشتم: كتابى كه در نگاه تمامى اهل قبله، اساسى‏ترين و غنى‏ترين و معتبرترين منبع معارف اسلامى و بلكه بشرى است.» [4]

در این نوشتار کوتاه که به مناسبت اولین سالگرد رحلت جانگداز او قلمی می شود، دیدگاه او در بارة این فضیلت اخلاقی ترسیم می شود. روش ما در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از آثار و تالیفات، به ویژه آثار تفسیری ایشان خواهد بود.



[1] . کارنامه و خاطرات، عبور از بحران، ص181.

[2] . همان، ص265.

[3] . همان، ص201.

[4] . هاشمی رفسنجانی، كارنامه و خاطرات، دوران‏ مبارزه، ص 307


از «تدوین» تا «بازنگری»قانون اساسی جمهوری ا
مقاله




Image result for ‫اربعین رحلت آیت الله موسوی اردبیلی‬‎

مروری بر دیدگاه های حضرت آیت الله موسوی اردبیلی(ره)

انتشار در ویژه نامه روزنامه جمهوری اسلامی به مناسبت اربعین رحلت


بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

آیت الله موسوی اردبیلی یکی از عناصر اصلی در نهضت اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی بود. وی که سالیان متمادی در عرصه فرهنگی و اجتماعی فعالیت داشت، از یک سو با تأسیس مرکز آموزشی مفید به تربیت نسل جوان مبادرت ورزید و از سوی دیگر با تأسیس مکتب امیرالمؤمنین و انجام تحقیقات بنیادین در موضوعات مهم حکومت، زمینه های تأسیس نظام سیاسی جدیدی بر مبنای آموزه های اسلامی را فراهم ساخت.

بی جهت نبود که او قبل از انقلاب از بنیانگذاران جامعه روحانیت تهران، هم چنین یکی از پنج، شش، یا هفت نفر هسته اولیه شورای انقلاب اسلامی بود که از سوی امام خمینی تعیین شد. (۱) بعد از پیروزی انقلاب هم در سال ۱۳۵۸ از اعضای مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی و در سال ۱۳۶۸ از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی، و رئیس کمیسیون مسائل رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. مروری بر دیدگاه های این فقیه ژرف نگر دیدگاه های او را در باره نظام سیاسی جدید و ارکان آن نمایان می سازد، دیدگاهی که کمتر بدان توجه شده و در پسِ شخصیت فقهی و اجتماعی او مخفی مانده است.

سازگاری «اسلام» با «پیشرفت»

آیت الله اردبیلی در بهار سال ۵۸ ضمن اشاره به مراحل تهیه و تدوین پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی یادآور شد که اسلام با رشد و پیشرفت بشری کاملا سازگار است، مشروط بر آن که از تفکر قالبی خارج شده و منطقی بیندیشیم. او که می دانست جامعه از یک سو با طیفی روبروست که «جمهوریت» و «تدوین قانون اساسی» را مغایر با موازین دینی و بدعت می داند، و از سوی دیگر با طیفی که اسلام را متعلق به ۱۴ قرن قبل دانسته که نمی تواند با تحولات زمان همراهی کند، بر این باور بود که تفکر قالبی انسان را در قرون گذشته متوقف ساخته و از درک شرایط و مقتضیات زمان بازمی دارد، در حالی که تفکر منطقی در باره آیین جاویدی که برای هدایت و اداره بشر تا قیام قیامت آمده، ایجاب می کند شرایط و مقتضیات روز مورد توجه قرار گرفته و پویایی اسلام در مقایسه با ادیان پیشین نمایان گردد. معتقد بود «اصول جهان‌بینی و ایدئولوژیک در اسلام ثابت است ولی اصول اجرایی به تناسب زمان، مکان، جهات و عوامل دیگر قابل تغییر است.»

ایشان که به اهمیت قانون اساسی به عنوان مبنای اداره جامعه واقف بود، و آن را «نتیجه انقلاب» می شمرد، ( جمهوری اسلامی ، 6 آذر 135۸) در ماههای نخست، ضمن مشارکت فعال در تدوین این قانون مادر، همگان را به بحث و اظهار نظر در باره پیش نویس منتشر شده قانون اساسی در خرداد ماه ۵۸ فراخوانده، گفت: «نقد کنید، اعتراض کنید، هدایت و ارشاد کنید، اما همگی این احساس را داشته باشید که با مسائل مسئولانه و متعهد برخورد کنید. همه رأی خواهند داد، این‌طور نیست که به کسی بگویند: رأی ندهید یا نماینده به مجلس نفرستید.» در عین حال سفارش می کرد کسانی را روانه مجلس خبرگان کنید که «اطلاعات قضائی، سیاسی و اجتماعی داشته و در مسائل بنیادی نظرات ثابتی داشته باشند.»در برابر تحرکات گروه های اقلیت ولی پر سر و صدا که در صدد بودند تا به هر قیمتی خود را وارد این مجلس کنند، می گفت: «هر کس در انتخابات اکثریت آراء را به دست آورد می‌تواند به مجلس راه یابد.» ( جمهوری اسلامی ، 26 خرداد 1358)

مجلس خبرگان قانون اساسی

در ماههای نخست بعد از پیروزی یکی از موارد اختلافی در شورای انقلاب اسلامی «چگونگی تصویب قانون اساسی» بود. امام خمینی که در موقعیت های مختلف وعده تشکیل مجلس مؤسسان برای تهیه قانون اساسی جدید را داده بود، پس از گذشت چند ماه از تأسیس جمهوری اسلامی و مشاهده انواع توطئه ها و کارشکنی ها از سوی احزاب و جریانات وابسته به شرق و غرب، و هیاهوی مخالفت با «رسمیت مذهب شیعه» روبرو شد، به منظور تعیین هر چه سریع تر ساختار نظام سیاسی، برگزاری انتخابات و تعیین رئیس جمهور و تشکیل مجلس شورای اسلامی، خواهان تدوین سریع قانون اساسی توسط خبرگان و تأیید مراجع و تصویب نهایی آن از طریق همه پرسی عمومی شد. تغییر دیدگاه پیشین رهبری با مخالفت نخست وزیر دولت موقت و برخی دیگر از مسئولان و رجال مذهبی و ملی روبرو شد. برای یافتن راه حل، جلسه شورای انقلاب در اوائل خرداد ماه ۵۸ در حضور رهبر انقلاب تشکیل شد. هر دو راه یعنی «تشکیل مجلس مؤسسان» و «به همه پرسی گذاردن پیش نویس تهیه شده» طرفدارانی داشت. صورت مذاکرات شورای انقلاب نشان می دهد که حضرات آیات طالقانی، بهشتی و موسوی اردبیلی از راهکار سومی حمایت کردند مبنی بر «تشکیل مجلسی محدود و متشکل از نمایندگان منتخب استانها به جای مجلس مؤسسان با صدها عضو برای بررسی نهایی پیش نویس تهیه شده، و برگزاری همه پرسی به منظور تأیید نهایی از سوی مردم.» (صورت مذاکرات شورای انقلاب اسلامی، جلسه مورخه ۲۵ اردیبهشت ۵۸) با این توضیح که تعدادی از اعضای شورا در برابر آنان که بر تشکیل مجلس مؤسسان اصرار می ورزیدند، این مجلس محدود را هم مجلس مؤسسان می دانستند که فقط برای جبران کمتر بودن تعداد آن از میزان مرسوم، برگزاری همه پرسی هم بدان ضمیمه شده است. (همان، ج۲، ص۷۵؛ کیهان، ۲۶ خرداد ۵۸)

حاکمیت ملی و ولایت فقیه


 


حسن راستگویی و قبح دروغگویی
مقاله




dorogh-bg-3

مجله الکترونیکی خبرگزاری شفقنا انتشار در تاریخ آذر ماه ۱۳۹۵

شفقنا- اولین شماره مجله اینترنتی «انسان» با شعار «انسانم آرزوست» توسط پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه(شفقنا) منتشر شد.

به گزارش شفقنا؛ در شماره نخست نشریه اینترنتی «انسان» به موضوع دروغ از ابعاد مختلفی همچون فلسفه تاریخ سیاست اجتماع دین و روانشناسی پرداخته شده است. در این شماره علاوه بر استفتا از مراجع عظام تقلید و گفت وگو با آیت الله موسوی بجنوردی آثار و جستارهایی از اساتید مختلف و صاحب سبک از جمله؛ رضا داوری اردکانی, سیدضیا مرتضوی, سید جواد ورعی, مصطفی دلشاد تهرانی, ناصر فکوهی, محمدامین قانعی راد, محمدرضا جوادی یگانه, علیرضا علوی تبار, بهمن کشاورز, عبدالله ناصری, عقیل دغاقله, حسن محدثی و علی بابایی زاد نیز درج شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

دروغ از موضوعات بسیار مهمی است که در آیات متعدد قرآن مطرح شده است. «زشتی ذاتی دروغ»،«قبح آن در میان اقوام و ملل»، «علل و عوامل دروغگویی»، «آثار و پیامدهای ناگوار دروغ»، و «دروغگویان در تاریخ گذشته» از موضوعاتی است که در قرآن مطرح است. بدیهی است که نمی توان در یک مقاله کوتاه به همه عناوین فوق پرداخت، از این رو، تنها نگاهی کلی به موضوع دروغ در قرآن افکنده و نکات مهمی را که در این زمینه مورد تأکید قرآن است، مطرح می کنیم.

مفهوم دروغ

در قرآن کریم واژه های متعددی وجود دارد که در معنای دروغ به کار می رود، هر چند تفاوت های جزئی با یکدیگر دارند. شایع ترین واژه «کذب» در برابر «صدق» است به معنای خلاف راستی و حق. این واژه با مشتقاتش در آیات مختلف قرآن به کار رفته است. مثلا در سوره مبارکه انعام در باره مشرکانی که شرک خود را انکار می کنند، می فرماید: «اُنظُر کیفَ کَذَبوا علی انفسهم»(انعام: 24) یا در سوره غافر می فرماید: «انّ الله لایهدی مَن هو مُسرفٌ کذّاب» (غافر: 28)

واژه دیگر «افتراء» یعنی به دیگری دروغ بستن است. افترا دروغ خاصی است. چون دروغ اعم از این است که انسان در حق خود بگوید یا دیگران، اما آنچه انسان در باره دیگران بر خلاف واقع بگوید که او هم راضی نباشد، افتراست. در دنباله همان آیه سوره انعام می فرماید: «و ضلّ عنهم ما کانوا یفترون؛ »(انعام: 24)یا در سوره آل عمران می فرماید: «افتری علی الله الکَذِب؛ بر خدا دروغ بندند، ..» (آل عمران: 94)

واژه دیگر «افک» به معنای وارونه کردن حقیقت است. مثل دروغی که به همسر پیامبر نسبت دادند و به «داستان افک» شهرت پیدا کرد. «افّاک»(شعراء: 222) نیز از همین واژه گرفته شده است.

تعبیر «قول زور» در قرآن که در چند سوره از آن نهی شده (حج: 30؛ فرقان: 4 و 72؛ مجادله: 2)، نیز به معنای گفتار باطل و دروغ تفسیر شده است.(طریحی، مجمع البحرین، واژه زور)

در این که دروغ تنها «سخن بر خلاف واقع» است یا «رفتار و کردار خلاف واقع» هم دروغ است؟، یا علم و جهل شخص در آن دخالت دارد یا نه؟ اختلاف نظر وجود دارد. هر گروهی به آیاتی از قرآن استناد کرده اند. از برخی آیات قرآن استفاده می شود که سخن خلاف واقع دروغ است، حتی اگر گوینده آن بدان باور داشته باشد. مثل کسانی که فرزند داشتن خداوند را باور داشتند. خداوند اینان را دروغگو خوانده است. «انّهم لکاذبون، ما اتّخذ الله من ولدٍ ...؛قطعا آنان دروغ می گویند. خدا فرزندی اختیار نکرده و ...» (مؤمنون: 90ـ 91)


قبح ذاتی دروغ

متکلمان افعال آدمی را سه دسته می دانند:

یک دسته که حسن و قبح شان ذاتی بوده و در هیچ شرایطی حسن و قبح خود را از کف نمی دهند مثل عدالت و ستم.

دسته دوم افعالی که حسن و قبح شان اقتضائی است، به این معنا که آن فعل اقتضای حسن را دارد مگر آن که مانعی پیش آید، یا اقتضای قبح را دارد مگر آن که مانعی بروز کند مثل حسن راستگویی و قبح دروغگویی.

و دسته سوم افعالی که حسن و قبح آنها نه ذاتی است و نه اقتضائی، بلکه بالوجوه و الاعتبار است. به این معنا که ذاتاً خنثی هستند، به خودی خود حسَن و قبیح نیستند، بلکه بستگی دارد که تحت چه عنوانی قرار گیرند. معمولا به ضرب الیتیم مثال می زنند و می گویند: اگر زدن یتیم به عنوان ادب کردن او باشد، حسن است ولی اگر به قصد ایذاء و اذیت او باشد، قبیح است.

این که حسن راستگویی و قبح دروغگویی ذاتی و عقلی است یا شرعی یا اساسا ملاک دیگری دارد و به سودمند و زیانمند بودن آنها بستگی دارد، مورد اختلاف است، اما از قرآن کریم می توان قبح ذاتی دروغ را به دست آورد. این که قرآن کسانی را که به دروغ به خدا افترا می بندند،«ظالم» خوانده(آل عمران: 94)، دروغگویان را شایسته عذاب دردناک دانسته (بقره: 10)، و ایشان را لعنت کرده (آل عمران: 61) حکایت از قبح مطلق دروغ می کند. موارد استثنایی که در روایات و کتب فقهی دروغ را تجویز کرده اند، مثل اصلاح ذات البین و نجات جان انسان، و نیز توصیه به به کارگیری «توریه» به جای «دروغ» شاهدی بر قبح ذاتی دروغ است. در مواردی که دروغ مجاز شمرده می شود، هرگز به معنای آن نیست که دروغ قبح خود را از دست میدهد یا حسَن می گردد، بلکه در تزاحم ملاکات برتریِ حُسن و مصلحت «آشتی دادن زن و شوهر» یا «نجات جان انسان» موجب می شود که به مفسده دروغگویی تن بدهیم.از این رو، حتی در چنین مواردی انسان در دفاع از رفتار خود می گوید: «مجبور شدم تا دروغ بگویم.»

به هر صورت قبح دورغ ذاتی باشد یا اقتضایی، قطعا رفتاری خنثی نیست تا تابع عناوین دیگر باشد، بلکه عقل مستقلا دروغ را قبیح می شمارد.


معرفی دروغگویان و انواع دروغ های آنان

دسته دیگری از آیات قرآن به معرفی دروغگویان پرداخته است. غیر از ابلیس به عنوان نخستین دروغگو که با قصد فریب آدم و حوا به آنان دروغ گفت که «ما نهیکما ربّکما عن هذه الشجره الا ان تکونا ملکین او تکونا من الخالدین؛ پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز این که مبادا شما دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید.»، و حتی به دروغ سوگند یاد کرد که «انّی لکما لمن الناصحین؛ من قطعا از خیرخواهان شما هستم.»، و زمینه اغوا و اخراج آنان را از بهشت فراهم ساخت(اعراف: 20ـ 22)، سه گروه از انسان ها نیز در قرآن کریم دروغگو خوانده شده اند:مشرکان، اهل کتاب و منافقان.

آنان گاه به خدای سبحان دروغ می بستند، مثل این که خدا را دارای فرزند می پنداشتند «الا انّهم مِن اِفکِهم لَیقولونَ، ولدَ الله و انّهم لَکاذبون؛ آگاه باش كه اينان از بس در دروغ‏گويى بى‏پروا هستند كه خواهند گفت: خدا بچه آورده و حال آنكه دروغ گويند. » (صافات: 151ـ 152) یا یهودیان که عزیر، و مسیحیان که عیسی را فرزند خدا می خواندند و در حقیقت سخن کافران پیشین را تکرار می کردند. «و قالت الیهود عزیرٌ ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ذلک قولُهم بافواههم یضاهئون قولَ الذین کفروا من قَبل قاتلَهُم الله انّی یُؤفَکون؛ يهوديان گفتند: عزيز پسر خدا است، و نصارى گفتند مسيح پسر خدا است، اين عقيده ايشان است كه به زبان هم جارى مى‏كنند، در عقيده مانند همان كسانى شدند كه قبلا كفر ورزيده بودند، خدا ايشان را بكشد چگونه افترائات كفار در ايشان اثر مى‏گذارد. »(توبه: 30) هم چنین ادعاهای دروغین «دوستی با خدا»(مائده: 18)، «نجات فوری از آتش جهنم، و ...؛

گاه به پیامبران الهی نسبت دروغ می دادند، مثل جادوگر شمردن حضرت سلیمان (بقره: 102)، نسبت های ناروا به حضرت موسی دادن مثل قتل، ادعای دروغین ایمان آوردن به رسول خدا «قالوا نَشهد انّک لرسول الله و الله یَعلم انّک لرسولُه و اللهُ یَشهد انّ المنافقین لکاذبون، اتخَّذُواْ أَيْمَانهَمْ جُنَّةً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ الله ...؛ اى رسول ما چون منافقان (رياكار) نزد تو آمده گفتند كه ما به يقين و حقيقت گواهى مى‏دهيم كه تو رسول خدايى (فريب مخور) خدا مى‏داند كه تو رسول اويى. و خدا گواهى‏مى‏دهد كه منافقان (سخن به مكر و خدعه و) دروغ مى‏گويند.قسم‏هاى (دروغ) خود را سپر جان خويش (و مايه فريب مردم) قرار داده‏اند تا بدينوسيله راه خدا را ببندند. ... »(منافقون: 1ـ 2)

و گاهبه دیگران دروغ می گفتند مثل ادعای منافقان مبنی بر حمایت از اهل کتاب در صورت جنگ با مسلمانان(حشر: 11)، خود را در میان مسلمانان مؤمن وانمود کردن، در حالی که از قلب خود خبر داشتند (بقره: 8 ـ 10) و ...

قرآن غیر از معرفی گروههایی از دروغگویان، دروغ تعدادی از افراد خاص را هم بر ملا و افشا کرده است. داستان برادران یوسف و دروغی که به پدرشان یعقوب در باره یوسف گفتند(یوسف: 11ـ 17)، هم چنین دروغ و افترای زلیخا به همسرش در باره یوسف، برای تبرئه خود از گناه بزرگی که مرتکب شده بود. (یوسف: 25)، دروغ و افترای گروهی از مسلمانان به همسر پیامبر (نور: 11)، و ...


علل و عوامل دروغگویی


قرآن کریم از پاره ای علل و عوامل دروغگویی هم پرده برداشته تا آدمی با شناخت آنها و مراقبت از خویش، زمینه دروغگویی را که «کلید همه زشتی ها» خوانده شده، از بین ببرد. «وسوسه شیطان»، «حسادت به دیگران»، «فقدان ایمان به خدا و آیات او»، «اعتماد به ظن و گمان و باور بدون تحقیق» از جمله عوامل ابتلای به دروغگویی است.

قرآن کریم منشأ دروغگویی برخی از انسان ها را وسوسه شیطان دانسته که قسم یاد کرده تا انسان را بفریبد. در داستان افک که گروهی از مسلمانان به خاطر عقب ماندن همسر پیامبر از قافله و گم شدن در صحرا که توسط یکی از مسلمانان پیدا شد و به کاروان مسلمانان رسانده شد، به دروغ تهمت ناروایی به همسر پیامبر زدند، قرآن پس از نقل ماجرا، عامل آن را سوء ظن و پیروی از شیطان دانست. (نور: 11 و 24)

این داستان در قران کریم درس عبرتی است برای آنان که با اعتماد به ظن و گمان و گرفتار شدن به وسوسه های شیطان، برادران دینی خود را متهم ساخته و آبرویشان را می ریزند. اگر قرآن درس زندگی ما مسلمان هاست، گفته قرآن آن است که پیروی از هواهای شیطانی موجب می شود که انسان دیگران را به جای دعوت به نیکی ها، به فحشا و منکر دعوت کند.

چنان که رذیلت اخلاقی حسد به تدریج انسان را به گناهان بزرگی مثل دروغ مبتلا ساخته و درِ خانه زشتی ها به روی انسان گشوده می شود. حسادت برادران یوسف که به دروغگویی آنان به پدرشان منجر شد، تا سالیان متمادی در تنگنای همان یک دروغ گرفتار ساخت و پدری چون یعقوب را در فراق فرزند پیر کرده، فروغ از چشمانش گرفت. گاه یک دروغ ساده و پیش پا افتاده، آثار و پیامدهای فراوان و غیر قابل جبرانی بجا می گذارد. هدف قرآن هم از نقل داستان یوسف و برادرانش، قصه گویی و سرگرمی نبوده، بلکه هشدار به مخاطبان قرآن است که از پیامدهای گفتار، رفتار و کردار خویش غافل نشوند. بدانند و عبرت بیاموزند که رذیلت اخلاقی حسادت چگونه فرزندان پیامبری را به رذیلت بزرگ دیگری مانند دروغ مبتلا ساخت، و این دروغ چه پیامدهای ناگواری بجا نهاد.

مباحث مهم دیگری در باره انگیزه های دروغگویی، آثار و پیامدهای دروغ مثل «رسوایی دروغگو»، «بی اعتمادی به دروغگو در جامعه»، «تکرار دروغ و انجام گناهان دیگر به منظور برملانشدن دروغ»، «نفاق و دورویی»، «محرومیت از هدایت» و «لعن و نفرین الهی»، در قرآن به چشم می خورد که فرصت دیگری لازم دارد.




نقش مردم در جمهوری اسلامی
مقاله

چکیده مقاله

این مقاله در کمیسیون تخصصی همایش بین المللی حقوق مردم و حکومت دینی در اندیشه امام خمینی در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در تاریخ ۸ مهرماه ۱۳۹۵ ارائه گردید. این مقاله در مجموعه مقالات این همایش به چاپ رسیده است.

  تأسیس «جمهوری اسلامی» در ایران عالمان شیعه را وارد مرحله جدیدی از تاریخ تشیع نمود. با آشکار شدن نشانه های سقوط رژیم شاهنشاهی و تأسیس نظام سیاسی جدید، عالمان دین به تکاپو افتاده و در صدد شناساندن حکومت اسلامی برآمدند. شکل و محتوا، ساختار سیاسی، ارکان، حقوق و تکالیف شهروندان و دولتمردان، اختیارات حکومت، نقش و جایگاه مردم از موضوعاتی بود که در لابلای آثار دانشمندان شیعی در این مقطع تاریخ به چشم می خورد. امام خمینی، رهبر فقید انقلاب اسلامی و بنیان گذار جمهوری اسلامی در تألیفات و بیانات خود از موضوعات فوق سخن گفته، و به تناسب موقعیت دیدگاه اسلام را تشریح کردند. به رغم توافق کلی اکثریت عالمان شیعی بر «جمهوری اسلامی» و استقرار آن با آرای اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران، تلقی یکسانی از این نظام وجود نداشت. «نقش و جایگاه مردم در جمهوری اسلامی» به صورت تطبیقی میان دیدگاه امام و عالمان دیگر شیعی موضوع این نوشتار است.

  یک مقایسه اجمالی نشان می دهد که عالمان شیعی در باره نقش مردم در جمهوری اسلامی دیدگاه های متنوعی دارند، از «نقش پررنگ و جایگاهی مهم و تأثیر گذار مثل حق تعیین سرنوشت»، تا «فقدان هر گونه نقشی در شکل و ساختار، و محتوای حکومت». دیدگاه امام و نُه نفر از مراجع و علمای شناخته شده حوزه در این بررسی تطبیقی مطرح شده است. در یک نگاه کلی، دیدگاه های متنوع عالمان را در باره نقش و جایگاه مردم می توان به شرح ذیل دسته بندی کرد:


قیام حسینی و آزادی مردم از استبداد و بردگی
مقاله





چکیده مقاله ارائه شده به کنگره بین المللی القیم و المثل العلیا فی الانتفاضه الحسینیه و اثرها فی بناء الانسان در تاریخ ۴ و ۵ شهریور سال جاری در کربلای معلّی. این مقاله به زبان عربی ارائه گردید. هم چنین از پژوهشگاه حوزه و دانشگاه آقای دکتر عبدالله توکلی، معاون آموزشی و پژوهشی به ارائه مقاله پرداخت.

این همایش با همکاری دانشگاه کربلا، آستان قدس عباسی، مرکز العمید و سازمان سمتِ جمهوری اسلامی به مدت دو روز در سالن امام حسن ع در کربلا برگزار شد. 

 

  قیام حسینی عکس العملی در برابر سیاست  امویان بود. با شناسایی اصول سیاست اموی می توان به عظمت قیام حسینی و آثار آن در تاریخ امت اسلامی و ملت های دیگر پی برد. سیاست های امویان بر اصلِ بنیادین «اصالت قدرت و منفعت»استوار بود، اصلی که برای دستیابی و نگهداری آن هر عمل واقدامی مجاز بود. امویان برای رسیدن به این هدف، سیاست خویش را بر محورهای ذیل بنا نهادند:

 


مجموع خبرها 106 (22 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 ]
مطالب قبلی
Thursday, June 23
· آیت الله امینی و احیای «اندیشه و فقه سیاسی»
Thursday, June 02
· حدود و تعزیرات در «شریعت» و «حکومت»
Sunday, June 28
· استقلال دستگاه قضایی، تضمین سلامت نظام
Tuesday, March 31
· «قلمرو وحی» در قرآن کریم (2)
Monday, March 16
· «قلمرو وحی» در قرآن کریم (۱)
Monday, November 17
· «حقِ اعتراض و انقلاب در دولت جائر»
Wednesday, September 10
· کدامیک برترند، مكّه يا مدينه؟
Tuesday, August 19
· عنان کشور را نباید...!
Saturday, July 19
· جامعه علی(ع) پسند
Sunday, April 13
· حق الناس(5)

مطالب قدیمی تر

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎