سید جواد ورعی 
 
 
          سه شنبه 30 مرداد 1397
  زندگينامه

    مقالات

    تاليفات

    دروس

    نگارخانه

    سخنراني

    فعاليت هاي فرهنگي

    همایش ها و سمینارها

    نقدها و پاسخ ها

    خبرها و گزارش ها

 
سید جواد ورعی: یادداشت

جستجو پیرامون این موضوع:   
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

احیای اصل «امر به معروف و نهی از منکر»
یادداشت

 

                    به مناسبت آغاز ماه محرم الحرام و ایام شهادت امام حسین(ع)

 

       نكته اول:  

 ظرفيت نهفته در اصل امر به معروف و نهي از منكر امر به معروف و نهي از منكر يك از آموزه هاي افتخار آفرين اسلام است. به گونه اي كه يكي از متفكران امريكايي وقتي خبر تعدي و تجاوز مردي شرور را به زني بي پناه در ايستگاه مترو را شنيده ، و اين كه مردم اين حادثه را ديده ولي از كنار آن بي تفاوت گذشته اند، به فكر فرو رفته كه آيا نمي توان در جامعه تدبيري انديشيد كه مردم از كنار چنين حوادثي بي تفاوت نگذرند و نسبت به همشهريان و هم نوعان خود احساس مسئوليت كنند؟ پس از تحقيق و تتبع به آموزه امر به معروف و نهي از منكر در دين اسلام برخورده و كتاب ارزشمند و محققانه «امر به معروف و نهي از منكر در انديشه اسلامي» را تأليف كرد. اين كتاب به زبان فارسي ترجمه شده و در دو جلد به چاپ رسيده است.  

    غرض از نقل اين ماجرا اشاره به وجود چنين ظرفيتي در دين اسلام است كه متأسفانه آن گونه كه شايسته اين فريضه الهي است و احياي آن مي تواند جامعه اسلامي را از بسياري از ناهنجاري ها پاك كند،‌ مورد اهتمام و توجه ما نيست. گرچه برخي از شئون امر به معروف و نهي از منكر از سوي نهادهاي قانوني در قالب هاي مختلف انجام مي گيرد، اما اين مقدار در خور شأن و اهميت اين فريضه نيست. بر اساس روايات ما اقامه فرائض ديگر، تأمين امنيت، اصلاح امور و برچيده شدن مفاسد اجتماعي و ... به احياي اين اصل بستگي دارد.

    در اهميت اين فريضه همين بس كه از نگاه قرآن برتري امت اسلامي بر امت هاي ديگر به احياي اين فريضه در ميان آنان بستگي دارد. «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِالله»(آل عمران: 110) و شخصيتي مثل امام حسين(ع) براي احياي اين فريضه در جامعه اسلامي قيام نموده و جانش را فدا مي كند. آن حضرت در سندي كه از خود بجا گذاشت اين واقعيت را به ثبت رساند و فرمود:

     «انّی لم اخرج اشرا و لابطرا، و لا مفسدا و لا ظالما، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر...؛ تحقیقا من برای ایجاد بی نظمی خروج نکردم، و مفسد و ستمکار نیستم، می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم...» (موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)، ص291)  

 

 


آیا انقلاب پیروز شده است؟
یادداشت

 

                                              به بهانه سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

 

      چندی پیش بیانات امام خمینی را در «صحیفه امام» مرور می کردم. به نامه ای برخوردم در تاریخ 28 شهریور 1367 به حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری.

 

    این نامه دست کم حاوی چند مطلب بسیار مهم در باره «تحمیل رأی»، «جایگاه همه نیروهای دلسوز نزد رهبری»، «فرق اسلام ناب محمدی(ص) با اسلام امریکایی» و «شاخص های پیروزی انقلاب اسلامی» است. اشاره ای به این مطالب که کاملا متناسب با شرایط امروز جامعه ماست، خالی از لطف نیست.

 

    مطلب اول آن که، «تحمیل رأی» به دیگری در جمهوری اسلامی ممنوع است. تنها یک فرض نادر را که اسلام و حیثیت نظام در خطر باشد، آن هم با تشخیص موضوع از سوی کارشناسان دانا استثنا کرده و آرزو کرده اند که خدا آن روز را هم نیاورد. بسیاری از مشکلاتی که جامعه امروز ما با آن روبروست، از نادیده گرفتن این اصل اساسی است. بی اعتمادی بخشی از مردم بدین خاطر است که احساس می کنند عده ای در این کشور به دنبال تحمیل رأی خود به آنان هستند. مردم هم که تحمیل را بر نمی تابند، اعتمادشان سلب شده است.

 

   ای کاش نهادهای قانونی مثل شورای نگهبان و ... رویّه ای در پیش نمی گرفتند که چنین تلقی در مردم به وجود نمی آمد. نمونه روز آن ردّ صلاحیت شخصیتی است که شناسنامه انقلاب شمرده می شود، آن هم به خاطر «کِبَر سن» !  

    مطلب دوم آن که، ایشان از «تمام سعی» خود مبنی بر این که با نسبت دادن مطلبی به ایشان، کسی مظلوم نشود، سخن گفته اند. گویا در زمان امام هم در پی برخی سخنرانی های ایشان، بعضی از افراد تبلیغ می کردن که مثلا طعن و کنایه امام به فلانی یا فلان جریان است، امام بی درنگ با گفتار یا عملکرد خود از این نسبت ها برائت جسته و مراقب بودند به کسی در این موارد ستم نشود. این نامه هم با همین هدف نوشته شد.

 

  مطلب سوم این که، در نزد امام فرقی میان آقای ناطق نوری و محتشمی نبود که به دو جریان معروف سیاسی منتسب بودند. امام هر دو را مانند بسیاری از نیروهای هر دو جریان که دلشان برای اسلام و ایران می تپد، «فرزندان اسلام و ایران» می دانستند و اجازه حذف هیچ یک از دو جریان را به دست جریان دیگر نمی دادند. معتقد بودند که این دو جریان با کمک یکدیگر و با «وحدت و همدلی» می توانند کشور را اداره کنند. و در یکی از نامه های خود هشدار دادند که

 

    «اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بى‏جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است.»(صحيفه امام، ج‏21، ص179)

      مطلب چهارم، ضرورت تفکیک میان «زهد و قدس» اسلام ناب محمدی(ص) و «تقدس مآبی و تحجر گرایی» اسلام امریکایی و تبیین آن برای مستضعفان. قاعدتا از دیدگاه ایشان ضرورت این تفکیک بدین جهت است که توده های مردم «تقدس مآبی و تحجر» را با «زهد و قداست» واقعی اسلام خلط نکنند و فریب مقدس مآبان و متحجران را نخورند. آیا اگر این تفکیک در جامعه ما صورت می گرفت و برای توده های مردم تبیین می شد، جامعه ما گرفتار مصائب سال های اخیر می گردید؟!

 

    مطلب آخر و مهم تر از همه آن که، پیروزی انقلاب اسلامی در صورتی است که ما بتوانیم:

 

    اولا، نظام اسلامی را بر پایه «نه شرقی ـ نه غربی» بنا کنیم.

 

    ثانیا، اسلام پاکِ منزّهِ از ریا، خدعه و فریب را معرفی نماییم. آیا با توجه به دو شاخص فوق انقلاب ما پیروز شده است؟ اگر شاخص اول را هم توانسته باشیم عملی کنیم و نظام جمهوری اسلامی را به عنوان کشوری غیر متعهد و مستقل از شرق و غرب بسازیم و به مسلمانان و مستضعفان معرفی کنیم، نسبت به شاخص دوم نمی توانیم چنین ادعایی داشته باشیم.

 

    آیا اسلامی که دولتمردان ما، به ویژه علما و روحانیت دست اندر کارِ اداره جامعه به ملت خود و ملت های دیگر معرفی کرده اند، پاک و منزّه از ریا و خدعه و فریب است؟! اگر نه، پس هنوز انقلاب ما پیروز نشده است. به امید پیروزی انقلاب با معرفی اسلام پاکِ منزّهِ از ریا و خدعه و فریب. در پایان متن نامه کوتاه امام را تقدیم خوانندگان عزیز می کنم:

 

      جناب حجت الاسلام آقاى ناطق نورى- دامت افاضاته

 

     با سلام،

 

    در جمهورى اسلامى جز در مواردى نادر كه اسلام و حيثيت نظام در خطر باشد، آن هم با تشخيص موضوع از طرف كارشناسان دانا، هيچ كس نمى‏تواند رأى خود را بر ديگرى تحميل كند؛ و خدا آن روز را هم نياورد. من تمام سعى خود را مى‏نمايم كه با نسبت مطلبى به من، كسى مظلوم نگردد. من شما را هم فردى متدين، متعهد، مبارز و داراى هوش سياسى مى‏دانم. براى من شما و آقاى محتشمى فرقى ندارد. من هر دوى‏ شما و همين طور همه دست‏اندركاران صديق نظام و تمامى افرادى كه چون شما قلبشان براى اسلام و ايران مى‏تپد را فرزندان اسلام و انقلاب مى‏دانم. همه بايد سعى كنيم تا روح وحدت و پاكى را بر محيط كارمان حاكم گردانيم، تا بتوانيم تمامى قدرتها و ابرقدرتها را به زانو درآوريم. بايد تلاش كنيم زهد و قدس اسلام ناب محمدى را از زنگارهاى مآبى و تحجرگرايى اسلام امريكايى جدا كرده و به مردم مستضعفمان نشان دهيم. ما اگر توانستيم نظامى بر پايه‏هاى نه شرقى نه غربى واقعى و اسلام پاك منزه از ريا و خدعه و فريب را معرفى نماييم، انقلاب پيروز شده است. توفيق جنابعالى را از خداوند متعال خواستارم. و السلام عليكم و رحمة اللَّه.

               28/ 6/ 67       روح اللَّه الموسوي الخمينى

 


رفع یک ابهام
یادداشت

                                                    

   

                                                            بسم لله الرحمن الرحیم

  در تاریخ 28 بهمن سال جاری مقاله ای با عنوان (از «خرافه» و «غلو» تا «لاابالی گری») به قلم اینجانب در  صفحه سوم روزنامه وزین جمهوری اسلامی به چاپ رسید. در فرازی از آن مقاله به پاره ای از اعتقادات غلات شیعه اشاره شده بود که با برخورد شدید ائمه معصومین صلوات الله اجمعین روبرو می شد. از آن جمله: اعتقاد به الوهیت برخی از ائمه، اعتقاد به نبوت آنان و اعتقاد به این که امام «بدون اذن الهی و به صورت مستقل» عالم به غیب است. متأسفانه در نسخه ارسالی به روزنامه قید مربوط به علم غیب امام علیه السلام افتادگی داشت.

  با آن که در مقاله شواهدی وجود داشت که مقصود نویسنده را روشن می کرد، از آن جمله روایتی به نقل از سدیر صیرفی در پایان مقاله که به حضور امام (ع) رسید و عرض کرد: شیعیان در باره شما اختلاف دارند. برخی می گویند: در گوش شما سخن گفته می شود. برخی می گویند: به شما وحی می شود. بعضی می گویند: به قلب شما الهام می شود. برخی می گویند: در خواب می بینند. برخی می گویند: به کتب پدران خویش فتوا می دهند. کدامیک درست می گویند؟ امام فرمود:

  «لاتأخذ بشیء مما یقولون، نحن حجج الله و امنائه علی خلقه، حلالنا من کتاب الله و حرامنا منه ؛ به چیزی از آن چه می گویند، اخذ نکن، ما حجت خدا و امانتداران او بر خلق اش هستیم، آن چه ما به عنوان حلال و حرام می گوییم، از کتاب خداست.»

  با این حال اهمیت مسئله و امکان سوء استفاده از آن موجب شد برخی از اساتید محترم حوزه نسبت بدان حساسیت نشان دهند. ضمن ارج نهادن به حساسیّت ایشان، متن اصلی فراز مورد نظر از مقاله، بدون افتادگی به صورت فوق اصلاح می گردد. گفتنی است متن اصلی بدون افتادگی، در سایت شخصی نویسنده موجود است.

                                                                                               سید جواد ورعی 

 

 


آیت الله صافی گلپایگانی و ارکان قانون اساسی
یادداشت


 





     گزیده ای از مجموعه اسناد و مدارک تدوین قانون اساسی در سال 1358 در فصل نامه «بهارستان» منتشر شد. از جمله اسناد منتشره طرح پیشنهادی حضرت آیت الله صافی گلپایگانی است.


   ایشان در ابتدای این طرح با اشاره به این که  «آن چه به عنوان قانون اساسي تدوين مي‌گردد؛ بايد بر اساس اصول و ضوابط كلي و جهان بيني اسلام، و معرف نظر اسلام به حيات و سياست و اقتصاد و اجتماع و عقيده و اخلاق باشد.» ، افراد را از دخالت دادن گرایش های خود به مکاتب شرق و غرب در تدوین قانون اساسی برحذر داشتند و افزودند:


   « به عقيده مسلمانان،‌ و به گواهي تاريخ و حكومت پيغمبر اكرم (ص)و اميرالمؤمنين علی (ع) نظام اسلام يگانه نظامي است كه از هر جهت كامل و انقلابي،‌ و پيشرو و حافظ حقوق و ارزش‌هاي متعالي انسان است، نظامي است كه در آن حاكم و محكوم علي‌السواء‌ و برابرند، در آن استكبار و استعلاء‌،‌ و گردن‌كشي و برتري‌جويي و برتري‌فروشي نيست. نظام مدينه پيغمبر و كوفه علي و خانه محقر و بي‌اثاث و لباس وصله‌دار آن‌ها است. نظامي است كه روش سلمانش در استان‌داري مداين سرمشق استان‌داران و ابوذرش در موقف اعتراض و انتقاد از انحرافات حكومت رهبر آزادانديشان و معترضان است. مواد قانون اساسي اين نظام بايد معرف اين نظام و نقطه نظرهاي اسلام و استقلال نظام اسلام و امتيازات آن بر نظامات ديگر باشد.»


   سپس مهم ترین مواردی را که باید در قانون اساسی مراعات کرد، به شرح ذیل برشمردند:

 


برخیزید ای شهیدان راه خدا
یادداشت

 

                            

                                                 12 بهمن و خاطره شیرین «سرود شهید» *

    «ایام الله» دهه فجر، یادآور خاطرات پرشور و صحنه‌های فراموش ناشدنی است، و در این میان ورود حضرت امام به ایران و حضور در بهشت زهرا و سخنرانی تاریخی در کنار تربت شهیدان از فرازهای حساس آن است، آنچه ملاحظه می‌کنید خاطرات نوجوانی 15 ساله است که افتخار حضور در گروه سرود را پیدا کرده بود تا در قطعه 17 بهشت زهرا همزمان با ورود رهبر محبوب انقلاب، حضرت امام خمینی به میهن «سرود اشکبار شهید» را با دوستانش سر دهد و خطاب به شهیدان گلگون کفن بگوید:

                                «برخیزید رهبر آمد کنون در کنارتان     ‌تا سازد غرق در بوسه خاک مزارتان»

 قلب‌ها همه می‌تپید، همه منتظر بودند،... 


مجموع خبرها 10 (2 صفحه | درهر صفحه 5)
[ 1 | 2 ]
مطالب قبلی
Wednesday, November 06
· احیای اصل «امر به معروف و نهی از منکر»
Sunday, June 02
· آیا انقلاب پیروز شده است؟
Wednesday, February 27
· رفع یک ابهام
Tuesday, February 14
· آیت الله صافی گلپایگانی و ارکان قانون اساسی
Tuesday, February 01
· برخیزید ای شهیدان راه خدا

تالیفات

 

دریافت فایل(pdf)

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

   

دریافت فایل(pdf)  

   

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf) 

 

 دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

 

دریافت فایل(pdf)

Image result for ‫حقوق شهروندی در اندیشه اسلامی‬‎

Image result for ‫مبانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شده‬‎

Image result for ‫فرمانبرداری و نافرمانی مدنی منتشر شد‬‎